X
تبلیغات
www.ahhf.blogfa.com
نگاهي کوتاه به شهرستان زنجان

زنجان بزرگ ترين و مهم ترين شهرستان استان زنجان به شمار مي آيد که مرکز استان را در بر گرفته است. اين منطقه از کوه ها و رودخانه هاي متعددي برخوردار است که سبب پيدايش جاذبه هاي طبيعي زيادي در اين منطقه شده است. ديرينگي و قدمت ناحيه زنجان بر اساس مطالعات انجام شده به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مي رسد. بعضي از تاريخ‌ نگاران، شهر زنجان را با شهر "آگانزانا" كه بطلميوس از آن نام برده است، يكي دانسته‌ اند. جاذبه‌هاي تاريخي متعددي که در اين منطقه وجود دارند؛ بهترين گواه قدمت و پيشينه تاريخي با ارزش اين خطه از استان زنجان است. شهرستان زنجان علاوه بر اين که مهم‌ترين منطقه استان زنجان به شمار مي آيد، در زمينه جاذبه هاي طبيعي و تاريخي نيز از مناطق قابل توجه استان و ايران است. زنجان از نظر امکانات و تاسيسات مناسب از ديگر شهرستان هاي استان وضعيت بهتري دارد و از اقامتگاه ها و رستوران هاي نسبتاً مناسبي برخوردار است. جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان به دو دسته طبيعي و تاريخي تقسيم مي شوند. رودخانه‌هاي قزل‌اوزن و زنجان‌رود، درياچه‌سد تهم، آبشار‌شارشار، چشمه معدني وننق زنجان، چشمه آب گرم ابدال، غار گلجيک، روستاي حمزه لو و مرد نمکي از جمله جاذبه هاي طبيعي شهرستان زنجان هستند. شهرستان زنجان از مکان هاي تاريخي زيادي برخوردار است که مسجد جامع زنجان يا مسجدسيد، مسجدخانم، مسجدميرزايي، مسجد قلابر، مسجد عباسقلي خان، مسجد چهل ستون، مسجد آقا شيخ فتح الله، مسجد و مدرسه ملا، بناي مسجد و گرمابه حسينيه اعظم، گرمابه حسينيه اعظم، گرمابه حاج داداش، گرمابه مير بها، گرمابه قيصريه، بقعه امام زاده سيد ابراهيم (ع)، امامزاده ام البنين، آرامگاه ميرزا ابوالقاسم، كاروان سراي نيک پي، کاروان سراي سنگي، كاروان سراي قره بلاغ، سراي دخان، قلعه يا حصار زنجان، قلعه قمچي، قلعه قلاير، پل مير بهاءالدين، پل سردار، پل حاج سيد محمد، مجموعه بازار زنجان، بناي رختشوي خانه، عمارت و باغ معين، عمارت ذوالفقاري و عمارت دارايي برخي از مکان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان هستند.
صنايع و معادن
زنجان در زمينه صنايع داراي رونق نسبي است. صنايع اين شهرستان به دو دسته كارخانه اي و دستي تقسيم مي شوند. گذشته زمين شناسي و توپوگرافي سخت منطقه زنجان، باعث وجود معادن زيادي در اين خطه از کشور شده است. تحقيقات زمين شناسي، وجود معادن متنوع از جمله سرب، مس، طلا، آهن، منگنز، سيليس، زاج، تالک، فلدسپات، كائولن، دولوميت، آهن و زغال سنگ را در اين منطقه ثابت كرده است. معادن فلدسپات، كائولن، آهک، گچ و سنگ كه در منطقه عبدل آباد وجود دارند، به صورت نيمه صنعتي مورد بهره برداري قرار مي گيرند. هم‌چنين ساخت انواع چاقو، قند شکن، قاشق، انواع ظروف مسي و مليله کاري، برخي از صنايع فلزي دستي و با اهميت شهرستان زنجان هستند. ‌زنجان از مناطقي است‌ که‌ چاقوسازي به‌ گونه‌ اي گسترده‌ درآن رواج دارد و کارگاه هاي متعدد چاقوسازي در بازار زنجان، توجه هر تازه واردي را جلب كند. مواد اوليه اين کارگاه ها را بيش تر فولاد، فيبر (پلاستيک)، ورشو، صدف شاخ‌ گوزن‌، سيم و... تشکيل مي‌ دهند و ابزار کار نيز شامل‌ کوره‌، گيره آهنگري، ميز کار، چکش،‌ سندان، دريل‌ برقي و دستي، قيچي آهن‌ بر دستي و ثابت‌ چرخ سمباده‌ برقي و... است‌. استادکاران زنجاني با مشقت فراوان ساعت ها در مقابل کوره هاي آتش مي ايستند و حاصل زحمتشان در نهايت انواع چاقو، کارد آشپزخانه،‌ کارد‌ شکاري‌، گزليک، قندشکن و قيچي است که به بازار عرضه مي شوند. مليله سازي كه داراي شهرت جهاني بوده و از قدمت بسيار زيادي برخوردار است يكي ديگر از صنايع ظريف، با ارزش و گران قيمت شهرستان زنجان محسوب مي شود كه در سفرنامه هاي مختلف از اين صنعت ياد شده است. فرد‌ريچارد مستشرق اروپايي كه از منطقه زنجان عبور كرده در نوشته هاي خود آورده است: "... در جاده تبريز، شهر سلطانيه را با آن مسجد و گنبد مشهورش مي ‌توان از چند مايلي مشاهده كرد. بعد از آن شهر زنجان كه شهر كوچک و ويراني است قرار دارد. نقره و مليله ‌كاري اين شهر پرزرق و برق است. اين نوع كار مورد پسند ايرانيان متجدد است كه از نازک ‌كاري زياده از حد و صنايع مزين و آراسته طرفداري مي ‌كنند..."
کشاورزي و دام داري
زنجان از گذشته هاي دور در زمينه کشاورزي و باغ داري داراي اهميت بوده است. با وجود جنگ ها و شورش هاي محلي، آباداني و فراواني نعمت هاي باغي و کشاورزي اين خطه در تمام سفرنامه ها و کتاب هايي که نگاهي به زنجان داشته اند، يادآوري شده است. وجود زمين هاي مناسب و آب رودخانه هاي متعدد که بيش تر از زيرشاخه هاي قزل اوزن هستند همراه با همت و سختکوشي مردم منطقه سبب شده است كه كشاورزي در اين شهرستان به صورت سنتي و نيمه صنعتي رواج داشته باشد. کشاورزي در اين ناحيه بيش تر به صورت ديمي انجام مي گيرد و آب مورد نياز آن از رودها، چشمه ها، كاريزها و چاه هاي نيمه ژرف تامين مي شود، البته در کناره رودخانه ها و باغ ها، کشت آبي نيز رواج دارد. انواع محصولات غله اي از قبيل گندم و جو، بنشن از قبيل نخود، لوبيا، عدس، ماش و انواع حبوبات، تره بار از قبيل انواع سبزي، گوجه، کاهو و کدو، صيفي جات از قبيل خيار و هندوانه و محصولات باغي از قبيل انواع انگور، گردو، بادام، سيب، هلو، شليل و پسته در اين شهرستان توليد و به ساير مناطق صادر مي شود. به طور كلي شهرستان زنجان يكي از مراكزعمده و مهم توليد غلات کشور به حساب مي آيد. اين منطقه هم‌چنين از نظر دام‌داري نيز بسيار فعال بوده و بيش تر توليدات آن جنبه صادراتي دارند. دام‌داري در اين شهرستان به دو شيوه سنتي و صنعتي رايج بوده و واحدهاي دام‌داري و مرغ‌داري و پرورش طيور زيادي در آن ديده مي شود که علاوه بر مصرف اهالي، نياز شهرهاي بزرگي چون تهران را نيز مرتفع مي كنند. دام‌داري سنتي و بومي نيز در روستاهاي اطراف رايج است که نقش به سزايي در تامين اقتصاد منطقه دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
منطقه زنجان از گذشته دور و به دليل قرار گرفتن بر سر راه تجاري ري قديم به آذربايجان داراي اهميت بوده است. قديمى ترين نامى كه به اين منطقه اطلاق شده، زنديگان به معناى اهل كتاب زند (معروف ترين كتاب آيين زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است كه در دوره ساسانيان بر اين منطقه گذاشته شده است. نطفه اصلي اين منطقه از شهر زنجان آغاز شده و در کتاب هاي تاريخي و سفرنامه جهانگردان، پژوهشگران و سفيران سياسي کشورهاي مختلف بارها از اين منطقه ياد شده است. حمدالله مستوفي در "نزهه القلوب" درباره زنجان چنين آورده است "... زنجان از اقليم چهارم است... اردشير بابكان آن را ساخت و "شهين" خواند و دور و باروش ده هزار گام است در فترت مغول خراب شد. هوايش سرد است و آبش از رودخانه‌اي كه به آن شهر منسوب است و از حدود سلطانيه برمي ‌خيزد و در سفيدرود مي ‌ريزد و از قنوات ارتفاعات آن جا اكثر غله بود و در رودخانه جاليز و برنج نيز كارند، اما در آن شهر و ولايتش ميوه نيست و از طارمين آوردند..." ياقوت حموي که در قرن هفتم هجري قمري مي زيسته است در "معجم البلدان" درباره زنجان چنين آورده است "... زنجان به فتح اول و سكون ثاني شهر بزرگ و مشهوري است از نواحي جبال كه بين آذربايجان و ديگر شهرهاي جبال واقع شده است. نزديک قزوين و ابهر است. عجم آن را به فتح (گاف) زنگان گويند. از اين شهر مردماني از اهل علم و ادب و حديث برخاسته ‌اند. در سنه 24 هجري قمري به زمان عثمان بن عفاف (براء ين عازب) را ولايت ري داد و او در ابهر جنگيد و آ ن جا را فتح كرد و بعد قزوين را گشود و سپس متوجه زنجان شد و آن را با قهر و غلبه فتح كرد..." در كتاب "حدودالعالم من المشرق الي المغرب" که در قرن چهارم هجري قمري تاليف شده، درباره زنجان چنين آمده است ".. زنگان شهري است با نعمت بسيار و مردماني آهسته..."
ديرينگي و قدمت زنجان بر اساس مطالعات انجام شده به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مربوط مي رسد. وجود نظرهاي گوناگون درباره قدمت و تاريخ اين منطقه اظهار نظر نهايي در مورد تاريخ اسکان در اين منطقه را با دشواري روبه رو كرده است. دانشمندان با استناد به وجود محوطه‌هاي تاريخي در گاوازنگ، قره تپه، منجوق تپه و قبرستان‌هاي محوطه مذكور به فاصله هاي 4، 6 و10 كيلومتري شهر فعلي، موجوديت شهر زنجان را در اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد تأييد مي كنند. آنچه مسلم است اين که موجوديت شهري زنجان در دروه ساسانيان تاييد شده است. با گسترش شهر زنجان و ايجاد بخش ها، روستاها و دهستان هاي بسيار در اطراف آن، اين منطقه از نظر تقسيمات کشوري به شهرستان تبديل شد.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان زنجان از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 25 دقيقه تا 48 درجه و 54 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 27 دقيقه تا 37 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي واقع شده و مرکز آن نيز در موقعيت 48 درجه و 28 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 40 دقيقه پهناي شمالي و ارتفاع 1650 متر از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان ازسمت شمال به شهرستان هاي ميانه و خلخال (در استان آذربايجان خاوري) و اردبيل، از باختر به شهرستان هاي طارم و ابهر، از جنوب به شهرستان خدابنده و از باختر به شهرستان ماه نشان در محدوده استان زنجان محدود مي شود. براساس سرشماري سراسري سال 1375 شهرستان زنجان 386،006 نفر جمعيت داشته که از اين تعداد 286،295 نفر در مرکز آن ساکن بوده اند. شهرستان زنجان بر اساس آخرين آمار تقسيمات کشوري در آبان ماه سال 1381 داراي دو بخش مرکزي و زنجان رود و 11 دهستان به نام هاي بوغداکندي، بناب، تهم، زنجان رود بالا، زنجان رود پايين، قره پشتلوي پايين، قره پشتلوي بالا، قلتون، معجزات، چايپاره بالا و چايپاره پايين و همچنين دو شهر به نام هاي زنجان و نيک پي است. شهرستان زنجان از راه‌هاي درجه يک و بسيار خوبي برخوردار است که عبارتند از: راه درجه يک اصلي زنجان - تهران به درازاي 319 كيلومتر به سوي شمال باختري، راه درجه يک اصلي زنجان - تبريز به درازاي 241 كيلومتر به سوي جنوب باختري و راه درجه يک فرعي تا شهر رودبار به سوي شمال خاوري. علاوه بر اين ها راه آهن تهران - تبريز که از شهر زنجان عبور مي كند، از کيفيت مطلوبي برخوردار است. هم چنين در مرکز اين شهر و در کنار منطقه حفاظت شده سرخ آباد فرودگاه کوچکي نيز داير شده است.


طبيعت درشهرستان زنجان

منابع تامين آب آشاميدني و کشاورزي منطقه را آب هاي سطحي و زيرزميني تشكيل مي دهند. از اين ميان رودخانه هاي متعدد جاري در شهرستان زنجان بخش عمده اي از منابع آبي آن را تشکيل مي دهند. رودخانه هاي آب بر، آق زوج چاي، اوزون دره، اوزون دره گوجه قيه، بيوک چاي، تلخه رود، زنجان رود، سارمساقلو، سُهرين، قره جريان، ميرجان سويي و سفيدرود يا قزل اوزن از جمله رودخانه هايي هستند که يا از کوه هاي اطراف شهرستان زنجان سرچشمه گرفته و در اين منطقه جاري مي شوند و يا از کوه هاي اطراف استان سرچشمه گرفته و از اين منطقه عبور مي كنند
رودخانه سفيد رود يا قزل اوزن زنجان
رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهميت اقتصادي بالايي که دارد به دليل پرآبي، زيبايي و طولاني بودن مسير خود يکي از مهم ترين روخانه هاي زنجان است كه در زمينه جاذبه هاي گردشگري نيز اهميت زيادي دارد. به برکت آب فراوان باغ هاي زيبا و سرسبز بسياري در مسير اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسيار زيبايي به حومه شهر زنجان داده است به طوري كه در تمام سفرنامه هاي جهانگردان و مستشرقين از اين رودخانه و زيبايي و سرسبزي مناطق اطراف آن ياد شده است. مسير رودخانه قزل اوزن يکي از مهم ترين گردش‌گاه هاي اهالي زنجان و مناطق اطراف آن يکي از باصفاترين استراحتگاه هاي مسافران مسير شمال باختر کشور است. سفيدرود يا قزل اوزن يکي از مهم ترين، بزرگ ترين و مشهورترين رودخانه هاي ايران و يک رود دايمي به درازاي 765 کيلومتر و شيب متوسط 3/0 درصد است که از آبخيزهاي 30 كيلومتري شمال باختري سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه مي گيرد. ارتفاع سرچشمه اين رودخانه 2300 متر و ارتفاع ريزشگاه آن 25- متر است. اين رودخانه در ابتداي سرچشمه خود چم هانه گلان نام داشته و مسير حرکت آن شمالي است. پس از طي كردن حدود 10 کيلومتر و مخلوط شدن با چندين رودخانه و ريزابه، به نام هاي خنجره، گومرش و چم بناسوره، با نام جديد قزل اوزن به سمت شمال خاوري متوجه مي شود. به طور کلي سفيدرود يا قزل اوزن از استان هاي کردستان، زنجان، آذربايجان خاوري و گيلان عبور مي كند.
رودخانه قزل اوزن در مسير خود ضمن مخلوط شدن با ريزابه هاي بسيار با پيچ و خم هاي متعدد از شهرستان سنندج خارج شده و به دهستان نجف آباد در محدوده شهرستان بيجار وارد مي شود. پس از عبور از اين دهستان در روستاي زرده کمر با چم زر مخلوط مي شود. در روستاهاي قاسم آباد و علي آباد با رودخانه هاي يول کشتي و شوراب درهم آميخته و متوجه خاور مي شود. اين رودخانه پس از پيمودن مسيري نسبتاً طولاني با خروج از شهرستان بيجار وارد محدوده شهرستان خدابنده (قيدار) مي شود. در شهرستان خدابنده از دهستان قشلاقات افشارعبور مي كند و با ريزابه هاي بسياري از جمله شور، چسب و تلوار مخلوط شده و به روستاي محمدآباد وارد مي شود. در اين روستا تغيير مسير داده و به سمت شمال منحرف مي شود. پس از دور زدن کوه شينه داغ و مخلوط شدن با رودخانه خوزان راه اتومبيل‌ رو زنجان - بيجار را قطع كرده، با رودخانه خويين مخلوط شده و رو به سوي شمال باختري به دهستان انگوران در محدوده شهرستان زنجان وارد مي شود. در اين ناحيه با رودخانه هاي لجام گير و انگوران چاي درهم آميخته و پس از آن وارد شهرستان ماه نشان مي شود.
اين رودخانه پس از وارد شدن به ماه نشان از مرکز اين شهرستان عبور كرده و با رودخانه هاي دربند، قلعه چاي و تلخه رود در هم آميخته و به دهستان چايپاره وارد مي شود. در اين دهستان ابتدا با زنجان چاي و سپس با آجي چاي مخلوط شده و به شهرستان ميانه از محدوده استان آذربايجان خاوري وارد مي شود. در اين قسمت مسيري را به موازات خط آهن تهران - تبريز مي پيمايد و در ايستگاه پل دختر وارد دره قافلانکوه مي شود. در ادامه مسير خود از چندين روستا در استان آذربايجان خاوري عبور مي كند و با رودخانه گرمي و آرپاچاي در شهرستان خلخال (در محدوده استان اردبيل) مخلوط مي شود. با ورود به دهستان خورش رستم با رودخانه كندرچو و شاهرود مخلوط شده و به محدوده شهرستان طارم وارد مي شود. در اين شهرستان با رودخانه هاي آب بر، آب لار، آق روي چاي و لوان چاي مخلوط مي شود و در نهايت به درياچه سد سفيد رود مي ريزد. قزل اوزن پس از مخلوط شدن با رودخانه شاهرود به سفيد رود تغيير نام داده، رو به سوي شمال خاوري جريان يافته و وارد محدوده شهرستان رودبار مي شود. در اين منطقه با ريزابه هاي متعدد بزرگ و کوچک درهم آميخته و پس از عبور از دهستان رستم آباد به دهستان سنگر در محدوده شهرستان رشت وارد شده و کم کم پهنه بستر آن گسترده تر مي شود. رودخانه سفيد رود در اين منطقه روستاهاي زيادي را مشروب ساخته و به دشت گيلان كه از آبرفت‌هاي همين رودخانه پديد آمده است، وارد مي شود.
وسعت دلتاي سفيدرود که بيش از 1250 كيلومتر مربع است، از دشت گيلان آغاز مي ‌شود و نخستين شاخه آن كه خمام‌ رود نام دارد در همين منطقه از آن جدا مي شود. سفيد رود در دلتاي خود به سوي شمال جريان مي ‌يابد و در روستاي پاشاكي با ديسوم‌ رود مخلوط شده و به دهستان كوچصفهان وارد مي ‌شود. در همين محل شاخه ديگري كه نورود نام دارد از آن منشعب شده و به سوي آستانه اشرفيه روان مي ‌شود. در اين شهر تغيير جهت داده و با چند پيچ و تاب به سوي شمال رهسپار مي ‌شود و سرانجام در شمال منطقه كياشهر به درياي خزر مي ريزد. همجواري كناره هاي رودخانه قزل اوزن با جاده اصلي تهران - تبريز زمينه استفاده گردش‌گاهي از اين رودخانه را افزايش داده است و همچنين عبور اين رودخانه بزرگ و زيبا از چندين استان و ده ها شهر، بخش، دهستان و روستا سبب رونق و آباداني مناطق عبوري آن شده است و معمولا به عنوان گردش‌گاه اهالي از آن ها استفاده مي شود. رودخانه قزل اوزن نه تنها برکت و آباداني را به استان زنجان هديه کرده، بلکه كشتزارها و باغ هاي سرسبز كناره هاي آن جلوه بسيار زيبايي را در طول چهار فصل به نمايش مي گذارند و دوستداران طبيعت را به سوي خود جذب مي كنند. همين امر بر ارزش هاي توريستي رودخانه قزل اوزن در کنار ارزش هاي اقتصادي آن تاكيد مي كند.
آبشار شارشارزنجان
آبشار شارشار تنها آبشار شناخته شده در سطح شهرستان است که در منطقه تهم، در شمال باختري شهر زنجان واقع شده است. اين آبشار كه به طرز بسيار زيبايي در ميان سنگ هاي صخره اي قرار گرفته است، حدود 5 کيلومتر با درياچه مصنوعي سد تهم فاصله دارد و دسترسي به آن با يک کوهنوردي يک ساعته امکان پذير است.
چشمه معدني وننق زنجان
چشمه آب معدني وننق در محدوده شهرستان زنجان و حدود 21 كيلومتري جاده زنجان - ميانه در روستاي وننق واقع شده است. مسير دسترسي به اين چشمه زيبا كه بر فراز تپه اي به ارتفاع 200 متر قرار گرفته است از ميان كشتزارها و تپه هاي متعدد مي گذرد. اين چشمه دو مظهر دارد كه مظهر اول حوضچه اي كم عمق با درازاي دو متر و پهناي يک متر و آبدهي حدود 7 ليتر در دقيقه است. آب اين حوضچه از شمال باختري آن خارج شده و در مجراي باريكي سرازير مي شود. مظهر دوم يك حوضچه مربع شكل به ابعاد 5/2 متر و عمق حدود يك متر است كه اطراف آن را سنگ چين كرده اند. بررسي و آزمايش آب دو چشمه نشان مي دهد كه آب آن ها در رديف آب هاي معدني سولفاته كلسيک گرم است.
چشمه آب گرم ابدال زنجان
چشمه آب گرم روستاي ابدال در جنوب باختري جاده زنجان - تبريز و در محدوده شهرستان زنجان واقع شده است. اين چشمه كه در ارتفاعات ابدال قرار گرفته، داراي خاصيت هاي درماني و دارويي است و مورد استقبال اهالي و مسافرين عبوري منطقه قرار مي گيرد.


مساجد و مدارس مذهبي درشهرستان زنجان

مسجد جامع زنجان يا مسجد سيد
مسجد و مدرسه جامع زنجان معروف به مسجد سيد در قرن سيزدهم هجري قمري (سال 1242) در دوره قاجاريه توسط يکي از پسران فتحعلي شاه قاجار به نام عبدالله ميرزا دارا ساخته شد. اين مسجد كه در قلب بافت قديمي شهر و در مکان مناسبي از نظر دسترسي قرار گرفته است، از سمت باختر با بازار قيصريه، از سمت خاور با كوچه مسجد سيد و از سوي شمال با خيابان امام خميني و سبزه ميدان درارتباط است. اين مسجد در دوره زندگاني باني آن به نام هاي مسجد دارا، مسجد سيد، مسجد سلطاني و مسجد جمعه نيز خوانده مي شده است.
اين مجموعه تاريخي كه در شمار بزرگ ترين و زيباترين مساجد و مدارس ديني زنجان است، يكي از بناهاي ارزشمند ساخته شده بر اساس طرح مساجد چهار ايواني مي باشد. ايوان هاي چهارگانه اي كه در چهار ضلع مسجد به شکل قرينه قرار گرفته اند، بيش تر از هر چيزي در صحن مسجد، خودنمايي مي كند. صحن اين مسجد مانند ساير مساجد چهار ايواني، به شكل مربع مستطيل است و 48 متر طول و 36 متر عرض دارد.
در گذشته وسط صحن مسجد يک واحد حوضي بوده که گرداگرد آن را به استثناي جلوي حجرات و شبستان‌ها، باغچه‌هاي پرگل و گياه پوشانده بود كه بعدها به دلايل نامعقولي از بين رفته است. در ايوان هاي خاوري و باختري 16 حجره به طور قرينه و در جبهه شمالي نيز 6 واحد حجره جهت طلاب علوم ديني قرار ساخته شده است. در سطوح ايوان هاي شمالي و جنوبي تزييناتي مانند خط بنايي، کاشي معقلي و نگاره هاي گياهي با تکنيک کاشي هفت رنگ، به سبک هنري دوره قاجار و بيش تر با استفاده از رنگ هاي سياه و زرد به چشم مي خورد.
شبستان گنبد دار فضايي به عرض 90/7 متر و طول 50/8 متراست که بدون واسطه در پشت ايوان جنوبي قرار گرفته و از جهت باختري و خاوري با شبستان ‌هاي طرفين و از طرف شمالي با ايوان جنوبي در ارتباط است. بر فراز اين شبستان، گنبد عظيمي بر جرزهاي سنگين به ضخامت 30/2 متر استوار گرديده است. گنبد اين مسجد كه از نوع دو جداره بوده و با كاشي ‌هاي فيروزه ‌اي پوشانده شده، از گنبدهايي است که بدون گوشواره و ترنبه بر روي جرزهاي چهارگانه ضخيم نشسته است. سوره مباركه الدهر با خط ثلث بر روي اين گنبد نقش بسته و بر زيبايي آن افزوده است. در نوک بناي گنبد، علامتي از برنز به شكل گوي وجود دارد.
مسجد خانم زنجان
بناي مسجد خانم که به دوره قاجاريه تعلق دارد در محله قديمي فخيم الدوله زنجان قرار گرفته است. اين مسجد كه فاقد گنبد و داراي 2 مناره بسيار زيبا است در سال 1323 هجري قمري و به خواست يکي از زنان مقتدر ايران بنام جميله خانم دختر حسين قلي خان نطام العداله (ذوالفقاري) ساخته شد. بناي مسجد مشتمل بر سردر ورودي با دو مناره کوتاه، صحن، شبستان تابستاني و زمستاني، حجره هاي متعدد و تزيينات کاشي‌کاري و گچ‌بري است. مناره هاي قطور و کوتاه با تزيين آجر کاشي و محرابي زيبا با تزيينات پرکار کاشي معقلي در صحن شبستان ستون دار، از ويژگي هاي خاص اين بنا است. تزيينات روي ايوان ها و مناره ها به سبک دوره قاجار و بيش تر با استفاده از رنگ هاي زرد، سياه، فيروزه اي و سفيد انجام شده است. اخيراً بر روي اين بناي مهم تاريخي مرمت ها و تعميراتي صورت گرفته است.
مسجد ميرزايي‌زنجان
مسجد ميرزايي معروف به مسجد چهار محرابه از قديمي ترين بناهاي مذهبي شهرستان زنجان است که در داخل شهر و در بازار پايين شهر زنجان (محله چاقوسازها) قرار گرفته است. بناي اصلي اين مسجد که از نوع چهل ستوني است، به دوران پس از حمله تيمور گورکاني و قرن نهم هجري قمري تعلق دارد. اين مسجد بعدها در اواسط دوره قاجار به فرمان ميرزا ابوالقاسم مجتهد معروف به ميرزا تجديد بنا شد و به نام مسجد ميرزايي معروف گرديد. مسجد ميرزايي از دو بخش قديم و جديد تشكيل شده که بخش نخست، به شبستان قديم معروف است و بخش دوم، مسجد جديدي است كه تقليد ناقصي از مسجد چهار ايواني را به نمايش مي گذارد. اين بخش از بين عناصر مسجد چهار ايواني، صحن مركزي، ايوان هاي چهارگانه، حجره هاي طلاب، وضوخانه و شبستان زنانه و مردانه را دارد.
شبستان مسجد به دو قسمت مردانه و زنانه تقسيم شده و در حد فاصل آن ها پنجره هاي اروسي كار گذاشته شده است. محراب در چشمه وسطي ضلع جنوبي جاي گرفته و در چشمه هاي ديگر نيز تكرار شده است. در نتيجه اين تكرارها در شبستان مردانه، 4 محراب پديد آمده است. بنا به قولي وجود چهار محراب در شبستان اصلي تاييد کننده حضور مذهب هاي چهارگانه (شافعي، حنبلي، مالکي و حنفي) در قرن نهم بوده و به قولي ديگر هدف از ايجاد اين محراب ها، تنها رعايت كامل اصل قرينه سازي بوده است. در هر حال به دليل وجود همين محراب ها اين مسجد به مسجد چهار محرابه نيز معروف است.
گرداگرد صحن مركزي مسجد را حجره ها و ايوان هاي چهارگانه به طور قرينه پوشانده اند كه تعداد آن ها جمعاً 14 واحد است و در سه طرف صحن قرار دارند. درگاهي هاي صحن با استفاده از كاشي هايي با رنگ هاي سفيد، مشكي، فيروزه اي، زرد و سبز در طرح هاي هندسي متنوع ساخته شده اند و طرفين ايوان هاي چهارگانه با كاشي هاي خشتي و طرح هاي اسليمي و هندسي زينت داده شده است. كاشي‌هاي اين مسجد متعلق به دوران قاجار تعلق است و شباهت زيادي به كاشي‌هاي مسجد جامع و مسجد خانم زنجان دارد. بر سردر ورودي مسجد نيز کتيبه اي به خط نستعليق قرار داده اند.
مسجد قلابرزنجان
مسجد تاريخي قلابر در روستايي به همين نام در 52 کيلومتري جنوب شهر زنجان واقع شده است. در کاوش هاي باستان شناسي، در دامنه هاي باختري ارتفاعات روستاي قلابر، مجموعه ارزشمندي به دست آمده که شامل يک مسجد و يک خانقاه يا قلعه است. طرح مسجد، مربع تقريباً کوچکي است که گرداگرد آن تا ارتفاع 5/1 متري از سنگ تراورتن ساخته شده و در منتهااليه آن کتيبه اي نصب شده است. محراب مسجد قلابر يکپارچه و سفيد رنگ است و به اسماء متبرکه جلاله و نام ائمه اطهارمزين شده است. در اين ميان نگاره هاي اسليمي زِيبا، به جلوه و جذابيت مسجد کمک شاياني كرده اند. از چگونگي شکل و ساخت سقف اين مسجد اطلاعات زيادي در دست نيست ولي احتمال داده مي شود، مسجد در گذشته داراي سقف گنبددار بوده است كه امروزه با تير چوبي بازسازي شده و به عنوان مسجد مردانه مورد استفاده اهالي قرار گرفته است.
مسجد عباسقلي خان زنجان
مسجد عباسقلي‌خان مسجدي با سبک چهل ستوني است که در محله قديمي عباسقلي خان و در ميان بافت تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است. اين مسجد، دو صحن و دو شبستان زيبا دارد و جالب توجه ترين تزيينات آن، کاشي کاري هاي زيباي محراب با طرح هندسي است. احتمال داده مي شود تاريخي که بر روي بدنه ضلع شمالي شبستان مرکزي نقش شده است(1307 هجري شمسي)، تاريخ ساخت مسجد باشد. مسجد عباسقلي‌خان با شماره ثبت 2374 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است.
مسجد چهل ستون زنجان
مسجد و مدرسه چهل ستون از مساجد معروف شهر زنجان است که در قرن سيزدهم هجري قمري (سال 1284) ساخته شده است. اين بنا در راسته بازار کفاش ها واقع شده و در گرداگرد صحن آن، حجره هايي جهت طلاب ديني وجود دارد.
مسجد آقا شيخ فتح الله زنجان
مسجد آقا شيخ فتح الله که در سال 1298 هجري قمري ساخته شده، در کوچه صندوق سازهاي شهر زنجان واقع شده و از نوع مساجد شبستاني است.
مسجد و مدرسه ملا زنجان
مسجد و مدرسه ملا يا وليعصر كه در حدود سال 1256 هجري قمري ساخته شده در راسته بازار حلاج ها، نبش ميدان انقلاب واقع گرديده و است. بناي اين مسجد كه جلوه خاصي به اين محله داده داراي يك گنبد زيباي فيروزه اي، صحني در ميان شبستان و حجراتي دو طبقه در اطراف آن است.
مسجد شيخ فياض زنجان
مسجد شيخ فياض، در انتهاي بازار پايين و در راسته چاقوسازها واقع شده است. اين مسجد يکي از مساجد قديمي شهر زنجان است که فاقد صحن بوده و مشتمل بر دو شبستان مرتبط به هم است.
مسجد حسينيه اعظم زنجان
در جنوبي ترين قسمت شهر زنجان و در بافت قديمي و سنتي آن، در محله سيد لر بنايي واقع شده است که مسجد و گرمابه حسينيه اعظم زنجان خوانده مي شود و از نظر مردم بسيار محترم داشته مي شود. اين بناي قديمي از يك مسجد در ضلع شمالي و يك گرمابه در ضلع جنوبي مسجد تشکيل شده است. کتيبه اي در قسمت قديمي اين بنا وجود دارد که تاريخ ساخت آن را 1261 هجري قمري نشان مي دهد


آرامگاه ها،امامزاده هاو زيارتگاهها درشهرستان زنجان

بقعه امام زاده سيد ابراهيم (ع) زنجان
بقعه امام زاده سيد ابراهيم يکي از بقعه هاي معتبر شهر زنجان است که در بازار اصلي شهر زنجان واقع شده و مورد علاقه و احترام فراوان اهالي زنجان است. پژوهشگران و علما درباره شجره اين امام زاده اختلاف نظر دارند. برخي از آن ها ايشان را از نوادگان امام موسي بن جعفر(ع) و برخي ديگر وي را از نوادگان حضرت امام علي (ع) مي دانند. بناي امام زاده در ابتداي ساخت به سبک چهار طاقي با پوشش گنبدي بوده است ولي در اين بقعه در سال هاي گذشته منطبق بر بناي قديمي نوسازي شده و در حال حاضر گنبد آن از نوع تک پوششه بوده و به وسيله چهارگوشواره بر جرزها استوار شده است. در حدفاصل گوشواره ها و گنبد نيز هشت نورگير کار گذاشته شده است. تزيينات داخل گنبد گره سازي و مقرنس کاري بوده و سوره مبارکه جمعه به خط ثلث بر آن نقش بسته است. ضريح نصب شده بر روي مزار از صنايع اصفهان است که در سال 1358 به اين مکان آورده شده و بر روي اين مزار نصب شده است. سر در ورودي سمت شمالي و مناره هاي دو طرف آن را مي توان قديمي ترين قسمت اين بقعه به حساب آورد.
امام زاده ام البنين زنجان
بقعه امام زاده ام البنين از بقعه هاي قديمي شهرستان زنجان است که در 30 کيلومتري جنوب خاوري شهر زنجان و در روستاي سلمان کندي قرار دارد. اين بنا مزار بزرگواراني چون امام زاده ام البنين، امام زاده حسن، امام زاده ابراهيم، امام زاده طاهر و امام زاده جعفر است. کتيبه اي از نوع سنگ هاي آهکي در اين بنا وجود دارد که تاريخ قرن هفتم هجري قمري (سال 615) را نشان مي دهد.


عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان زنجان

عمارت و باغ معين زنجان
باغ و عمارت تاريخي معين در ضلع جنوب باختري زنجان، در سمت مجاورت شمال رودخانه زنجان رود و در باختر پل سردار قرار دارد. اين بناي زيبا كه توسط يکي از متمولين شهر در دوره قاجاريه ساخته شد، از دو قسمت خانه و باغ تشکيل شده است. خانه مزبور در وسط باغ مشجري قرار گرفته و سرستون هاي منقوش از تزيينات مختلف و لمبه کوبي هاي زيباي سقف از شاخصه هاي مهم اين بنا است. در ميان اين باغ يک حوض نسبتاً وسيع قرار دارد که با چند جوي انشعابي آب را به قسمت هاي مختلف باغ هدايت مي کند.
عمارت ذوالفقاري زنجان
عمارت تاريخي ذوالفقاري در مركز بافت قديمي شهر زنجان واقع شده و معماري آن به اواخر دوره قاجاريه نسبت داده مي شود. پلان اين بنا ايراني و سبک ساختماني آن از بناهاي گوتيک اروپايي تقليد شده است. اين عمارت از ساختمان هاي بيروني، اندروني و اداري تشکيل يافته و نماي آن با آجرهاي قالبي و پيش بر تزيين شده است. بناي بيروني عمارت ذوالفقاري که از دو طبقه و يک سردابه تشکيل شده، جالب ترين قسمت آن است که در جريان احداث خيابان طالقاني، آسيب جدي ديده و بخشي از اهميت خود را از دست داده است. پيش از ساخت اين خيابان ساختمان هاي اندروني و بيروني و اداري عمارت ذوالفقاري از طريق شبکه ارتباطي طبقه هم کف و زيرزمين به يکديگر راه داشتند ولي اکنون اين قسمت تخريب شده است. طبقه هم کف كه در حال حاضر كاربرد اداري دارد، با دو ستون و سقف سرپوشيده به هشتي منتهي مي شود. طبقه دوم داراي دو راه پله است و تالارهاي پذيرايي، اتاق هاي خواب، اتاق هاي نشيمن و سرويس هاي بهداشتي را شامل مي شود.
هسته مركزي بناي عمارت ذوالفقاري به سبک چهار تاقي و با سقف گنبدي ساخته شده و سنگيني سقف را جرز و ديوارهاي باربر آن تحمل مي كنند. پوشش بيروني بام ساختمان شيرواني است كه البته تا زمان احداث بنا سابقه اي در اين شهر نداشت. در بالاي هسته مركزي بنا، نورگير زيبايي تعبيه شده كه به كلاه فرنگي معروف است. اين نورگير هشت ضلعي با روش گره سازي و به طرز زيبايي لمه كوبي شده است. از ميان هنرهاي استفاده شده در تزيينات داخل طبقه همكف بنا، مي توان به كاشي كاري هاي سبک دوره قاجار اشاره كرد كه طرح معروف نيلوفر آبي (لوتوس) با آن اجرا شده است. تزيينات نماي بنا بسيار جالب توجه است. قرينه سازي هاي آن از هنر ايراني و سبک ستون هاي آن از معماري قرن نوزدهم اروپا تاثير پذيرفته است. پنجره هاي بنا بيش تر دو لنگه هستند، حاشيه مشبک دارند و با شيشه هاي رنگين تقارن جالبي را در داخل اتاق ها به وجود آورده اند. اين عمارت با شماره 1852 به ثبت رسيده است.
عمارت دارايي زنجان
عمارت تاريخي دارايي که در اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي ساخته شد، بنا و باغ بزرگي به مساحت تقريبي 33000 هکتار دارد و در بافت قديمي و تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است. اين بنا از ابتداي ساخت کاربرد اداري و دولتي داشت و مدتي نيز اداره غله و انبار قند و شکر بود. ساختمان دارايي به شماره 2335 در فهرست آثار ملي ثبت شده است.


کاروانسراها،دروازه ها و بازارها درشهرستان زنجان

كاروان‌سراي نيک پي زنجان
کاروان‌سراي قديمي و زيباي نيک پي در روزگار برپايي خود اهميت و عظمت زيادي داشته است. اين کاروان‌سرا كه از نوع کاروان سراهاي 4 ايواني بوده و از آجرهاي قرمزرنگ ساخته شده، هم اکنون به شدت تخريب شده و تنها بخش کمي از آن باقي مانده است. در بيش تر سفرنامه هاي جهانگردان و مستشرقيني که از منطقه زنجان ديدن كرده اند، از کاروان سراي نيک پي نام برده شده و بيش تر آن ها در اين مکان اقامتي داشته اند که نشان از اهميت آن در روزگار برپايي خود دارد.
کاروان‌سراي سنگي
کاروان‌سراي سنگي که از نوع کاروان‌سراهاي برون شهري بوده، در قرن يازدهم هجري قمري، به دستور شاه عباس صفوي خارج از بافت قديم شهر زنجان ساخته شده است. اين بنا به دليل تغيير کاربري هم اکنون به عنوان سفره خانه سنتي مورد استفاده قرار مي گيرد. پلان اين كاروان‌سرا به سبک چهار ايواني است، حجره هاي آن در يک طبقه قرار گرفته‌اند و سقف‌ ها از نوع قوسي هستند. استفاده از سنگ به عنوان مصالح اصلي در ساخت كاروان‌سرا باعث شده است كه اين بنا با عنوان کاروان سراي سنگي و در زبان محاوره اي داش کاروان‌سرا معروف شود. اين بنا از لحاظ اين كه تنها بناي باقي مانده از کاروان سراهاي زنجان است داراي اهميت فراواني است. بناي کاروان‌سراي سنگي كه روبروي راه آهن شهرستان زنجان و در خيابان خيام اين شهر واقع شده، با شماره 2128 به ثبت رسيده است.
كاروان‌سراي قره بلاغ زنجان
كاروان‌سراي قديمي قره بلاغ که اکنون به علت تخريب کامل به صورت يک تپه تاريخي درآمده است،درخارج‌از‌شهر زنجان قرار گرفته و به نظر مي رسد که از نوع کاروان‌سراهاي چهار ايواني بوده باشد.
كاروان‌سراي دخان
سراي دخان در محله مسگرهاي بالا، به موازات بازار زنجان قرار گرفته و از نوع کاروانسراهاي درون شهري است. اين كاروان‌سرا که در اواخر دوره قاجاريه ساخته شده است، در دوره پهلوي با گرفتن امتياز از دولت وقت به مرکز توليد و توزيع توتون و تنباکو در ناحيه باختر ايران تبديل شد.
مجموعه بازار زنجان
مجموعه بازار زنجان كه يکي از مهم ترين و زيباترين مجموعه هاي تجاري سراسر استان است، در قلب بافت قديم و مشرف به دروازه قلتوق (دروازه جنوبي شهر زنجان) قرار دارد. ساخت بناي اصلي بازار زنجان در سال 1205 هجري قمري (دوره آقامحمد خان قاجار) آغاز شد و در سال 1213 هجري قمري (دوره فتحعلي شاه قاجار) به پايان رسيد. به مرور زمان كاروانسراها، گرمابه ها، مسجدها و راسته ها در اطراف اين بازار شكل گرفتند و آن را در اواخر دوره قاجاريه و مقارن با حکومت محمدعلي شاه قاجار به مجموعه كاملي تبديل كردند. مجموعه بازار زنجان در زميني به مساحت 15 هكتار ساخته شده كه 5 هكتار آن به فعاليت‌هاي اقتصادي، 7 هكتار آن به سكونت، يك هكتار آن به اماكن عام‌المنفعه و دو هكتار ديگر به شبكه ارتباطي اختصاص يافته است.
مجموعه بازار از گذشته هاي دور، محل مناسبي براي برخورد آرا و افكار اجتماعي بوده و همواره نقش ممتاز و برجسته اي در حفظ آداب و سنن ملي و مذهبي داشته است. اين بازار به طور کلي از دو قسمت بازار بالا و بازار پايين تشکيل شده است. در قسمت پايين بازار علاوه بر داد و ستد رايج و طبيعي، از طريق دو کاروانسرا، توليدات محلي و محصولات روستاها و قصبه هاي اطراف زنجان به فروش مي رسد که البته امروزه اين بازار به انبار کالاهاي وارداتي تبديل شده است. سراي ملک و سراي گلشن از جمله سراهاي موجود در اين بازار هستند که در سال 1345 هجري قمري بازسازي و مرمت شده اند. دو مسجد مهم آقا شيخ فياض و ميرزايي نيز در اين قسمت بازار قرار دارند.
تنوع توليد و عرضه كالا و خدمات جنبي و وابسته در قسمت بالاي بازار بيشتر است، از اين رو اين قسمت مهم ترين مركز اقتصادي و تجاري شهر به شمار مي آيد. اين بازار به هشت راسته زرگرها، بزازها، كفاش ها، سراج ها، كلاه دوزها، صندوق سازها، رنگرزها، ميوه فروش ها و جگرپزها تقسيم شده كه اين تقسيم بندي از نظر حفظ حقوق صنفي و كنترل قيمت كالاهاي عرضه شده داراي اهميت است. اين نكته نمايانگر افكار بلند طراحان و بانيان اين بازار مي باشد. پنج مسجد چهل ستون، آقا سيد فتح الله، جامع، حجت الاسلام و ملار در اين قسمت بازار واقع شده اند. کاروانسراهاي حاج علي قلي و سراي حاجي کربلايي (که حدود سال 1300 هجري قمري تکميل شده اند) نيز از جمله کاروانسراهاي موجود در بازار بالا هستند. مجموعه بازار زنجان 56 راه ورودي اصلي و فرعي به شبكه ارتباطي كل شهر دارد و با دارا بودن 940 باب مغازه جايگاه فعاليت ده ها نوع شغل است. بازار زنجان نه تنها از لحاظ تجاري بلکه از نظر معماري نيز داراي اهميت زيادي بوده و کاملاً از سبک معماري دوره قاجاريه پيروي كرده است. اين مجموعه با توجه به ويژگي‌ هاي معماري و هنري آن، پيوسته به عنوان يک كانون مهم تجاري، تاريخي، فرهنگي مورد توجه بازديدكنندگان شهر زنجان قرار گرفته است. اين بازار به علت ارزش‌هاي فرهنگي و قدمت تاريخي آن، با شماره 44/1 در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است.


بندهاو پلها درشهرستان زنجان

پل حاج سيد محمد زنجان
پل حاج سيد محمد که در جنوب خاوري حومه شهر زنجان واقع شده است، در دوره قاجاريه و به دستور سيد محمد (از روحانيون عصر مشروطيت در اواخر دوره قاجاريه) ساخته شد و به همين نام نيز شهرت يافت. اين پل که پل قره تپه نيز ناميده مي شود، در گذشته به دليل قرار گرفتن در مسير جاده عتبات داراي اهميت بوده است. پل حاج سيد محمد با الهام ازالگوهاي رايج معماري دوره قاجاريه ساخته شده و هم اکنون يکي از آثار تاريخي شهرستان زنجان به شمار مي آيد.
پل سردارزنجان
پل سردار در جنوب باختري حومه شهر زنجان، در ميان باغ ها و روي رودخانه زنجان رود بسته شده است و جاده زنجان بيجار از حاشيه آن مي گذرد. اين پل از بناهاي ساخته شده در دوره قاجاريه است و در گذشته به دليل هم‌جواري با دروازه شهر به پل قلتوق نيز معروف بوده است. پل سردار در اواخر دوره قاجاريه (سال 1333 هجري قمري) توسط سردار اسعدالدوله ذوالفقاري (سرکرده برخي از افواج ناحيه خمسه) ساخته شد. سبک معماري اين پل از شيوه معماري پل ها در دوره قاجارپيروي مي کند. به تازگي استانداري زنجان نسبت به ساخت تاسيسات مجتمع فرهنگي - تفريحي حاشيه زنجان رود در اين منطقه اقدام كرده است.
پل مير بهاءالدين زنجان
پل مير بهاءالدين، بزرگ ترين و قديمي ترين پل موجود در حومه جنوبي شهر زنجان است که در دوره قاجاريه، بر روي رودخانه زنجان رود ساخته شده است. اين پل که در فضاي طبيعي بسيار زيبايي قرار گرفته است، در ميان کشتزارهاي اطراف جلوه زيبايي دارد و مورد استفاده اهالي قرار مي گيرد. معماري اين پل به پيروي از تکنيک هاي دوره قاجار مطابق با الگوي پل سازي آن دوره با ترکيب طاق ها و پايه ساخته شده است. اين پل كه به پل کهنه و پل اژدهاتو نيز معروف بوده است در زمان ناصرالدين شاه قاجار (سال 1312 هجري قمري) توسط ميربهاءالدين زنجاني ساخته شده است.


حمام ها و آب انبارها درشهرستان زنجان

گرمابه حسينيه اعظم زنجان
گرمابه حسينيه اعظم يکي از بناهاي آجري و قديمي شهر زنجان است و سبک معماري دوره قاجاريه ساخته شده است. اين بنا در محله سيدلر، در جنوب شهر زنجان واقع شده و بر اساس کتيبه اي که به خط نستعليق، بر سر در ورودي آن نصب شده مي توان تاريخ نخستين مرمت آن را به سال 1292 هجري قمري نسبت داد. اين بناي آجري، در نماي داخلي خود از تزيينات ساده کادربندي در قسمت طاق ها برخوردار است.
گرمابه حاج داداش زنجان
گرمابه حاج داداش که هم اکنون به عنوان چايخانه سنتي از آن استفاده مي شود، در بازار پايين شهر زنجان جاي گرفته و در دوره قاجاريه ساخته شده است. فضاي اصلي اين گرمابه شامل هشتي، بينه، ميان در، گرمخانه و خلوتي است. زيباترين قسمت اين گرمابه فضاي بينه آن است كه در آن طاق اصلي بر روي چهار ستون سنگي با سرستون هاي مکعبي و بدنه مارپيچي قرار گرفته است. دسترسي به اين بنا از سوي بازار و از کوچه سيد لر که حسينيه اعظم در آن قرار گرفته، امکان پذير است.
گرمابه ميربها زنجان
گرمابه مير بها از بناهاي دوره قاجاريه است که در راسته بازار پايين، در بخش قديمي شهر زنجان قرار گرفته و كاملاً از سبک معماري دوره قاجار تبعيت كرده است.
گرمابه قيصريه زنجان
گرمابه قيصريه از بناهاي دوره قاجار است که در داخل شهر زنجان در بازار قيصريه قرار گرفته است.


قلعه ها،برجها و آتشکده ها درشهرستان زنجان

قلعه يا حصار زنجان
قلعه يا حصار شهر زنجان كه به قلعه زنجان نيز شهرت دارد، از آثار دوران سلجوقي بوده و از معروفيت زيادي برخوردار است. اين حصار در گذر زمان هاي مختلف آسيب هاي جدي ديده است. جدي ترين آسيبي که به اين قلعه وارد شد در فتنه مغول بود. در اين يورش قسمت بزرگي از اين حصار تخريب شد و تقريباً به کلي از بين رفت. بعدها در دوره صفويه به علت انطباق آن با نقشه طرح كلي شهر و هماهنگي با موانع طبيعي دفاعي كه داراي اهميت سوق الجيشي بود، دوباره منطبق بر مسير ديوار قبلي شهر بازسازي شد. برخي از قسمت هاي اين قلعه كه در بيش تر سفرنامه هاي قديمي از آن ياد شده است، هنوز پابرجاست و امروزه از آثار تاريخي شهر زنجان به شمار مي آيد.
قلعه قمچي زنجان
قلعه قمچي که در دهكده اركبين حدود 110 كيلومتري شهر زنجان واقع شده به 800 تا 900 سال پيش از ميلاد تعلق دارد و از قديمي ترين قلعه هاي موجود در استان است.
قلعه قلابر زنجان
قلعه قلابر در روستايي به همين نام در 52 کيلومتري جنوب شهر زنجان واقع شده است. در کاوش‌هاي باستان‌شناسي انجام شده در دامنه هاي باختري ارتفاعات روستاي قلابر، مجموعه ارزشمندي به دست آمده که شامل يک مسجد و يک خانقاه يا قلعه است. قلعه قلابر احتمالاً به دوره هاي باستاني تعلق دارد ولي اظهارنظر قطعي در مورد آن نيازمند اکتشافات و تحقيقات باستان شناسي است.


آرامگاه ها، امامزاده ها و زيارتگاهها درشهرستان زنجان

آرامگاه ميرزا ابوالقاسم زنجان
بناي آرامگاهي ميرزا ابوالقاسم که يکي از مجتهدين و روحانيون برجسته و طراز اول دوره ناصري بوده است، در دوره قاجاريه ساخته شده و در منتهي اليه سمت باختري شهر زنجان قرار دارد. بناي اين آرامگاه از دو قسمت تشكيل شده که قسمت اول آن را ايوان ورودي و اطاق هاي جانبي آن و قسمت دوم را شبستان تشکيل مي دهد.

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:11 |
نگاهي کوتاه به شهرستان يزد

شهرستان يزد اولين شهر خشت‌خام و دومين شهر تاريخي جهان است. اين شهرستان به دليل وجود جاذبه‌هاي شغلي، رفاهي و تمركز اداري پرجمعيت‌ترين شهرستان اين استان به شمار مي‌رود و با جمعيتي حدود چهارصدوپنجاه هزار نفر، تقريباً نيمي از كل جمعيت اين استان را تشكيل مي‌دهد. يزد شهر بادگير ها و نگين كوير چندين سده پيش از آمدن اسكندر مقدوني به ايران، ناحيه اي آباد و از اهميت نظامي، راه‌داري و بازرگاني برخوردار بود. در دوران ساسانيان، استخر بزرگ ترين كوره فارس بود و ناحيه يزد، بزرگ ترين منطقه استخر به شمار مي‌رفت. يزد هم‌اكنون از سوي شمال به شهرستان هاي ميبد و اردكان، از خاور به شهرستان هاي اردكان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابركوه و مهريز محدود مي شود. انواع صنايع ماشيني سنگين و صنايع سبك و دستي در اين منطقه رواج دارد. زبان‌شناسان نيم زبان‌هاي (لهجه‌هاي) جديد ايراني را به دو دسته باختري و خاوري تقسيم كرده‌اند. لهجه يزدي جزو نيم‌زبان‌هاي مركزي دسته باختري است كه در بخش باختري فلات ايران، تا حدود مرزهاي عراق رواج دارد.در بيش‌تر نيم‌زبان‌هاي مركزي از جمله لهجه شيرين يزدي، اثر آميختگي كم‌تري با زبان عربي ديده مي‌شود. زرتشتيان يزد به زبان نياكان خويش ـ زبان فارسي دري ـ سخن مي‌گويند. زبان زرتشتيان يزد به دليل پاره‌اي عوامل اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آميختگي بسيار با زبان فارسي پيدا كرده،‌ به طوري كه آهنگ ناتوان شدن و حتي، فراموش شدن آن روز به روز تندتر مي‌شود؛ ولي گونه زبان دري برخي از روستاهاي يزد از جمله روستاي «زين‌آباد» كه كم‌تر زير رخنه اين عوامل بوده، پاك‌تر و دست‌ نخورده‌تر از گونه دري شهرستان يزد باقي مانده است. فرش بافي، چاقو سازي، سبد بافي، سنگ تراشي، پارچه بافي، زيلو بافي، سراميك، سفال سازي، كرباس بافي، طلا و نقره كاري از مهم‌ترين صنايع دستي يزد به شمار مي‌روند.شهرستان يزد از ديدني‌هاي متعددي برخوردار است كه مجموعه امير چخماق، مسجد جامع كبير، زندان اسكندر، مجموعه حمام و بازارخان، خانه لاري‌ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت‌آباد، موزه آيينه و روشنايي، مجموعه تاريخي هشت، مسجد چهل محراب، مسجد يعقوبي، دخمه زرتشتيان، آب انبار شش بادگير، آتشكده زرتشتيان، مسجد ملا اسماعيل، خانقاه نعمت‌اللهي، خانه محمودي، بقعه سيد شمس‌الدين، مسجد ريگ، گنبد مصلي عتيق، بقعه شيخ احمد فهادان تنها برخي از آن‌ها به شمار مي‌روند.
يزد سرزمين قنات ها نيز است. در سي كيلومتري جنوب باختري شهر يزد، در دره‌اي به عرض تقريبي يك و نيم كيلومتر، شش رشته قنات به نام‌هاي «وقف‌آباد»، «رييس‌الديني»،«ميرزايي»،«روشن‌آباد»، «نهر خيلي» و «خواجه غياث» حفر شده كه عمق مادر چاه آن‌ها بين 28 تا 68 متر متفاوت است. آب اين قنات‌ها به شهرستان يزد و آبادي‌هاي «اهرستان»، «خيرآباد» و«عيش‌آباد»مي‌رسد. قنات ها نيز يكي از ديدني هاي مهم اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
شهرستان يزد از جاذبه‌هاي متعدد طبيعي و تاريخي برخوردار است و مجموعه‌ي آن‌ها همراه با مردم خونگرم و مهربان يزد سفري به ياد ماندي را به مهمانان اين خطه از ايران زمين نويد مي‌دهد. برخي از مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان يزد عبارتند از:
كويرهاي اطراف يزد آتشكده يزد , آرامگاه دوازده امام (دوره سلجوقي) , آرامگاه سيد ركن الدين يامدرسه ركنيه (سده 8 هـ . ق), آرامگاه شاه محمود , باغ دولت آباد , بناي مصلي ديگر يزد , پيرانگاها، مانند پيرن اركي : در جنوب يزد , دخمه زرتشتيان : كوي صفاييه, زيارتگاه درب مهرها , شهر اشك زر , شهر زارچ , گاهنبار خانه موبدان : يزد، كوچه دبستان دينياري, گنبد ‌شيخ جنيد (543 هـ . ق), گنبد عتيق (سده 8 هـ . ق), مدرسه خانقاه يا آرامگاه سيد شمس الدين (167 هـ . ق), مدرسه ضياييه (زندان اسكندر از 631 هـ . ق), مدرسه كماليه (720 هـ . ق), مدرسه و خانه حسينيان, مسجد جامع كبير (سده 6 هـ . ق), مسجد جامع كنوني (دوره آل مظفر), مسجد مير چقماق (سده 9 هـ . ق), مسجد بندرآباد(معروف به خانقاه شيخ تقي الدين دادا، از آثار اواخر سده 8 هـ . ق)
صنايع و معادن
يزد علاوه بر كارگاه هاي كوچك نساجي و شيريني سازي، داراي كارخانه هاي توليدي بزرگ و كوچك پشم ريسي، ‌پشم بافي، نخ بافي، فرآورده هاي نايلوني، ابريشم بافي، پتوبافي، تويلد فرش ماشيني و موكت، ميخ سازي، قند، بيسكويت، ملامين و پلاستيك، صنايع فلزي، توليد آرد، يخ سازي، نان ماشيني و ‌دستمال كاغذي است.
کشاورزي و دام داري
كشاورزي يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبي است و رونق چنداني ندارد، تنها تلاش كشاورزان اين ناحيه است، كه با بهره گيري از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزي را در محدوده اي اندك به ديگر بخش هاي اقتصادي پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده هاي كشاورزي يزد مي توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه اي، جاليز، زيره، گوجه فرنگي، ‌بادمجان و سردرختي به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دامپروري نيزبه روش سنتي و صنعتي رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادي ندارد. مردم آبادي هاي پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر مي پردازند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان يزد‌ در مركز استان يزد، در دره اي خشك و پهناور بين كوه هاي شيركوه و خرانق، ‌در 15 درجه و 53 دقيقه تا 40 درجه و 54 دقيقه درازاي خاوري و46 درجه و 31 دقيقه تا 15 درجه و 32 دقيقه پهناي شمالي واقع شده است. اين شهرستان از سوي شمال به شهرستان هاي ميبد و اردكان، از خاور به شهرستان هاي اردكان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابركوه و مهريز محدود مي شود. ميانگين بلندي شهرستان يزد از سطح دريا 1200 متراست. آب و هواي اين شهرستان بياباني و نيمه بياباني با تابستان هاي گرم و خشك و زمستان هاي سرد و خشك بوده ‌و باران ساليانه اندك است. هر چه از نقاط دشتي به كوه هاي پيرامون آن نزديك مي شويم، زمستان ها سردتر و بارندگي بيش تر و تابستان ها معتدل تر مي شود.
بر اساس سرشماري سال 1375جمعيت شهرستان يزد، 416569 نفر شامل 215850 نفر مرد و 200719 نفر زن بوده است. مردم يزد آريايي نژاد و از ايرانيان باستان هستند كه از آميختن با ساير نژادها مصون مانده‌اند. زبان مردم يزد فارسي است، كه به لهجه شيرين محلي سخن مي گويند. زرتشتيان شهر يزد نيز به زبان فارسي دري تكلم مي كنند. مردم شهر يزد مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند. اقليت هاي مذهبي زرتشتي، كليمي و مسيحي نيز در اين منطقه زندگي مي كنند. پيش از ورود مسلمانان به ايران، مردم استان يزد نيز مانند مردم ساير نقاط ايران زرتشتي بودند. با انقراض حكومت ساسانيان در نيمه نخست سده اول هـ.ق، مردم بيش‌تر نقاط ايران از جمله يزد نيز به دين اسلام گرويدند؛ ولي برخي از آنان با پرداخت جزيه، آيين خود را حفظ كردند و زرتشتي باقي ماندند. قريب به اتفاق مردم استان يزد، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند. از اقليت‌هاي مذهبي كه در اين منطقه زندگي مي‌كنند، مي‌توان از زرتشتيان، يهوديان و مسيحيان نام برد. يزدي ها مردماني پاك انديش و سخت كوش بوده و عيدهاي ملي و مذهبي چون جشن سده، نوروز، زادروز زرتشت و مهرگان برگزار مي کنند. مهم ترين راه هاي آسفالته اصلي به يزد عبارتند از :
- راه يزد – اردكان – نوگنبد، به درازاي 130 كيلومتر
- راه يزد – مهريز – شمس، به درازاي 110 كيلومتر
- راه يزد – تفت، به درازاي 18 كيلومتر
- راه دهشير – ابركوه، به درازاي 33 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
يزد‌ازكهن‌ترين مناطق ايران زمين است. يزدواژه‌اي باستاني است كه ريشه در «يشت yast »يا «يزت yazt» و «يسن yasn»به معناي ستايش، نيايش، پرستش، ايزد و ... دارد. يكي‌از فصول پنج‌گانه اوستا هم به يكي از اين نام‌ها يعني «يشت» خوانده شده است. در پاره‌اي از متون قديمي، يزد را «دارالعباد» يا «دارالعباده» نيز گفته‌اند.«احمد كاتب» مورخ يزدي قرن نهم هـ.ق نوشته است: «در سال 504 هـ.ق، ملك‌شاه سلجوقي حكومت يزد را به علاءالدوله كالنجار واگذار كرد و آن را دارالعباده ناميد.» در دوران هخامنشي و شايد بيش از آن «ايستاتيس» ناميده مي‌شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنوني، در 30 كيلومتري خاور شهر يزد بازمانده اين منطقه واقع شده اند. يزد، يعني آفريننده خوبي ها، پاكي ها و شهر خداست. نام گذاري اين شهر با واژه «يزش» به معناي ستايش و نيايش در زبان پارسي ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معني پاك، مقدس، فرخنده و هم‌چنين به معني ذات خدا در ارتباط است. يزد شهر بادگير ها و نگين كوير چندين سده پيش از آمدن اسكندر مقدوني به ايران، ناحيه اي آباد و از اهميت نظامي، راه‌داري و بازرگاني برخوردار بود. در دوران ساسانيان، استخر بزرگ ترين كوره فارس بود و ناحيه يزد، بزرگ ترين منطقه استخر به شمار مي رفت. يزد، در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان افتاد. با روي كار آمدن صفاريان سيستان، يزد جزو قلمرو يعقوب ليث شد و در دوره آل بويه به دست فخرالدوله ديلمي افتاد.
از سال 536 تا 718 هـ . ق، اتابكان يزد يا آل وردان، خانداني از امراي ديلمي از فرزندان وردان زور نام، كه خويشاوندان امراي اخير بني كاكويه بوده اند، بر اين ناحيه حكومت مي كردند. در زمان آل مظفر، حاكمان دوره تيموري و حكومت صفوي شهر يزد گسترش يافته و رو به آباداني نهاد. سده هاي 7 تا 11 هـ . ق را دوران شكوفايي، آبادي و پر از جمعيت يزد خوانده اند. دوراني كه در آن، آثار زيبا، مسجدهاي باشكوه، ‌مدرسه هاي بزرگ ومعماري اصيل شهري پديد آمد. در دوره زنديه، كريم خان زند مدت ها در باغ دولت آباد اين شهر، كه از بناهاي محمد تقي خان يزدي وهم زمان با شاهرخ ميرزاي افشار بود، به سر برد. در يورش افغان ها به ايران، مردم دلاور و آزاده يزد به رهبري ميرزا عنايت سلطان، با آنان جنگيدند. محمود افغان در گشودن يزد ناكام ماند و سرانجام يزد را راها كرده و اصفهان را گشود. اشرف افغان پس از محمود، ‌حدود 4 سال با عنايت سلطان و جنگجويان رشيد يزد جنگيد و با نيرنگ، بر او و يارانش پيروز شد و جز مومن خان و محمد تقي خان، همه را كشت. مومن خان، از سوي نادرشاه افشار به حكومت كرمان گمارده شد و محمد تقي خان و بازماندگانش تا اواخر دوران قاجار، گاه در سمت حاكم و گاه مستوفي يزد خدمت كردند.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان يزد

مسجد جامع کبير
اين مسجد يکي از باارزشترين ميراث تاريخي هنري و گنجينه اي ار معماري اسلامي است. باني ساختمان اصلي مسجد را علاء الدوله گرشاسب آل بويه – قرن ششم هجري – مي دانند ولي مسجد کنوني مربوط به آل مظفر و تيموريان قرن هشتم و نهم هجري است. از امتيازات هنري و معماري اين مسجد مي توان قدرت و استواري کاشيکاريهاي نفيس و جالب، سر در بلند، دو کتيبه نفيس يکي به خط کوفي و ديگري به خط ثلث بر روي کاشي لاجوردي معرق در کنار سر در باشکوه، دو مناره زيبا و تزئينات کاشي کاري شده ديوارهاي داخلي شبستان و زير گنبد و خارج گتبد را نام برد. ارتفاع مناره هاي آن حدود 48 متر و ارتفاع سر در آن در حدود 24 متر مي باشد.
مسجد ريگ
اين مسجد که کاروانسراي مخروبه بوده است، توسط امير معين الدين اشرف بنا گرديد. منار گلي مزين به کاشي با خطوط و نقوش مهندسي، قفسه اي چوبي در بالاي منار کتيبه خط ثلث بر کاشي معرق در سه طرف در، در کنده کاري دو لنگه اي کاشي هاي شش ظلعي فيروزه اي و آبي با حاشيه هاي سياه سفيد مرسوم قرن نهم هجري در بدنه محراب و طاقنماي محراب با گچکاري مقرنس از برجستگيهاي مهم اين مسجد به شمار مي رود.
مسجد ملا اسماعيل
اين مسجد بزرگ در جنوب ميدان خان قرار گرفته است و اثر همت والاي آخوند ملا اسماعيل عقدائي در سال 1222 مي باشد. اين مسجد مشتمل است به ايوان وسيع با دهنه 75/15 متر و شبستان با 32 ستون و گنبد هاي بسي عالي، نقش و نماي آجري درگاهها و گاهي تلفيق شده به کاشي و سنگ مکتوب در طرف چپ بالاي سر در بزرگ ورودي با مطالبي با خط نستعليق و سنگ لوحه هاي مختلف.
مسجد شاه طهماسب
اين مسجد در ميدان بعثت واقع بوده است. باني بناي قديمي آن بيگم دختر شاه طهماسب صفوي است که به همسري نور الدين مير ميران از خاندان شاه نعمت الله در آمد، از بناي قديم آن چيزي باقي نمانده مگر دو سنگ مرمر يکي در محراب و ديگري بر ستون ميدان.
مسجد فرط
مسجد کوچکي واقع در محله دار الشفا که گفته شده بعد از خروج ابو مسلم در خراسان و تسلط او بر يزد آنرا ساخت و امام رضا (ع) هنگام سفر از مدينه به خراسان در اين مسجد عبادت نموده است. بر اساس سنگ محراب آن زمان احداث آنها را هشتصد تا نهصد سال قبل تخمين مي زنند.
مسجد چهل محراب
اين بنا در قرن هفتم هجري توسط خواجه شمس الدين محمد بنا شده است. علت شهرت آن به چهل محراب آن است که در آن چهل محراب کاشي تعبيه شده بود. در حال حاضر فقط شش قطعه از کاشي باقي مانده است.
مسجد جامع فهرج
اين مسجد که در 30 کيلومتري شرق يزد قرار گرفته، از خشت و گل ساخته شده است. تاريخ بناي آن به صدر اسلام باز مي گردد. اين مسجد در تاريخ معماري اسلامي – ايراني از اهميت ويژه اي برخوردار است. ستونهاي قطور و پوشش تاق آن از نوع پيز گهواره اي است و مناره مسجد که از گل ساخته شده است به دوره هاي بعدي مربوط مي باشد.
مسجدبزرگ ابوالمعالي
مسجد بزرگ ابوالمعالي در ضلع غربي خيابان سيد گل سرخ ، محله ابوالمعالي، جنب بازارچه ابوالمعالي واقع شده است و مسجد مذكور به خواجه حاجي ابوالمعالي منتسب است . محّلة ابوالمعالي كه در تداول عامه «بوالميري» تلفظ ميشود ازمحّلات قديمي يزد وظاهراًبه خواجه كمال الدين ابوالمعالي بن برهان الدين لطف ويا خواجه حاجي ابوالمعالي منتسب است كه اطلاعاتي از هر يك آنها در تواريخ يزد مضبوط است . مطابق با اظهارات مورخّان قديمي يزد خواجه كمال الدين ابوالمعالي ازمحتشمان يزد وباني قنات فراشاه تفت ومدرسه كماليه درداخل شهر يزد به سال 720 هجري بود . پدر وي نيز وزارت محمد مظفر، از سلاطين آل مظفر ، را به عهده داشت.
بر اساس نوشته هاي كتاب«شناسنامة اجمالي بناها ومحوطه هاي تاريخي استان يزد » مسجد ابوالمعالي بين سده هاي دهم ويازدهم هجري بنا گرديده، حال آنكه نويسنده تاريخ يزد در اين باره چنين نگاشته است : «خواجه حاجي ابوالمعالي مدرسه در خارج شهر يزد ايجاد كرده وحمام ومقبره وجماعتخانه‌اي جنب آن به سال 787 ساخته بود» .احتمال دارد مؤلّف كتاب« شناسنامة اجمالي بناها ومحوطه هاي تاريخي يزد» در گزارش خود اشتباه كرده باشد. از آنجا كه مؤلّف تاريخ يزد ، محّل مدرسه خواجه حاجي ابوالمعالي را خارج يزد ذكر كرده ومحّل فعلي محّله ابوالميري به لحاظ تطبيق با سوابق تاريخي ، بيرون ازحصار يزد بوده ، پس به احتمال قوي ، انتساب محّلة مذكور به خواجه حاجي ابوالمعالي (شخص دوم ) صحيح است .
اين محله داراي دو مسجد است كه به نام مسجد بزرگ و كوچك ابوالمعالي اشتهار دارند. مسجد كوچك بر روي آب انبار قرار گرفته و به گفته ايرج افشار در محراب آن يك قطعه كاشي محرابي لاجوردي به ابعاد 45×30 سانتي متر تعبيه شده كه احتمالا از مسجد چهل محراب به مسجد مذكور منتقل شده است . در حال حاضر اثري از كاشي مذكور در بنا ديده نمي شود . ورودي مسجدبزرگ به يك ساباط راه مي يابد وحوضخانه (وضوخانه ) مسجد نيز روبروي ورودي واقع است . مسجد بزرگ داراي درگاهي است كه ديوار آن را با كاشيهاي مسّدس لاجوردي باحاشية آبي ،سياه ودوقطعه گل مربع از كاشي معّرق در وسط آن پوشانده اند .
مسجد بزگ ابوالمعالي مشتمل بر يك گرمخانه نسبتاً بزرگ ،حياط كوچك در ضلع شمالي ،اتاقي (مقبره ) در ضلع غربي حياط و بادگيري رفيع در جبهة جنوبي ميباشد كه مشرف به كوچه وبازار مجاور است. مسجد از كف ساباط 70 سانتي متر پائين‌تراست. پوشش سقف گرمخانه طاق وتويزه است . ازاره مسجد آجري و بدنه و سقف با اندود گچ پوشش داده شده است . در ضلع شرقي مسجد مذكور حياط كوچكي قرارداردو دري به طرف كوچه ابوالمعالي از داخل آن باز مي شود .تعداد وروديها از طرف حياط سه درب پنج لتي است . در ضلع شمالي حياط اتاقي با سقف گنبدي است كه چند سنگ قبر در آن ديده مي شود يكي از آنها تاريخ 1300 شمسي را نشان مي دهد .(گويا اين مكان آرامگاه خصوصي بوده است)
مسجد جامع اهرستان
مسجد اهرستان درضلع شرقي بلوار شهيد صدوقي، د رمحله اهرستان قرار گرفته است و درمتون تاريخي يزد ازآن با عنوان مسجد معين الدين ياد شده است .مسجدمذكور به دست مولانا معين الدين جلال حافظ- ازفضلاي زمان خود كه نزد سلاطين آل مظفر عزيز ومحبوب بود- درسال 789 هـ . ق بنا شد. مولانا معين الدين جلال الدين يزدي، مسجد مذكور را عاري از هر گونه تكلف وتزئينات ساخت ، و هنوز بعضي ازقسمتهاي مسجد باقي مانده است. مسجد مذكور در سال 1081هجري قمري دستخوش ويراني وخرابي گشت وميرزا محمد كاظم دادايي به مرمّت وبازسازي آن بنا همت گماشت.اكنون اين مسجد داراي گنبد بلند وصحن ايوان به همان شكل سابق ،ساده وبي پيرايه وفاقد هر گونه تزئينات وكاشيكاري است .
مسجد جامع كبير اهرستان با پلان مربع شكل متعّلق به سده هشتم هجري است . اين بنا داراي گرمخانه ، تابستانخانه ، ايوان ، گنبد ، صحن و حوضخانه مي باشد . وضوخانه مسجد درگوشه اي ازضلع شرقي صحن با دوازده پله درمحوّطه گودي حياط واقع است . درب ورودي مسجد نيز در خيابان اصلي قرار دارد. دردوطرف شبستان وصحن مسجد(ضلع شرقي_ غربي) پلكاني جهت دسترسي به طبقه دوم تعبيه شده است . حدّ واسط گنبد و ايوان به صورت دو طبقه ساخته شده و طرفين ايوان غرفه هايي با پوششي درقد پاي كم وداراي نيم طبقه است. هشتي ورودي مسجد درقسمت منتهي به خيابان آجر نما سازي شده وسقف آن با آجرهاي نره لعابدار تزئين گرديده وكاملاً نوساز است . غرفه هايي نيز درضلع شمالي هشتي ورودي قرارداردكه آسيب ديده ، ولي صورت قديمي خود را حفظ كرده است . بام گنبد و نماي ضلع شمالي مشرف به صحن مسجد باآجرفرش شده است . بطوركلي مي‌توان گفت اگرچه در دهه‌هاي اخير الحاقاتي بربنا صورت گرفته است اما چون جزئي از بنا محسوب مي‌شود حائز اهميت مي‌باشد. كه از آن جمله مي‌توان به نماسازي وپوشش آجري سقف هشتي ورودي مجد اشاره نمود، كه بسيار هنرمندانه طراحي گرديده است و از لحاظ تلفيق رنگ و نقوش در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد.
مسجدارگ قلعه
مسجد ارگ قلعه در ضلع شرقي خيابان امام خميني،در محله قلعه كهنه، خيابان شهيد ابراهيمي ، روبروي فرمانداري شهر يزد واقع شده است و شاهزاده محمد ولي ميرزا مسجد مذكور را در عهد فتحعلي شاه قاجار بنا نموده است. وجه تسميه ارگ قلعه مأخوذ از دولتخانه اي است که شاه يحيي در اواخر قرن هشتم هجري بنا کرده است .درمسجد ارگ از زمان احداث بنا تا كنون تغييراتي چنداني در آن صورت نگرفته است . اين مسجد از همان بدو تأسيس فاقد گنبد و بادگير بوده است . در دوران گذشته درب مسجد ، چوبي و كف صحن با آجر مفروش بوده است . در وسط صحن ، حوض (آب نمائي) قرار داشته كه در حال حاضر اثري از آن ديده نمي شود .
مسجد ارگ قلعه داراي دو درب ورودي است كه يكي به جانب خيابان و ديگري به ساختمان مجتمع هنر و معماري گشوده مي‌گردد . مسجد از گرمخانه و صحن تشكيل شده است که نماي سردر گرمخانه بصورت آجري ديده مي شود. گرمخانه مسقف به طاق و تويزه با قوس جناقي و قد پاي بلند مي باشد . در ضلع غربي و شرقي گرمخانه سه صفه كه در آن طاقچه هايي تعبيه شده ، ديده مي شود . پوشش داخلي مسجد از آجر و گچ مي باشد . ستونهاي چهار گوشي كه با آجر ساخته و با گچ پوشيده شده ، در گرمخانه به چشم مي‌خورد . صحن مسجد بوسيلة 4 پله پائين تر از سطح خيابان قرار گرفته و با آجرمفروش است. در ضلع شمالي صحن مسجد راهروي سر پوشيده و در كنارآن انباري ، آبدارخانه ، وضوخانه و سرويس بهداشتي قرار دارد . محرابي در جنوب گرمخانه قرار دارد كه مصالح آن از گچ و آجر است . اين محراب مزين به رسمي‌بندي گچي و طاق نماي ساده مي باشد. دو گوشوار و دو صفه در دو طرف آن ديده مي‌شود . در ضلع شمالي گرمخانه هم ، 3 درب فلزي نصب شده است . بر روي يكي از زيلوهاي داخل مسجد چنين نوشته هائي بافته شده است : « حاجي محمد حسين برخوردار ولد مرحومشان حاجي محمد مهدي يزدي طاب سراه بر مسجد ارگ قلعه دارالعبادة يزد با 9 فرد ديگر از مسجد مزبور خارج نشود مگر جهت تطهير خلاف كننده ملعون ابد باد سنه 1370 » . در حال حاضر مسجد داير و محل برگزاري اجتماعات مذهبي و فرهنگي مردمي است .
مسجد آكريما
اين بنا كه به مسجد كوچة كريمي معروف مي باشد ، در ضلع غربي خيابان امام خميني ، محله فهادان، كوچة شهيد كريمي واقع شده است که به اسناد منابع تاريخي مكتوب و ديداري نام باني و مؤسس بنا مشخص نگرديد . ايرج افشار نيز نام اين مسجد را بعنوان مسجد کوچک محله اي ذکر کرده است. مسجد آكريما ، داراي يك درب ورودي ساده فلزي مي باشد . اين مسجد از يك اتاق كوچك تشكيل شده كه طاق آن از نوع ضربي مي باشد. كنار محراب ساده آن ، پنجرة كوچك فلزي جهت نورگيري و تهوية هوا قرار دارد . پوشش داخلي مسجد بوسيلة گچ ، اندود شده است كه بر اثر رطوبت ، قسمتي از گچهاي ديوارهاي آن طبله شده و قسمتي از سقف كاهگلي مسجد نيز فرو ريخته است . به همين دليل اين مسجد فاقد كاربري، و به مكاني بلا استفاده تبديل شده است.
مسجدامام حسني
مسجد امام حسني در ضلع شمالي خيابان شهيد مطهري ، محله پشت باغ ، كوچه شهيد بكايي واقع گرديده است و با استناد به كتيبه موجود در مسجد، باني بنا حسن علي شمس الدين بوده كه در عهد شاه عباس صفوي، بناي مذكور را داير كرد . ايرج افشار در کتاب خود نام اين مسجد را به عنوان مساجد کوچک محله اي ذکر کرده است. ظاهراً وجه ‌تسمية مسجد به امام حسن ناشي از آن است ‌كه عامه، نام‌‌ كاتب را‌‌كه حسن بوده است برنام مسجد نهاده و‌به صورت امام حسن در آورده اند.
بناي مسجد که كوچك ومحله اي است داراي دو حياط ودو اتاق مي باشد . ورودي مسجد در ضلع شرقي و‌داراي‌دري ‌چوبي‌كه چهار پله از كف كوچه بالاتر است قرار دارد . اتاق پشت ورودي شكل نامنظم دارد‌ و سقف آن ‌فيلپوش است که از‌‌‌ طريق‌‌‌‌ ‌درگاهي ‌با اتاق ‌مستطيل‌شكل محراب مرتبط است . سقف اين اتاق بصورت طاق وتويزه با قوس جناغي است . حياط جبهة شمالي طرحي مربع شكل دارد ودر گوشه غربي آن راه پله اي براي پشت بام وجود دارد. سقف اين اتاق بصورت طاق وتويزه با قوس جناغي مي باشد که ‌درآن به اتاق پشت ورودي مسجد باز مي‌شود .در جبهة جنوبي، مكاني ذوزنقه‌اي شكل قرار دارد كه ورودي آن از كوچه مي باشد . نخلي (نقل)كوچك نيز در آن ديده مي شود. مصالح مورد استفاده در بنا خشت وگل وگچ مي‌باشد . در مرمتهايي كه اخيراً انجام شده آجر وسيمان نيز استفاده شده است . نماي سر در ورودي داراي تزئينات گچبري وسيمگل مي‌باشد. نقش گچي به صورت نيم دايره بدور اضلاع يك قاب مستطيل بر سطح ديوار هاي جانبي ورودي اجرا شده است . بر بالاي در ورودي مسجد كتيبة سنگي به ابعاد 36 × 23 سانتيمتر نصب بوده كه در آن نام باني وتاريخ ساخت آن آمده است . متن ذيل به خط نسخ بر آن منقور ست :
(( لقد وفق بتوفيق الله تعالي ببناء هذا المسجد تقرباء الي الله في زمن حضرت السلطان الاعظم الخاقان المعظم ابوالفتح عباس شاه بهادرخان خلد الله ملكه وسلطانه اقل عباد الله الحقير حسن علي شمس الدين في شهر جمادي الاول سنه 1016))
مسجد امير چقماق
اين بنا در ضلع جنوبي چهار راه شهدا ، محله امير چقماق ، جنب ميدان امير چقماق واقع است . طبق اظهارات مؤلّف جامع مفيدي وهمچنين عبارت منقور بر در جماعتخانه در عصر صفويه به ((چقماقيه )) اشتهار يافت .اين بنا در زمرة مهمترين وارزنده ترين اقدامات خيرخواهانه و حاصل حمّيت‌ ‌‌اميرجلال الدين چقماق شامي (حاكم يزد در دوران تيموري) وهمسر او ستي فاطمه خاتون به شمار مي رود مسجد مذكور در دوران پادشاهي شاهرخ ميرزا تيموري ودر سنة 841 هجري احداث گرديد كه بي شك از لحاظ شكوه ، عظمت ، زيبايي واهميت ، بهترين ومعتبرترين مسجد پس از مسجد جامع شهر يزد است .
در متون تاريخي يزد از مسجد اميرچقماق ( چخماق ) باعنوان« مسجد جمعة نو» ياد مي شود بر اساس كتيبه اي به خّط محمد حكيم، ازبرجسته ترين ثلث نويسان سد? نهم ، سال اتمام بناسنة 841 هجري بوده است . گفته اندامير چقماق در دومين سفر خويش اين مسجد را بنيان نهاد واستادان كاشي ساز وثلث نويسان به مدّت بيست سال براي ساخت آن رنج ومشقّت كشيدند و بخشي از مخارج مسجد وساير بناهاي اميرچقماق از موقوفات رشيدي تأمين مي شده است . اثري از شرف الدين علي نيز در چاهخانه جنب مسجد مذكور وجود داشته كه اکنون موجود نمي‌باشد . مسجد مذكور كه در ضلع جنوبي ميدان امير چقماق واقع است وبنابر اظهارات نويسندة تاريخ يزد در خارج شهر قرار داشت وحتي در دوران سلطنت محمد شاه قاجار ـ كه حصار شهر تا آن زمان باقي بود ـ مسجد خارج از شهر بوده است . امير‌اعظم جلال الدين چقماق از امراء وسرداران معروف عهد تيموري و مقرب درگاه شاهرخ ، حاکم يزد ، ‌بود. وي در خارج حصار شهر جنب محلّ? دهوك، مسجد جمعه ، خانقاه ، كاروانسرا ، حمام ، آب انبار ، قنّاد خانه ، بازار و چاه آب احداث كرد كه اکنون اين مجموعه به تكيه وبازار كوچك ، آب انبار ومسجد خلاصه مي‌شود. در دوران فتحعلي شاه قاجار ، توسط حاجي حسين عطّار بر شبستان مسجد تغييراتي صورت گرفت .
اين مسجد داراي ايوان وسردر رفيع كه پيشخوان زيباي آن از شهرت بسزايي برخوردار است . وروديهاي مسجد با‌دوجهت شرقي وشمالي به ايوان بلند ختم مي گردد .در جلوي قسمت شرقي،‌كتيبه‌ي باشكوهي است كه به لحاظ هنرخطاطي اهميت بسزايي دارد وتاريخ ساخت مسجد در آن آمده است. مسجد داراي دوشبستان زمستاني وتابستاني است كه در قسمت تابستاني آن ( بالاي محراب ) بادگير بسيار زيبايي واقع شده است. محراب سنگ مرمر زيبايي دارد كه پيرامون آن راكاشيهاي معرق تزئين كرده وآياتي از قرآن مجيد بر روي سنگ نقش گرديده است. در‌دوطرف شبستان مسجد طاق نماهايي شبيه مسجد سرپلك وجود دارد،كه قسمت عقب آن ‌به دو‌راهرو‌درطرفين منتهي مي‌شود. . با توجه به اينكه كاشي‌ هاي شش ضلعي‌آبي رنگ زينت بخش ازارة شبستان گرديده، محراب نيز بوسيله كاشي هاي معرق لاجوردي،‌ طلائي و‌سفيد پوشيده شده است. نور داخل شبستان توسط‌چهارپنجره درسقف ورودي ‌ودو‌‌ راهروي‌طرفين آن ‌تأمين مي‌گردد. بدن?‌ ديوارها‌ از‌گچ ‌سفيد و‌نماي ‌ايوان‌ از‌كاشي وآجرهاي لعابدار به رنگ لاجوردي وسبز پوشيده شده است. شبستانهاي زمستاني مسجددر دو سوي دالان ورودي قرار داردكه نورآن باسنگ مرمرتأمين مي شود.همچنين مسجد مؤذنة مستطيل شكل آجري دارد كه بر و‌رودي ضلع شرقي مسجد مشرف مي باشد .
- دركرياس مسجد كتيبه‌اي سنگي بصورت وقفنامه به خطّ نسخ منقور گرديده ، بدين مضمون : (( بعد التحميد والتصليه والتسليم)). باعث بر تحرير اين كلمات آنكه وقف مخلّد صحيح شرعي وحبس مؤبّد صريح ملّي نمودند خدّام كرام والامقام ذوي العزّ والاحترام عالي حضرت رفيع منزلت سامي رتبت شرافت و نجابت و وزارت پناه ،فضيلت وكمالات دستگاه حقايق ومعارف آگاه ، دولت وعزّت ومدلّت انتباه ، ابهّت و مناعت وجلالت اكتناه ، كهف الحاج والمعتمرين عاليجاه دستورالوزرائي اعني الالقابي ميرزائي ميرزامحمد محسنا وزير عديم النظير، جليل القدر دارالعبادة يزد همگي وتمامي يك باب قهوه خانة وسيعة معيّنه متّصله به ميدان وبازار محلة مير چقماق خارج دارالعبادة مزبوره كه از منشآت كثير البركات عاليجاه معظم اليه است بروجود بر متعلقه بر تعزيه سيد الشهداءعليه التحيه والثناء،مقررومشروط آنكه هرساله ازمداخل واجاره آن به عمل آيد آگر محتاج به تعمير ضروري باشد آن مقدم وبعدازآن صرف فرش ، وبعد از آن سوخت وروشنايي معمول حسينية مزبوره وگرفتن كاغذ پنجرة قهوه خانه وابقاي كرباس سياه پوشش دور حسينيه وشدّهاي چهل گيسوي وقفي معينه واگر چيزي از آن زايد آيد صرف روشنايي مسجد جامع محاذات قهوه خانة مزبور شود وتوليت آن مفَوّض به جناب رفعت وديانت ومعالي پناه وفضيلت وكمالات دستگاه حاجي عبدالفتاح ابن مرحمت پناه حاجي ملاشمس الدين محمد ابركوهي ساكن دارالعبادة مزبور فرموده، اورامتولّي شرعي ساختند .به شرط آنكه كما ينبغي ويليق مساعي جميله در تميشت امور مُفصَله مزبوره مبذول وبه تكاهل از خود راضي نشود وبعد ازوبه اصلح ذكور اولاد او وبعد از آن به اصلح اولاد ذكور اووهكذا الي آن ميرث الله الارض ومن عليها وهو خير الوارثين ، واگر ازاولاد ذكور اومذكري به اين وصف نباشد به اصلح ذكور اولاد اناث مذكري به اين وصف نباشد تعيين متولي به رأي مجتهد جامع شرايط خواهد بود واگر در يزد مجتهدي نباشد منوط به آراي علما وعدول المؤمنين بلده مزبوره است وصيغه شريعه در تمام مراتب مزبور جريان وقهوه خانة موقوفه به تصرف متولي داده شد . تحريراً في سادس عشرين شهر شوال سنه عشرين ومائه والف.
مضمون كتيب? مذكور بدين صورت است كه ميرزا محمد ، وزير يزد در عهد تيموري ، قهوه خانه بزرگي جنب ميدان وبازارمحلّة ميرچقماق جهت مراسم تعزيه امام حسين (ع) اختصاص داد، مشروط بر آنكه هر ساله هزينه مراسم آن از طريق اجارهء قهوه خانه صرف خريد فرش ،تأمين سوخت وروشنايي حيسنيه وخريد كاغذ پنجره،(دردوران گذشته به جاي شيشه، به پنجره ها كاغذ مي چسباندند و در اصطلاح ((كاغذ لغ)) مي گفتند) كرباسي سياه رنگ پوشش محوطه حسينيه وشدها (يكي ازلوازم مراسم تعزيه بود مانند علم وكتل) شود.
بقيه لوازم اضافي طبق شرحي كه در وقفنامه آمده است در شب عاشورا به فقرا و مساكين اطعام داده شود وياصرف سوخت وروشنايي مسجد جامع گردد. توليت قهوه خانه موقوفه به شخصي به نام حاجي عبدالفتاح بن مرحمت پناه حاجي شمس الدين محمد ابركوهي ساكن يزد سپرده شود. پس از حاجي مذكور قهوه خانه به بهترين ذكور او واگذارگردد واين تسلسل ادامه يابد واگرازفرزندان ذكور وي طبق شرايط مذكور نباشد ، به نيكو خلق ترين فرزند ذكور ازفرزندان مؤّنث ايشان سپرده گردد و اگرپسري ازفرزندان ذكور ومؤّنث نباشد ، تعيين متولّي قهوه خانه براساس رأي وصلاحديد مجتهد جامع الشرايط خواهد بود وچنانچه در يزد مجتهدي نباشد، متولي براساس آراي علماء وصاحبنظران مؤمن تعيين مي گرددوحفظ رعايت اصول واحكام شرعي الزامي است .قهوه خانه موقوفه براساس رعايت احكام شرعي به متولّي منتخب سپرده مي گردد.متن وقفنامه مذكور در مورخة بيست وششم ماه شوال 1120نگاشته وتنظيم گرديد.
- دردوسوي راهروي شمالي پنجره هايي پوشيده از كاشي معرق مشبك قرار گرفته است . بخشي از سردر ايوان مزيّن به كاشي معرّق است وكتيبه هايي در كاشيهاي معّرق از سمت راست به چپ وجود دارد كه مضمون آن به شرح ذيل است:
بين گل مربعي بربالاي راهرو ودست راست كلمة ((الله)) به خطّ كوفي ، داخل آن نيز با همين خط (دوطرف مقابل هم ) سورة‌فاتحه وبر بالاي كلمة مذكور در يك خط مستقيم ((اعوذبالله من الشيطان الرجيم )) و ((بسم الله الرحمن الرحيم )) نوشته شده است .مقابل كتيبه مذكور در فوق، كلمة" محمد" به خطّ كوفي قراردارد.در جهت راست چهاربار((ولي الله التوفيق )) ودر سمت چپ چهار بار عبارتي عربي نوشته شده است كه خواندن آن ميّسر نبود . قسمت بيروني گنبد ودر كمر بند آن عبارت ((السلطان ظّل لله )) به كوفي بنايي مكرر اجرا شده است .محراب صفة اصلي از كاشي معرّق وبا طاقنماي مقرنس كاري است ودر وسط‌آن سنگ مرمر خوش تراشي به اندازة 38/2×15/1 متر نصب است. همچنين درميان مقرنس كاري آن يك گل مربع از كاشي معرق هست كه چهار بار((الله ،محمد،علي ))‌ به خطّ كوفي نقش شده است .كتيبه هاي سنگ مرمر عبارت است از:
" قال الله تبارك وتعالي جلّ جلاله وعم نواله اقم الصّلوه .... مقاماً محموداً صدق الله وهوعلي كلّ شيءقدير " به خطّ نسخ در پيشاني وچهار بارنام "علي" به خطّ كوفي در يك گل مربع. در هر يك از دو طرف قسمت پايين سنگ مذكورودروسط آن نقش قنديل وگل وبوته ديده مي شود .
- غرفة دست چپ ايوان يك سنگ مرمر به اندازة 95×54 سانتيمتر قرار دارد كه بر آن نقش قنديل ديده مي شود ودر چهار گوشه اش به خطّ كوفي ((الله ،محمد ،علي )) تكرار شده است.كتيبه اطراف آن نيز عبارت : ((قال الله تبارك وتعالي انما يعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الاخر واقم الصلوه واتي الزكوه ولم يخش الا الله فعسي اولئك ان يكونوا من المهتدين )) به خطّ ثلث است . - برسردر شرقي مسجد كتيبه اي از كاشي معرّق به خطّ ثلث محمدالحكيم (مولانا شمس الدين محمد شاه حكيم ازخوشنويسان بنام دوران صفوي بشمار مي‌رود كه كتيبه‌اي به خط او نيز در درگاه اصلي مسجد جامع قرار دارد) موجود مي‌باشد. عبارت كتيبة مذكور چنين است :
« اللّهم يا جامع الناس ليوم لاريب فيه ورافع بيوت اذن الله يرفع و يذكر فيها اسمه بالتحميد والتنزيه فاذا الجمعه جمعيت اسبابها جاهد في اقامتها السلطان عظيم الشان ، معين الحق والدين شاهرخ بهادرخان الذي وفقت ابناء هذا المسجد علي اسس التقوي في زمانه الاراعد (؟) منه فاطمه بنت محمد داعيه رب ابن لي عندك في الجنه بالفضل والمنه ، في رجب سنه احدي واربعين وثمانمائه ، كتبه محمد الحكيم.»
گنبد مسجد خميده وتركدارازكاشي سبزرنگ ودراطراف آن كتيبه اي به خطّ كوفي وجود داشت كه اکنون مقداركمي از آن باقي است. گرمخانه دري چوبي دارد كه بردولنگه آن عبارت: ((لااله الّا الله ، علي ولي الله حقاً حقا)) اين در وقف كرد زين الدين علي دبّاغ بر جماعتخانة مسجد چقماقيه درتاريخ 972 به خطّ نسخ وميان دوكتيبه كنده كاري شده است .
خطوط كوفي كاشي سردر راهروهاي جنبي از داخل صحن مسجد به صورت ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ...)) وكلمات يا علي ،يا محمد ، واللّهم صلّ علي محمد وآل محمد راروي كاشي هاي سفيد با زمينة لاجوردي اجرا گرديده ودرحواشي، ازنقوش ستاره اي سبزرنگ استفاده شده است . درب كوچكي كه روي آن تاريخ 973 نوشته شده است در ضلع شمال شرقي مسجد ديده مي شود. ورودي ديگري نيزدر ضلع شرقي و داخل‌كوچه مسجد اميرچقماق قراردارد كه نماي آن ازكاشي وباآجرهاي لعابدار پوشيده شده است . درازارة زيرمؤذّنه باخطّ كوفي به رنگ لاجوردي ((بسم الله الرحمن الرحيم،انما مساجد الله ....)) ودرسردر كاشيكاري بر روي زمينة لاجوردي كتيبه اي به تاريخ 1378 هجري نصب شده است . اطراف ايوان بلند شبستان باكاشي سبز وقهوه اي بر روي زمينة سرمه اي نقوش.
مسجد امّ سلمه
مسجد امّ سلمه درضلع شرقي خيابان امام خميني، محلة خواجه خضر ، پس از زورخانة خواجه خضردركوچه شمارة يك واقع است . مسجد امّ سلمه از يك اتاق وصحن خيلي كوچك تشكيل شده است. اين بناداراي دو درب ورودي است، يكي درب چوبي قديمي که به سمت صحن مسجد گشوده مي گردد وديگري در داخل گرمخانه قرار داشته كه به كوچه راه دارد. درضلع جنوبي، محراب گچي ساده تعبيه شده است. طاق نماي نيز در داخل مسجد ديده مي شود . مسجد مسقّف به طاق وتويزه با قد پاي كوتاه وقوس جناغي است . كف مسجد با موزائيك فرش گرديده و پوشش داخلي گرمخانه از گچ مي باشد . نورگير كوچك فلزي نيز در سقف گرمخانه ديده مي شود. نماي خارجي وپشت بام مسجد با كاه گِل اندود شده است . اکنون مسجد متروكه وبلا استفاده شده است .
مسجد بازارچه
مسجد بازارچه درضلع غربي خيابان امام خميني ، محلّة بازارنو ، جنب خان? امام حسيني واقع است . ايرج افشار در يادگارهاي يزد چنين آورده است: «مسجد بازارچه درمحله ي بازارنو که ميرزا محمدعلي مدرس در 1352 ساخت واقع است .» مسجد بازارچه از يك گرمخانه كوچك تشكيل گرديده وبرروي درب ورودي‌چوبي ‌ دو لنگه آن با خط نستعليق عبارت ( عجلوا بالتوبه قبل الموت / عجلوا بالصلوه قبل الفوت . ميرزا محمد علي مدرس1302 ) نقر شده است . سردر مسجد آجري و گچي مي باشد . مسجد مسقف به طاق و تويزه با قوس جناقي است که نورگير مرمري ( گلجام ) در سقف آن تعبيه شده است. در قسمت فوقاني ضلع غربي مسجد طاقچه و در ضلع جنوبي ، محراب گچي ساده ديده مي شود . طاق نماي ديگري نيزدر ضلع شمالي به چشم مي خورد .كف گرمخانه با آجرفرش شده است . ازارة گرمخانه حدود نيم متر با آجر و نماي خارجي و پشت بام مسجد با كاهگل پوشيده شده است . بر روي يكي از زيلوهاي مسجد اين عبارت بافته شده :« وقف شرعي آقاي احمد بشارت فرزند حاج محمد بشارت اين يك فرد زيلو بر مسجد بازار نو بيرون نبرند مگر جهت تطهير سنه 1332 » . با توجه به فضاي معماري و مصالح به كار رفته در ساختمان مسجد و همچنين نوع معماري آن ،‌ قدمت مسجد به عهد قاجار بر مي گردد .
مسجد بازار نو ( قاضي ها )
مسجد بازارنو در ضلع غربي خيابان امام خميني ، محلّة بازارنو ودر كوچه بازارنو واقع است. طبق اظهارات خادم مسجد ، شخص خيّري بنام سيد علي قاضي با وقف قسمتي از زمين خود ،‌ مسجد مذكور را بنا کرد . با توجه به ايجاد مسجد در محله‌ي بازارنو( از محلات قديم يزد كه دردوران صفويه شكل گرفته است) ، داراي اهميت مي‌باشد كه ايرج افشار نيز آن را بعنوان يكي از مساجد كوچك محله‌اي ذكر كرده است. بناي مسجد بازارنو كوچك و محلّه اي محسوب مي شود و‌ منحصر به يك گرمخانه و صحن كوچك است . مسجد داراي در چوبي دو لنگه با گره چيني مختصر و سر در كاهگلي است . در ضلع شمالي نيز دو درب فلزي بزرگ نصب شده است .
در ضلع جنوبي آن نيز محراب ساده گچي چهار گوشي قرار دارد و دو پنجرة فلزي در ضلع غربي به همراه دو طاقچه ديده مي شود . در سقف آن دو نورگير مشبّك كاهگلي تعبيه شده است . پوشش داخلي گرمخانه نيز از گچ و كف آن سيماني است . مسجد مسقّف به طاق و تويزه با قد پاي كوتاه و قوس جناقي است . صحن كوچك مسجد داراي يك صفه است و بدنه ديوار صحن با آجر و نماي خارجي مسجد و پشت بام آن با كاهگل پوشيده شده است . با توجه به فضاي معماري و مصالح به كار رفته در آن ، قدمت بنا به اواخر عهد قاجار برمي گردد . به لحاظ نوع كاربري و استفاده از بنا بايد گفت هم اكنون مسجد بازار نو از لحاظ برگزاري مراسم و اجتماعات مذهبي فعال نمي باشد .
مسجدِ باغ بهشت (حاجي ابراهيم )
مسجد باغ بهشت در ضلع غربي خبابان امام خميني ودر محلّة دارالشفاء واقع شده است که فرد خيّري به نام « حاجي ابراهيم زرگري » در عهد قاجاريه مسجد مذكور را احداث كرده است . دركتابچه موقوفات يزد راجع به مسجد حاجي ابراهيم ذکر کرده است ‌ زماني که بازارهاي داخل حصار شهر يزد رونق داشته، اين مسجد نيز از رونق و اعتدال خاصي برخوردار بوده است و با توسعه وگسترش شهري نيز اين مسجد از رونق اوليه خود افتاده است و امروزه تنها به عنوان يکي از مساجد کوچک محله اي ذکرمي شود.
مسجد حاجي ابراهيم ( باغ بهشت ) از گرمخانه و تابستانخانه ( به صورت ايوان تابستاني) و صحن تشكيل شده و داراي دو درب ورودي و سردر آجري است . صحن مسجد چهار پله پايين تر از سطح كوچه واقع شده است . تابستانخانة مسجد به صورت ايوان تابستاني نسبتاً بزرگ بوده و پوشش داخلي و سردر ايوان آن با آجر پوشيده شده است . در ضلع جنوبي ايوان ، محراب كاشيكاري شده و جنب آن طاقچه اي ديده مي شود . ايوان تابستاني مسقّف به طاق ضربي وكف آن سيماني است . در ضلع شرقي گرمخانه صفّه اي با درب چوبي قرار دارد ودر ضلع غربي آن نيز دو طاق نما ، يك صفه و يك پنجرة چوبي به چشم مي خورد . در ضلع شمالي هم دو درب چوبي نصب است . در ضلع جنوبي گرمخانه ، محراب كتيبه داري واقع شده و پلكاني گچي در پشت آن است كه به غرفه دوم راه دارد . گرمخانه داراي پوشش طاق و تويزه با قدپاي كوتاه و قوس هلالي با پوشش آجري و اندود گچ ميباشد . ستونهاي چهارگوش بنا با آجر پوشيده شده است و نورگير مرمري ( گلجام ) ، جهت روشن تر شدن مسجد در سقف گرمخانه تعبيه گرديده وكف گرمخانه با آجر فرش شده است . در ضلع غربي مسجد حاجي ابراهيم صحن و انباري ديده مي شود . بدنه ديوار صحن نيز با كاهگل و آجر پوشيده شده . كف صحن سيماني و پشت بام مسجد با كاهگل اندود شده است . آثاري كه از بقاياي مسجد قديم ديده شده ، عبارت است از :
1 - كاشيهاي شش ضلعي لاجوردي سده هاي هشتم و نهم هجري كه در محراب جديد نصب كرده اند .
2 - سنگ مرمر منصوب در محراب به اندازة 56× 80 سانتيمتر كه عبارات منقور بر آن بدين گونه است :‌
پيشاني :
« لا اله الّاالله محمد رسول الله علي ولي الله » .
حاشيه :
«شهد الله لا اله الّا .... بالقسط ( آل عمران / 18 ) في سنة 1136 .»
3 – كتيبه اي واقع در محراب زمستانه با اين عبارات :
« سبحان الله و بحمده ، لا اله الا الله و محمد رسول الله علي ولي الله ، الله اكبر كبيراّ » و آيات قرآني ديگر .
4 - كتيبه اي در محراب ايوان تابستاني وجود دارد كه در آن ، سورة توحيد ،‌ بسم الله الرحمن الرحيم، سبحان ربي الاعلي و بحمده ، الله ، محمد ، ‌علي منقور است .
مسجد باغ صندل
مسجد باغ صندل در ضلع شمالي خيابان انقلاب ، محلّة ابوالمعالي و دركوچة باغ صندل واقع شده است . نويسندة كتاب يادگارهاي يزد در خصوص معرّفي مسجد مذكور عنوان داشته كه مسجدي است بسيار كوچك واقع در كوچه محله ابوالمعالي . از حدود سي سال پيش ، يك اتاق مسطّح به گرمخانه كوچك باغ صندل افزوده شده است . اين بخش از مسجد متعلّق به خان? سيد سليمان بزّاز بوده كه زمين خانه را وقف بر مسجد باغ صندل نموده است . درب ورودي مسجد فلزي،كف گرمخانه سيماني و نماي خارجي و پشت بام مسجد كاهگلي است . گرمخانه كوچك مسجد باغ صندل ، مسقّف به طاق و تويزه با قوس جناغي است . در ضلع شرقي آن نيز طاقچه اي ديده مي شود . صفّه گرمخانه كه زنان جهت مراسم نماز و دعا در آن حضور مي يابند ، در ضلع شمالي گرمخانه قرار دارد . اتاق جديد سازي هم با سقف مسطح ، به گرمخانه مسجد افزوده شده است . گرمخانه دو محراب دارد كه در ساليان اخير در آن دخل وتصرفاتي صورت گرفته است . بر روي يكي از زيلوهاي مسجد چنين بافته شده است : « وقف نمودند جمعي از مؤمنين اين فرد زيلو را بر مسجد باغ صندل، سنه 1390 » . در ساليان پيش در محراب مسجد ، يك قطعه كاشي لاجوردي به اندازة 38×58 سانتيمتر نصب بود. اين كاشي با توجه به منقورات آن متعلّق به قبر دختر نظام الدين ايبك و عبارت آن چنين بوده است :
حاشيه :
« هذا القبر السعيده الشهيده المرحومه بنت امير الاجل الكبير نظام الدين ايبك ادام الله ايامه » .
متن :‌
« الله اكبر ( پيشاني ) و وفاه سيدتنا المرحومه في سادس عشر من ذي الحجّه سبع و ستين و ستمائه » .
مسجد باغ گندم
مسجد باغ گندم در ضلع شرقي خيابان سيدگل‌سرخ، محله باغ گندم ، جنب بازارچه باغ گندم واقع است . اين مسجد خارج از حصار يزد، نزديك آب انبار قرارداشته و مسجدي ساده شامل تابستانخانه وگرمخانه مي‌باشد. پوشش داخلي گچ اندود مي باشد. بر سردر ورودي مسجد ونيز بالاي محراب آن دوشبكه از كاشيهاي آبي رنگ سده نهم هجري قراردارد كه در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد. نماي خارجي مسجداندود كاهگل ديده مي‌شود.برفراز محراب نيز بادگيري بوده كه هم اكنون ويران شده است .
بناي اوليه مسجد تخريب شده است وتنها مناره گلي آن به صورت يادگارهاي به‌جاي مانده از دوران گذشته برفراز مسجد خود نمايي مي كند. مسجد باغ گندم متعلق به يكي ـ دوده? پيش است كه ورودي آن در جبهه‌ي جنوبي قرار دارد.سردر (‌پيشخوان ) مسجد مزّين به كاشي معرّق با نقوش گل وبوته اسليمي ـ ختايي ـ ترنجي بوده وبر لچكي هاي سردر مسجد اسماء خدا منقور شده وسه گوش? آن به خطّ ثلث كتيبه شده است . مسجد باغ گندم از يك شبستان نوسازوصحن تشكيل شده ، كه دارايِ سقف ِطاق وتويزه اي مي‌باشد.داخل شبستان مسجدنيز با گچ اندود شده و ازارة شبستان تا ارتفاع حدود يك متر با سنگ پوشيده است .شبستان داراي شش ستون قطور با اندود گچ مي باشد . اين مسجدداراي سه محراب مي‌باشد.كه محراب اصلي مزين به كاشي معرق با نقوش اسليمي ـ ختايي ـ ترنجي است. بر قاب محراب سورة توحيد بر پيشاني آن سورة فلق وبر دوسوي آن سورة« الكافرون» و«الناس» به خطّ ثلث كتيبه شده وبر ترنجي كاشي محراب ، (( لا اله الا الله ومحمد رسول الله)) نوشته شده وزير آن عبارت (( به ياد حاج شيخ احمد علي ابهت )) حك گرديده است.دو محراب ديگر نيز به صورت تزئيني ديده مي‌شود. پشت بام مسجد وصحن مسجدآجر فرش است . بر فراز بام مسجد يك مناره گلي ساده به چشم مي خورد .صحن مسجد در ضلع شمالي و وضوخانه وسرويس بهداشتي آن درداخل صحن مسجد قرار دارد .
خارج از مسجد، بررويِ ديوار (روبه‌روي آن، جنب آب انبار باغ گندم ) سه لوحة قبر بدين صورت است:
1ـ لوح? گچي به شكل خاص به اندازة 43 * 69 كه قسمت باريك شدة آن 26 سانتي متراست با كتيبه اي به خطوط نسخ وكوفي .
متن
خطوط كوفي كه به ظاهر آي? قرآني است ، ولي خوانا نيست .
دوره
به خط نسخ آمده :«هذا قبر مولانا وصاحب المعظم المرحوم المغفور السعيد الحافظ والقراء والزاهد والعابد زين الحاج والحرمين حاجي زين الدين علي بن معز الحاج والحرمين نجم الدين محمود بن شيخ زاهد زين الدين علي شاه بنده اليزدي في تاريخ ثامن عشررمضان لسنه اثنين وثمان وسبعمائه.»
مسجد بياق خان
مسجد بياق خان در ضلع شمالي خيابان قيام، محل? دروازه مهريز ودر قوس انتهاي بازار خان واقع شده است .اين مسجد به دستور محمّد ولي ميرزا درسده سيزدهم احداث گرديد. مؤلّف جامع جعفري در بار?احداث مسجد بياق خان چنين نگاشته است:((يكي از بناهايي كه در زمان سلطنت فتحعلي شاه وحكمراني شاهزاده محمّد ولي ميرزا بر يزد ، در اين ديار داير گرديد ، مسجد بياق خان ، واقع در خارج حصار شهر، پشت كاروانسراي خان بوده است.)) بر اساس نوشته هاي كتاب شناسنامة اجمالي بناها ومحوطه هاي تاريخي استان يزد قدمت بناي مسجد بياق خان به اواخر عهد زنديه و اوايل دوران قاجاريه برمي گردد . مطالب مذكور با توجه به گزارشهاي منابع تاريخي محلّي همچون جامع جعفري نادرست به نظر مي رسد .
مسجد بياق خان از مصالح خشت وگل وآجر ساخته شده و مشتمل بر تابستانخانه ، گرمخانه وصحن است. گرمخان? مسجد در ضلع شرقي تابستانخانه ودر سطحي پايين تر از آن قرار دارد . پوشش گرمخانه كه از تابستانخانه وسعت كمتري دارد به صورت طاق وتويزه وآجري است. تابستانخانه تا ارتفاع 5/1 متري كف آن آجري وبقيّة قسمتها سفيد كاري‌است . رديف ستونها، فرم قوس ها وقد پاي بلند آنها فضاي تابستانخانه مسجد را دلنشين مي کند . مسجد در كنار بازار ،با اختلاف ارتفاعي حدود 5/3 متر از كف بازار پائين تربنا شده و از سمت شمال وغرب با پله هايي از صحن مسجد به بازار راه مي يابد . در سالهاي اخير ديوارهاي صحن را با آجر سفال نما سازي نموده ودرب هاي فلزي بزرگ در ورودي هاي تابستانخان? مشرف به صحن نصب گرديده است. هردو ورودي مسجد داراي كتيبه كاشي تخت ومتأخرمي باشدكه نام مسجد را در خود جاي داده است. اين مسجد داراي ايوان بزرگ تابستاني با هشت ستون در وسط ونيزگرمخانه اي با هشت ستون ‌است .
همچنين مسجددو درب ورودي از بازار خان دارد : يکي با سيزده پلّ? به داخل مسجد مي رسد وديگري از سمت بازار زرگرها با هشت پله به داخل صحن منتهي مي شود.تابستانخانه در ضلع جنوب شرقي مسجد واقع است واخيراً دستخوش ساخت وساز جديد شامل هشت ستون وپانزده سقف گنبدي بر روي قوسهاي جناغي شده است . اين مسجد پنج درب آهني بزرگ به سمت حياط دارد. درسمت شرق مسجد ، شبستان تابستاني با هشت ستون وپانزده سقف گنبدي كوچكتر از شبستان جنوبي واقع است . نماي داخلي اين شبستان آجري و با بند كشي گچ مي باشد وداراي يك درب ورودي 2× 1 متر است که به شبستان جنوبي راه دارد وبا راهرويي به حياط منتهي مي شود .در پشت اين راهرو يك اتاق به عنوان وضو خانه وپشت آن سرويس مسجد قراردارد.مسجد سمت شمال ومغرب فاقد بنا است . نماي داخلي حياط از كاهگل ،شبستان جنوبي سفيد كاري با گچ ومحراب آن گچكاري جديد است . بر زيلويي به تاريخ 1242 خوانده شد :
(( وقف مؤبّد صحيح شرعي فرمودند سر كار بلقيس آثار مهدعليا نواب مستطاب عليه عاليه اين فرد زيلو را بر مسجد جديد البناي خودكه كافه مسلمانان بر روي آن نماز گزاردند واز منافيات وقت محترز باشند وبدون عذر شرعي از موضع مزبور بيرون نبرند . خلاف كننده به لعنت ابدي گرفتار باد . سنة 1242. عمل ابن كافي محمد علي .)) زيلوهاي ديگر آن اثر عزيزبيك اشرف ميبدي به تاريخ ربيع الثاني 1242 وعلي رضا ولد مرحوم ابراهيم ميبدي سنة 1242 وابن ميرزا علي ابوالحسن ميبدي به سال 1242 است.
مسجد پشت باغ
مسجد بزرگ پشت باغ در ضلع جنوبي خيابان شهيد رجايي ، محله پشت باغ ودركوچه پشت باغ واقع شده است . در كتاب يادگارهاي يزد آمده است:« ... بنا بر ضبط عبدالوهاب طراز اين مسجد در سال 1220 ه .ق ساخته شد.» مسجد بزرگ پشت باغ داراي صحن،ايوان تابستاني وگرمخانه است. گرمخانه مسجد درضلع شمالي تابستانه وصحن قراردارد .مصالح بكار رفته در تابستانخانه آجر مي‌باشد كه پايه ها وسقفها نيز با همان مصالح بصورت تزئينات خفته و راسته تزئين گرديده است.دو طرف ايوان محلي جهت مناره مسجد در نظر گرفته اند، اما ساخته نشده است . بطور كلي مي‌توان گفت، فرم قوسهاي بكار رفته در مسجد و آجري بودن تمام قسمتهاي ايوان، درمقايسه با مساجد محّله اي شهر يزد،جاذبه‌اي خاصي به بنا بخشيده است . ايوان در طرفين داراي نيم طبقه واز هر طرف راه پله اي به قرينه جهت دسترسي به آن احداث گرديده است .كف بام ايوان آجر فرش و سمت مسطح آن كاهگل شده است . درمحراب مسجد سنگ مرمر نصب شده و بر بالاي محراب و بقاياي بادگير با شش قفسه به چشم مي خورد .
موضوع قابل توجه ديگر خزينه آب انبار است كه در قسمت زيرين صحن وگرمخانه مسجد مي گذردو يك راه پله با ورودي كم عرض ومحدود در غرفه ضلع شرقي ايوان جهت دسترسي به بام خزينه آب انبار وجود دارد . جزرهاي بين صفه هاي شرقي وغربي صحن با كاشيهاي تخت هفت رنگ پوشيده شده است . گرمخانه مسجد نيز با پوششي از طاق وتويزه و پايه هايي قوي ، سفيد كاري گرديده، وبه تازگي تمام قسمت هاي گرمخانه سنگ چيني شده است . ديوار محراب مسجد از كاشيهاي تخت با تركيب رنگهاي زرد ، لاجوردي ، مشكي وفيروزه اي پوشيده است . در ضلع شمال غربي گرمخانه مسجد، ساباطي قراردارد كه فضاي بالاي سقف ساباط به مسجد متعلق است . در داخل مسجد بين گرمخانه وفضاي مذكور شبكه آجري ديده مي شود. بردرب بزرگ چوبي مسجد خطوط هندسي منظمي طراحي گرديده وپلاك ثبتي در قطعه كوچك برنجي به شماره 3386 ناحيه 2 يزد درج است . سردر ورودي اصلي تخريب ونوسازي شده است و آب انبارآن سردري ساده وآجري داردكه ورودي آن در ضلع شمالي گرمخانه مجاور ساباط موجود قرار گرفته است . راه پلّه آب انبار وخزينه آن در قسمت تحتاني گرمخانه وصحن وتابستانخانه قراردارد. محراب گرمخانه با كاشي هاي مربع25× 25 با نقوش گل و بوته دار دورة قاجاري مزّين شده است. بر زيلوهاي مسجد تاريخ 1223 وعمل كافي كاشف الميبدي و برزيلوي ديگردر تابستانخانه سنه 1223 ه. ق مشاهده مي شود. سنگ مرمر 68 ×114 سانتيمتر در محراب ايوان تابستاني و به خطّ نسخ، اطراف آن (( اقم الصلوه .... مقاماً محموداً)) ودر پيشاني (( لا اله الا الله محمد رسول علي ولي الله )) نقر شده است . يک لوح كاشي 27 * 33 سانتي متر مربوط به باقر صادق متوفي در1130 منصوب بر جزر دست چپ مدخل و به خط نستعليق است.
مسجدپيرحسين دامغاني
مسجد پير حسين‌درضلع غربي بلوار شهيد محمد پاكنژاد ، در محّله كوچه بيوك واقع است بر اساس مندرجات كتب تاريخي محّلي يزد اين بنا از آثار خواجه پير حسين دامغاني وداراي ايوان وگنبدي رفيع است. صاحب تاريخ يزد مسجد مذكور را به مسجد جمعه « نوغاباد» موسوم ساخته است .
محّلة «نوغاباد» از محله هاي اهرستان محسوب مي گرديده و درسدهء نهم هجري اهالي يزد به آن «نه آباد» مي گفتند ، اما امروزه محّله مذكور به چنين نامي موسوم نيست. مؤلف تاريخ جديد يزد نام اين محله را يكبار در كتاب خود آورده است.بدين ترتيب كه اهالي محّلة مامانوك ، آسياي كهنه ، آسياي دشتوك ، نوغاباد ، بخدان ومعوديه ، سر دوراه كوچه بيوك ، چهار منار ، مدرسة عبد القادريه مصلي عتيق وكوچه خطير وسرچم و...از آب قنات اهرستان بهره برداري مي كنند . دركتاب جامع مفيدي نامي از«نوغاباد» ذكر نشده است .
مندرجات تاريخ يزد بدين شرح است : «مسجد جمعه زيباي نوغاباد از بناهاي خواجه پير حسين دامغاني است . وي خانقاه وحظيرة جالب ومعتبر در جنب آن دايره كرده ونيز مقبره اي جهت مدفن خود وفرزندانش در سال 822 ه. ق ساخته است كه داراي دو درب ورودي مي باشد: يكي به خانقاه راه دارد وديگري به رودخانه مجاور آن. مسجدباكاشيكاري تزئين يافته وداراي منبري زيبا وجالب است . باني مسجد مذكور ، آب رودخانه را به سمت مسجد سوق داده وسقاخانه وچند آسياب درحواشي مسجد احداث كرده است . پس از مرگ خواجه پيرحسين در آمد حاصل از آن را صرف ساخت وساز گنبدي عالي پشت صفة بزرگ متصل به عمارت نمودند » اطّلاعات مربوط به شرح خصايل واقدامات خواجه پير حسين دامغاني در تاريخ جديد يزد نسبت به ساير متون تاريخي يزد مبسوط تر وجامع تر است ، بدين جهت نقل مطلب از آن مرجع مي باشد .
«خواجه پير حسين دامغاني خواجه كريم نهاد صاحب هّمت بود ومردم از وي منفعت يافتندي واو پيوسته به زراعت مشغول بودي وحق تعالي در خاندان او بركت ارزاني فرموده وصاحب خيرات ومبرات بود ودر اهرستان متوطن بود ودر زمان پيشوايي او مردم اهرستان مرفه الحال بودند . تناقض ديواني كه واقع شدي از خاصه خود جواب گفتي وبر مردم قسمت روا نداشتي» . ودر اول حال در سر« كوچة غازيان » جماعتخانة ‌نيكو بساخت ومنارة يك قفصه بر آورد وامام ومؤذن تعيين كرد ودر مقابل آن به جهت مقبره عمارتي نيكو بساخت وخانقاهي در جنب آن تمام كرد ، مياه ابرند در آن جاري كرد . وچون رواج ورونق جماعتخانه زيادت بود ودر جنب حظيره وخانقائي باغي معمور بود ودر آن باغ طرح مسجد جمعه بينداخت وصفّ? عالي وجماعتخانه به يمن ويسار تمام كرد ودر صفه منبري بنهاد ومسجد سفيد كرد ، وبر دوطبقه مسجد فوق وتحت سورة (( الكهف )) بنوشت ، ودرب مسجد بر لب آب اهرستان مفتوح كرد ودر جنب آن سقايه اي بساخت . ودر سنه 822 مسجد تمام كرد واهالي واكابر را در مسجد دعوت به داد وسماع كردند. وبعد از چند سال قطعة‌زمين خلف صفه مسجد اضافه كرد وطرح گنبد بنداخت وپايه هاي گنبد تا به حّد سقف گنبد بر آورد وعن قريب تمام ناكرده به جوار رحمت حق پيوست ... وچون خواجه پير حسين در گذشت گنبد نا تمام بماند . از مبلغي كه به موجب وصيت خواجه حاجي جان تبريزي مانده بود كه ...مبلغ سه هزار دينار كپكي جهت خيرات از مال خود وصيت كرده بود ومبلغ يك هزار دينار به مسجد سر ريگ صرف يك هزار دينار به خرج مسجد خواجه پير حسين كردند وگنبد تمام كردند . خواجه زين الدين علي بن صدر الدين احمد ابيوردي مال خود گنبد را سفيد ساخت وعمارت تمام كرد ومنبر صفه به گنبد بردند وپيش صفه بگشادند وجمعه اقامت كنند .»
مسجد پير حسين از مصالح خشت، گل وآجر‌ ساخته شده است و‌داراي گنبد بلند وايواني در ضلع شمالي مشتمل برگنبد وصحني كوچك در جلو ايوان مي‌باشد. گرمخانه‌ مسجد‌‌كه در ضلع شمال غربي گنبد ومتصل به آن بنا گرديده، داراي قوسي با قد‌پاي‌كم و‌نيم طبقه‌اي در‌‌ بالاي‌آن است . در ضلع غربي صحن مسجد غرفه‌هايي در دو‌طبقه بنا‌ گرديده ‌كه سقف بعضي از غرفه ها در سالهاي اخير با آجر به سبك قديم نوسازي شده است . بنا در تقاطع دو معبر اصلي واقع واز مقطع پايه هاي موجود در ضلع شمالي و نيز كوچكي صحن چنين استنباط مي شود كه مسجد در ضلع شمالي وسعتي بيش از اكنون داشته است . قوسهاي بين ايوان وگنبد با خيز كم وقوسهاي فضاي محراب واطراف گنبد با قد پاي بلند جاذبه خاصي دارد . كاربندي مختصر گچي محراب ، لچكي هاي پاي گنبد ومحّوط?منتهي به ايوان علاوه‌بر اينكه يكنواختي سطح سفيدكاري شده را گرفته داراي روح هندسي بوده و آرامش ومتانت فضا را براي عبادت محفوظ داشته است . ورودي‌هاي مسجد در ضلع شمال شرقي وضلع غربي آن قراردارد كه تزئينات كاشيكاري سردر آن،با توجه به اينكه نمونه اي از كارهاي متأخر وجديد است، اما زيبائي خاصي به بنا بخشيده است. ازآثار ديدني مسجد سنگ مرمر زيبايي منصوب در محراب زير گنبداست كه بر آن به خّط نسخ خوش چنين نقش شده است :
«الله . قل الّلهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنزع الملك ممّن تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير انك علي كلّ شي ء قدير . تولج اللّيل في النهار وتولج النهار في الليل وتخرج الحي من الميت وتخرج الميت من الحي وترزق من تشاء بغير حساب لا يتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين ومن يفعل ذلك فليس من الله في شي ء الّا ان تتقّو امنهم تقيه ويحذركم الله نفسه والي الله المصير.» ( آل عمران 26 ـ 27 )
مسجدتبريزيان
مسجد تبريزيان در ضلع جنوبي خيابان قيام ، محله گلچينان ، کوچه تبريزيان واقع است. اين مسجد به اواخر عهد قاجار بر مي گردد ، ولي متأسفانه مؤسس آن مشخص نيست و شايد وجه تسميه ي آن قرارگيري اين مسجد در محله ي تبريزيان بوده است. اين مسجد داراي دو درب ورودي است ؛ درب چوبي كه به سمت كوچه تبريزيان گشوده مي‌شود درب ورودي اصلي بنا است . پله هاي آجري مسجد را پشت سر نهاده و وارد صحن مسجد - كه با موزائيك فرش شده - مي شويم. مسجد‌مذكور منحصر به يك گرمخانه و صحن ودوطرف بنا را طاق نما و يك صفه گچي در بر گرفته .
محراب در جبهه جنوبي مسجد واقع شده و داراي سه طاق نماي آجري است كه بر فراز آن بادگيري دو طرفه نصب شده . سراسر كف محراب با آجر فرش شده و پوشش داخلي گرمخانه از گچ است . بنا مسقّف به طاق و تويزه با قوس جناغي مي باشد . چند نورگير مرمري ( گلجام ) در سقف و پنجره اي فلزي در قسمت فوقاني محراب تعبيه شده است . گرمخانه داراي دو درب فلزي بزرگ است كه به صحن مسجد گشوده مي شود . نماي خارجي مسجد نيزكاهگلي بوده . وضوخانه و سرويس بهداشتي مسجد هم در داخل حياط آن قرار دارد. با وجود جستجو جهت يافتن نشاني مستند ، كتيبه يا اخباري راجع به اسناد ديداري آن به دست نيامد .
مسجدجامع كبير يزد
اين مسجد در ضلع غربي‌ خيابان‌ امام خميني ، انتهاي‌خيابان مسجد جامع ، محله دروازه شاهي‌ واقع است . باني اوليه بنا در قرن پنجم هجري « امير علاءالدوله كالنجار » اولين امير كاكويي بوده است اما بناي‌كنوني مسجد را در قرن هشتم‌هجري « سيدركن الدين محمد‌قاضي » احداث مي‌كند . بناي مسجد جامع كبير يزد طي قرون متمادي بر بقايا و يا در كنار بناهاي‌متنوعي بنا گرديده‌است كه‌ در متون تاريخي تحت عناوين مسجد جمعه شهرستان ، مسجد جامع عتيق ، مسجد جمعه قديم ‌«‌ درده » مسجد جامع نو و بناهاي‌الحاقي آن به‌اسامي گوناگون ياد شده است .
پاره اي عقيده دارند‌كه در دوران پيش‌از اسلام در اين‌ مكان‌ آتشكده‌اي برپا بوده ‌كه تا دوران بعد از اسلام نيز دوام داشته ،اما دلايل‌كافي براي‌اين مدعا در دست‌نيست . اما آنچه‌كه مسلم و‌مكتوب است، آن است كه در قرن پنجم هجري‌ « امير علاءالدوله كالنجار »‌ اولين امير‌كاكويي پس از ورود به يزد به ‌تعمير و نوسازي مسجدي به نام مسجد جمعه شهرستان مي‌پردازد كه در قرون قبلي برپا بوده و قبله آن سه درجه نسبت به قبله اصلي به سمت شرق انحراف داشته است . همسرش ارسلان خاتون مناري در كنار مسجد اوليه بنا مي كنند كه تا قرن نهم برپا بود.
فرزند ايشان « علاءالدوله گرشاسب » ( 513 ـ 488 هجري ) مسجد ديگري با طرح تك ايواني گنبد دارد در جوار مسجد عتيق و در سمت غربي آن بنيان نهاد . وي پاياب قنات زارچ كه هم اكنون نيز در صحن فعلي واقع است احداث مي كند و جماعتخانه اي در ضلع غربي بنا مي افزايد كه در سال 1240 شبستان شازده بر روي آن ساخته مي شود . در سال 536 هجري قمري به بعد نيز دختران فرامرزبن اميرعلي بن فرامرز شبستان و مقبره اي براي خود به مسجد اضافه مي كنند .
پايه هاي مسجد جامع نو در سال هاي 724 يا 728 هجري قمري در پشت قبله مسجد جامع قديم توسط « سيدركن الدين محمد‌بن قوام الدين بن نظام حسيني يزدي قاضي » گذارده شده . در سال 732 هجري قمري « مولانا عفيف الدين » مناره اي بر سر گنبد مقصوره قديم احداث مي نمايد و سيد شمس الدين فرزند سيدركن الدين وقفيات جديدي بر موقوفات آن مي افزايد و در سال 777 هجري قمري در زمان حكومت شاه يحيي درگاه جديدي از مسجد جامع قديم به مسجد نو باز مي كنند كه همان كرياس ضلع شرقي مي با شد . در دوران تيموري در سده نهم نيز تغييرات و الحاقات بسياري در مسجد صورت مي گيرد . در سال 809 هجري قمري خواجه جلال الدين خوارزمي پايابي در مسجد ساخته و گنبدخانه را تماماً كاشيكاري مي كند . در سال 819 شاه نظام كرماني دست به ساخت و ساز جديد مي زند وي كاشيكاري مسجد را تمام كرده و كتيبه اي به خط بهاالدين هزار اسپ (سوره فتح) بر صحن مسجد ثبت مي كند كه از آن كتيبه تنها بخشي در دو طرف ايوان باقي مانده است . وي همچنين كتابه درگاه مسجد به القاب شاهرخ تراشيده و بر دست راست صفه جماعت خانه وگنبدي مي سازد .
در سال 836 هجري به فرمان ستي فاطمه همسر اميرچقماق شاهي مسجد را با سنگ مرمر فرش كرده و دو ستون در طرفين ايوان مي تراشند در سال 861 هجري قمري خواجه معين الدين ميبدي به مرمت جماعتخانه شاه نظام كه در حال انهدام و ويراني بوده مي پردازند . در سال 862 اقدامات ساختماني عمده اي در زمان اميرنظام الدين حاجي قنبرجهانشاهي در مجموعه قديمي مسجد رخ مي دهد و چهره مسجد را كاملاً دگرگون مي سازد وي همچنين القاب پادشاه زمان ميرزا جهانشاه قره قويونلو به خط مولانا شمس الدين محمد شاه حكيم به كاشي تراشيده و در سردر مسجد نصب مي نمايد . در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي شخصي به نام « آقا جلال الدين محمد » مشهور به مهترجمال ، حاكم وقت يزد دو منار بر سردر رفيع مسجد مي افزايد . در دوره افشاريه هيچگونه خبري از اقدامات ساختماني از مسجد در دست نيست . اما در دوره زنديه كتيبه اي به تاريخ 1172 هجري قمري در كرياس ضلع شرقي مسجد نصب است كه بر آن وقفنامه اي بر مسجد جامع قديم نقش بسته است . در دوره قاجاريه تخريب و نوسازي وسيعي در مجموعه مسجد جامع رخ مي دهد كه دگرگوني و تغيير چهره آن را به ارمغان مي آورد . اين اقدامات در زمان فرمانروايي شاه محمد ولي ميرزا در يزد و در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار رخ مي دهد و عمليات ساختماني وي از سال 1236 آغاز شده است و در سال 1240 به پايان مي رسد. وي اقدام به تخريب بخشهاي قديم مسجد نموده و صحن بزرگ فعلي مسجد با رواقهاي اطراف آن را اضافه مي كند . همچنين شبستان بزرگي در ضلع غربي مسجد بر روي ساخت و سازهاي كاكويان احداث كرده و انحراف قبله آن را تصحيح مي كند كه در حال حاضر به شبستان شازده اشتهار دارد .
بعد از اين اقدامات موقوفات قديمي مسجد از بين رفته و بدين ترتيب به علت عدم وجود ضمانت مالي در مدت زمان طولاني و نزديك به يك قرن مسجد روي به تخريب نهاده تا در سال 1349 هيئت حاميان مسجد جامع كبير يزد ، تحت نظارت مرحوم حاج سيد علي وزيري و به ياري محمد تقي مصطفوي (‌ باستان شناس )تشكيل و به احياي مسجد پرداختند . به هر تقدير علي رغم نو سازي مسجد كه منجر به احياي اين بناي بزرگ تاريخي شد . توسط هيئت حاميان ، تصميم بر تخريب ‌بقاياي بناهاي اوليه گرفته شده و در مكان آن شبستان جديدي در ضلع شرقي صحن ساخته شد.
مسجد جامع كبير يزد بدون ترديد يكي از شاهكارهاي بديع معماري مساجد ايران به شمار مي آيد كه تزئينات زيبا و منحصر به فرد آن جلوه اي ستودني به آن داده است . اين بنا مشتمل بر يك ايوان رفيع و گنبد خانه و دو شبستان تابستانه در طرفين آن دو گرمخانه در ضلع شرقي و غربي و يك صحن بزرگ مستطيل شكل و دو پاياب مي باشد . مسجد داراي شش ورودي است كه در اضلاع مختلف بنا واقع شده اند . ورودي اصلي كه در ضلع شرقي مسجد واقع شده داراي سردر رفيع و نيز كتيبه هاي كاشي معرق است و دو مناره نيز بر آن استوار گرديده . اين سردر زيبا در زمان شاهرخ تيموري به بنا اضافه شده و بر آن تزئينات و كاشي معرق با نقوش گره چيني و اسليمي كار شده است . بخش اعظم اين آثار به مرور زمان تخريب شده بود در تعميرات هئيت حاميان باز سازي مي شود. ورودي مذكور به يك هشتي يا كرياس با سقف گنبدي گشوده مي شود كه اين فضا را مي توان موزه كتيبه ها ناميد زيرا كه انواع كتيبه هاي سنگي و كاشي كه بر وقفنامه و فرامين حكومتي در دوره هاي مختلف درج شده، منصوب مي باشد . درب ضلع غربي بنا درست مقابل ورودي مذكور قرار گرفته و آن هم به يك هشتي گشوده مي شود كه نماي اين درگاه با كاشيكاري جديد تزئين يافته است . ورودي ديگر مسجد در ضلع شمالي و درست روبروي ايوان قرار دارد . اين ورودي متصل به يك كرياس است و سردر آن با كتيبه هاي قرآني و تزئينات كاشي معرق جديد تزئين يافته است . ورودي شمال غربي داراي نماي ساده و بي پيرايه است كه به يك دالان طويل گشوده مي شود كه اين دالان به يكي از رواق هاي اطراف صحن متصل مي گردد . دو ورودي ديگر مسجد يكي در ضلع جنوب غربي واقع در شبستان غربي گنبدخانه و ديگري در شمال شرقي و در بخش قديمي مسجد واقع شده كه در حال حاضر هر دو مسدود مي باشد . صحن وسيع مسجد مستطيل شكل و به ابعاد 53 × 20 متر است و در وسط آن مهتابي بزرگي جهت اقامه نماز در فصول مناسب قرار گرفته . دور تا دور صحن را رواقهايي با طاق هاي گشوده به آن دور مي زند كه علاوه بر ايجاد سرپناه و سايبان، زيبايي خاصي به فضاي صحن داده و آن را ا ز يكنواختي خارج مي كند .
دو گرمخانه مسجد در ضلع شرقي و غربي صحن قرار دارند ، گرمخانه شرقي به شبستان شازده معروف است و داراي 48 ستون مستطيل شكل با ازاره هاي پوشيده از كاشيهاي شش ضلعي و فيروزه اي رنگ مي باشد . در ضلع شرقي و غربي اين گرمخانه شاه نشين هايي كه در انتهاي آن پنجره و نورگيرهايي تعبيه شده است . اين شبستان همچنين داراي طاقهاي گنبدي سراسري است كه در قسمت مركزيشان نورگيرهايي سنگي هشت ضلعي قرار دارد . محراب اين گرمخانه داراي دهانه گشاد با قوس هاي پنج و هفت كند و نيز نقوش مهري ظريف و زيبا مي باشد . گرمخانه ضلع شرقي كاملاً جديد و از احداث هيأت حاميان مسجد مي باشد . اين گرمخانه نيز از نوع ستون دار بوده و محراب جديد آن با كاشيهاي خشتي و هفت رنگ تزئين يافته است . در گوشه شمال شرقي صحن نيز محوطه اي است به ابعاد 3 × 5/2 متر با ديوار آجر چيني مشبك كه به قرائتخانه موسوم بوده و در سمت قبله آن كتيبه محرابي از كاشيهاي مسدس آبي رنگ و به تاريخ 890 هجري نصب است .
زيباترين بخش بنا را مي توان مجموعه ايوان و گنبدخانه وفضاهاي پيرامون آن ناميد . نماي ايوان رفيع با مجموعه اي از زيباترين تزئينات كاشي معرق و با نقوش اسليمي و گياهي و نيز گره چيني پوشانده شده اين تزئينات همراه با آجرهاي ضربي و نقوش معقلي و كتيبه هاي كاشي معرق و كوفي بنايي مجموعه اي بديع و خيره كننده آفريده اند كه تحسين هر بيننده اي را بر مي انگيزد . در دو طرف دهانه ايوان ورودي غلام گردشها و غرفه هايي است، كه اين غرفه ها در دو طبقه بوده و به يكديگر متصلند و فضاي ايوان و گنبدخانه را دور زده و بر آن مشرف مي باشند . گنبدخانه مربع شكل يك دهانه گشاده مركزي و داخل ايوان و دو گذرگاه طاق دار در طرفين آن دارد . اين گذرگاهها به غلام گردش هاي ايوان كه روي آنها در قرن نهم غرفه هايي ساخته شده منتهي مي گردد . دو شاه نشينِ دو طرف گنبدخانه، داراي نرده هاي پوشيده از كاشي مشبك بوده و در شاه نشين ضلع شرقي دو سنگ محرابي زيبا متعلق به قرن نهم نصب است . ازاره ايوان و گنبدخانه با كاشيهاي مسدس آبي رنگ پوشيده شده كه در وسط هركدام با ترنجهاي كاشي معرق تزئين شده است . ديواره بالاي ازاره ها در غلافي از طرحهاي هزارباف مركب از كاشيهاي بسيار كوچك كه تشكيل نقوش نوشتاري مي دهند پوشيده شده و بر ديواره هاي جنوبي و شمالي زير گنبد خانه با خطوط كوفي بنايي تسبيحات اربعه و شهادتين اجرا گرديده است . گنبد مسجد بر روي فيلپوشهاي بزرگي قرار گرفته كه با مقرنس هاي مزّين به نقوش معقلي پوشيده شده اند . فاصله اين فيلپوشها نيز با كاربندي زيبايي كه بر آنها با خطوط كوفي بنايي كلمات اللّه و محمد نقش بسته ، كار شده است . محراب اصلي يا محراب واقع در گنبدخانه يا مقصوره يك دهانه مستطيل عميقي بوده كه از دو طرف آنها معبرهاي تنگ و كوتاهي به دو سوي گنبد خانه راه مي يابد . اين محراب زيبا مزين به انواع كاشي معرق و كتيبه و آجر ضربي است و بر دو كاشي ستاره اي شكل منصوب در آن نام استادكار و تاريخ ساخت محراب ( 777 هجري ) نقش بسته است .
در ضلع غربي و شرقي گنبدخانه دو شبستان يا تابستانه وجود دارد كه غلام گردشهايي با طاق هاي متقاطع آنها را به مقصوره پيوند داده است. شبستان شرقي در سال 777 هجري به دستور شاه يحيي مظفري ساخته مي شود و بوسيله يك غلام گردش با پنج دهانه تنگ كه بسوي رواق شرقي باز مي شود به گنبدخانه و ايوان متصل مي گردد . اين شبستان داراي محراب كم عمقي است كه در رأس داراي مقرنس گچي بوده و كمي پايين تر از آن هشت قطعه قاب كاشي معرق به يك اندازه در كنار هم نصب شده است . يك كتيبه معرق نيز به ابعاد 108 × 58 سانتيمتر در پايين و در وسط محراب نصب است كه بر آن جملات قرآني و نقوش گل و گياه با تكنيك كاشي معرق اجرا شده است .
شبستان غربي در قرن نهم توسط خواجه غياث الدين عقيل ساخته شده ومشهور به شبستان غياثيه است . از ويژگيهاي بارز اين شبستان طاق هاي سراسري كوكبي و تويزه است كه در اكثر بناهاي تيموري شهر يزد ديده مي شود . در ضلع شرقي اين شبستان پنج اشكوبه ديده مي شود كه داراي نرده هاي گچي پوشيده از كاشي معرق مي باشند . محراب آن ساده و داراي مقرنس هاي گچي در نيم طاق آن مي باشد . در ضلع جنوب غربي اين فضا يكي از وروديهاي مسجد واقع شده كه با چهار پله به معبر باريكي متصل مي گردد . اين شبستان تابستانه داراي كف و ازاره آجري بوده و بدنه آن با اندود گچ پوشيده شده است و نور آن از نورگيرهاي مشبك آجري كه مابين تويزه ها قرار گرفته اند تعبيه مي شود . مسجد همچنين داراي دو پاياب است كه از يكي آب زارچ و از ديگري آب محمود آباد مي گذشته ورود به اين پايابها در ضلع شمالي و شرقي مسجد مي باشد . گنبد زيباي مسجد از نوع دو پوستهِ پيوسته بوده و بر آن نقش گل صابونكي معقلي با ظرافت اجرا شده است و بر ساقه آن كلمه « الملك للّه » به خط كوفي تكرار شده . دو مناره مسجد كه ارتفاع تقريبي آنها از كف تا نوك آن 52 متر مي باشد داراي قطري در حدود 8 متر بوده و همانگونه كه ذكر شد در دوره صفوي به بنا افزوده مي گردد اما در سال 1313 فرو ريخته و دوباره تجديد بنا مي گردد كه يكي از مناره ها داراي پلكان دو طرفه است .
مسجد علياي نعيم آباد
مسجد علياي نعيم آباد در ضلع جنوبي خيابان کاشاني ،محله نعيم آباد ( آبشاهي ) ،کوچه نعيم آباد قرار گرفته است. در هيچ يك از كتب تاريخي يزد ، نامي از مسجد مذكور به ميان نيامده است ؛ اما با توجه به شواهد معماري موجود مي توان گفت مسجد عليا پيش از ويراني ، از گرمخانه و تابستانخانه تشكيل شده بوده است . پوشش داخلي آن اندودي از گچ بوده و نيز فاقد تزئينات و صحن بوده است . نماي خارجي و پشت بام آن كاهگلي ، درب ورودي چوبي و محراب آن گچكاري شده بود . در حال حاضر مسجد قديمي ويران شده و جاي آن مسجد نوسازي حدودا مشابه سبك قديمي ساخته شده است . مسجد امروزي علياي نعيم آباد ـ كه به نام مسجد وليعصر ( عج ) ناميده مي شود مشتمل برگرمخانه ، تابستانخانه، گنبد و مقصوره مي باشد . درب هاي ورودي بنا يكي از سمت جنوب غربي و ديگري از سمت جنوب شرقي مي باشد .
تابستانخانه مسقف به طاق و تويزه با قد پاي بلند و قوس جناغي مي باشد كه از شش ستون قطور تشكيل شده است . ازارة ستونها حدوداً تا يك متر ارتفاع، از سنگ يكپارچه و بدنة آن از كاشي ختائي با نقوش گل و بوتة اسليمي پوشيده شده است . پوشش داخلي گرمخانه و تابستانخانه ، ازگچ و ازارة گرمخانه و تابستانخانه حدوداً تا يك متر از سنگ پوشيده شده است . آهيانه گنبد آجري وبرگريو آن به خط ثلث كتيبه شده است . در ضلع جنوبي تابستانخانة ، تقريباً تا ارتفاع يك متر ، از سنگ يكپارچه پوشيده شده و بدنة آن از كاشي معرق ، با نقوش گل و بوته اسليمي و رسمي بندي ، كاشي كاري شده و بر پيشاني آن به خطوط ثلث و بر تُرنجي هاي كاشي ، اسماء خدا حك شده است . كف مسجد با موزائيك مفروش شده است . گرمخانه مسقف به طاق و تويزه با قد پاي كوچك ، دو اُشكوبه ( كمرپوش ) ستونهاي قطور با سنگ يكپارچه ، كاشي ختائي و نقوش گل و بوتة اسليمي مي باشد . زيلوهايي در مسجد وجود دارد كه بر روي يكي از اين زيلوها عبارت : « سنة1258 هجري قمري ( عهد محمد شاه قاجار عمل عليرضا ميبدي » و بر زيلوي ديگر ‹‹ مسجد عليا حومه دارالعباده » نوشته شده است .
مسجدجوي بلبل
مسجد جوي بلبل در ضلع شرقي خيابان امام خميني ، محلّه قلعه كهنه و در كوچه مسجد جوي بلبل قرار دارد . هيچ گونه سنگ تاريخي که تأسيس بنا وباني آن رامشخص کرده باشد مشاهده نميشود. طبق اقوال افراد محلّي ، مؤسس آن «بلبل » وزير شاه يحيي مظفري بوده است. با استناد به مندرجات كتب تاريخي محلي يزد نامي از « بلبل » به ميان نيامده است. ايرج افشار در كتاب خود از آن بعنوان مسجد كوچك محله اي ياد نموده است كه با توجه به قرار گيري آن درمحله قلعه گهنه( از محلات قديم يزد) حائز اهميت مي باشد. اين مسجد داراي شمارة پلاك ثبتي ناحيه 3 شماره 516 ادارة ثبت اسناد واملاك يزد ميباشد.
مسجد جوي بلبل داراي دو درب ورودي يكي درسمت شرق كوچه،( درب چوبي دولنگه با تزئينات ساد? هندسي به صورت گره چيني) وديگري درب فلزي ، در قسمت جنوب گرمخان? مسجد مي باشد. كف مسجد به اندازة 80 سانتي متر ( سه پله )‌ از كوچه مجاور آن پايين تر است مسجد مذكور شامل دو بخش گرمخانه وسردخانه مي باشد. گرمخانه دربخش جنوبي قراردارد كه قديمي تر به نظر مي رسد.محراب ساده اي در گرمخانه قرار دارد كه نورگير سنگ مرمر زيبائي درآن تعبيه شده است .گرمخانه نيز سقفهاي خشتي گهواره اي ( طاق آهنگ ) دارد. سرد خانه يا شبستان تابستاني آن در ضلع شمالي و داراي سقفهاي آجري طاق تويزه است . منبر چوبي كوتاه دوپله اي نيز در سمت شرق محراب قرار دارد . كف مسجد باموزائيك فرش‌شده و شبستان تابستانه ازاره آجري حدوديک متردارد . در قسمت فوقاني شبستان تابستانه نورگير مشبّك نصب گرديده است . بخشي از پشت بام مسجد موزائيك فرش وبخش ديگري در قسمت سقف گنبدي مسجد كاه گلي است . نماي خارجي مسجدنيز از آجر است .سرويس بهداشتي و وضوخانه درداخل كوچه قرار دارد .
مسجد چهار كوچه
مسجد چهارکوچه در ضلع شرقي بلوار بسيج ، در محله چهار کوچه قرار گرفته است ايرج افشار در كتاب خود از آن بعنوان مسجد كوچك محله اي (محله زرتشتيها) ياد نموده است.(يادگارهاي يزد ، ج2،ص293) اما با توجه به سبك معماري بناي موجود و درمقايسه با بناهاي مشابه مي‌توان قدمت آن را به دوران ايلخاني دانست. ورودي بنا در ضلع شمالي قرار دارد كه به سمت صحن كوچك مسجد باز مي شود . در ضلع جنوبي فضاي گنبدخانه است ومحرابي نيز در آن ديده مي شود كه سقف آن داراي تزئينات مقرنس كاري است . درجهت راست فضاي گنبدخانه شبستان تابستانه قرار دارد كه با درگاهي به پهناي 290سانتيمتر به يكديگر متصل مي‌شوند .اين بنا با پوشش طاق و تويزه مسقّف است كه نور گيرهايي با سنگ مرمر در وسط طاقها مشاهده مي شود . در قسمت جنوبي شبستان مذكور محرابي وجود داردكه سقف آن داراي تزئينات مقرنس كاري است . در سمت چپ فضاي گنبد خانه‌نيز شبستان زمستانه قراردارد كه به وسيلة چهار ستون مربع شكل وطاق چشمه، مسقف شده است نور گيرهايي نيز با سنگ مرمر بين هر طاق جهت تعبيه هوا مشاهده مي شود . همچنين بادگيري درسمت چپ گنبد خانه قراردارد كه مربوط به آب انبار است وخزينة آن در زير فضاي گنبدخانه است . اکنون شبستان زمستانه آن به دليل آسيب ديدگي فراوان استفاده نمي شود
مسجد ريگ
اين مسجد در ضلع جنوبي خيابان قيام ، محله مصلي واقع گرديده است که درسده‌ هشتم هجري توسط معين الدين اشرف احداث گرديد . مسجد ريگ در ابتدا كاروانسرا بوده وامير معين الدين اشرف ، از اعاظم سادات عريضي كه آثار خيريه بسياري از او در يزد به جاي مانده است ، مسجد مذكور را بنيان نهاد .وي كاروانسرا را خريداري نمود وآن را به ساخت مسجد اختصاص دادو صفه وگنبد ومقصوره وغرفه وجماعتخانه بنا كرد.همچنين پايابي حفر نمود ونهر جديد را درآن جاري ساخت وچندين باب دكان ومغازه در حواشي مسجد بناكرد وآنها را وقف نمود .
بنا به گزارش تحقيقات باستان شناسي مركز مطالعات وپژوهشهاي ميراث فرهنگي استان يزد ،باني مسجد مذكور امير معين الدين اشرف بود كه ازبزرگان عصر سلجوقي به شمار مي رفت ودر سال 730 هجري قمري كاروانسراي مذكور را خريداري كرد وصفه وگنبد ورواقهايي بر آن افزود در اين گزارش تناقضهايي وجود دارد وبر اساس مطالب متون تاريخي محلي يزد نادرست به نظر مي رسد، زيرا اولاً امير معين الدين اشرف دراواخر سده هفتم واواسط سده‌هشتم هجري مي زيست . و داراي سه فرزند به نامهاي: امير ركن الدين شاه حسن ، شرف الدين حسين وكمال الدين شاه علي بود و امير ركن الدين شاه حسن وزير شاه شجاع بر اثر سعايت دشمنان در سال 730 هجري قمري كشته شد . ثانياً تاريخ دقيق احداث مسجد ريگ در منابع تاريخي ذكر نشده است وگزارش مركز اسناد مبني بر احداث بناي مسجد در سال 730 هجري قمري با تاريخ مرگ مير ركن الدين شاه حسن پسر امير معين الدين اشرف اشتباه ذكر شده است .
مسجد ريگ بر اثر ويرانيهاي پي در پي دو بار تجديد بنا گرديده است . در زمان فرزند ابوسعيد طبسي درگاه مسجد ريگ تخريب گرديد وفردي به نام خواجه توكل قزويني درگاه وگنبد آن را مرمت وبازساري نمود. در سال 798 هجري وپس از تاريخ مذكور خواجه فخرالدين ابرقويي مسجد ريگ را دوطبقه ساخت وگنبدي مرتفع ودوجماعتخانه بنا كرد ومنبري در مسجد قرار داد. در سال 890هجري حاجي خواجه جان تبريزي وصيت نمود كه سه هزار دينار تبريزي در مصارف امور خيريه هزينه نمايند ، از جمله يك هزار دينار از آن صرف ساخت وساز بخشهاي پاياب وجماعتخانه مسجد ريگ گرديد. مسجد در سال 860 هجري بر اثر وقوع سيل تخريب شد وبه مدت شش ماه ويران ومتروك بود تا اينكه پس از گذشت شش ماه بارديگر آباد گرديد ومردم در آنجا نماز گزاردند. در زمان حكمراني محمد ولي ميرزا بر يزد حاجي ميزا سيد مهدي برادر اعياني مدرس چندين باب دكان ومغازه واقع در ضلع شمالي مسجد خريداري كرد ودرصدد بود شبستاني داير نمايد وآن را ضميمه مسجدكند كه توفيق نيافت و در سال 1251 هجري شخصي به نام حاجي كاظم مشهور به كلاهدوز با خريداري ضلع جنوبي مسجد، شبستاني در نهايت زيبايي وتكلّف بناكرد .
مسجد ريگ رفيع و دوطرف صحن مستطيل شكل آن دوشبستان است كه در طي ادوار مختلف تاريخي داير گرديده اند . مسجد مذكور از سده هشتم هجري به بعد به‌صورت يكي از مساجد بزرگ در آمده است. پس از گچبري ولايه برداريهايي هايي كه انجام گرديد، يك محراب كاشي شده در انتهاي جنوبي اين مسجد مشاهده شد. شبستان ديگري در قسمت شرقي مسجد وجود دارد كه شامل نورگيرهاي مرمري باستونهاي مربع شكل مي‌باشدكه سقف جناقي ،برروي آن خودنمايي مي‌كند. اين مسجد داراي مناره اي است که بدنه آن با كاشيهاي زيباپوشيده شده است (در حال حاضر قسمتهايي از کاشيها فروريخته). در بالاي محراب اين مسجد در شبستانِ زمستاني، بادگيري بوده كه اكنون خراب شده است. در داخل محراب نيز سنگ مرمري قراردارد كه بر روي آن نقوش محرابي وخطوط كوفي وعربي منقوراست. در سمت شرق مسجد پلكاني با روية گچي ، جهت ورود زنان به تنها غرفه مسجد در طبقه اول تعبيه گرديده كه طاقچه اي در داخل آن است . غرفة تحتاني، قوس نيم دايره اي دارد و در داخل آن نيزطاقچه‌اي است . ازارة تابستانخانه تا ارتفاع50 سانتيمتر از سنگ است و در سطح پايين آن قرنيز سياه رنگي به كار رفته است . در وسط سقف تابستانخانه فضايي شبيه به گلخانه به سبك امروزي با پنجرة فلزي بزرگ ايجاد شده است . بر روي يكي از زيلوهاي مسجد ، عبارت : ‹‹ وقف بر مسجد زين آقا واقع در محلّه مخزن من دارالعباده يزد داخل حصار سنه1304 عمل محمد علي حاجي رجب ميبدي ›› وبر روي زيلوئي ديگر عبارت : ‹‹ وقف بر مسجد زينل عابدين داخل حصار دروازة مالمير شهر سنه 1340›› نوشته شده است به نظر مي رسد مسجد در عهد ناصرالدين شاه قاجاري بنا شده است . خطوط آيه هاي عربي به چهار گونه نگاشته شده و در بالاي محراب قرنيز گچي موجود است.در بدنه تا كف مسجدنيز كاشيهاي فيروزه اي ولاجوردي به صورت نقوش هندسي تعبيه شده است . سقف مسجد نسبتاً بلند ودر دوطرف آن دو شبستان ستون دار قرارگرفته است .نور داخل شبستان تابستاني از پنجره ورودي بزرگ آن تامين مي شود .بدنه ديوارهانيز با گچ سفيد شده است . يك در ورودي مسجد به بازار متصل مي شود .همچنين دوگرمخانه يا شبستان زمستاني در طرفين آن است كه محراب مقرنس گچي دارد . در زير صحن مسجد زير زمين يا سردابه اي بوده كه جهت وضو استفاده مي شده است . نور شبستان ضلع چپ با سنگهاي مرمر سقف تامين مي شود‌وشبستانهاي جنبي داراي 32 ستون چهار ضلعي وسقف گنبدي هستند .در روي هر گنبد نيزيك نور گيرِ مرمري به كار رفته است. محراب اين قسمت از سنگ مرمر ونورگيرها عموماً به صورت هشت ضلعي است.
در نماي ورودي مسجد كتيبه اي بر روي سنگ مرمربا اين عبارت قراردارد :‌ « بسم الله الرحمن الرحيم واذكر اسم ربك بكره واصيلا مسجد ريگ ». يك رديف كاشي نيز با خطوط نسخ عربي كه در تعميرات اخير در نماي ورودي استفاده مي شده است.همچنين روي سنگ مرمر محراب با خطوط آيات ونقوش گلداني كار شده ودر آخر تاريخ 1251 به چشم مي خورد . آثارقابل توجه مسجد مذكور به شرح زير معرفي مي شود :
1ـ منارگلي مزّين به كاشي و خطوط ونقوش هندسي بنايي وقفسه اي چوبي دربالاي مناربا خطوط (( يا ديان يا منان يا حيان ...)).
2ـ كتيبة خطّ ثلث از كاشي معرق درسه طرف سر در مغرب مسجد كه به بازار باز مي شود با اين عبارت :
بني هذه المسجد الشريف والمنار المنيف في ايام خلافه سلطان الزمان المتوكل علي الله المنان ( يك كلمه ريخته ) [‌الم )‌ ظفر بهادرخان خلدالله تعالي ظلال عدالته ، العبد الواثق بلطايف ....( ادامه آن ريخته است .)
3ـ در آلت سازي وكنده كاري كه درهمين درگاه نصب است وبر دو لنگة آن اين عبارت به خطّ نسخ خوش منقور است :‌
دست راست
«لا اله الّا الله محمد رسول الله . وقف كرد بندة كرد بندة درگاه صمد خواجه حاجي احمد سياوشاني.»
دست چپ
«علي ولي الله حقاً . اين در را بر مسجد سر ريگ خالصاً مخلصاً لوجه الله ، في شهر ذي الحجه رقم شد سنة 1038. »
4ـ بدنة محراب ايوان اصلي از كاشيهاي شش ضلعي فيروزه اي وآبي با حاشيه هاي سياه وسفيد مرسوم سده نهم هجري وطاق‌نماي آن گچ كاري مقرنس است ويك قطعه سنگ خاكي رنگ به اندازة 51×78 نصب ومطالب منقور بر آن به خطوط رقاع وكوفي‌است.
حاشيه اول
«بسم الله الرحمن الرحيم . انّ الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الا تخافوا ولا تحزنوا وابشروا بالجّنَه الّتي كنتم توعدون نحن اولياؤكم (‌فصلت 30/ 31 ).»
حاشيه دوم
«بسم الله الرحمن الرحيم . وعدالله المؤمنين والمؤمنات جنات تجري من تحتهاالانهار خالدين فيها ومساكن طيّبَه في جّنات عدن ورضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم.» ( التوبه / 82 )
حاشيه سوم
«بسم الله الرحمن الرحيم . يبّشرهم ربهم برحمه منه ورضوان وجّنات لهم فيها نعيم مقيم. خالدين فيها ابداً ان الله عنده اجر عظيم ( التوبه 21 و22 ) . الا ان اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون.» (‌يونس / 62 )
دورة پيشاني
«شهدالله انّه لا اله الّا هو و الملئكه‌والوالعلم قائماً بلقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم . انّ الدين عندالله.» (‌آل عمران / 18 ـ 19 )
پيشاني
«لا اله الّا الله.»
محرابي وسط
سورة اخلاص به خطّ كوفي .
متن
«الله اكبر» (‌در دو گوشه ) .« بسم الله الرحمن الرحيم فان تولوا فقل حسبي الله لا اله الّا هو عليه توكلت وهو رب العرش العظيم.» (‌التوبه / 129 )
پائين‌
«عمل عبيد‌الله بن احمد ....(‌ناخوانا ) احمد بن‌الحسين احمد بن محمد سيد مسه (‌؟) عمر بن علي سحود (‌؟) .»
اين‌ نوع سنگ -‌كه در يزد‌تعدادي از آنها ديده مي‌ شود - از آثار سد? ششم هجري است و‌جز سنگي‌ازاين دست كه در سال 512 براي قدمگاه فراشا‌ تهيه‌ و در محراب آنجا نصب شده بقيه‌ سنگ قبر است . تصور مي‌شود سنگ نصب شده در محراب مسجد ريگ‌ هم سنگ قبر بوده است و‌قسمت وسط آن را كه‌ به نام‌ متوفي‌ اختصاصي‌ تراشيده‌ و‌نيزعبارت فوق را نقر‌كرده‌اند . دو ‌دليل ‌بدين امر مي‌توان ذكر‌‌ كرد‌: يكي‌ ‌آنكه خط وسط شباهتي‌ به خطوط حاشيه‌ ندارد و جز‌اين در هيچ‌ يك‌ از سنگهاي‌ مورد نظر خطي‌ شبيه‌به خط مذبور‌‌ ديده‌ نشده است . ثانيا‌ً سطح سنگ در قسمت وسط به علّت تراشيده‌ شدن خط گودشدگي‌ بيشتري‌ دارد .
‌5 ـ در شبستان متّصل به گنبد و‌طرف راست آن ، ديوار‌ محراب از كاشيهاي‌ مسّدس‌ و وسط آن محراب نماي‌معّرق از سده نهم هجري‌ نصب شده و‌طاق آن مقرنس و‌گچ‌ كاري‌ است .
6‌‌ ـ محراب شبستان بزرگ ‌زمستاني، دست چپ و‌با‌پنجاه ستون ، داراي‌ سنگ مرمري‌ به اندازة‌ 85 × 115‌ سانتي‌متر و برآن به خط نسخ و‌نستعليق عبارت مذكور‌ در‌ذيل منقور‌ است .
حاشيه‌
«قال الله تعالي‌ و تقدس اقم‌ الصلوه‌..... مقاماً‌ محمودا‌ صدق‌العظيم ‌حرره ابن‌ عبدالحي‌ محمد صادق 1251 . » به خطّ نسخ.
پيشاني‌
« اشهد‌ان لا اله الا الله و‌اشهد ان محمد رسول الله و‌اشهد ان‌‌‌ علياً ‌ولي الله .»
مدرسه ضيائيه
اين ساختمان مشهور به زندان اسکندر مي باشد و متعلق به قرن 631 هجري قمري است وباني آن شرف الدين علي رضي است اين مدرسه در محله نهادان و درمجاورت بقعه دوازده امام قرار دارد.


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان يزد

بقعه سيد شمس الدين
اين در سال 767 هجري قمري بنا شده است. اين بنا داراي ايوان بلند، نقاشي و ترئينات گچ بري مي باشد. ايوان بلند آن داراي کاشيکاري معرق و رنگارنگ است. در وسط سقف ايوان بلند ترنجي بزرگ و در گوشه هاي سقف گل و بوته هاي زيبايي نقش داده شده است. در داخل ايوان سنگ قبر مرمري، مربوط به بهاءالدين فراش موجود است که تاريخ 850 را نشان مي دهد.
بقعه سيد رکن الدين
اين بنا در سال 725 هجري قمري بنا نهاده شده است و محل دفن سيد رکن الدين محمد قاضي مي باشد. اين بنا داراي گنبد، گچ بريهاي خطوط اسليمي داخل ايوان بلند و مقرنسهاي چهار گوشه بنا و مخراب بلند مي باشد. در داخل بقعه آثار تزئينات آجرکاري و خطوط کوفي و نستعليق بر ديوارها و حتي در قسمت سقف که با آب رنگ نقاشي شده است به چشم مي خورد.
بقعه دوازده امام
اين بقعه مشتمل بر دوازده گنبد منفرد در سال 429 هجري به دستور ابوسعيد و ابو يعقوب از امراي علاءالدوله فرامرز ساخته شد. در اين بقعه کتيبه اي به خط کوفي بالاي سر در گاه نماي که در حاشيه اي از نقوش گل و بوته قرار دارد و سنگ قبر فخر الدين اسفنجردي از مشايخ بزرگ قرن هشتم به اندازه 92×60 که در محراب نصب شده است توجه بينندگان را به خود جلب مي کند.
بقعه شيخ احمد فهادان
اين بقعه مدفون شيخ احمد و برادرش از اهالي اسفنجرد است. اين دو از عرفاي زمان خويش بودند که به يزد آمدند و در محله فهادان سکني گزيدند. از بناي اصلي آن تنها گنبدي با بادگيرهاي کاشي کاري مربع شکل و محراب کاشي کاري شده معرق باقي مانده است.
امامزاده جعفر
امامزاده جعفر از نوادگان امام صادق (ع) و مهمترين زيارتگاه مورد احترام مردم يزد، در محله قديمي مصلي عتيق وواقع شده است. وي در زمان خلافت متوکل عباسي از مدينه به يزد مهاجرت کرد و به شاگردي در دکان آهنگري پرداخت. وي در سال 423 ه. ق. در گذشت و در محل فعلي دفن شد.


قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان يزد

آتشکده زرتشتيان
يکي از اماکن مربوط به زرتشتيان آتشکده آنها است. اين بنا در خيابان آيت الله کاشاني واقع گرديده و شامل ساختمان مشجري است که در قرن اخير ساخته شده است. در اين محل آتش مقدس که براي زرتشتيان مقدس مي باشد و داراي قدمتي چند ساله بوده و بايد هميشه روشن نگهداشته شود نگهداري و از آن مراقبت مي شود. شايان ذکر است که قدمت آتش آتشکده به هزار وپانصد سال مي رسد. ساختمان اصلي در و سط حياط و بر بلندي قرار دارد و آنرا درختاني هميشه سبز احاطه کرده اند. حوضي مئور و بزرگ در محور ورودي بنا به آن زيبايي خاصي بخشيده است. آتش در محفظه اي بلندتر از سطح زمين در اتاقي نسبتا وسيع و دور از تابش خورشيد قرار گرفته و اتاقهايي براي مراسم نيايش پيرامون آن طراحي شده است.
دخمه زرتشتيان
دخمه در فرهنگ فارسي به معناي گورخانه گيرا مي باشد. دخمه در انتهاي جنوبي شهر يزد در حوالي منطقه صفائيه در بالاي تپه اي نسبتا مرتفع وجود دارد که يکي از قديمي ترين بنام هانچکي هاتريا (زرتشتي هندي الاصل) و ديگري که جديدتر است بنام گلستان معروف است دروسط اين دو دخمه چاله اي سنگي وجود دارد که زرتشتيان مردگان خود را در آن مي انداختند . اين اثر مربوط به دوره قاجار مي باشد. دخمه گلستان داراي قطر 25 متر و ارتفاع ديوار از سطح تپه 6 متر است و دخمه ها نجکي داراي قطر 15 متر مي باشند.


باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان يزد

باغ دولت آباد
باغ دولت آباد يکي از باغهاي معروف ايراني است که در زمان محمد تقي خان (دوره زنديه) طراحي و ساخته شده است. اين باغ از قناتي به همين نام مشروب مي شود و جريان آب در باغ استخوان بندي طراحي آنرا تشکيل مي دهد. عناصر متشکله مجموعه چنين است: عمارت سر در جنوبي، شترخان و اصطبل ها، عمارت حرمسرا و عمارت هشتي و بادگير، آشپزخانه، عمارت بهشت آيين، عمارت تالار آيينه سر در اصلي وآب انبار دو دهانه، جالبترين بناي مجموعه را عمارت هشتي و بادگير تشکيل مي دهد که تلفيق جريان آب و هوا به زيباترين شکل صورت گرفته است. بادگير باغ دولت آباد با 33 متر بلندي از سطح زمين شاهکار مهندسي و نشانه نبوغ معماران يزدي است.
موزه قصر آئينه
اين موزه از سال 1360 براي بازديد مردم افتتاح شد در اين موزه مجموعه‌هاي آئينه و روشنايي و اشياي ديگر به نمايش گذاشته شده است. موزه قصر آئينه در خيابان کاشاني مقابل پارک هفتم تير واقع شده است. اشياء روشنايي پي‌سوز، شمع‌سوز، نفت‌سوز، گازسوز و برق‌سوز در آن به نمايش درآمده‌اند.
موزه علوم طبيعي
اين موزه باتلاش و پيگيري جمعي از فرهنگيان يزد افتتاح گرديد اين موزه از چهار بخش گياه‌شناسي، زمين‌شناسي، جانورشناسي و آناتومي انسان و جانور تشکيل يافته است. محل موزه خيابان ايرانشهر مي‌باشد.
موزه آب
اين موزه به همت سازمان آب يزد افتتاح گرديده است و در آن انواع کوزه‌ها و ظروف حمل آب به تماشا گذاشته شده است. محل موزه خانه کلاهدوزها و در ميدان اميرچقماق مي‌باشد.


حمامها و آب انبارها در شهرستان يزد

حمام خان
حمام خان حام خان به گرمخانه نور نيز شهرت دارد. سابقه احداث حمام به سال 1212 هجري قمري برميگردد و در تاريخ 1242 هجري قمري مورد تجديد بنا و تزئينات قرار گرفت. تزئينات حمام خان بسيار ساده بوده است بطوريکه مهمترين تزئين آن نقاشيهاي بخش شاه نشين مي باشد. مساحت حمام1170 مترمربع و زير بناي آن 900 متر مربع مي باشد.
آب انبار شش باد گيري
براي شهرهاي کويري همچون يزد ارزش آب بيش از هر جاي ديگر احساس مي شود. در اين شهر بيش از 75 آب انبار وجود دارد. اين آب انبار داراي شش بادگير مي باشد و 180سال پيش در دوره قاجاره ساخته شده است. از ويژگيهاي مهم اين اثر تاريخي دو دهانه بودن اين آب انبار است که داراي تزئينات مقرنس کاري مي باشد و داراي 55 پله ورودي در قسمت جنوبي است که بين پله 25 و 26 از بالا يک هشتي با سنگ فرش آجري قرار دارد.


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان يزد

خانه لاريها
اين خانه در سال 1286 قمري ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهيم لاري بوده است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهي از آن استفاده مي شد. مساحت آن حدود 1700متر وزير بنائي معادل 1200متر مربع را داراست. درها، پنجره ها ، ارسي ها و اتاقهاي آئينه کاري و نقاشي شده آن يکي از نمونه هاي زيبا و عالي خانه هاي اعياني قرن سيزدهم است.
خانه ملک التجار
خانه ملک التجار اين خانه نمونه در حدود يکصد و بيست سال قبل در يکي از بازارهاي مهم شهر ساخته شده و متعلق به ملک التجار است. مدخل خانه به اسلوب روزگار خود داراي کوچه اي دراز و باريک و با ديوارهاي بسيار بلند است. تزئينات داخلي اتاقهاي آن دست کمي از خانه هاي قديمي ديگر ندارد. نقاشي اتاقهاي اين خانه کار يک نقاش شيرازي است که از حيث اسلوب کاملا با نقاشيهاي عمارت نارنجستان شيراز همسان است. اين خانه در حال حاضر تبديل به مهمانسراي سنتي شده است.
مجموعه امير چخماق
امير جلال الدين چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تيموري و حاکم يزد با همکاري همسر خود فاطمه خاتون در جهت آباداني يزد مجموعه اي شامل تکيه، ميدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه، آب سردواز همه مهمتر مسجد امير چخماق را بنيان نهادند. سنگ نصب شده در کرباس مسجد به طرف ميدان و نثر وقفنامه بر آن به خط نسخ، شبکه هاي ظريف از کاشي هاي معرق دور خارجي گنبد محراب صفه اصلي با طاقنماي مقرتس کاري و اين مسجد را از نظر مرتبه زيبايي بعد از مسجد جامع قرار داده است. اين بنا مسجد جامع نو نيز ناميده شده است. اين مجموعه در قرن هشتم هجري قمري بنا نهاده شده است.

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:10 |

نگاهي كوتاه به شهرستان همدان

همدان اين شهر كهن و افسانه اي ، با سابقه درخشان و آثار كشف شده حاكي از وجود يك شبكه منظم و پيشرفته آب رساني در شهر حكومتي مادها و پارت ها مي باشد در فواصل بين كانال هاي آب رساني معابري به عرض 5/3 متر وجود داشته و كف اين معابر تماما" با آجرهاي مربع شكل و منظمي مفروش بوده است پيشنه حفاري هاي علمي اين تپه به سال 1913 ميلادي بر مي گردد كه هيئتي فرانسوي از طرف موزه لور پاريس به سرپرستي شارل فوسي . كاوش هايي در تپه هگمتانه انجام داد ولي نتايج اين كاوشها هيچ گاه منتشر نشد .در طي 10 فصل حفاري انجام شده از سال 1362 تا 1378 كه حدود 14000 متر مربع از بقاياي اين شهر مورد كاوش قرار گرفته يكي از كهن ترين دوره هاي تمدن بشري نمايان شده است همچنين يك حصار طولاني به ارتفاع 9 متر و دو برج عظيم و كم نظير در درون آن كشف شده از جمله كاوشهاي علمي سال 1362 تا كنون كه به سرپرستي آقاي دكتر محمود رحيم صراف به انجام رسيده منجر به شناسايي شهر بزرگي در دل تپه هگمتانه شده است تحقيقات نشان داده كه در فواصل 35 متري بين معابر دو سري واحد هاي ساختماني قرار دارند كه هر كدام شامل يك حياط مركزي ( هال ) است با اتاق ها و انبارهايي به صورت قرينه در گرداگرد آن به شكلي كه هر واحد ساختماني فضايي در حدود 5/17 * 5/17 متر را در بر مي گيرد معابر مذكور با عرض 5/3 متر و پيبندي آجري در بخش وسيعي از تپه گسترش داشته و جهت شمال شرقي و جنوب غربي دارند . همچنين ادامه كاوش ها بخش هايي از حصار عظيم شهر به قطر 9 متر و ارتفاع 8 متر را آشكار ساخته است . اين حصار در فواصل معين داراي برجهاي عظيم بوده كه هگمتانه قديم را در بر مي گرفته است . به طور كلي اين تپه در طول يكصد سال اخير بارها مورد حفاري باستانشناسان داخلي و خارجي قرار گرفته است از جمله ويژگيهاي شهر باستاني هگمتانه معماري و طرح و نقشه منظم اين شهر بوده كه در بين آثار باستاني به دست آمده كم سابقه است ضمنا" در طول حفاريهاي انجام شده آثار ارزشمند و بي نظيري كشف گرديده كه اغلب متعلق به دوران هخامنشيان و نياكان آنهاست . تعدادي از اشياء كشف شده از اين تپه در موزه ملي ايران باستان و تعدادي ديگر در موزه ها و يا مجموعه هاي خصوصي خارج از كشور نگهداري مي شود


طبيعت در شهرستان همدان

غار علي صدر
موقعيت جغرافيايي
در روستاي عليصدر از توابع شهرستان كبودراهنگ و75 كيلومتري شمال غربي شهر همدان يكي از عجايب طبيعي جهان و نمونه نادري از غارهاي آبي قابل قايقراني به نام غار عليصدرواقع شده است كه به طول جغرافيايي 48درجه و 18دقيقه و عرض35درجه و18دقيقه داراي ارتفاع 1900متر از سطح درياست.امكان دسترسي به غار عليصدر ازسه مسير فراهم است در روستاي عليصدر از توابع شهرستان كبودراهنگ و75 كيلومتري شمال غربي شهر همدان يكي از عجايب طبيعي جهان و نمونه نادري از غارهاي آبي قابل قايقراني به نام غار عليصدرواقع شده است كه به طول جغرافيايي 48درجه و 18دقيقه و عرض35درجه و18دقيقه داراي ارتفاع 1900متر از سطح درياست.امكان دسترسي به غار عليصدر ازسه مسير فراهم است
1-همدان لالجين به بيجار كه جديد الاحداث و مناسب تر است.
2-از تقاطع سه راهي پايگاه هوايي نوژه ( در جاده همدان به رزن)
3-از طريق همدان به صالح آباد.
غار عليصدر در ارتفاعات ساري قيه ( صخره زرد)‌به وجود آ مده است.در اين كوه دو غار ديگر به نامهاي سوباشي و سرآب وجود دارد كه ترتيب 11و 7 كيلومتربا غارعليصدر فاصله دارند به لحاظ گسترش زياد لايه هاي سنگ آ هك متبلور در منطقه امكان ارتباط بين غارهاي مذكور با غار عليصدر وجود دارد.
تاريخ پيدايش
زمين شناسان قدمت سنگ هاي اين كوه را به دوران دوم زمين شناسي يعني دوره ژوراسيك ( 190 تا 136 ميليون سال قبل ) نسبت مي دهند و شواهد به دست آمده از درون غار حاكي از آن است كه اين غار پناهگاه انسان هاي اوليه بوده است .مردم روستاي عليصدر و روستاهاي اطراف از قديم الايام به وجود آن پي برده بودند واز آب آن بهره برداري مي كرده اند ولي هيچگاه كاربري گردشگري آن مطرح نبوده است تا اينكه در پنجم مهرماه 1342 گروهي 14 نفره از اعضاءهيئت كوهنوردي همدان غار عليصدر را مورد بازديد وكاوش قرار دادند. اين عده توانستند با وسائل ابتدايي مانند چراغ دستي و تيوب لاستيك مقداري در درون غار پيشروي كنند بازديد اين گروه در روزنامه هاي محلي منعكس شد ودر سال 1346 با پخش خبر كشف يك غار شگفت انگيز و بي انتها در سطح رسانه هاي ملي سيل محققان كوهنوردان و علا قمندان اثر طبيعي به سوي آن سرازيز شد . در سال 1352 كوهنوردان همداني دهانه ورودي غار را به قطر 50 سانتيمتر تعريض نمودند واز سال 1354 استفاده عمومي از غار عليصدر آغاز شد در آن زمان اهالي روستا مسافران را با چراغ دستي قايق و پارو به ديدن قسمتهاي ابتدايي غار مي بردند .
چگونگي ايجاد:- در نتيجه تركيب آب حاصل ازبارش قطرات باران با گاز دي اكسيد كربن موجود در هوا تشكيل اسيد كربنيك ضعيف ونفوذ آن در زمينهاي آ هكي و انجام واكنش شيميايي تركيبي نا پايدار به نام بي كربنات كلسيم به وجود آورده است چون اين ماده در آب محلول است در درون لايه هاي آهكي ضخيم فضاهاي خالي ريزي ايجاد كرده واين فضاهاي خالي ميليون ها سال گسترش پيدا كرده و به مورور به هم پيوسته اند وبه عبارتي ميليونهاسال قلم صانع جهان خلقت به حكاكي ونقش آ فريني اين شاهكار شگفت انگيز مشغول بوده است تا اين غار بسيار وسيع در دل زمين ايجاد شده است .
زيبايي هاي غار عليصدر :- غار عليصدر از بسياري جهاد علي الخصوص به علت وجود گذرگاههاي ممتد آبي و درياچه هاي وسيع و قابل قايقراني كه در سرتا سر غار گسترده شده اند يك از زيبا ترين جلوهاي طبيعي ايران وجهان و پديده اي منحصر به فرد در نوع خود ميباشد كه فقط در معدودي از غارهاي جهان مثل غار موليس در فرانسه و غارهاي شواليه وبوكان در استراليا چنين زيبائيهاي خيره كنندهاي وجود دارد آب درياچه غار بدون رنگ و بو ميباشد و مزه آن معمولي است وهيچگونه حيات جانوري در آن وجود ندارد درجه حرارت آن در طول سال ثابت ودر حدود 12 درجه سانتي گراد و به قدري زلال است كه تا عمق 10 متري با نور معمولي و چشم غير مسلح بخوبي قابل رويت است نتايج آزمايشهاي فيزيكو شيميائي بر رور آن نشان مي دهد كه در نقاط مختلف غار ثركيبات شيميائي آن نزديك به هم بوده وجزء آبهاي بي كربناته كلسيك سبك با ph اسيديته نزديك به خنثي ميباشد وبدليل وجود املاح آهكي فراوان در آب غير قابل خوردن است از آنجا كه مازاد آب غار توسط رشته هاي مختلفي ( مثل چشمه شور ) به خارج غار هدايت مي شود لذا ? سطح آب در طي فصول و سالهاي مختلف به استثنا ء مواقع كم آ بي يك نواخت است ولي در مواقع كم آبي داراي نواساناتي بوده كه آثار آن برروي ديواره غار به خوبي مشهود است
آب غار در قسمتهاي مختلف آن از صفر تا 14 متر در نوسان است آب درياچه غار از چشمه هاي زير زميني ريزش مداوم آب از ديوار وسقف غار تامين ميشود كه منشا آنها به طور كلي از محل ريزشهاي جوي است سقف غار كه در بعضي قسمتها تا حدود 10متر از سطح آب ارتفاع دارد پوشيده از كربنات كلسيم خالص ودر بعضي قسمتها مخلوط با عناصر ديگر است كه برسر راه جريان آب از خارج به داخل غار به وجود آمده اند اين روسوبات به صورمختلف استالا كتيت هايي ( چكنده ) را تشكيل داده اند ودر كف غار ودر جاهايي كه آب وجود ندارد استالاكميت هايي ( چكيده) با اشكال متنوع و جذاب به فور ديده ميشود منظره داخل غار بسيا ربديع و هواي آن يسبار پاك و لطيف بوده و عاري از هر گونه گرد وغبار والودگي ميكروبي است ودر تابستان خنك ودر زمستان گرم و مطبوع است همچنين هواي داخل غار سبك بوده وحالت سكون مطلق دارد به طوري كه چنانچه شمعي در آنجا روشن كنند هيچ گونه حركتي در شعله شمع ديده نمي شود.در برخي از معابر غار 10 الي11 كيلومتر پيشروي شده است ولي هنوز تمام كانلها و شبكه هاي ارتباطي غار كشف نشده اند در حال حاضر پس از طي مسير قابل قايقراني غار نوردي پياده در قسمت خشكي غار آغاز مي شود و گردشگران پس از طي مسافتي نسبتا طولاني مجددا با قايق ادامه مسير مي دهند تا كنون 14 كيلومتراز معابر غار كشف شده ولي تنها 4 كيلومتر از معابر كه با پرژكتور نور پردازي شده اند مورد بازديد قرار مي گيرند در مجموع بازديد از محوطه وسيع قنديل بزرگ جزاير سوم و چهارم قايقراني غار نوردي و گذر از پيچ و خم گذرگاههاي آبي و دالانهايي با سقف بلورين به بيننده مي با وراند كه در اين اثر حقيقتا يكي از شاهكار هاي جهان آفرينش است و هيچ وصفي توان توصيف اين همه شكوه و زيبايي را ندارد
تاسيسات رفاهي و تفريحي جنبي - در مجموعه سياحتي غار عليصدر براي بازديد كنندگان تسهيلاتي شامل : يك باب مهمانسرا 10 دستگاه ويلاي چوبي يك و دو خوابه 16 دستگاه سوئيت اقامتي 50 دستگاه چادر صحرائي رستوران بازارچه خريد مواد خوراكي و صنايع دستي نمازخانه سرويس بهداشتي توقفگاه اتومبيل وسايل بازي كودكان فضاي سبز و امكان كوهنوردي فراهم است .


عمارات ومحوطه هاي باستاني در شهرستان همدان

كتيبه هاي گنج نامه
كتيبه هاي گنج نامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است . بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند در فاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره ي عباس آباد حكاكي شده است . كتيبه ها هر كدام در سه ستون 20 سطري به زبان هاي پارسي قديم ، بابلي و عيلامي قديم نوشته شده اند. متن پارسي در سمت چپ هر دو لوح قرارگرفته است و پهنايي معادل 115 سانتي متر دارد . متن بابلي در وسط هر دو كتيبه نوشته شده و متن عيلامي در ستون سوم قراردارد
با توجه به سوراخ هاي كنار كتيبه ، به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوشي داشته اند كه آنان را از گزند باد وباران حفظ مي كرده است .
لوح سمت چپ كه كمي بالاتر از كتيبه ديگر در كوه كنده شده است مربوط به داريوش بزرگ هخامنشي است . طول آن حدود 290 سانتي متر ، ارتفاعش 190 سانتي متر و داراي متني به شرح زير است :
خداي بزرگ است . اهورامزدا كه اين زمين را آفريد كه آن آسمان را آفريد كه مردم را آفريدكه شادي را براي مردم آفريد كه داريوش را شاه كرد ، شاهي از بسياري ، فرمانروائي از بسياري منم داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمين ها كه نژادهاي گوناگون دارند ، شاه سرزمين دور و دراز ، پسر ويشتاسب هخامنشي
كتيبه خشايار شاه نيز در قسمت پائين همين كتيبه است به طول 270 سانتي متر و ارتفاع 190 سانتي مترو متن آن عبارت است از:
خداي بزرگ است اهور مزدا بزرگترين خدايان است كه اين زمين را آفريد كه آن آسمان را آفريد كه مردم را آفريد كه براي مردم شادي آفريد كه خشايار شاه را شاه كرد ، يگانه از ميان شاهان بسيار ، يگانه فرمانروا ، از ميان فرمانروايان بي شمار. من خشايار شاه ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه كشورهاي داراي ملل بسيار ، شاه اين سر زمين بزرگ دور دست پهناور ، پسر داريوش شاه هخامنشي .
تپه گيان نهاوند
اين تپه در 19 كيلومتري جنوب غربي شهر نهاوند و 2 كيلومتري سرآب گيان و در گنار روستايي به همين نام قرار گرفته است و به عنوان يكي از قديمي ترين آثار تاريخي قايل بازديد و تحقيق مي باشد. باستان شناسان قدمت اين منطقه را 37 قرن قبل از ميلاد مسيح (ع) مي دانند و مورخان را عقيده بر اين است كه 5500 تا 5700 سال قبل در اين تپه مردماني مي زيسته اند كه از اقوام بومي ايران بوده اند و تمدني شبيه به تمدن بين النهرين داشته اند .ولي بعدها اين قوم توسط اقوام اروپايي و آسيايي از بين رفته و قوم جديد تمدن درخشان جديدي را به وجود آورده اند كه با تمدن بين النهرين شباهتي نداشته است . براي اولين بار يكي از مورخين به نام " هرتسفلد" در تپه گيان يك نوع سفال منقوشي مي بيند كه بنا به اظهار وي نمونه هايي از آن سفال ها را در سال 1936 ميلادي نزد عتيقه فروشان همدان ديده است . لذاچند سال بعد موزه لور پاريس به پرفسور رومن گريشمن و ژرژ كنتنو ماموريت مي دهد تا كاوش هاي وسيع تري را در اين محل انجام دهند . اين كاوش ها در سال 1310 انجام شد و نتيجه مطالعات آنها در كتاب " كاوش در تپه گيان نهاوند" منتشر گرديد.
او و هيئت همراه تپه گيان را تا عمق 19 متري حفاري نمودند و در نتيجه تحقيقات خود به 5 طبقه با خصوصيات متما يز برخورد نمودند كه نشانگر وجود 5 دوره از تمدن قديم بود و نشان مي داد كه اين منطقه داراي قدمتي در حدود 5700 سال است . به شرح زير:
طبقه پنجم ( دوره هم عصر با تمدن عيلام 5700 سال قبل ) . قديمي ترين آن طبقات بود كه بين عمق 19 متر و 5/7 متري قرار داشت ودر آن سفالي با زمينه زرد يا سبز كمرنگ با نقوش سياه به دست آمد طرح اين نقوش عبارتند از : خطوط هندسي مانند د ندانه . خطوط شكسته . مثلث هايي كه از يك طرف به هم متصل مي باشند . تبر دوسر . صليب مالت ( صليبي كه چهار بازوي آن مساوي است ) لوزي . چهارخانه و دوايري كه داخل آنها تزئين شده است . بعلاوه روي اين سفال موضوع هايي نباتي نيز نقش شده بود و از چهارده متر به پايين مارها و رديف مرغان آبي و بز كوهي و پلنگ نيز ديده مي شد. در سفال منقوش طبقه پنجم گياهان حد فاصل ميان سفال ناحيه شمال هستند.
طبقه چهارم ( دوره هم عصر با تمدن شوش 5500 سال قبل ) از 9 متر تا 5/7 متر به زحمت از بالاي طبقه پنجم تشخيص داده مي شود و مركب از گورستان وسيعي است كه 117 قبر از قبرها تحت مطالعه قرار گرفته و شامل سفل منقوش زرد رنگي است كه خمير آن خوب پخته شده و گاهي رنگ آن نزديك به رنگ آجري مي شود و نقوش سياه رنگ است . شكل ها و مضوع نقوش آن چندان متنوع نيست . مهمترين اين ظرف از حيث شكل خمره هاي دهانه گشاد است كه داراي نقش روي گردن و شانه ظرف است . اين نقوش عبارت است از خطوط افقي دندانه دار و خطوط موج دار كه بيشتر روي گردن ظرف است و يك نوار پهن كه روي شانه ظرف قرار گرفته .موضوع نقاشي ها معمولا" پرنده و شانه است . رديف مرغان آبي كه پهلوي هم قرارگرفته اند و در نقش شباهت به شانه پيدا كرده اند گاهي نيز يك عقاب با بالهاي باز يا مرغان آبي در حال شنا نشان داده شده اند. در اين طبقه فلزات فراوان است . برنز براي ساختن آب خورها و دستبندهاي بازوسرنيزه هاو تبرهايي كه يك طرف آن مارپيج است به كار رفته در اين طبقه نقره نيز موجود است .
طبقه سوم ( دوره هم عصر با جزاير اژه و بالكان 4000 تا 4500 سال قبل) از 5/7 تا 6 متر و قبرهاي شماره 83 تا 101 تمدن قبلي مدتي ادامه مي يابد و پس از اندك مدتي رو به زوال مي گذارد . سفال قرمز آجري رنگ با نقش سياه خصوصا" در ظروف سه پايه اي . تنگهاي شكم دار و پايه دار . فنجان هاي دسته دار. ديزي ها و روغن داغ كن ها ادامه مي يابد . نقوش منحصر به مثلثها. هاشورها و خطوط افقي موج دار مي باشد. از بين اشيا برنزي خنجرها. سنجاقهاي بلند و ظروف برنزي قابل ذكر مي باشد.
طبقه دوم ( دوره آثار بنايي3400 تا 3800 سال قبل ) از 6 تا 4 متر و قبرهاي 64 تا 82 شامل : آثار ابنيه و ساختما نها مي باشد . سفال منقوش هنوز تحت تاثير سبك سفالهاي منقوش دوران پيش از ايراني است . ظروفي كه خميرشان زرد مايل به خاكستري است و نقوش سياه دارند و داراي اشكال مختلف هستند مانند: تنگ هاي شكم دار و پايه دار . سبد و فنجان دسته دار مزين به نوارهاي چهار خانه و گل پنج پر با خورشيد و غيره بنابر اين در اين نقوش كه به صورت مجالس ترتيب داده شده سبك نقش حيوانات مجددا" مرسوم گرديده است ولي علاوه بر اين سفال يك نوع ظروف گلي ديگرنيز پيدا شد كه از جهاتي با آن اختلاف دارد مانند: ظروف و آب خوري هايي كه از حيث جنس خمير با آنها شبيه است و نقوش آنها فقط خطوط افقي است كه به اشكال مختلف نقش شده است . نوع اخير به سفال محدوده بين النهرين شباهت پيدا مي كند . در اين طبقه فلزات چندان زياد نيست و بيشتر شامل پيكانها. دشنه ها و سنجاقهاي بلند بدو سريا با سر مي باشد .
طبقه اول ( دوره ظهور آهن 3100 تا 3400 سال قبل) از عمق 4 متربه بالا قبرها 1 تا 63 سه قشر از آثار ديده مي شود . در قشر اول كه از همه قديمي تر بود آب خوري هاي بلندي قرار داشت كه منقوش به خطوط هندسي يا تزئينات ديگر بود مانند مرغابي يا گياهاني كه به صورت مصنوعي در آمده است . اين سفال با سفال " نوزو"‌ در بين النهرين شباهت زياد دارد . در قشر وسطي كه آن را قشر نام نهاده اندسفال بدون نقشي پيدا شده كه هيچ شباهتي به سفال قبلي نداشت . اين سفال سياه درخشان يا خاكستري سياه رنگ يا قرمز رنگ است و با سفال گورستان در تپه سيلك قابل مقايسه است . در قشر جديد دو قبر پيدا شد . آسيايي كه درآن دوقبر بوده شباهت به اشياء قبرهاي استان لرستان و كورهاي سيلك داشت.
لازم به ذكر است اشيا پيدا شده در تپه گيان هم اكنون در موزه " لوور" پاريس و موزه " ايران باستان " نگهداري مي شود . در زمان هخامنشيان به ويژه دوران حكومت خشايار شا . نهاوند به صورت يكي از مراكز لشكري و سوق الجيشي در مي آيد و مقارن با انقراض هخامنشيان و حمله اسكندر اين شهر مورد حمله قرار مي گيرد كه به علت داشتن دژ و باروهاي محكم در امان مي ماند.
ستون هاي معبد لااوديسه
از جمله آثار به جاي مانده از سلوكيان در نهاوند آثار معبدي است كه منسوب به سلوكيان است و به معبد " لاواديسه " معروف بوده است . مكان دقيق اين معبد مشخص نيست اما آثاري كه نواحي تپه مركزي شهربه نام تپه دوخواهران به دست آمده اين احتمال را قوت مي بخشد كه محل معبد اين مكان بوده است . اين معبد را آنتيو كوس ( آنتيو خوس ) سو پادشاه سلوكي در اين شهر براي همسر خود ملكه لااوديسه بنا كرده است . درحفاريهاي سال 1325 ( 1946 ميلادي) كتيبه بزرگي به ابعاد 36*85 سانتيمتر در 33 سطر به خط يوناني پيدا شد. كه مربوط به انتيو كوس سو است . ترجمه اين كتيبه توسط " لويي روبرو" در شماره هفتم مجله " هلينكا " انتشار يافت. اين كتيبه از دو قسمت متمايز تشكيل شده است : قسمت اول نامه اي است از مندموس كه فرمان شاه را به اهالي نهاوند ابلاغ و از آنان در خواست مي كند به فرمان وي را روي سنگي نقش نموده و در معبد اصلي شهر نصب كنند . قسمت دوم كتيبه عين نامه آنتيو كوس سوم به مندموس است كه به خاطر ملكه لااوديسه نگاشته و بنيانگذاري يكي از شعائر مذهبي را به ملكه ياد آوري مي نمايد كه ملكه به سمت كاهنه بزرگ از حقوق مسلم و مزاياي مخصوص حوزه حكومتي مندموس برخوردار گردد.
ترجمه قسمت اول كتيبه : مندموس به " اپلودوروس " و به كليه صاحب منصبان شهر لااوديسه درود مي فرستد كه پس از اين اعلاميه مي بايست مواد فرماني كه شاه به وي ( مندموس) نوشته است ضميمه گردد. و روي سنگي از آن سوادبرداريد و سپس نوشته اي كه مقرر داشته اند مطابق نموده و آن را محفوظ نگه داريد و سنگ را در معروف ترين زيارتگاه شهر نگهداري كنيد . خوش باشيد. سال 119 دهم ماه يانه مدس .
ترجمه قسمت دوم( عين نامه آنتيو كوس سوم ) شاه آنتيو كوس به مندموس سلام مي رساند و دستور مي دهد كه به شئونات خواهر ما ملكه لااوديسه بيافزائيد و از او قدر داني كنيد چه اين امر براي ما بسيار ضروري است . نه تنها براي اينكه اودر زندگاني اش با مهر ومحبت و مراقبت شديد خود را نشان داد بلكه او هنور نسبت به خدايان داراي عشق و احترام بي پايان است . بنابير اين ما به مهر و علاقه دستور مي دهيم و موافقت خود را با اين امر اعلام مي داريم كه به جاست او از جانب ما به اين افتخار نائل گردد . خصوصا" مصمم هستيم همان طوري كه در تمام قلمرو ما انتخاب كاهنين بزرگ از طرف ما انجام مي شود بدين نحو: در اين محل كاهنه هايي از طرف ملكه ادويسه تعيين گردد. در حالي كه حامل تاج هاي طلا و تصاوير او خواهند بود سپس نام آنها در بعد از كاهنين نياكان ما و خود ما ثبت گردد و خلاصه بعد از آنكه نام ملكه لاادويسه در تمام قلمرو تو به عنوان كاهنه بزرگ معروف و مشهور گرديد و كليه كارها بر طبق گفتار ما انجام گرفت مفادفرمان را برروي سنگي ثبت نماييد تا وقف اين مكان مقدس گردد. و بالاخره اين عمل بسيار پسنديده اي نسبت به خواهر ما انجام داديم نتايج آن در حال و آينده آشكار خواهد شد .
در سال 119 از ماه كاند يكوس" در اين محل چهار مجسمه كوچك مفرغي نيز پيدا شده كه يكي از اين مجسمه ها . الهه اي را نشان مي دهد كه سرش هلال خورشيد است و گل زنبقي در ميان آن قرار گرفته و در دستهايش شاخه اي پر از ميوه است . احتمال دارد اين مجسمه ملكه لاادويسه باشد. علاوه بر كتيبه مذكور دو كتيبه كوچك ديگر هم در اين محل پيدا شده كه يكي از آنها تقريبا" سالم است وترجه آن به اين شرح است . " مندموس عامل مخصوص شاه به ساترابي عالي شاه منصوب گرديد و به سبب اطاعت محض خود نسبت به شاهان و كارهاي برجسته اي كه در قلمرو خود براي مردم انجام داده به اين افتخار بزرگ نايل آمد سال 130 سلوكي" .
از ديگر آثار باقي مانده از اين معبد ستون سر ستون ته ستون و تكه سنگهاي فراواني است كه در بعضي از منازل و جلو درب برخي مغازه هاي شهر و اطراف شهر پراكنده است . از جمله يكي در بازار نهاوند و دو تاي ديگر در طبقه زيرن پاساژ جاجيان است كه به عنوان تزئين محل مورد استفاده قرار گرفته است . كتيبه بزرگ معبد سلوكي هر چند كه مربو ط به استيلاي قومي بيگانه در ايران است اما به علت روشن نمودن بخشي از عقايد مذهبي پادشاهان سلوكي كه خود را جانشين خدايان و يا درزمره خدايان مي دانستند و نشانگر انحطاط اخلاقي و مذهبي در تمدن اين دوره بوده داراي اهميت است. محل معبد به شماره 374 مورخه 3/12/1327 در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است و كتيبه ها هم اكنون در تالار بزرگ موزه ايران باستان نگهداري مي شوند.


كاخ ها ، باغها و موزه هادر شهرستان همدان

موزه تاريخ طبيعي همدان
تاريخچه : موزه تاريخ طبيعي همدان در راستاي تامين اهداف علمي آموزشي و پژوهشي دانشگاه بو علي سينا در سال 1351 شمسي به همت آقاي جعفر محمد علي زاده بنيانگذاري شده است و تاكنون نيز با مديريت ايشان اداره مي شود اين موزه با الگوها و استانداردهاي بين المللي طراحي و تكميل شده است و نه تنها در سطح ايران بلكه در سطح خاورميانه و حتي جهان مطرح مي باشد محل آن در فضاي دانشكده كشاورزي دانشگاه بوعلي سينا در انتهاي چهار باغ آزدگان منشعب از ميدان مدرس واقع شده است وبا زير بناي تقريبي 2000 متر مربع در سه سالن مجزا و مرتبط به هم به شرح زير جاي داده شده اند :
سالن شماره 1
در اين سالن نگاره هاي سنگي كشف شده از مناطق مختلف ايران توسط گروه تحقيق موزه و سفالينه ها و دست سازهاي مفرغي و سكه به نمايش در آمده كه مبين برداشت دقيق انسان ايراني و علا قمندي وي به طبيعت اطراف خود بوده است همچنين حدود 300 مورد صحنه سازي از طبيعت - وحش ايران به معرض ديد عموم گذاشته شده است .
سالن شماره 2
اين سالن به آبزيان اختصاص دارد و شامل دو بخش جدا از هم است
در بخش اول - آكواريوم انواع ماهيان زينتي آب شيرين مناطق گرمسيري است كه در حال حاضر تعدادي از آنها به صورت محدود و در حد تحقيقات در موزه نگهداري مي شوند همچنين راه اندازي آ كواريوم ماهي هاي آب شور و نيز احداث آ كواريم بزرگ و قابل رقابت با انواع بين المللي آن حاوي اقسام گوناگون آبزيان در دست مطالعه مي باشد.
بخش دوم شامل : آ بزيان فيكسه شده است در اين قسمت نمونه هاي كمياب و نفيسي از انواع آبزيان . خزندگان . و پستانداران به صورت فيكسه شده در داخل محلول ويا به صورت تاكسيد رمي شده قرار دارد
سالن شماره 3
در اين سالن مجموعه اي از نمونه هاي كاني فسيلي و سنگهاي رسوبي به جاي مانده از ادوار مختلف زمين شناسي ايران جمع آوري شده است ليكن غني ترين مجموعه هاي مشابه داخل كشور است .
اكتشافات
توجه به اكتشاف بينانگر پوياني و بالندگي يك موزه مي باشد موزه تازيخ طبيعي همدان نيز در طول فعاليت 28 ساله خود برخي از نمونه ها را براي اولين بار در كشور كشف نموده است كه البته اثبات جديد بودن آنها در سطح جهان نياز به تحقيق و بررسي بيشتري دارد براي مثال كشف 5 گونه جديد از ماهي هاي خليج فارس و چند نمونه از فسيلها براي اولين با توسط اين موزه گزارش شده است در حال حاضر علاوه بر گردشگران و محققين سالا نه گروه هاي زيادي از دانشجويان و دانش آموزان از اين موزه ديدن مي كنند .


كاروانسراها ، دروازه ها وبازرها در شهرستان همدان

بازار (هاي) همدان
بازارها اماكن سوداگري و معامله هستند كه معمولا در مراكز شهرها قرار دارند و بازرگانان و پيشه وران در آنجا گرد هم مي آيند. بازارها ي همدان مانند بازارهاي اغلب شهرهاي قديمي مسقفند و از بافت معماري اسلامي برخوردارند جملگي بازمانده دوره قاجاريه مي باشند . جزنه راستا. بقيه در دو.سه دهه قبل به دستور مسؤولان وقت ازباب تجدد گرايي سقف آنها را برداشته و با گذشت زمان صاحبان اماكن تجاري براي استفاده از زير بناي بيشتر طرفين آنها را نيز خراب كرده اند . كه با تير آهن و ديوارهاي تيغه اي بازسازي كرده اصالت خودر را ازدست داده اند.
اين بازارها در مركز شهر قرار دارند و هر يك مختص يك نوع مال التجاره يا پيشه وراني است كه داراي حرفه مشتركي هستند از اين رو مردم بر حسب احتياجات خود مي دانند براي تهيه نيازمنديها به كجا مراجعه نمايند. بعضي از بازارها مانند كاروانسراها در تملك اشخاص ثروتمند بوده كه براي كسب در آمد بيشتري بنا شده اند چنان كه بازار قيصريه( بازار فرش فروش هاي فعلي) را ميرزا كاظم منشي قاجاريه در پشت كاروانسراي خود ( كاروانسراي ميرزا كاظم) ساخت كه اكنون متعلق به چند تن از تجار مي باشد. بر همين قياس راستا بازارهاي صحاف خانه. موتابخانه. كفشدوزخانه و ...به علت موقعيت خاص جغرافيايي همدان و قرارگرفتن در مسير راه هاي ارتباطي شهرهاي غربي و نيز زائران انبوهي كه از ميانه و مناطق دور دست جهت زيارت عتبات عاليات در همدان توقف مي نمودند
اين شهر از اهميت خاص اقتصادي و جغرافيايي به ويژه از دوران صفويه و تواماني دين و سيايت بر خوردار بوده است . ( ويليام جكسن) مي نويسد بازارهاي همدان داراي سقفند و بيش از پانصد دكان پر مشتري در آنها قرار دارد بازرگانان از اين شهر به عنوان ( انبار ايران ) ياد مي كنند . از جمله كالاهاي بازرگاني . اجناس چرمي را بايد نام برد زيرا همدان شهر دباغخانه هاست همدانيها در ساختن و عمل آوردن پوست گاو و گوسفند و ساختن اجناس تجملي از آنها شهره شده اند) در سال 1921 .م. همدان 150 دكان دباغي داشت .
جكسن در مشاهدات خود از بازار همدان مينويسد( زين و تسمه و جامدان و كفش هاي نوك تيز را در غرفه هاي متعددي به معرض فروش نهاده اند از اين گذشته نمد هاي نرم سفيد كه براي زيرانداز . نمدزين . كپنك و شولاي چوپانان به كار مي رود و كلاه هاي پوستي شبيه كلاه خوددر هيچ جاي ايران بهتر از همدان ساخته نمي شود همچنين ساختن غايشه)
بازارهاي عمده به جز چند مورد كه به خاطر جايگزين شدن اجناس كارخانه اي وارداتي هم تغيير نام داده و هم محل فروش اجناس متفرقه گرديده تاكنون سر پاي خود ايستاده ولي روزهاي آخر خود را طي مي كنند در آينده نه چندان دور اين يادگار كهن و آشناي سالخوردگان با تمام خاطرات تلخ و شيرين قرنها به سرنوشت غم انگيز خود نزديك مي شوند . براي مثال بازارهاي : آهنگرها. گيوه كش ها. زهتاب ها . موتاب ها . نجارها. گوزه گرها. صحاف ها و... ديگر پيشه وران و مصنوعات آنها خبري نيست و جز نامي از آنان باقي نمانده . راسته هايي نظير كفشدوز خانه . صحاف خانه عملا" به مغازه هاي فروش كفش كارخانه اي و فروش لوازم التحرير و ساير اجناس متفرقه تبديل شده اند . از راسته بازارهاي : گندمي ها. پالاندوزها. خامه فروشها و نخود بريزها. جزيكي دو دكان در هر راستا بقيه به فروش اجناس متفرقه مشغولند.
با دقت در نقشه همدان مي بينيم كه تمامي بازارهاي همدان در حول و محور مسجد جامع ساخته شده . تجار و پيشه وران نماز ظهر و عصر را در آنجا اقامه مي كردند و مي كنند. جز مسجد جامع مساجد كوچكتري را در جاي جاي بازار مشاهده مي كنيم كسبه اي كه به مسجد جامع دور ترند نمازظهر و عصرخود را در آنجاها به جا مي آورندمانند مساجد : پيغمبر در راسته ي پيغمبر . سر نمازگاه ابتدا ي گندمي ها . مسجد آقاي آخوند در انتهاي راسته گندمي ها.<ذق> جز مساجد . چند گرمابه عمومي نيز مخصوص بازاريان و مسافران وجود داشت كه فقط در روزها فعال بودند . همچنين در نقاطع راستاها . نانوائي . آشپزي و دكانهاي بقالي و قهو خانه/ چائي خانه در سراسرروز به كار مشغول بودند.
كاروانسرا ها
كاروانسراها بناهاي وسيعي هستند كه تعداد زيادي دكان را در بر مي گيرد و معمولا مجاور يا متصل به بازار ساخته شده اند وجزئي از آن محسوب مي شوند واز مراكز مهم اقتصادي مي باشند.
اكثر كاروانسراهاي مهم همدان نيز يادگار زمان قاجاريه مي باشند. چندين منظور در بناي آنها بوده بدين معني كه در دو طبقه ساخته شده از طبقات پائين به عنوان دكان (‌حجره )‌و دفتر امورتجاري استفاده مي شدو طبقه فوقاني انبارهائي براي تگهداري كالا بود كه بعدها از اين طبقه براي دفتر تجاري نيز استفاده مي شد. همچنين محوطه هاي سرپوشيده اي در جنب كاروانسرا يا زميني در گوشه اي از آن به عنوان طويله براي نگهداري شتر واسب و الاغ مي ساختنند . بعضي از صاحبان كاروانسراهاي بزرگ در محلات ديگري ساختمانهائي داشتند كه از آن براي نگهداري چهارپايان و محل بيتوته كاروانيان استفاده مي كردندبعد از تخليه كالاها عمله كاروان و ستوران را به اماكن هدايت مي نمودند. به اين بناها نيز كاروانسرا مي گويند. تجار عمده و صاحبان سرمايه كالاهاي خود را توسط دلالان و بنكدارن در سطح شهر يا ساير بلاد پخش مي كردند و بوسيله همان افراد نسبت به خريد امتعه صادراتي اقدام مي نمودند و خود نيز با دلالان و تجار كشورهاي اروپائي و امريكاو آسيائي كه خواستار خريد كالاهائي نظير فرش و چرم و غيره بودمد مستقيما"‌ارتباط برقرار مي كردند.
كاروانسراها محل تجمع عمومي افرادي بود كه در ارتباط با كار تجارت مشغول بودندو كالاهاي خود را عرضه مي نمودند ودائما" در جنب و جوش بودند . اقتصاد پوياي همدان سبب گرديد كه تعداد قابل توجهي كاروانسرا در آن احداث شود به طوري كه ( ويليام جكسن) عده كاروانسراهاي همدان را بيش از پنجاه ذكر نموده و نوشته است كه اين كاروانسراها از جهت اشياء و ادوات مورد لزوم گروه بيشمار بازرگانان و زواري كه از اين شهر مي گذرند در جنب و جوشند و كارشان سخت پر رونق است . برخي از كاروانسراها در ايام مخصوص محل برگزاري روضه خواني بود ودر ايام محرم حركت دستجات طوري تنظيم مي گشت كه از دوسه كاروانسرا بگذرد و در آنجا از عزاداران استقبال و پذ يرائي مي كردند و تجار نامي كاروانسراها باني مخارج اين مراسم بودند. بنا به استقصائي كه توسط راقم سطور به عمل آ«د تعداد120 كاروانسرا در شهر همدان شناسائي گرديد كه معتقدم تعداد آنها از اين هم بيشتر بوده است زيرا در پي خيابان كشي ها گذشت ايام و احداث بناهاي مسكوني به جاي آنها از اوايل پهلوي تا به امروز اسامي بسياري از آنها به بوته فراموشي افتاده است. راستاهاي معروف عبارتند از:
1- آهك فروشها. سرگذر.
2- آهنگري/ زنجير سازها / چلنگرها . خيابان اكباتان.
3- پالاندوزها/ ادامه راستاي گلشن تا اول سر نمازگاه.
4- پيغمبر/ گوني فروشها راستاي جلوي مسجد پيغمبر.
5- چاقو سازها/ ضلع شمالي مسجد جامع
6- حكيمخانه/ در حكيمخانه . منشعب از خيابان بابا طاهر.
7- حسين خاني. منشعب از راستاي كليمي ها / فلسطين.
8- حاج فضل الله. راستاي منشعب از ضلع غربي خيابان اكباتان.
9- حلاج خانه. ضلع شرقي كاروانسراي ميرزاكاظم.
10- حلبي سازها / حلبي ساز خانه ادامه راستاي قنادها .
11- دباغخانه / چال دباغخانه . منشعب از خيابان اكباتان .
12 – رزين برها. جنب امامزاده شاهزاده حسين.
13- زغالي ها . ضلع شمالي ميدان امام.
14- زرگرها/ زرگرخانه . منشعب از خيابان باباطاهر . انتهاي بازار مظفريه.
15- زنگنه/ مظفريه . ضلع شرقي مدرسه زنگنه.
16- سبزه ميدان . اول خيابان باباطاهر ( ضلع شرق آن)
17- سمسار خانه. ضلع غربي كاروانسراي ميرزا كاظم.
18- شالار يهودي . بين حكيمخانه و كاروانسراي صمديه به علت احداث خيابان بابا طاهر اٍثري از آن به جا نمانده
19- شيشه فروش ها/ شيشه برها . منشعب از سبزه ميدان.
20 – صحافخانه . قسمت غربي كاروانسراي گلشن.
21- صندوق سازها . محوطه ضلع شمالي مسجد جامع انتهاي زغالي ها.
22- علاقبندها. ضلع شرقي كاروانسراي شريفيه.
23- فلسطين/ يهودي ها/ كليمي ها . منشعب از راستاي پالاندوزها.
24- قصاب ها . منشعب از سبزه ميدان.
25- قيصريه/ موتابخانه . منشعب از راستاي گلشن.
26- قيصريه/ فرش فروشها . پشت كاروانسراي ميرزاكاظم . قبلا" مركز چيت فروشي بوده اكنون مركز دادو ستد فرش مي باشد.
27- قبله/ نجارها ضلع شرقي خيابان باباطاهر.
28- قنادها/ قنادخانه. ضلع شرقي مسجد جامع.
29- كاه فروشها. خيابان شورين/ شهدا روبروي كاروانسراي ميراز كاظم.
30- كفشدوز خانه بزرگ. منشعب از راستاي گلشن.
31- كفشدوز خانه كوچك. منشعب از راستاي گلشن.
32- كهنه فروش ها . پشت امامزاده شاهزاده حسين.
33- گلشن. منشعب از خيابان اكباتان . ضلع شرقي كاروانسراي گلشن.
34- گندمي ها . ادادمه راستاي پالاندوزها تا محله بن بازار.
35- گيوه كش ها / مسجد جامع ضلع غربي مسجد جامع.
36- مسگرها/ مسگر خانه منشعب از راستاي نخود بريزها / سبزه ميدان.
37- نخود بريزها/ نخود بريزها ضلع شرقي مسجد جامع / ضلع شمالي كاروانسراي شريفيه.
38- نمد مال ها / منشعب از خيابان اكباتان و راستاي گلشن. پشت مسجد د باغخانه.
بازارچه ها يا بازارهاي كوچك هرمحل بر سر گذر مردم نزديك به چمنها( ميدان محل) دكانهاي متعددي وجود داشت كه حوائج اوليه محل را تامين مي كردند. كه به آنجا بازارچه مي گفتند. بازارچه هاي معروف عبارتند از:
1- بازارچه اسمعلي خان
2- بازارچه امامزاده يحيي .
3- بازارچه پل پهلوانها.
4- بازارچه توت قمي ها/ پل يخچال/ محل فرنگي ها.
5- بازارچه جاگله.
6- بازارچه جولان.
7- بازارچه چمن ورمزيار.
8- بازارچه درود آباد/ دورد آباد.
9- بازارچه دوگوران.
10 – بازارچه شالبافان.
11- بازراچه شريف الملك.
12- بازارچه كبابيان.
13- بازارچه كلپا.
14- بازارچه كولانج/ كولانه.
15- بازارچه محله حاجي.
16- بازارچه مصلي/ فراش باشي.
17- بازارچه مظفريه.
18- بازارچه ميدان مال فروش ها.
19- بازارچه نظر بيك.


+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:7 |

نگاهي كوتاه به شهرستان بندر عباس

بندرعباس از روزگاران‌كهن داراي نام‌هايي چون گامارااو، گامبارايو، گامارايو، گامبري، گمبرون، گميرون، گامرون، گمبرو، گمرو و جرون بوده است. اين شهرستان از سوي شمال به شهرستان حاجي آباد، از باختر به شهرستان بندرلنگه، از خاور به شهرستان رودان احمدي و از جنوب به خليج فارس محدود است. بندرعباس و پيرامون آن از كشاورزي خوبي برخودار بوده و كشت، بيش تر به گونه سنتي انجام مي‌شود. در اين ناحيه‌در سه فصل از سال مي توان به كشت پرداخت. از مهم‌ترين هنرهاي دستي مردم بندرعباس مي توان سفال‌گري، كوزه گري، گلابتون دوزي، فرش بافي، چادرشب بافي، بافت شيركي پيچ، سبد ويژه حمل خرما، حصير و كپر، . . . را نام برد. به دليل نزديكي بندرعباس با كرانه هاي خليج فارس، ماهي گيري بسيار رايج بوده و مردم اين شهرستان بيش‌تر به صيد ماهي و ميگو مي پردازند. صيد ماهي در كرانه هاي بندرعباس،در پاييز و زمستان صورت مي گيرد و صيد ميگو نيز از اوايل پاييز و نيمه نخست زمستان انجام مي‌شود. سواحل رويايي خليج فارس، جزاير متعدد نزديك به منطقه، آرامگاه پيشين در كوي نخل ناخدا،امام زاده سيدكامل، امام زاده سيد مظفر، امام زاده شاه محمد تقي، زيارت‌گاه خواجه خضر، عمارت كلاه فرنگي، مسجدمنبركهنه، مسجدناصري، مسجدصحراباغي، مسجد جامع، مسجد گله‌داري و معبد هندوها از مهم‌ترين مكان‌هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
از مهم‌ترين صنايع بندرعباس مي‌توان‌به‌صنايع‌دريايي، شامل تاسيسات بندري(بندرهاي شهيد رجايي و شهيد باهنر)، صنايع‌كشتي‌سازي، صنايع نساجي، صنايع غذايي، صنايع ساختماني، نيروگاه هاي برق، پالايشگاه بندر عباس، … اشاره کرد. پالايشگاه بندر عباس، در سال 1372 هـ . ش، مورد بهره برداري قرار گرفته و از صنايع مهم هرمزگان است كه با آغاز به كار آن، از ورود فرآورده هاي نفتي، بي‌نياز شده و بخشي از فرآورده هاي آن، صادر مي‌شود. گنجايش روزانه اين پالايشگاه، بيش از 230 هزار بشكه بوده و فرآورده‌هاي آن، گاز مايع، بنزين، نفت سفيد، و سوخت هواپيما، گازوييل، نفت كوره، قير و گوگرد است. ساخت و طراحي پالايشگاه بندرعباس توسط مهندسان ايراني انجام شده و شركت هاي ژاپني و ايتاليايي تنها نقش نظارت را داشته اند. شهرستان بندرعباس داراي معدن آهك و گچ است كه در 2 كيلومتري خاور و هم‌چنين باختر آن قرار دارند. از مهم ترين معدن هاي اين شهرستان، معدن گازسورو، سرخون، ‌گيشو، شن و ماسه، نمك آبي را مي توان نام برد. معدن هايي كه مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌اند، معدن سنگ گچ‌خمير، سنگ گچ كشكوييه و نمك در گور هستند. به دليل نزديكي بندرعباس با كرانه هاي خليج فارس، ماهي گيري بسيار رايج بوده و مردم اين شهرستان بيش تر به صيد ماهي و ميگو مي پردازند. صيد ماهي در كرانه هاي بندرعباس، در پاييز و زمستان صورت مي گيرد و صيد ميگو نيز از اوايل پاييز و نيمه نخست زمستان انجام مي شود.
کشاورزي و دام داري
بندرعباس و پيرامون آن از كشاورزي خوبي برخودار بوده و كشت، بيش تر به گونه سنتي انجام مي شود. در اين ناحيه، در سه فصل از سال مي توان به كشت پرداخت. در پاره‌اي نقاط، به ويژه بخش مركزي بندرعباس، برداشت سه گونه فرآورده در سال به خوبي انجام پذير است. در سال هاي اخير گرايش به سوي كشاورزي متناسب با امكان هاي مالي كشاورزي ناحيه، پيدا شده است. ازفرآورده هاي مهم اين منطقه مركبات، خرما، صيفي، گندم، جو، ذرت، حبوبات، …را مي توان نام برد. پرورش درخت خرما و گونه هاي مركبات اهميت زيادي دارد و ليموشيرين و نارنگي اين ناحيه كم نظير و خوش خوراك بوده وهمراه با خرما از فرآورده هاي پر سود مردم به شمار مي‌آيند. دام‌داري‌در بندرعباس‌به گونه سنتي رواج دارد، ولي از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست. پرورش گوسفند، بز، شتر، مرغ گوشتي و زنبور عسل از فعاليت‌هاي دام‌داري مردم اين ديار محسوب مي شود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان بندر عباس با پهنه‌اي حدود 1/ 13255 كيلومتر مربع، در شمال تنگه هرمز، در 27 درجه و 11 دقيقه‌ي پهناي شمالي و 56 درجه و 17 دقيقه ي درازاي خاوري نسبت به نيم روز گرينويچ قرار گرفته و بلندي آن از سطح دريا 6 متر است. اين شهرستان از سوي شمال به شهرستان حاجي آباد، از باختر به شهرستان بندر لنگه، از خاور به شهرستان رودان احمدي و از جنوب به خليج فارس محدود است. آب وهواي شهرستان بندر عباس به دليل شرايط ويژه خود،گوناگون بوده و در ناحيه كوهستاني، گرم و خشك و در ناحيه كرانه اي و دشتي، گرم و مرطوب است. آب و هواي نوار كرانه اي آن، در تابستان بسيار گرم و مرطوب و در زمستان هوا معتدل مي شود. تابستان در اين ناحيه 9 ماه ادامه مي يابد و از اوايل آبان ماه اندك اندك از گرماي هوا كاسته مي شود. وزش بادهاي شمالي در اين شهرستان همراه با گرد و غبار بوده و گاهي با رطوبت زياد دريا همراه است و هواي بسيار گرم و مرطوبي را به وجود مي آورد كه به اين پديده در اصطلاح محلي «شرجي» گويند. بيش تر بخش هاي شهرستان بندر عباس كوهستاني است كه اندك اندك از جنوب شهرستان (كرانه خليج فارس) به سوي شمال قرار دارند، كه در برخي نقاط دشت هاي‌حاصل خيز و همواري را به گونه ميان كوهي به وجود آورده اند. بيش ترين بلندي در اين شهرستان 3267 متر و كم‌ترين آن، 2 متر از سطح درياست. شهرستان بندرعباس، ‌در سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375 هـ . ش، داراي 419938 نفر جمعيت بوده است، كه از اين شمار 219533 نفر مرد و 200405 نفر زن بوده اند. بندرعباسي ها سخت كوش، متدين، مهمان نوازهستند. همه آن ها مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري و سني هستند. زبان رسمي بندرعباسي ها فارسي است و با گويش ويژه بندري سخن مي گويند. مردم اين شهر و پيرامون آن، آميخته اي از فارسي، بلوچي، عرب، سياه پوست، … هستند كه عباسي ناميده مي شوند. از ويژگي هاي نژاد مردم اين ديارمي توان به چهره گشاده با رنگ پوستي گندم گون يا سياه سوخته، قد بلند، موهاي مشكي با ابرواني كشيده و پايدار در دوندگي و راه پيمايي اشاره کرد.
فاصله هوايي بندرعباس تا تهران 1060 كيلومتر است. فاصله زميني اين شهر تا بوشهر 921، تا تهران 1501، تا اصفهان 1082، تا خرمشهر 1234، تا شيراز 601، تا كرمان 498، ‌تا يزد 824، تا بستك 250، تا گنگ 270، ‌تا بندر لنگه 260، ‌تا جاسك 330، تا حاجي آباد 165، تا دهبارز رودان 105، تا قشم 20، تا گاوبندي 510، تا ميناب 110، تا هرمز 30 كيلومتر است. راه زميني بندرعباس راه اصلي بندرعباس – تهران مي باشد، كه شهر بندرعباس از طريق آن به تمامي نقاط ايران مي پيوندد و ازراه هاي فرعي مي توان راه هاي سياهو، ‌خوش هنگام، جاسك، ‌جگين، گاوبندي، دريا، بندرچارك، جايين، احمدي، لنگه، گاوبندي، ستاق، مقام، گهره را نام برد.
از طريق بندرهاي استان هرمزگان حمل و نقل بار و مسافر به جزيره هاي ايران در خليج فارس و شيخ نشين ها و ديگر كشورها انجام مي گيرد و كالا از طريق همين بندرها، به ويژه بندرعباس، بندر شهيد رجايي و بندر شهيد باهنر، … وارد و يا صادر مي شود.
مسير بندرعباس- لطف آباد- بندرعباس. مسير بندرعباس- بافق- تهران- ‌مشهد- لطف آباد و برعكس، به درازاي 2 هزار و 665 كيلومتر و گنجايش سه ميليون تن در سال.
راه آهن بندرعباس – سرخس – بندر عباس. مسير بندرعباس- سيرجان- بافق- يزد- قم- تهران – شاهرود- فريمان ( مشهد )- سرخس و برعكس. با درازاي خط 2 هزار و 540 كيلومتر و گنجايش حمل و نقل سه ميليون تن بار در سال.
مسير بندرعباس – بندر هاي شمال ( تركمن – اميرآباد)، بندرعباس. مسير : بندر عباس- بافق- يزد- تهران- گرمسار- قايم شهر- بندر اميرآباد و يا تركمن و برعكس. با درازاي خط يك هزار و 878 كيلومتر و يك هزار و 947 كيلومتر و گنجايش حمل يك ميليون تن بار در سال.
مسير بندرعباس – رازي – بندرعباس. مسير : بندرعباس- سيرجان- بافق- يزد- تهران- رازي و برعكس، با درازاي خط 2 هزار و 446 كيلومتر و گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال. مسير بندرعباس، جلفا، بندرعباس، مسير : بندرعباس- سيرجان- بافق- يزد- تهران- تبريز- جلفا و برعكس. با درازاي 2 هزار و 470 كيلومتر با گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال. وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بندرعباس از روزگاران‌كهن داراي نام هايي چون گامارااو، گامبارايو، گامارايو، گامبري، گمبرون، گميرون، گامرون، گمبرو، گمرو و جرون بوده است. بندرعباس درمحل يا نزديك آبادي ماهي‌گيري به نام شهرو(سورو، تهرو، توسر) قرار داشته است. در اوايل سده 8 هـ . ق، كه نام جزيره كنوني هرمز از جرون به هرمز تغيير يافت، نام جرون به شهرو داده شد. با پيشرفت هرمز، كه به گونه اي مركز تخليه كالاي بازرگاني و بارگيري كشتي ها، بين جزيره هرمز و كرانه هاي ايران شده بود، جرون نيز اندك اندك گسترش يافت. بعدها جرون به دليل وجود خرچنگ زياد در كرانه اش « گمرو» ناميده شد. شاه عباس بزرگ صفوي، براي اين كه گمرو يا گمبرون، بزرگترين بندر ايران شود، به شركت هند خاوري امكان هايي در گمبرو، كه انگليسي ها آن را «گامبرون» مي خواندند، داد. شاه عباس سپس اين شهر را به نام خود، بندر عباس خواند. بندر عباس از لحاظ جايگاه تاريخي ديرينگي زيادي دارد. تاريخ نگاران و باستان شناسان براين باورند، كه اين شهر، در دوران هخامنشي يكي از بندرهاي مهم درياي پارس بوده است. در دوران اشكاني خليج فارس، از جمله بندرعباس از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و در روزگار ساساني، از مراكز مهم داد و ستد و بازرگاني به شمار مي رفته است. در اثر كاوش هايي كه در اسكله سازي سورو انجام گرفته، چندين سكه نقره دوران ساساني به دست آمده است. شهر بندر عباس به دليل قرار گرفتن در دهانه و كناره خليج فارس و راه هاي بازرگاني وهمچنين نزديكي با تنگه مهم و استراتژيك هرمز، از لحاظ سياسي، اقتصادي و نظامي داراي اهميت است. در دوران اخير، بندرعباس به يكي از شهرهاي بزرگ، مهم و استراتژيك ايران تبديل گشته و پيشرفت زيادي كرده است.


مساجد و مدارس مذهبي درشهرستان بندر عباس

مسجد جامع دلگشا
اين بنا در محله دلگشا در كناره خيابان ساحلي بندر عباس واقع گرديده و ظاهرا بناي قديمي آن در سال 1175 ه . ق توسط زين العابدين ابوالقاسم اوزي بنا شده و در حدود سال 1354 ه . ش ‚ به غير از بخشي از شبستان آن ‚ كاملا تجديد شده و گسترش يافته است . بناي قديمي مسجد ‚ مشتمل بر شبستان ستوندار با 12 ستون در ميانه و ايوان هاي ستونداري در سه جبهه غربي ‚ جنوبي و شرقي بوده است . از اين بنا اكنون بخش ستونداري در ميانه شبستان جديد باقي مانده كه تنها قسمت در خور توجه و مطالعه بنا است . اين بخش از شبستان داراي 12 ستون با ساقه اي استوانه اي و پايه اي مكعب است كه ستون ها در بالا توسط قوس هاي جناغي به همديگر اتصال يافته و زمينه را براي بر پا داشتن مسطح تير پوش فراهم ساخته اند . ساقه و پايه ستون ها در تعميرات اخير با قطعات سنگ نما پوشش يافته است . سر ستون ها و بخش هاي فوقاني آنها داراي تزيينات گچي است . بخش هاي جديد بنا ‚ خاصه نماي بيروني آن ‚ فاقد اصالت تاريخي و هنري است
مسجد جامع گله داري
اين بنا در محله اوزي هاي بندر عباس واقع گرديده و بر طبق كتيبه سنگي آن ‚ در سال 1338 ه . ق توسط حاج شيخ احمد گله داري - به جاي مسجد كوچكتري از قرن سيزدهم - بنا گرديده است . اين مسجد بر روي صفه اي به ارتفاع 1/5 متر بنا گرديده و مشتمل بر صحن ‚ ايوان ‚ شبستان ستوندار ‚ ماذنه و شبستان زمستاني است . شبستان مسجد به صورت مربع داراي 16 ستون استوانه اي بر پايه مربع است . ستون ها و نيم ستون هاي مزبور توسط طاق هايي با قوس شكسته به همديگر متصل شده و سطحي را براي پوشش تير چوبي مسجد فراهم ساخته اند . پوشش شبستان ‚ به كمك تيرها و تخته هاي چوبي و اندود ضخيم گلي صورت گرفته است . در تعميرات سال 1354 ه . ش ‚ سطح زيرين سقف ‚ با پوشش هاي جديد آكوستيك پوشانده شده است . در ميانه ضلع غربي بنا ‚ محرابي به عمق حدود 1/30 و ارتفاع 4 متر با تزيينات زيباي گچي قرار گرفته است . در بدنه جنوبي اين محراب ‚ محفظه اي براي نگهداري كتاب ها و اشياي ديگر تعبيه شده است . در اضلاع مختلف شبستان جمعا 19 درگاه با درهاي چوبي و در جانب شرقي و جنوبي شبستان ‚ ايوان هايي با يك رديف ستون ساخته شده است . تمام ستون ها به غير از ستون هاي اصلي ‚ در راس اضلاع - كه مربع هستند - ساقه اي استوانه اي دارند . تزيينات بنا منحصر به تزيين گچي قالبي و گچبري هايي است كه در محراب ‚ سر ستون ها و سطح زيرين طاق ها به كار رفته و از زيبايي خاصي برخودار است . ازاره شبستان و ستون ها در دوره اخير با قطعات سنگ نما پوشش يافته است در زاويه شمال شرقي مسجد ‚ گلدسته اي به ارتفاع تقريبي 8 متر با طرح استوانه اي و ماذنه اي بر بالاي آن ساخته شده است . در گوشه جنوب شرقي صحن ‚ منبر و گلدسته اي پلكاني به جامانده كه روبه ويراني است . در حال حاضر ‚ بخشي از صحن جهت استفاده نمازگزاران مسقف شده است . كتيبه تاريخي بنا ‚ مورخ 1338 ه . ق است و نام باني بنا ‚ در كنار محراب و بر ديوار نصب شده است . در زير بناي مسجد ‚ شبستاني است كه در زمستان ها مورد استفاده بوده است در حال حاضر ( 1376 ه . ش ) ‚ در جانب شمالي مسجد ‚ بناهاي جديدي در دست ساختمان است كه طبقه دوم آنها به عنوان شبستان مورد استفاده قرار خواهد گرفت


+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:6 |
نگاهي كوتاه به شهرستان اراك

راك مركز و مهم‌ترين شهرستان استان مركزي است كه از شمال به شهرستان ساوه، از باختر به شهرستان‌هاي همدان و ملاير، از خاور به محلات، از شمال خاوري به شهرستان هاي تفرش، آشتيان و قم و از جنوب به شهرستان هاي خمين و سربند محدود مي‌شود. دشت فراهان در بخش قابل توجهي از تاريخ زنديه مركز سپاهيان و چريك هاي طرفدار زنديه بوده و به همين علت آن‌چه كه بعدها در زمان تاسيس حكومت نوبنياد قاجاري اهميت مي يابد تامين امنيت اين منطقه بوده است لذا در سال 1189 هجري شمسي برحسب تقاضاي سپهدار و موافقت فتح‌علي‌شاه تصميم بر ايجاد يك شهر در محل فعلي شهر اراك گرفته شد و پايه هاي تشكيل شهرستان اراك شكل گرفت. كشاورزي يكي از رشته‌هاي مهم اقتصادي شهرستان اراك است كه به علت داشتن خاك خوب، آب كافي و دشت هاي وسيع از رونق زيادي برخوردار بوده و بسياري از فرآورده هاي آن از قبيل گندم، جو، تره بار، انگور، بادام و سيب جنبه صادرات دارند. شهرستان اراك در دهه هاي گذشته براي جلوگيري از مهاجرت هاي بي رويه به تهران، تبديل به يك قطب صنعتي قوي و جاذب نيروي كار شد، به طوري كه اكنون يكي از مراكز مهم صنعتي كشور محسوب مي‌شود. آتشكده برزو، عمارت و منزل حسن‌پور و كاروان سراي شاه عباسي اراك مهم‌ترين و معروف‌ترين مكان‌هاي ديدني اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.
صنايع و معادن
شهرستان اراك در دهه هاي گذشته براي جلوگيري از مهاجرت هاي بي رويه به تهران، تبديل به يك قطب صنعتي قوي و جاذب نيروي كار گرديد، به طوري كه اكنون يكي از مراكز مهم صنعتي كشور محسوب مي گردد. علي رغم اينکه بعضي رشته هاي آن کاملا نوپا مي باشد، بسيار فعال و از بازدهي اقتصادي خوبي برخوردار است. صنايع كارگاهي و كارخانه اي اراك در يك رده بندي كلي شامل انواع صنايع مي‌شود كه كارخانه‌هاي ماشين سازي، كمباين سازي، آلومينيوم سازي، كابل سازي، پتروشيمي و پالايشگاه بيش ترين اهميت را دارند. علاوه بر اين ها كارخانجات مواد غذايي، نساجي و پوشاك سلولزي، شيميايي، كاني غير فلزي و برق، ريخته گري، ماشين سازي، تجهيزات، خودروسازي و نيروي محركه و صنايع سنگين در اين شهرستان فعاليت دارند. به طور کلي نزديك به 700 واحد كارخانه و كارگاه صنعتي در اين شهرستان وجود دارد که بيش تر كارخانه هاي صنعتي استان را در بر مي گيرند.
از معادن شهرستان اراك مي توان معدن آهن منگنز شمس آباد، سنگ آهك تخت زرد و سنگ لاشه قايناروق را ام برد. علاوه بر اين معادن تعدادي سنگ تراورتن، سنگ مرمر و مرمريت در نقاط مختلف شهرستان وجود دارد. رونق صنايع، معادن، كشاورزي و دام‌داري سبب رونق در امر بازرگاني منطقه شده است. گندم، جو، نباتات علوفه اي، انگور، كشمش، سيب، گردو، دام زنده، انواع فرآورده هاي لبني، پوست، پشم، مرغ، سيمان، انواع ماشين آلات كشاورزي و صنعتي، نفت تصفيه شده، ‌قند، توليدات شيميايي و فلزي، گيوه، قالي، سنگ آهن، و انواع سنگ هاي لاشه آهكي از جمله صادرات اين شهرستان مي باشند.
کشاورزي و دام داري
كشاورزي يكي از رشته‌هاي مهم اقتصادي شهرستان اراك است كه به علت داشتن خاك خوب، آب كافي و دشت هاي وسيع از رونق زيادي برخوردار بوده و بسياري از فرآورده هاي آن از قبيل گندم، جو، تره بار، انگور، بادام و سيب جنبه صادرات دارند. به طور كلي حدود 30 هزار هكتار باغ در اين شهرستان وجود دارد ومهم ترين منابع آب شهرستان چشمه ها، چاه هاي عميق ونيمه عميق، قنات ها و رودخانه ها هستند. دام‌داري و دام‌پروري از جمله فعاليت‌هاي مهم اقتصادي شهرستان اراك محسوب شده و با دو روش سنتي و صنعتي صورت مي گيرد. به طور كلي دام هاي شهرستان اراك مشتمل بر گوسفند، بز و گوساله هستند. هم چنين پرورش‌طيور از جمله مشاغلي است كه در روستاها بسيار رايج بوده و مرغ از جمله اقلام صادراتي اين شهرستان به شمار مي رود.
مشخصات جغرافيايي
اراك از شهرستان هاي استان مركزي است كه از شمال به شهرستان ساوه، از باختر به شهرستان‌هاي همدان و ملاير، از خاور به محلات، از شمال خاوري به شهرستان هاي تفرش، آشتيان و قم و از جنوب به شهرستان هاي خمين و سربند محدود مي‌شود. مركز شهرستان اراك از نظر جغرافيايي بين 49 درجه و 38 دقيقه تا 49 درجه و 46 دقيقه درازاي خاوري و 34 درجه و 4 دقيقه تا 34 درجه و 7 دقيقه ي پهناي شمالي و ارتفاع 1750 متري از سطح دريا واقع است. شهرستان اراك از سه بخش وفس، خنداب و مركزي تشكيل شده است. رودخانه هاي قره‌چاي،قره‌كهريز و رود شهراب از مهم ترين رودهاي اين شهرستان محسوب مي شوند.
مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
راه آسفالته درجه يك اصلي اراك – قم به سمت شمال خاوري به درازاي 130 كيلومتر
راه آسفالته درجه يك اصلي اراك – اصفهان به سمت جنوب خاوري به درازاي 288 كيلومتركه شهرهاي مهمي چون خميني شهر(61 كيلومتري) و گلپايگان (100 كيلومتري) و نجف آباد در مسير آن قرار دارند.
راه آسفالته درجه يك اصلي اراك – خرم آباد به سمت جنوب باختري به درازاي 237 كيلومتر
راه آسفالته فرعي اراك – تفرش به سمت شمال خاوري به درازاي 85 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بررسي‌هاي تاريخي نشان‌گر آن است كه‌تا پيش‌از پيدايش شهر «سلطان‌آباد»(اراك) در محدوده منطقه جغرافيايي اين شهرستان که تا سال 1316«ولايت عراق» نام داشت، با وجود 680 آبادي و حدود پانصد هزار نفر جمعيت، شهر با اهميتي پديد نيامده است. كمتر از دو قرن پيش در زمان حكومت فتحعلي شاه قاجار ولايت عراق شاهد نا امني ها و شورش هاي متعدد اهالي فراهان، گلپايگان و چهار لنگ عليه حكومت قاجار بود. قشون حكومتي به فرماندهي يوسف خان گرجي قلعه «زلف آباد» را كه محل تجمع مخالفين دولت بود با خاك يكسان كرده و جمعيت آن را قلع و قمع و پراكنده ساختند و طرح ايجاد شهر جديدي را پي ريزي نمودند. بدين منظور در نقطه خوش منظره و با صفايي كه نسبت به منطقه مركزيت و به اطراف و جوانب تسلط داشت و از امكانات ارتباطي و منابع آب و قنوات بهره مند بود، مكان شهر جديد انتخاب شد.
اين نقطه كه انتهاي محال فراهان بود و سابقا دهي به نام «دسكره» يا «دستجرد» در آن وجود داشت، «سلطان آباد» نام گرفت و كانون مبادلات منطقه شده و جمعيت هشت قلعه موجود در پيرامون به شهر جديد انتقال يافتند. اين شهر ابتدا «قلعه سلطان آباد»، سپس «شهر نو» و بعد از آن شهر «سلطان آباد» نام گرفت و در سال 1316 هـ . ش با عبور راه آهن سراسري از كنار آن، به اراك تغيير نام داد. اراك از آغاز ايجاد تاكنون همواره در معرض دگرگوني بوده و تحولات فراواني يافته است.
اين شهر تا اوايل 1270 هـ . ق نقش نظامي داشت و محل سكونت سپهدار عراق بود. اولين نقطه عطف در تحولات «سلطان آباد» زماني آغاز گشت كه در دوره حكومت ميرزا حسن خان، شهر از حالت نظامي خارج و به تدريج كاركرد تجاري و صنعتي يافت و قالي بافي رونق گرفت و زمينه توسعه صنعتي آن نيز فراهم شد. در زمان فتحعلي شاه، مقارن شروع جنگ جهاني اول و فرو پاشي حكومت قاجاريه، قواي روسيه شهر هاي ساوه، سلطان آباد و مناطق اطراف آن ها را به تصرف در آورند. پس از خاتمه جنگ جهاني اول و تحولات سياسي كشور، سلطان آباد نيز در معرض دگرگوني هاي اين دوره قرار گرفت. اين روند در دهه‌هاي بعدي نيز ادامه يافت، به طوري كه امروزه شهر اراك به يكي از قطب هاي صنعتي ايران تبديل شده است.
مفاخر استان
استان مركزي بلحاظ فرهنگي و مذهبي يكي از مراكز اصلي تربيت و پرورش انديشمندان ، شعرا ، عرفا ، سياستمداران و بزرگان مذهب و شيعه محسوب مي شود . از مشاهير و علما ديني و ادب و فرهنگ اين سرزمين مي توان به امام خميني ( ره ) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، پروفسور حسابي ، ميرزا تقي خان امير كبير ، قائم مقام فراهاني ، عباس اقبال آشتياني نويسنده ، ميرزا حسن آشتياني علماي ديني ، سلمان ساوجي اديب و شاعر ، اديب الممالك فراهاني اديب و شاعر ، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام از مردان سياست ، فخر الدين عراقي ، آيت الله العظمي اراكي ( ره) ، ملا احمد نراقي ( ره ) ، ملا مهدي نراقي ( ره ) ، آيت الله حاج آقا محسن عراقي ( ره ) ، آيت الله آقا نورالدين حسيني ( ره ) ، مصدق ، فروغ فرخزاد ، پروين اعتصامي ، ابوعبدالله آبي ، محمد رضا آشتياني ، محمد علي اراكي ، ميرزا سيد علي اكبر تفرشي ، مير فيض الله تفرشي ، مير مصطفي حسيني تفرشي ، حويزي ، ابوالقاسم دانش آشتياني ، محمد رضا دروديان ، هادي دليجاني ، شيخ محمد راستين ، كربلايي كاظم ساروقي ، آخوند حاج ملا فتحعلي سلطان ، شيخ علي نخستين ، ملا ابوطالب ، ملا محمد علي محلاتي ، ميرزا فضل الله نصير الاسلامي ، سيد عبد المجيد وفسي ، هاشمي سنجاني ، سعدالملك آبي ، محمود آستانه ، ارفيع آستانه ايي ، آقا علي آشتياني ، ميرزا موسي آشتياني ، احمد قوام ، قوام الدوله ، محيط فراهاني ، ميرزا يوسف مستوفي الممالك ، مشير الدوله ، حسن ملكي ، علي منصور ، وثوق الدوله ، ميرزا حسن خان وزير نظام ( برادر امير كبير ) ، محمد استعلامي ، محمد حسابي ، مصطفي چمران ، ابراهيم دهگان ، مرتضي ذبيحي ، حبيب الله ذوالفنون ، محمد رضا محتاط ، مير اسماعيل ميرفخرايي ، دكتر مؤسس نيسانيان ، محمد قريب ابن ساوجي ، بيدل آشتياني ، هوشنگ ترابي ، بهاء الدين ساوجي ، سلمان ساوجي ، ابوالحسن فراهاني ، ميرزا محمد حسن فراهاني ( وفا ) ، محمد علي مرداني ، ابوالحسن ملك ، سيد علي نجفي زاده ، نظامي گنجوي ، اويس وفي ، عبدالرحمن بين عيسي همداني ، نصيراهمداني ، محمد آستانه ، علي اكبر اميني ، كاظم ايرجي ، اسماعيل تفرشي ، ابوالفضل جليلي ، صابر رهبر ، علي حاتمي ، فرهاد رستم پور ، غلامرضا رمضاني ، ابوالفضل جليلي ، آقا علي اكبرخان فراهاني ، بهزاد فراهاني ، آقا غلامحسين فراهاني ، محمود فرهمند ، واروژ كريم مسيحي ، بهروز مبصري ، رضا موسوي زاده ، حاتم عسگري ، فتحعلي واشقاني فراهاني ، احمد بورقاني فراهاني ، ذبيح بهروز ، ابوتراب حلبي ، محمد خرمشاهي ، محمد باقر صدرا ، سعيد قاضي سعيدي ، محمد كوهپايه اي ، مرتضي هزاوه ايي ، باقر موسوي ، امير طوفان ( صمصام الملك ) امام خميني ره : آيت الله العظمي حاج آقا روح الله مصطفوي موسوي امام خميني ، بنيانگذار جمهوري اسلامي در بيستم جمادي الثاني سال 1320 هـ . ق در شهر خمين قدم به عرصه وجود گذاشتند . مهمترين تأليفات ايشان : شرح دعاء سمر به زبان عربي ، لقاءالله تفسير سوره حمد _ جهاد با نفس _ اربعين _ آداب الصلات _ شرح حديث جنود عقل و جهل _ سر الصلاه يا معراج السالكين _ كتاب الطهاره _ كتاب البيع رساله في التقيه _ رسال لاضرر و


طبيعت در شهرستان اراك

رودخانه قره چاي يا زرين رود
اين رودخانه از دو رود تشكيل مي شود و وسعت حوزه آبريز آن حدود 23921 كيلومتر مربع است . شاخه جنوب آن از كوه هاي سربند و راسوند و تالاب وعمارت و سراب هاي استان ، عباس آباد ، كله و نهرميان سرچشمه مي گيرد . اين شاخه ها در محل پل دو آب به هم پيوسته ، رود واحدي را به نام چرّا « شرا » تشكيل مي دهند ، پس از عبور از بخش چرّا با جهت جنوب به شمال با « دبي » قابل ملاحظه اي به شاخه غربي قره چاي مي پيوندد .
شاخه غربي كه از كوه هاي الوند همدان سرچشمه گرفته از بهم پيوستن شش رود كوچك به وجود مي آيد كه در دشت رزن و بهار به نام سيمينه رود ناميده مي شود ، در دشت كبودر آهنگ ، شاخه فرعي « زهتران » و « خميگان » از شمال به جنوب جريان يافته كه اين رودخانه در انتهاي بخش چرّا با رودخانه چرّا يكي شده و به طرف ساوه جريان پيدا مي كند ، در ساوه نيز دو رود كوچك به نام هاي « سامان » و « ياتان » بهم پيوسته به نام رود مزلقان يا مردقان ( مزدقان ) وارد قره چاي شده پس اط گذشتن از دشت ساوه در محل پل دلاك به قمرود پيوسته و به « مسيله » و به كوير نمك مي ريزد ، طول اين رودخانه حدود 540 كيلومتر است .
اين رودخانه بويژه شاخه هاي آن در سربند و كزاز و بخش چرّا بعلت موقعيت طبيعي ويژه ، مناظر بسيارزيبايي پديد آورده كه از جهت جاذبه هاي تور سيم و بهره برداري جهانگردي و ايرن گردي ، واجد اهميت خاص است ، تراكم اين مناظر دلنشين بويژه در منطقه سربند و كزاز كه سرچشمه ها و سرشاخه هاي متعدد رودخانه را در خود جاي داده بسيار جالب توجه است . اما اين مناظر بسيار زيبا بعلت آن كه در منطقه كوهستاني قرار گرفته و فاصله طولاني با مراكز شهرها دارند ، فاقد امكانات زير بنايي مناسب گردشگري و ايرانگردي هستند . با ايجاد تأسيسات اوليه گردشگري اين مناطق مي تواند از مركز مهم جذب و جلب گردشگر و ايرانگرد باشد و يا حداقل مي تواند مردم استان را بخود جلب كند .
رودخانه قمرود
اين رودخانه كه 288 كيلومتر طول دارد حوزه آبريز آن ، كوهستان هاي اطراف خمين و گلپايگان و خوانسار به وسعت 16050 كيلومتر مربع در جنوب شرقي استان مركزي قرار دارد ، كه مسير قابل ملاحظه اي از اين رودخانه در استان مركزي واقع است . شاخه اصلي آن از كوه هاي لرستان ، گلپايگان و خوانسار سرچشمه گرفته و در هر مكان نام ويژه اي دارد . شاخه اصلي به نام دربند يا گلپايگان ، از كوه هاي زاگرس سرچشمه گرفته و شاخه اصلي و پر آب قمرود مي باشد و در جهت شرق به غرب جريان دارد .
رودخانه خوانسار از كوه هاي اين شهرستان سرچشمه گرفته ، پس از ورود به دشت گلپايگان به آن مي پيوندد .كه در پائين گلپايگان ، خرقاب ناميده مي شود . اين دو رود به نام (( خرقاب )) در 23 كيلومتري شرق خمين در نزديكي (( گلهاگرد )) با رودخانه خمين يكي مي شوند . رودخانه خمين از كوه هاي آشناخور ، سرچشمه گرفته و جهت آن ، جنوب غربي _ شمال شرقي است .
شاخه هاي كوچكتري در خمين از كوه هاي ( نشهر ) و پشتكوه و دالايي و بيشه علي و حمزه لو سرچشمه گرفته كه در 2 كيلومتري غرب خمين نزديك روستاي ريحان و (( ارّه )) به رود خمين مي پيوندند . رودخانه قمرود پس از گذشتن از نيم ور و كنار محلات و غرب دليجان بسوي قم مي رود و در ناحيه (( پل دلاك )) در 20 كيلومتري شمال شرقي قم به قره چاي پيوسته وارد مسيله شده و به كوير نمك مي ريزد .
از ديدگاه جاذبه هاي طبيعي گردشگري ، هر چند مسير رودخانه قمرود بويژه پيش از عبور از نيمور محلات به اندازه منطقه سربند و كزاز ، چرّا ، سرسبز و زيبا نيست . اما جاذبه هاي گردشگري و ايرانگردي آن را نبايد ناديده گرفت . بويژه در منطقه خمين و محلات با ايجاد امكانات و تأسيسات به جاذبه هاي گردشگري افزوده مي گردد ، كه مي تواند در كنار جاذبه هاي طبيعي شهر زيباي محلات و پارك و سرچشمه و گلخانه ها و آب گرم معدني ، مجموعه بسيار زيبا و جذابي براي گردشگران به وجود اورد . چشمه هاي معدني
چشمه هاي دايمي فراواني در استان وجود دارد كه به مناسبت فراواني آب و سرسبزي و زيبايي طبيعي و آساني دسترسي به آنها از جاذبه هاي طبيعي بسيار مهم بشمار مي روند و مي توان محل گذران ايام فراغت و تفرجگاه اهالي استان و ايرانگردان باشد .
مهمترين آنها عبارتند از : سرچشمه محلات ، چشمه پنجه علي ، سرآب اسكان ، سرآب حك ( سراب بولاغ ) ، سراب عباس آباد شازند ، چشمه انجدان ، چشمه بالقلو در ساوه ، كه تنها در سرچشمه محلات و پارك كنار آن ، تسهيلات و امكانات جهانگردي ايجاد شده است . در دامنه كوه سفيد خاني ، چشمه چينچلي ، با آب معدني و گوارا مي تواند از جاذبه هاي خود طبيعي به حساب مي آيد .
چشمه هاي آب گرم محلات
چشمه هاي آب گرم محلات به فاصله 15 كيلومتري شمال شرقي محلات قرار دارد . اين چشمه هاي آب گرم معدني در سمت شرقي كوه خورزن در نزديكي روستاي نينه از دهستان خورهه قرار گرفته است . استفاده از چشمه هاي آب گرم معدني محلات سابقه باستاني داشته و مي توان تاريخ استفاده از آن را با آثار باستاني خورهه در يك جهت پنداشت .
از دوران باستان تاكنون از آب گرم محلات به خاطر خواص درماني آن استفاده مي كرده اند . آب اين چشمه ها از تركيب ، آبهاي سولفاته كلسيك و از ته آبهاي ، هيپبر ترمال بوده كه در درمان بيماري هاي نقرس و هم چنين بيماري هاي كبدي ، صفراوي و كليوي و دستگاه گوارش مؤثر است .
سالهاست كه مردم ايران بويژه استان مركزي و شهرهاي قم و كاشان و اصفهان براي درمان و تفريح و گردش به محلات و آبگرم روي مي آورند . فصول استفاده از چشمه هاي آب گرم محلات بهار و تابستان است به ويژه دو ماهه مرداد و شهريور مي باشد .
چشمه كيخسرو ، سراب حك يا چشمه بلاغ
اين سراي يا چشمه بزرگ در دشت كزاز و در دامنه كوه راسوند قرار دارد . به علت سرسبزي و زيبايي طبيعت قابليت آن را دارد كه از مراكز مهم جذب توريسم و جهانگردي و ايرانگردي باشد .
چشمه چيقلي
در 28 كيلومتري جنوب غربي اراك و در بالا دست روستاي رباط ميل بر سينه با صلابت رشته كوه سفيد خاني ، گردشگاه مصفاي چپقلي واقع است . كه خواص درماني چشمه آب معدني آن زبانزد خاص و عام است . آب معدني چپقلي از رديف آب هاي بي كربنات كليسم دار است و منيزيم آهن دار فاقد هرگونه آلودگي ميكروبي است و از نوع آب هاي سرد و سبك است كه آشاميدن آن اثرات درماني شگرفي در بدن دارد . اين چشمه دائمي با كيفيت مطلوب 8 دهم ليتر در ثانيه آب دهي دارد و تأثير آن در دفع سنگ كليه و مثانه در بين عموم زبان زد است .
آب معدني چشمه گراو
چشمه فوق به فاصله 5 كيلومتري شهرستان تفرش بين دو روستاي گبوران و طراران واقع گرديده است و دسترسي به ان آسان است . آب اين چشمه ، معدني و داراي خواص درماني است . گراو متشكل از چند قسمت در سطح زمين است كه از آنجا به حالت جوشش از سطح زمين خارجشده و در يك قسمت نيز آب همراه گازكربنيك فراوان از منفذي خارج مي شود .
آثار بجا مانده در اطراف چشمه يك چهار ديواري را نشان مي دهد كه بطور گسترده به عنوان حمام زنانه از آن استفاده مي شده است . آب گراو تفرش ، آب معدني بي كربناته مخلوط است كه به نسبت تقريباً مساوي يون هاي سديم و كلسيم در آن يافت مي شود . استحمام در اين آب اثر تسكيني داشته همچنين باعث باز و بسته شدن عروق مي گردد
درياچه قاسم آباد
اين درياچه طبيعي و بسيار زيبا در غرب بخش چرّا ، در غرب خنداب و در منطقه كوهستاني بين روستاهاي اوچ تپه ، كرد و خورد 7 توتل و قاسم آباد قرار دارد ، محل درياچه دشت كوچكي است كه اطراف آن را كوه ها احاطه كرده اند . نزولات آسماني آن مناطق در آن جمع شده و به صورت درياچه در آمده است .
در سال هاي خشكسالي آب آن كم و گاهي خشك است . اما در سالهايي كه بارندگي زياد است اين درياچه حتي قابل قايق راني است وسعت آن حدود 3 كيلومتر و 2 كيلومتر است در فصل پائيز و ابتداي زمستان به علت آب و هواي مناسب ، محل تجمع پرندگان مهاجر است .
درياچه ميقان
درياچه يا كوير ميقان در شمال شرقي اراك و در دشت فراهان قرار دارد . مساحت آن از حدود 100 تا 110 كيلومتر مربع متغيير است . حدود كوير يا درياچه ميقان در سال هاي مختلف بر حسب بارندگي متغيير است و محيط آن از 16 تا 24 كيلومتر تفاوت مي كند . آب درياچه شور است . محدوده درياچه ميقان از جهت اقليمي داراي زمستان هاي معتدل است ، همين ويژگي سبب مي گردد كه در پائيز و اوايل زمستان زيستگاه پرندگان بويژه پرندگان مهاجر باشد .
پرندگان مهاجر از قبيل غاز و اردك و سرسبز در هنگام مهاجرت دسته جمعي از سرزمين هاي سردسيري در مسير مهاجرت خود به جنوب ايارن ، حدود 2 ماه از آبان تا آذر را در محدوده اين درياچه بسر مي برند .
درياچه هاي مصنوعي
در سطح استان بجز درياچه هاي پشت سرهاي دليجان و ساوه و بند نيمور ، تعدادي درياچه مصنوعي در پشت سرهاي خاكي به وجود آمده كه تمام آنها از جاذبه هاي جنوب ايرانگردي محسوب مي شوند . يكي از اين درياچه ها كه هميشه پر آب است درياچه دربند جمال آباد قره كهريز است . از اراك تا جمال آباد حدود 30 كيلومتر جاده آسفالته است .
اين درياچه از رود آب هاي كوهستان هاي قره كهريز و كوه شمس آباد و بويژه دو قنات بسيار پر گرديده كه طول آن حدود 2 كيلومتر با عرض يك كيلومتر است . درياچه هميشه پر از آب شيرين بسيار گوارا است . امكان قايق راني داشته و حتي در تابستان مي تواند از تفرجگاه هاي بسيار زيباي استان باشد .
تالاب هفته عمارت
اين تالاب در بخش كزاز ، كنار روستاي عمارت و نزديك روستاي هفته از توابع سربند است . اين درياچه يا چشمه بسيار بزرگ در ثبيت آب رودخانه چرّا جنبه حياتي داشته و گذشته از زيبايي هاي چشمگير طبيعي آن از جنبه هاي زيست محيطي و توريسم داراي اهميت فراوان است . اين تالاب يكي از زيستگاه هاي خوب پرندگان ( چه مهاجر و چه بومي ) از قبيل اردك و غاز بوده كه در حفظ اكوسيستم جانوري و گياهي نقش مهمي را دارا است . تالاب هفته عمارت گذشته از تأثير فوق در تعديل درجه حرارت و رطوبت منطقه موثر است
غار قلعه جوق
اين غار در نزديكي روستاي چهرقان از توابع بخش وفس اراك در كوهي به نام قوزي قشلاق واقع شده است . اين غار به وسيله انسان و در دل كوه حفر شده و داراي سه مدخل است .
در گذشته نردباني در پاي آن قرار داشت كه رفتن به درون آن را آسان مي نمود . ليكن امروز آن نردبان از بين رفته است و بدون وسايل كوهنوردي رفتن به درون آن ممكن نيست . برخي معتقدند كه اين غار به منظور دفن مردگان بوده است و در واقع بايد آن را آرامگاه دانست . به عقيده باستانشناسان اين مقبره ها مربوط به دوره مادها بوده است .
غار آسيلي
نزديك روستاي امان آباد است . و در مغرب انجدان قرار دارد . طول كلي غار 5/73 متر و عرض آن 8 متر مي باشد . در آن حوضچه هايي قرار دارد كه ديواره هاي آن يك پارچه از مواد آهكي و بلورهاي منشوري استالاكتيتي پوشيده شده است . مدخل آن با دو دريچه دايره شكل است كه ستوني به محيط يك متر ، ديواره وسطي اين دو دريچه را تشكيل مي دهد .
غار ميلانون يا گلوچه بالا
غار مزبور داراي دو دهانه مي باشد يكي مايل است كه راه عبور و رسيدن به انتهاي آن است و ديگر عمداي است كه در حدود 3 متر بالاتر از دهانه اولي قرار دارد .
غار طاق رچه
اين غار از غار آسيلي به انجدان نزديك تر است . دو درخت بزرگ مقابل دهانه آن روييده و منظره زيبايي به غار داده است . طول غار 22 متر عرض ميانه آن 7 متر ، عرض انتهاي آن 11 متر و ارتفاع غار 3 متر مي باشد . دهانه غار رو به جنوب مي باشد .
غار گيوه كش
گيوه كش غار كوچكي است . طول غار 9 متر و عرض آن 6 متر و ارتفاع آن 5/1 متر است . عرض دهانه نيز 4 متر است كه در قسمت شرق انجدان قرار دارد .
غار شغال دره
غار شغال دره11 متر طول ، 2 متر عرض و 3/1 متر ارتفاع دارد و در دامنه كوه كلوپ جهنم قرار دارد . ( بنابر اظهار اهالي روي اين كوه در فصل زمستان برف باقي نمي ماند كه بدان لقب جهنم داده اند
غار هين هو
از غارهاي رشته كوه سفيد خاني است . مدخل غار بسيار باز و ارتفاع آن زياد است اما عمق كمي دارد
. غار علي خورنده _ غار دربر كه در تفرش قرار دارند
. غار كهك _ غار سرجوان در دليجان واقع هستند كه غار سرجوان جنبه زيارتگاهي دارد
 غار شاه بلبل
اين غار در كوه هاي شرقي شهرستان محلات ( بين خورهه و دليجان ) واقع شده است . اين غار داراي چشمه اي كم آب است و از نظر مذهبي براي اهالي منطقه غاري مقدس است 
غار كوه ساوه
اين غار در شمال غربي شهرستان ساوه و بالاتر از مقبره اشموئيل پيغمبر واقع است
غار سوراخ گاو
در شمال غربي روستاي خورهه واقع است
. غار يكه چاه : در جنوب شرقي محلات واقع است
. غار گدار چشمه : در كوه ارده و در جنوب نيمور محلات قرار دارد
. غار سرچشمه : در شمال محلات و در كوه سرچشمه واقع است
. غار كشه ريز : در شمال غرب شهرستان محلات و در كوه فيروز كوه واقع است
 منطقه حفاظت شده هفتاد قله
كوهستان هاي مشهور به هفتاد قله به مساحت 82125 هكتار بين شهرهاي اراك و محلات و خمين واقع شده است . با توجه به ويژگي زيستگاهي و ارزش هاي مربوط به حيات وحش ، اين منطقه به عنوان نمونه اي بارز از يك اكوسيستم كوهستاني به شمار مي رود .
ارزشهاي زيستگاهي كوه هاي اين منطقه باعث شده است كه از زمان هاي قديم يكي از بهترين شكارگاه هاي كشور محسوب مي شود . در يكي از دره هاي بسيار زيباي هفتاد قله بنام دره چكاب كه اين نام به خاطر چشمه اي به همين اسم است سنگ نبشته اي موجود است كه مي رساند اين منطقه از قديم شكارگاهي معروف بوده است .
از شكارهاي بزرگ اين مناطق مي توان به : قوچ و ميش ، كل و بز ، آهو و پلنگ ، گراز كه اين نوع شكارها بيشتر در كوهستان ها بسر مي برند اشاره كرد .
شكار كوچك پرندگان از قبيل : غاز خاكستري ، اردك ، لك لك سفيد ، بلدرچين ، هوبره ، فاخته ، قمري ، كبوتر چاهي ، كبوتر كوهي ، عقاب طلايي ، كركس مصري ، هما و دال اشاره كرد .
منطقه غربي اراك شامل كوه هاي چرّا و وفس
اين كوهستان ها با پوشش گياهي بين 25 تا 60 درصد و آب فراوان از شكارگاه هاي خوب استان است . شكارگاه هاي معروف آن عبارتند از : كوه كوچك زار ، كوه خشكه ، كوه لجور ، از شكارگاه هاي مهم آن : كوه وحش ، شكار آنجا عبارتند از : قوچ و ميش _ آهو و گرگ _ روباه و خرگوش و از پرندگان كبك و تيهو و با قرقره و فاخته است .
منطقه سربند
منطقه سربند بيشتر تپه ماهور است و يكي از شكارگاه هاي خوب استان است . ارتفاعات آن عبارتند از : دواريجان ، گونه ، چوبدر عليا ، چوبدر سفلي ، دو آب ، با زمستان سرد و تابستان معتدل از بهترين شكارگاه هاي قوچ و ميش بويژه كبك است . دره ماليمر و باغ سماق لو از مناطق بسيار زيباي استان بوده و داراي دره هاي سرسبز و چشمه هاي فراوان است . شكار آنجا قوچ ، ميش و كبك و تيهو مي باشد . از چشمه هاي معروف آن سيب در است .


آرامگاه ها ،امامزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان اراك

امامزاده حوا خاتون موت آباد
بناي تاريخي امامزاده حوا خاتون واقع در قريه موت آباد در 15 كيلومتر شمال اراك و در مسير بزرگراه اين شهر به قم واقع گرديده است. بنا به سنگ نبشته موجود در امامزاده بناي اوليه اين امامزاده در سال 487ه.ق. ساخته شده است. بناي امامزاده از سه بناي مجزا تشكيل شده است. ايوان رفيع اين بنا به ارتفاع تقريبي پنج متر مي باشد. قسمتي از اين بنا نمايي شبيه به صليب يوناني داشته بازوهايش به طاقنما و تقاطع آن به گنبد آجري منتهي مي گردد. اهميت اين بنا به گنبد هرمي شكل آن است كه داراي 12 ترك بوده و تزئينات كاشيكاري زيبايي داردآرامگاه ها امامزاده ها و زيارتگاه ها
عمده تزئينات اين بنا همان كاشيكاري و آجر كاري گنبد است به ارتفاع تقريبي پنج متر مي باشد همچنين در اين امامزاده چند سنگ نبشته موجود است كه يكي از آنها تاريخ ساخت امامزاده را 487 ه.ق. نشان مي دهد عمده مصالح اين بنا شامل : كاشي، آجر، سنگ و ملات مي باشد.آرامگاه ها امامزاده ها و زيارتگاه ها
بنا به روايات و قول سالمندان آبادي شاه طهماسب در لشكركشي اي كه به منظور جنگ با عثمانيان در پيش داشته از كنار اين ابادي گذشته و دستور مرمت گنبد اين بنا را داده كه خود نشان دهند تعميرات اين بنا در دوره هاي مختلف مي باشد.
بناي امامزادگان عبدا... و آمنه خاتون اراك
اين بنا واقع است در محله عباس آباد اراك و در حاشيه خيابان شهيد بهشتي قرار گرفته و زيارتگاه عموم مي باشد اين اثر با هسته معماري اوليه شهرسلطان آباد اراك يعني مجموعه بازار و محله هاي حصار و قلعه فاصله داشته ولي به سبب توسعه و گسترش اراك اكنون با سايره محله ها پيوند دارد. بر اساس و قضنامه سنگي موجود در ديوار امامزاده دو تن از فرزندان امام موسي كاظم به نامهاي شاهزاده عبدا.. و خواهر وي آمنه خاتون در داخل بناي نامبرده آراميده اند. بر اساس و قضنامه مذكور كه متعلق به سال 255 ه.ق. مي باشد در آن زمان بناي امامزاده در جنوب شهر سلطان آباد قرار داشته و شخصي به نام يعقوب بن ابراهيم انجداني يكي از صاحب منصبان لشگري دوره قاجار قلعه باغ مشجري جهت دخل و خرج آن وقف كرده است.
هيچگونه مدرك ياسند معتبري درارتباط با سازنده اين بنا و تاريخ آن وجود نداشته و تا حال براي شناسايي تاريخ دقيق اين بناگمانه زني اي نشده است مع الوصف احتمال مي رود كه قسمت چهار تاقي شكل بنا به احتمال در دوره صفويه ساخته شده ولي درباره تاريخ احداث سردابه همچنان نمي توان تاريخي را پيشنهاد كرد فرم و نوع تاق و تويزه به سبك اصفهاني و دوره صفوي مي باشد. بناي اوليه اين اثر مربوط است به يك سردابه و نيز طرح يك معماري چهار تاقي شكل كه بر روي اين سردابه بنا شده است شكل سردابه بنا مدور و فاقد راه پله ورودي بوده و پايه و شالوده آن به ارتفاع حدود 60 سانتيمتر از سنگ ولي بقيه آن از آجر تشكيل گرديده است.
اين بنا داراي هسته اي مركزي و الحاقاتي در شرق و غرب مي باشد هسته مركزي شامل يك چهار تاقي است با پلاني چليپا شكل كه در زير آن سردابه قرار گرفته است در شرايط فعلي گنبد بنا يك پوش بوده و در هر سمت پايه گنبد يك نورگير وجود داشته كه در دوره هاي بعد آنها را تيغه كرده اند. بنيان اصلي بنا خشت بوده ستونهاي آن بسيار حجيم و اين افزايش حجم باعث شده تا دالان كوتاهي در چهار طرف زير گنبد خانه بوجود آيد در زير گنبد و در قسمت فوقاني ديوارها بقاياي نقاشي باقميمانده كه موضوعات آنها برگ، گل بوته و درخت سرو با رنگهاي سيز و زرد و قهوه اي ومشكي مي باشد.
بقاع متبركه هفتاد ودوتن ساروق
بقعه هفتاد و دو تن در فاصله 60 كيلو متري شمال غربي شهرستان اراك در روستاي ساروق قرار دارد . در مدخل ورودي روستا قبرستان عمومي است كه اين بنا در ميان آن بوسيله ديوار گلي محصور گرديده و شباهت به باغ بزرگي دارد . بر اساس شواهد و مدارك موجود بناهاي مذكور حداقل مربوط به قرن ششم هجري قمري كه علاوه بر هيئت كلي بنا وجود ضريحهاي چوبي كتيبه دار با تاريخ هاي واضح بر روي آنان مويد اين نظر است , البته تاريخ بنا قطعا بايد پيش از آن باشد كه اين مطلب نياز به پژوهش و بررسي اساسي در مجموعه دارد.
سطح دو بناي موجود از كف محوطه حداقل يك متر پائينتر گرفته شده , شكل كلي گنبدها با پلاني چهار ضلعي است كه بوسيله گوشواره ها پلان تبديل به هشت و سپس به شانزده گرديده
سطح داخلي گنبدها با گچ پوشيده شده و روي آن با خطوط كوفي منقوش گرديده است. وجود خط نوشته هائي از نوع نسخ بر روي ديواره هاي داخلي و بر روي صندوق هاي چوبي مقابر و درهاي چوبي از لحاظ تعيين قدمت و تاريخ بنا و سازندگان و مدفونين بسيار حائز اهميت مي باشد
بر روي درب يكي از گنبدهاي اين مجموعه كه دربي چوبي و ساده است در سطح بيروني چهار ضلع آن سوره مباركه آيت الكرسي منقوش است , و سپس در قاب داخل آن , صلوات كبيره با عنوان " اللهم صلي علي النبي و الوصي......." قرار گرفته , اين درب داراي تاريخ ( سنه 987 ) است
در يكي از گنبدهاي اين مجموعه گويا هفت قبر وجود دارد كه در آنها سه صندوق چوبي ديده مي شود و دو صندوق چوبي آن داراي كتيبه اي است كه در يكي از آنها متن آن چنين شروع مي شود
: " امر هذالمرينه سبحان .......". يكي از زيباترين قسمتهاي اين گنبد محراب بسيار ارزشمندي است كه بر روي ديوار جنوبي قرار دارد , سطح محراب بطور كامل داراي نقاشي است و رنگ طلائي در آن استفاده گرديده است
بقعه شاه قلندر روستاي انجدان
بقعه فوق واقع است در روستا انجدان كه در 27 كيلومتري جنوب شرقي شهر اراك قرار دارد. اين بنا مربوط به شاه عبدالاسلام معروف به شاه قلندر فرزند شاه مستنصر با ... دوم شاه غريب مي باشد كه بعد از وفات پدرش رياست فرقه اسماعيليع را به عهده داشته و به احتمال زياد مربوط به دروه ايلخاني مي باشد.
اين بنا داراي پلاني هشت ضلعي است كه در چهار ضلع آن وروديها قرار گرفته اند سه ورودي از چهار ورودي مذكور بسته و فقط ورودي ضلع جنوبي كه داراي ايوان الحاقي مي باشد و است. در چهار ضلع داخلي آرامگاه طاقنماهاي بلندي كار شده كه فضاي معماري داخلي را از يكنواختي بيرون آورده است.
گنبد بقعه دو پوش و آجري بوده و پوشش خارجي آن به شكل هرمي شانزده ترك مي باشد . ساقه گنبد داراي شانزده ضلع و چهار نورگير با پنجره هاي مشبك چوبي در چهار جهت اصلي است در بعضي از قسمتهاي بيروني پي ديوار تا ارتفاع تقريبا" 5/1 متر از سنگ لاشه ساخته شده است. تزئينات اين بنا شامل رسم بندي و گچبري سر در ايوان ورودي اصلي مي باشد لازم به ذكر است ارتباط با پشت بام با يازده پله از ضلع شرقي بر قرار مي شود مصالح عمده اين بنا شامل :آجر ، ملات گل ، گچ ، سنگ و غيره مي باشد
مقبره حاج آقا محسن اراكي
آرامگاه و مقبره حاج آقار محسن اراكي در يكي از دروازه هاي قديمي شهر اراك كه به دروازه شهرجود معروف مي باشد واقع شده است. تاريخ ساخت آرامگاه فوق در سال 1273 ه.ق. بر مي گردد زماني كه شخص حاج آقا محسن اراكي اقدام به بناي مقبره اي مناسب با گنبد و ايوان براي محل مدفن و الدين مكرمه اشت مي نمايد پس ا ز وفات خود حضرت نيز ايشان در كناره قبور پدر و مادر گراميشان بخاك سپرده مي شوند.
علت معروفيت حاج آقا محسن اراكي به واسطه خدمات علميه ايشان مي باشد كه شامل قضاوت در اراك و نواحي آن برگزاري حوزه درس و بحث و موقوفات بسيار زياد ايشان مي باشد. عمده ترين خدمت ايشان تاسيس حوزه علميه قم مي باشد كه در اين راه سهم بسياري داشته اند.
بناي مورد نظر از اثار دوره قاجاريه بوده و داراي گنبدي كوتاه و عرقچين آن شكل منظمي دارد پلان اثر فوق چند ضلعي بوده و درب ورودي اصلي از قسمت جنوب مي باشد اصل بنا از يك ايوان آجري كه رو به جنوب ساخته شده و اطاق آرامگاه و همچنين دو اطاق در دو سوي ايوان و نيز دو اطاق ديگر در دو طرف آرامگاه تشكيل شده است. داخل ايوان با كاشي معقلي در رسم بنديها كار شده كاشيها به رنگهاي زرد، آبي ، سفيد و مشكي است و نقشها شامل پنج پري، تزنجهاي تركيبي و سه پري و هفت پري مي باشند. از اراه ايوان كاشي خشتي هفت رنگ با رنگهاي متنوع بوده و زير گنبد در داخل مقبره نيز با كاشي معقلي و با رنگهاي ذكر شده فوق تزئين يافته است. ازاره نيز مانند ايوان داراي كاشي خشتي هفت رنگ مي باشد.


عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان اراك

منزل حسن پور
در اولين گذر سمت چپ بعد از چهار سوق بازار اراك ودر مقابل گذر مدرسه سپهداري بنايي قرار گرفته كه بنام صاحب آن حسن پور معروف شده است
. اين بنا متعلق به دو دوره تقريبا" مجزا مي باشد ضلع جنوبي متعلق به دوره قاجار و ضلع شمالي مربوط به سالهاي 1332 ه.ق. مي باشد.منزل فوق در دو طبقه بنا شده است طبقه همكف شامل اتاقهاي زمستان نشين انبار ، آشپزخانه ، محل ذخيره آذوقه، مكانهاي بهداشتي و ورودي اصلي بنا مي باشد. سقف بناهاي نامبرده شامل تاقهاي خشتي و تيرهاي چوبي و حصيري مي بوده كه بسياري از آنها نيز با سقفهاي زينتي آجري پوشيده شده اند. از طريق سه راه پله اصلي در سمتهاي غرب، شرق ، شمال مي توان از حياط به طبقه اول راه يافت.
طبقه اول كلا" شامل اتاقهاي شاه نشين و تابستانه مي باشد از راه پله طرف غرب ابتدا به يك ايوان مي توان داخل شد قسمت اعظم بار سقف اين ايوان توسط چهار سنگي حمل مي گردد از ايوان مي توان به سراسراي بنا وارد شد ميان اين سرسرا و ساير اتاقهاي نشيمن و پذيرايي گذر گاههاي مناسبي تعبيه شده است . سقف بار بر طبقه اول را عموما" تيرهاي چوبي همراه با حصير و تخته هاي باريك چوبي پرتو تشكيل مي دهد. جهت آراستگي سقف مذكور تخته چوبهاي مربع شكلي را بر روي تيرها نصب كرده اند. نقاطي در داخل بنا و مشرف بر حياط جهت قرار دادن چراغهاي نفتي در نظر گرفته شده كه علاوه بر داخل بنا نور را به حياط نيز هدايت مي نموده اند.
عمده تزئينات اين بنا شامل انواع آجرهاي قالبي و همچنين كاشيهاي معرق خشتي و نره جوك است كه با نقشهاي هندسي، گياهي و انساني در نماهاي بنا جلوه مي نمايند. سازه اصلي بناي منزل حسن بور از خشت تشكيل شده و پي ها را به وسيله سنگهاي بزرگ و دو غاب گل و آهك بنا نموده اند.
بناي نذكور داراي الگوي رايج منازل مسكوني شهر سلطان آباد اوليه بوده و ويژگيهاي درونگرايي دارد اين ويژگي آنجا مشخص مي گردد كه بنا با حياطي مركزي ساخته شده و ساختمانها و بخشهاي مختلف آن رو به حياط و در سه وجه شرق شمال، و جنوب ساخته شده اند.
ابتدا از اين بنا به عنوان مسكوني استفاده شده سپس بعد از مدتي به خزانه بانك ملي تبديل گشته و بعد از آن به عنوان مدرسه مودر استفاده قرار گرفته و در انتها توسط آقاي حسن پور به عنوان منزل مسكوني انتخاب گرديد . در حال حاضر اين بنا توسط ميراث فرهنگي خريداري شده و در حال مرمت مي باشد.
منزل قديمي خاكباز
خانه قديمي آقاي سيد حسين خاكباز يكي از فرزندان حاج آقا محسن اراكي در خيابان دكتر بهشتي نرسيده به ميدان شريعتي و در روبروي دانشگاه اراك قرار دارد
 قدمت اين بنا به دوره قاجاريه بر مي گردد و مساحت زير بناي آن حدود 225 متر مربع در هر طبقه مي باشد. اين بناي دو طبقه در زميني به مساحت 3000 متر مربع ساخته شده است علاوه بر دو طبقه فوق در زير اين بنا زير زمين نسبتا" كوچكي نيز تعبيه شده است. بناي مذكور در محوطه مشجري قرار داشته و داراي سه ورودي از سه سمت جنوب، شرق و غربي مي باشد كف قسمتي از محوطه موزائيك فر ش ومقداري به صورت باغچه بندي است در داخل حياط گلخانه اي متروكه و همچنين يكباب زير آب قديمي پله اي وجود دارد كه از كف حياط پس از عبور از چندين پله به آب عبوري زيرين معروف به قنات خان حاكم مي رسد.
نماي ساختمان آجري بوده و اطراف پنجره ها به صورت قاب سازي نماسازي گرديده است. سقف زيرزمين تاق آجري و ديواره هاي آن به صورت آجر نما كار شده اند اين قسمت از بنا حالت انبار كل ساختمان را داشته است.
طبقه همكف و اول هر كدام پنج اتاق مجزا با سقف تير چوب و توخال كوبي و گچكاري و قاب سازي شده مي باشد كف اتاقها و راهرو كلا" موزائيك فرش و درب و پنجره ها همگي چوبي كه با شيشه هاي رنگي و سفيد پرشده اند. حمام بنا در طبقه اول قرار داشته و كف آن ويكي از اتاقها با كاشي مربع شكلي لعابداري به رنگ آبي مفروش شده اند سقف بنا نيز از انواع سقوف شيرواني مي باشد.
ساختمان در وسط عرصه حياط قرار گرفته و در قسمت جنوب و غرب دو تراس با ستونهاي سنگي چهار گوش و گرد قرار دارند .يك ستون سنگي گرد نيز در داخل راهرو و جلو پله هاي طبقه اول وجود دارد. ديوارهاي سنما ساختمان تا ارتفاع 60 سانتي متر از زمين از سنگ تراش خورده كار شدهاست.


كاروانسرا ها ،دروازه ها و بازارها درشهرستان اراك

کاروانسراي مشهد ميقان
كاروانسراي مشهد ميقان در جنب روستاي مشهد ميقان و در 12 كيلومتري شهر اراك قرار دارد با توجه به تخريب بخشي از بنا و عدم وجود سندي دال بر تاريخ دقيق بنا نمي توان تاريخ دقيقي براي ساخت آن عنوان نمود ولي از آنجائيكه اين بنا به كاروانسراي شاه عباسي معروف است و بر مبناي سبك وسياق و دقت در انجام كار اين بنا به احتمال زياد مربوط به دوره صفويه مي باشد . حدس زده مي شود اين بنا يك كاروانسراي چهار ايواني بوده باشد كه حجره هاي آن به صورت يك يا دو رديفه در اضلاع آن استقرار يافته اند.
با توجه به تحقيقات محلي اين كاروانسرا داراي يك ورودي و آنهم در ناحيه شمال شرقي بنا بوده است. حياط كاروانسرا فاقد كفسازي و به صورت طبيعي بوده و از آجرهاي منطمي در ساخت بنا استفاده شده است. از بخشهاي باقيمانده بنا مي توان چنين استنباط كرد كه دو نوع شيوه طاق زني در ساخت سقوف اين سازه به كار رفته قوسهاي زنجيره ها از نوع جناقي چهار قطعه اي بوده و حدس زده مي شود كه كف حجره ها در حدود 50 تا 70 سانتي متر از كف حياط بالاتر بوده است. به سبب عدم وجود تزئينات در بخشهاي باقيمانده چنين حدس زده مي شود كه در ساير بخشهاي نيز تزئينات عمده اي وجود نداشته است
اين كاروانسرا قطعا" به عنوان يك ايستگاه ميان راهي جهت استراحت و تجديد قواي كاروانها و افرادي كه از اين منطقه عبور مي كرده اند بنا شده و همجواري آن با امامزاده محمد عابد ( ع ) در روستاي مشهد ميقان به اين عملكرد رونق بيشتري مي بخشيد است.
اين بنا كه خصوصيات بارز آن چهار ايواني بودن آن است در تاريخ 23/5/1378 به شماره 2380 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است
كاروانسراي شاه عباسي اراك
بناي فوق واقع در روستاي كاروانسرا در حاشيه غربي رشته كوههاي هفتاد قله و در 35 كيلومتري شهر اراك مي باشد به سبب نبود سندي دال بر تاريخ دقيق ساخت بنا تنها از روي مشخصه هاي آن چهار ايواني بودن قرار گرفتن در جاده هاي كوهستانيسبك و سياق و مصالح به كار رفته در بنا مي توان حدس زد كه به احتمال بسيار بناي فوق مربوط به عصر طلائي ايجاد كاروانسرا در ايران يعني دوره صفويه مي بوده است فرم كلي اين بنا به شكل تقريبا" مربع با چهار ايوان در جهات اصلي و يك حياط مركزي است در نماي خارجي ضلع شمالي در قسمت دروازه ورودي داراي 12 طاقنما مي باشد كه طاقنماهاي اطراف ورودي از باقي طاقنماها بزرگتر بوده و بر آمدگي بيشتري دارند جلوي خان يا سر در ورودي بسيار بلند بوده و در حال حاضر سقف گنبدي آن فرو ريخته است. در دو طرف دالان ورودي 2 اتاق به صورت قرينه براي سرايدار تعبيه شده است وسط هر ضلع داخلي رباط مذكور بجز ورودي يك ايان رفيع قرار داشته و در طرفين آنها در هر ضلع سه حجره با ايوانهايي كوچك قرار دارد.
ورودي انبارها و مالبندها در اين بنا به صورت دو به دو با هم قرينه بوده و در گوشه هاي شمال غربي- شمال شرقي و جنوب غربي جنوب شرقي قرار گرفته اند به سبب سردسير بودن منطقه سقف تامين مي شده است . انبارها و مالبندها سرتاسر پشت حجره ها را شامل مي شوند. در ساخت سقوف ازدو شيوه طاق زني استفاده شده قوسها و زنجيره ها ار نوع جناقي تاق و تويزه زده اند ونوع ديگر بهشكل گهواره اي مي باشد در زير يكي از سقوف گنبدي ضلع جنوب شرقي انبار يا مالبند و زتئينات آجر كاري گل اند از به صورت فرورفته كار شده است. از كاروانسراي فوق به عنوان بنايي عام المنفعه جهت استفاده كاروانيان بهره برداري مي شده كه همجواري آن با بقاع شاه غريب و شاه قلندر انجدان اهميت آن را دو چندان كرده است. حياط مركزي رباط مذكور فاقد هر گونه كف سازي است و باي انتقال آب از پشت بام به خارج از كاروانسراي بر روي ديوارهاي بيروني با فواصل معين از ناودانهاي سنگي يكپارچه اي استفاده كرده اند. كاروانسراي شاه عباسي كاروانسرا در تاريخ 25/12/1378 به شماره 2616 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
كاروانسراي ساق
چهار سوق ساوه در جنوب غرب خيابان نظام الملك شهر ساوه واقع بوه و يكي از بناهاي ارزشمند تاريخي شهر ساوه و از يادگارهاي بجاي مانده از دوران صفويه مي باشد. اين بنا با گنبد رفيه و منفرد خود در چشم انداز شهر نظر هر بيننده اي را به خاك معطوف مي نمايد.
چهار سوق ساوه عبارتست از يك ساختمان دوازده تركي كه در اضلاع شمال ،جنوب، شرق و غرب آن چهار دالان طراحي شده بوده كه در قديم به چهار بازار راه مي يافته است در داخل هشت ضلع ديگر بنا حجره هايي تعبيه شده كه با اضافه كردم دو حجره اي كه از مسدود كردن دالانهاي جنوبي و شمالي به وجود آمده جمعا" ده حجره مي باشند هشت نور گير در بدنه و پنج نورگير در سقف بنا نور چهار سوق را تامين مي نموده وتهويه هواي آن را ممكن مي سازد ارتفاع بناي فوق به حدود چهارده متر رسيده و فرم گنبد آن پله پله مي باشد دهانه اين گنبد به حدود پانزده متر بالغ مي گردد. اين بنا با مصالحي نظير آجر، سنگ، كاشي، آهك و گچ و خاك ساخته شده است. فرم داخلي اين بنا به شكل منحني و يا تزئينات كاشي گره بندي شده بناي فوق در سال 1379 بوسيله ميراث فرهنگي استان مركزي به است.


بند ها وپلهاي تاريخي درشهرستان اراك

پل دو آبو
پل دو آب واقع است در محلي به همين نام كه در حاشيه كوههاي مرتفع راست بند را سهند قرار داشته و بر روي رودخانه قره چاي ساخته شده است. اين اثر در 40 كيلوكتري غرب شهر اراك ودر 2 كيلومتري شمال شرقي روستاهاي فرو حصار قرار گرفته از يكسو رابط بين مناطق واقع در چهار جهت اصلي و از سوي ديگر ارتباط دهنده شهرهاي اراك به بروجرد ملاير و همدان مي باشد.
اين پل در نزد اهالي به نام محل يعني دو آب معروف بوده ولي درباره نام سازنده و تاريخ احداث آن سند و مدرك معتبري نيست تنها جايي كه احتمال مي رود نامي از اين پل به ميان آمده باشد در هنگام بازگشت ناصرالدينشاه قاجار از زيارت عتبات عاليات مي باشد كه از آن به عنوان پل بزرگ نام برده شده است. ولي با توجه به سبك و سياق ساخت پل احتمالا" اين پل تنها اثر باقيمانده از دوره قاجار در منطقه دو آب مي باشد.
در مجموع طول اين پل 130 متر بوده و چون بستر رودخانه در دو سوي غرب و شرق از نظر ارتفاع يكسان نمي باشد سمت غربي پل را به طول 28 متر خاكريز و سنگ چين كرده اند تا از اختلاف سطح بين دو بستر رودخانه كاسته شود. عرض پل بين 570 الي 559 سانتيمتر نوسان دارد و بلندترين نقطه پل از كف رودخانه به 50/7 متر مي رسد.
اين پل داراي هشت چشمه بزرگ وكوچك است كه با طاقهاي كه تيزه دارند كار شده اند يكي از چشمه هاي پل كه در سمت شرق واقع شده در دوره پهلوي به علت سيل بردگي ترميم آنرا از بتون آرامه ساخته اند اما بقيه چشمه هاي پل هويت خود را حفظ كرده و هر پايه از جلو داراي موج شكن تيز است و از پشت داراي پشتيباني فاصله پايه هاي پل نسبت يه يكديگر به اقتضاي شرايط گذر آب وحالت عمويم كف رودخانه از 60/13 الي 10/6 متر نوسان دارند چون كف رودخانه از شن وسنگهاي رسوبي آكنده است نمي توان به طور دقيق اظهار داشت كه پايه هاي رومي كمر و صخره بنا شده اند و با جهت پي عميق كنده اند.مصالح ساختماني به كار رفته در اين بنا عبارتند از : سنگ ، آجر و گل آهك .كل بنا از پايين به بالا و به ارتفاع حدود 120 سانتي متري سنگ كاري شده است


حمام ها و آب انبارها درشهرستان اراك

گرمابه چهار فصل اراك
از جمله بناهاي عام المنفعه اراك كه در خيابان شهيد بهشتي عباس آباد در حد فاصل ميدان شهدا و ميدان هفت تير قرار دارد گرمابه تاريخي چهار فصل مي باشد. اين بنا از بناهاي تاريخي اواخر دوره قاجار محسوب شده و باني آن شخصي بنام حاج محمد ابراهيم خوانساري بوده است.
اين گرمابه با زير بناي 1600 متر مربع از سه گرمابه به مجزاي مردانه زنانه و اقليتهاي مذهبي كليمي ها تشكيل شده است. هر واحد از اين حمامها متشكل از قسمت سربينه درخت كن هشتي ارتباطي پاشوي گاه گرمخانه محل ويژه اعمال حمام و خزينه هاي سرد و گرم مي باشد البته لازم به ذكر است گرمابه اقليتها فاقد هشتي ارتباطي مي باشد كف واحدهاي گوناگون معماري اين گرمابه نسبت به سطح خيابان سه تا سه و نيم متر پائين تر مي باشد تا هم نوعي عايق بندي دما ايجاد شود و هم آب مورد نياز هم كه از كهريز جلوي آن عبور مي كرده بدون صرف هزينه اي بداخل آب انبار و خزينه هاي حمام جاري مي گردد.
نكته قابل توجه در مورد اين مجموعه وجود يك تون گلخن، آتش دان براي گرمايش آب گرم مورد نياز هر سه حمام بوده است خزينه هاي آب گرم هر كدام از اين واحدها همگي در كنار تون و به مركزيت اين آتشدان طراحي شده اند تا با صرفه هزينه و سوخت و وقت كمتري بهترين بهره وري حاصل شود.
بدون شك اوج معماري بديع اين بنا سربينه مردانه مي باشد فضايي هشت ضلعي كه سقف بسيار زيبا و گنبدي آن بوسيله هشت ستون تعبيه شده در آن كنترل مي گردد اين ستونها و نيز ديوارهاي اين بخش به طرز زيبايي با كاشيهاي فتيله اي و خشتي قالبي به رنگهاي گوناگون نظير زرد، سبز،آبي، سفيد، مشكي، خاكستره، قرمز و نارنجي تزئين يافته است. موضوعات و طرحهاي روي كاشيها عبارتند از انواع گل و بوته، درخت انگور و ميوه آن درختان سرو صنوبر و مناظري كه دال بر ذوق و هنر كاشي ساز آن بوده است.
نور اين مجموعه از طريق تعداد زيادي پنجره كه در سقفهاي آن تعبيه شده است تامين مي گشته است. وجه تسميه اين حمام گويا به واسطه تابلوهاي كاشي اي باشد كه در ارتباط با چهار فصل منقوش گشته است اين تابلوها در چهار سمت سربينه مردانه نصب شده است.


قلعه ها، برجها و آتشكده ها درشهرستان اراك

قلعه حاج وكيل
قلعه حاج وكيل كه محل كنوني مديريت ميراث فرهنگي استان مركزي است در خيابان شهيد چمران نيسانيان سابق و در كوچه بن بستي به نام وكيل واقع شده است
. بناي فوق از محدثات دوره قاجاريه بوده و در راه اصل باني احداث اين بنا يك شركت انگليسي سوئيسي الاصل به نام زيگلر بوده است.
باپان گرفتن شهر اراك و معروفيت آن و به واسطه موقعيت خاص اداري اين شهر و قوار گرفتن آن بر سر راههاي بازرگاني و تجاري كشور شرايط مناسبي براي استقرار تجارو بازرگاني و حتي بازرگاني خارجي طماع فراهم آمد يكي از مراكز مهم فرش ايران كه مرغوبيت آن جهاني است شهرستان اراك مي باشد اين عامل وعوامل ياد شده در فوق سببي شده تا توجه كمپاني هاي فرش خارجي نقطه مجذوب گردد. بسياري از اين كمپاني ها امتياز تجارت فرش خود را در زمان سلطنت ناصر الدينشاه قاجار بدست آوردند.
بنا به قولي تعداد اين كمپاني ها به بيش از چهارده كمپاني مي رسيد كه در اين شهر به كار تجارت اشتغال داشتند. آنها به منظور در انحصار داشتن همه مراحل توليد اقدام به احداث مجموعه وسيعي در سمت شرق شهرستان مذكور نمودند كه در آن زمان در خارج از شهر قرار داشت اين مجموعه شامل كارگاههاي توليد فرش، رنگرزي و محلهاي مسكوني بود عموم اين بناها با نظارت انگليسيها ساخته شد. پس از انحلال شركتها و و كنسولگري آنها مجموعه فوق توسط يكي از متمولين شهر بنام حاج محمد حسن هئيتي وكيل مشهور به حاج وكيل خريداري و از آن پس به نام قلعه وكيل شهرت يافت.
ساختمان فعلي بخش كوچكي از كل مجموعه اوليه بوده كه در ساختمانهاي مسكوني جديد محصور شده است. بناي فوق داراي مساحت تقريبي 900 متر مربع و در محوطه اي به مساحت 3800 متر مربع واقع شده است. بناي فوق از دو طبقه فوقاني و تحتاني تشكيل شده است. پلان اين بنا بصورت يك راستگوشه بوده و ستونهاي آجري آن نقوشي گچ بري شده است. قسمتهاي از پوشش بيروني اين بنا به وسيله كاشيهاي لعابدار تزئين شده و در داخل بنا تزئينات خاصي وجود ندارد. پنجره هاي قلعه توسط شبكه هايي چوبي محافظت مي شود. بناي فوق همچنين داراي يك ايوان سرتاسري مي باشد. اين عمارت مسكوني كه امروزه محل اداره ميراث فرهنگي استان مركزي است به طور كلي مشتمل ب حياط ايوان، شبستان قسمت همكف و نيز بالا خانه مي باشد . مصالح به كار رفته در اين بنا نيز شامل آجر، گچ، سنگ و كاشي است.
برج شيشه و عمارت ارگ قديم اراك
بناي برج شيشه و عمارت ارگ قديم كه امروزه اثر ناچيزي از آن بجامانده در خيابان ادبجو، روبروي خيابان شهيد كلاهدوز و در كوچه شهيد رنجبر واقع شده است
. برج شيشه و عمارت ارگ قديم كه متصل به آن مي باشد از بناهاي عصر قاجاريه زمان حكومت فتحعليشاه قاجار مي باشد. زمان ساخت بناي فوق همزمان است با نخستين پايه ها ونشانه هاي احداث شهر اراك كه در زمان فتحعليشاه قاجار و به مباشرت يوسف خان گرجي ( سپهدار اعظم) بنا شده است
هسته و چار چوب ساختاري اوليه شهر قديم اراك سلطان آباد از چهار بخش تشكيل مي شده است
: عمارتهاي ديواني شامل: برج شيشه، منزل سپهدار و عمارت نظميه و
... بازار در مركز شهر
محله مسكوني حصار واقع در غرب بازار
محله مسكوني قلعه واقع در شرق بازار
نقشه سلطان آباد به صورت چهار گوش شكل گرفته و در ناحيه شمال غربي آن مقر حكومتي برج شيشه وارگ حكومتي قرار داشته است. مقر حكومتي توسط ديواري از بدنه شهر جدا مي شده و شامل/ برج شيشه ، منزل سپهدار، عمارت نظميه و .. مي بوده كه در اصل خارج از متن اصلي شهر سلطان آباد بوده است. مقر حكومتي يا ارگ دولتي به عنوان مركز حكومتي و محل سكونت حاكم و ديوانيان وبرخي نهادهاي حكومتي بوده است.
از مجموعه عظيم ارگ حكومتي اراك تاسال 1340 تنها عمارت نظميه خانه سپهدار و برج شيشه باقي بوده است. برج شيشه و خانه سپهدار نيز در تاريخ 3/3/1354 به شماره 1076 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده درمطبوعات سال 1356 نويد داده شد كه مجموعه برج و خانه سپهدار به موزه تبديل خواهد شد اما متاسفانه بر خلاف قانون توسط افراد با آگاه اين آثار ارزشمند از صفحه روزگار محو گرديد.
بناي برج شيشه بنايي دوازده تركي بوده كه از سه طبقه مجزا تشكيل مي شده است. دو طبقه بالا داراي تزئينات آجري و كاربنديهاي كاشي بوده است. قطر بزرگ اين برج كه دركف بيضي شكل بوده 12 متر و قطر كوچك آن نزديك به 8 متر مي رسيده است بواسطه تزئينات كاشيكاري معلقي با طرحهاي زيباي لوز شكل كه در طوق برج به كار رفته بوده از فاصله دور بر اثر تابش نور آفتاب درخشندگي و تطالو خاصي در نظرها پديدار مي شد كه به همين لحاظ از طرف مردم به برج شيشه معروف مي گردد.
در جوار اين برج يك ساختمان دو اشكوبه به بازير زمين قرار داشت كه موسوم به منزل سپهدار باني و حاكم و اوليه اراك بود عمده تزئينات به كار رفته در اين كاشيكاري معلقي در نماي شرقي و جنوبي بوده است . ليكن زير زمين اين بنا كه در حقيقت حوضخانه نيز محسوب مي شده داراي تزئينات بسيار زيبايي از جمله رسم بندي بوده كه از چهار ستون شروع مي شده و ادامه آن در وسط شمسه بزرگي را شكل مي داده است. اين شمسه با طرحهاي گل و بوته و با كاشي تزئين يافته كه شايد بتوان گفت در نوع خود كم نظير است. در ضمن لازم به ياد آوري است كه باغي مشجر و بسيار زيبا اين مجموعه بنا را در بر گرفته كه اگر به همان صورت حفظ مي شده يكي از نمونه هاي زيباي باغ سازي عهد قاجاريه را مي توانستيم در اين شهر شاهد باشيم.

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:5 |
نگاهي کوتاه به شهرستان ساري

ساري، مركز استان مازندران است كه مهم ترين منطقه‌ي استان به شمار آمده و يكي از جذاب‌ترين و زيباترين مناطق شمالي كشور ايران محسوب مي‌شود. بناي اوليه اين منطقه را به طوس نوذر نسبت مي‌دهند كه در قرن اول هجري به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. شهرستان ساري از طبيعتي گيرا، جذاب و بسيار ارزشمند برخوردار بوده و همواره مورد نظر حكام محلي قرار داشته است. به همين لحاظ عمارت‌ها و كاخ‌هاي قديمي در كنارطبيعت جذاب اين منطقه مهم ترين بناهاي ديدني اين منطقه را تشكيل مي‌دهند. اساس اقتصاد اين منطقه را كشاورزي، دام‌داري و صنايع دستي تشكيل مي‌دهند. ازمهم ترين صنايع دستي ساري مي توان حصيربافي، قالي‌بافي، گليم‌بافي، ابريشم‌بافي، پارچه بافي، ظروف سفالي، ظروف چوبي، مجسمه‌هاي‌چوبي، زيلو و جاجيم بافي رانام برد. سواحل زيباي درياي مازندران، آبشارداراب كلا، پارك جنگلي ميرزا كوچك خان، پارك‌جنگلي شهيدزارع، پناه‌گاه حيات وحش دست تاز،رودخانه‌هاي متعدد،غارهيلدو ومجموعه تالابي سراندون و بالندون مهم ترين مناطق طبيعي و ديدني اين منطقه راتشكيل مي‌دهند. آب انبار ميرزا مهدي، آب انبار نو، امام زاده عباس، امام زاده يحيي، امام زاده هاي قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين،امام زاده عيسي بن كاظم و بقعه شاطرگنبد ، برج رسكت، برج سلطان زين العابدين و مجموعه كاخ هاي فرح آباد نيز از جمله مهم‌ترين مكان‌هاي تاريخي و ديدني اين منطقه به شمار مي‌آيند.
مکان هاي ديدني و تاريخي
آبشار داراب كلا : روستاي آبكا ساري
پارك جنگلي ميرزا كوچك خان : ساري
پارك جنگلي شهيد زارع : مجاور پناه گاه حيات وحش
پناه گاه حيات وحش دست تاز : ساري
غارهيلدو: روستاي شوراب ساري
مجموعه تالابي سراندون و بالندون : 25 كيلومتري ساري به طرف بابلسر
آب انبار ميرزا مهدي : ساري
آب انبار نو : محله نوانبار ساري
امام زاده عباس : ساري
امام زاده يحيي : ساري
امام زاده هاي قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين : ساري
امام زاده عيسي بن كاظم و بقعه شاطرگنبد : ساري
برج رسكت : بخش دو دانگه ساري
برج سلطان زين العابدين : ساري
مجموعه صفوي فرح آباد : 28 كيلومتري شمال ساري
صنايع و معادن
در شهرستان ساري صنايع رونق زيادي دارند. ازعمده ترين صنايع شهرستان ساري مي توان: صنايع غذايي، صنايع چاپ و انتشار، صنايع اشياء كائوچويي، صنايع تهيه اشياء‌ فلزي، صنايع نساجي، صنايع چوب، صنايع چرم سازي، صنايع شيميايي، صنايع غير فلزي معدني، پنبه، روغن‌نباتي، آرد، شير پاستوريزه و مشتقات آن را نام برد.از معادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست ما نيست.
کشاورزي و دام داري
كشاورزي و دام‌داري اساس اقتصاد مردمان منطقه ساري را تشكيل مي‌دهند. ساري به علت خاك حاصل خيز و آب كافي از كشاورزي خوبي برخوردار است. آب كشاورزي از رودخانه ها، چشمه ها دره ها و چاه‌هاي ژرف تأمين مي‌شوند. محصولات عمده كشاورزي اين شهرستان گندم، جو، ‌برنج، پنبه، توتون، ذرت، تره بار، مركبات و دانه هاي روغني است. به علت مجاورت با دريا محصولات دريايي اين شهرستان نيز قابل توجه بوده و ماهي‌گيري در اين شهرستان نيز از‌رونق‌بالايي برخوردار است. برنج، ‌پنبه، ‌گندم، روغن نباتي، توتون، مركبات، ‌تره بار، توليدات پلاستيكي، مصنوعات چوبي و ماهي صادرات شهرستان ساري را تشکيل مي دهند.
مشخصات جغرافيايي
ساري درجلگه پهناوري قرار دارد كه از سوي شمال در 38 كيلومتري درياي مازندران و از سوي جنوب در 25 كيلومتري كوه هاي البرز واقع است. مركز شهرستان ساري، در270 كيلومتري شمال خاوري تهران و در مسير راه اصلي تهران – گرگان واقع شده است. ساري از نظر جغرافيايي در 53 درجه و 5 دقيقه ي درازاي خاوري و 36 درجه و 34 دقيقه‌ي پهناي شمالي و 40 متري از سطح دريا قرار دارد و از شمال به درياي مازندران، از جنوب به كوه هاي البرز، از خاور به شهرستان نكا و بهشهر و از باختر به شهرستان هاي جويبار و قائم شهر و سوادكوه محدود مي‌شود. رود تجن از خاورساري گذشته و با ادامه جهت به سوي شمال در نزديكي فرح آباد به درياي مازندران مي پيوندد. از آن جا که ساري مركز استان بوده و راه آهن سراسري تهران – بندرتركمن از جنوب آن مي گذرد، گسترش فراواني يافته است.ساري از شمال خاوري به استان خراسان، از باختر به سوادكوه، جويبار و قائم‌شهر ‌و از جنوب به سمنان محدود مي‌شود. بر اساس سرشماري سال 1375جمعيت ساري بيش از 806و423 نفر بوده كه از اين رقم بيش از 882و 195 نفر جمعيت مركز شهرستان هستند.
مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- ساري – گرگان به درازاي 132 كيلومتر
- آزادراه ساري – قائم شهر به درازاي 16 كيلومتر به سوي باختر و از قائم شهر دو راه اصلي، يكي به سوي جنوب جاده فيروزكوه و ديگري به باختر و جنوب باختري ساري – آمل و از آن جا جاده هراز تا تهران
- آزاد راه ساري – درياي مازندران به درازاي 28 كيلومتر
- مسير ساري – چهاردانگه به سوي جنوب خاوري به درازاي 70كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بناي ساري، مركز استان مازندران را به طوس نوذر نسبت مي دهند كه در قرن اول هجري به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. ساري بعد از «اسپهبدان» نيز تقريبا تا به امروز مركز مازندران بوده و فرمانروايان طاهري، زيدي و آل باوند تا سال 635 هجري در آن جا حكومت كرده اند. مسجد بزرگ ساري اولين بنايي بود كه مسلمين توسط ابوالخصيب، نخستين حاكم عباسي طبرستان، ‌در سنه 140 هـ . ق احداث كرده و سپس در همان جا مسجد جامع شهر را نيز بنا نمودند. بناي اين مسجد در زمان هارون الرشيد و به وسيله يحيي بن يحيي شروع و توسط مازياربن قارن تمام شد. اين شهر در سال 298 هجري توسط اقوامي كه از درياي مازندران و سواحل آن هجوم آورده بودند به آتش كشيده شد و در اوايل قرن چهارم نيز در اثر سيل صدمات بسيار ديد و خراب شد. ساري درزمان سلطان محمود خوارزم شاه و نيز بعد از آن، در حمله مغول آسيب بسيار ديد و در زمان مستوفي، شهر تقريبا ويرانه بود. حسام الدوله اردشير، در«دولت آباد» يا «اترابن» قصري ساخت كه احتمالا تپه هاي سنگر در دهكده هاي«ليمون» و«دولت آباد»، آثار خرابه هاي آن قصر باشند. در دوره صفويه – در زمان شاه عباس اول بناهاي مهمي در ساري بنا کردند. هنگامي كه زنديه، طبرستان را فتح كردند، مركز طبرستان، از ساري به «بارفروش»( بابل كنوني) منتقل شد. در دوره آقامحمد خان قاجار (1200-1211 هـ . ق) مركز مازندران مجددا از بار فروش به ساري منتقل گرديد. به همين جهت به آبادي و عمران آن كمك شد. زلزله سال 120هـ . ق عده زيادي از سكنه آن را به ديار عدم فرستاد و شهر بيش از پيش رو به ويراني نهاد. در دوران اخير با عبور راه آهن از كنار شهر و احداث خيابان ها و ساختمان هاي دولتي بار ديگر ساري رو به آباداني نهاد و امروزه يكي از شهرهاي زيباي استان مازندران و شمال كشور است.

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:5 |
نگاهي كوتاه به شهرستان خرم آباد

شهرستان خرم آباد مهم ترين شهرستان استان لرستان است كه مركز اين استان را در بر گرفته است. خرم آباد يكي از قديمي‌ترين مناطق ايران است که تاريخ چندين هزار ساله دارد و از آغاز پيدايش خود تاكنون، تمدن‌هاي متعددي‌را از جمله كاسي‌ها، بابلي‌ها، ايلامي‌ها، ساسانيان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان و … در خود جاي داده است. نخستين آگاهي ما از شهر خرم‌آباد مربوط به دوره ساساني است. «پل شاپور خواست» در جنوب قلعه فلك الافلاك در داخل شهر خرم آباد و «گرداب سنگي» در شمال باختري شهر خرم آباد ، از آثار باقي‌مانده اين دوره است. سيماي خرم‌آباد در اين دوره هم‌چون بيش‌تر شهرهاي دوره ساساني دايره‌اي شكل بوده است. از سقوط سلسله ساساني تا ظهور صفويه از شهر خرم‌آباد تاريخ روشني در دست نيست و در دوره صفويه شهر خرم آباد مورد توجه قرار گرفت و توسعه يافت. مسجد جامع، كاروان‌سراها،‌ حمام‌ها، باغ‌ها، گردشگاه‌ها و آثار و بناهايي كه دراين دوره احداث شده و برخي از آن ها تاكنون نيز باقي است بر تاريخ و قدمت اين منطقه گواهي مي‌دهد. كشاورزي،دام‌داري و صنايع اساس اقتصاد شهرستان خرم‌آباد را تشكيل مي‌دهد.قلعه فلك‌الافلاك، قلعه منگره، قلعه سرقلا، قلعه ركي، قلعه بهرام، قلعه شهنشاه (گوشه)، قلعه قلاجق، قلعه چشمك، قلعه رزه، قلعه نصير، دژگريت دره پيرجيد، دره حوض موسي، قلعه زاخه يا زاغه، دره بابا عباس، تپه هاي باباخاني و تخته چراغ، تپه خانجان خاني، تپه سراب «ناوه كش»، سنگ نبشته هاي دوره صفويه، سنگ نبشته سراب چنگايي، سنگ نبشته قرن ششم، پل خرم آباد، پل خرم آبادي، نقاشي هاي غار دوشه، نقوش دره ميرملاس و هميان، گرداب سنگي، منار، بازار ميرزا سيدرضا، معبد مهري، گورستان روستاي ميراحمدي، گورستان رازان، گورستان هره باغ، پل شاپوري، مسجد جامع خرم آباد، بقعه شاهزاده احمد (شاه چراغ)، مقبره ميرسيدعلي، مقبره فلك الدين، مقبره باباطاهر، مقبره زيد بن علي، مقبره پيرشمس الدين، بقعه جابر، بقعه اميرسيف، شهنشاه (بقعه شجاع الدين خورشيد)، مقبره جلاله، دو برادران، كتيبه اي به خط عبري، مقبره خضر و پل رودخانه کشکان رود از جمله مهم‌ترين مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان خرم آباد به شمار مي‌آيند.
صنايع و معادن
صنايع كارخانه‌اي اين شهرستان عبارتند از: محصولات غذايي،‌‌ آشاميدني، دخانيات، نساجي، پوشاك، چرم، سلولزي، كاغذ، مقوا، چاپ، شيميايي، محصولات فلزي، ماشين آلات و محصولات معدني غير فلزي. در محدوده شهرستان خرم آباد معادن متعددي وجود دارد كه عبارتند از: آهك صنعتي، آهك، تالك، فلدسپات، آهن، سيليس، گچ، نفت، زغال‌سنگ، نمك آبي، گوگرد و مرمريت. اساس اقتصاد شهرستان خرم آباد بر پايه كشاورزي، ‌باغ‌داري، دام‌داري و صنايع دستي استوار است و بيش تر اين توليدات به خارج از شهرستان صادر مي‌شود. صادرات خرم آباد را محصولات كشاورزي به ويژه تره بار، قالي، گليم، موج (رختخواب پيچ)، دام زنده و فراورده‌هاي دامي تشكيل مي‌دهد. محصولات صنعتي از قبيل يخچال، لوازم بهداشتي، نخ نايلون، پوشاك، آجر فشاري، سنگ نما و تيرچه بلوك از جمله صادرات اين منطقه به شمار مي‌آيند.
کشاورزي و دام داري
به دليل وجود خاک‌خوب، بارندگي مناسب،‌ آب و هواي معتدل و وجود آب هاي زيرزميني وضعيت كشاورزي در خرم‌آباد بسيار مطلوب است. فرآورده‌هاي كشاورزي و باغ‌داري اين شهرستان شامل ‌گندم، جو،‌ تره بار، بنشن، آلبالو، گيلاس، گوجه،‌ آلو، زردآلو، شليل، سيب و انگور است. پرورش گوسفند، بز و گاو و توليد فراورده هاي دامي، به خصوص لبنيات از مشاغل اصلي و اوليه اهالي خرم آباد به شمار مي آيد. پرورش طيور نيز به صورت سنتي و صنعتي در اين شهرستان رواج دارد.
مشخصات جغرافيايي
خرم آباد از شمال به شهرستان نهاوند، از شمال‌خاوري به شهرستان‌بروجرد، از خاور به شهرستان‌هاي دورود و اليگودرز، از جنوب به شهرستان انديمشك و از باختر به شهرستان كوهدشت محدود مي‌شود. شهرستان خرم آباد از نظر جغرافيايي در 48 درجه و 21 دقيقه درازاي خاوري و 33 درجه و 29 دقيقه پهناي شمالي و ارتفاع 1200 متري از سطح دريا قرار دارد. آب و هواي‌ شهرستان خرم آباد معتدل و نيمه مرطوب است. براساس آمار جمعيتي در سال 1375 جمعيت اين شهرستان بالغ بر 462133 نفر بوده كه از اين رقم بالغ بر272815 نفر جمعيت مركز شهرستان خرم‌آباد را تشكيل مي‌دهد. شهرخرم آباد مركز شهرستان خرم آباد و مركز استان لرستان است. مردم اين شهرستان مسلمان و شيعه مذهبند و به زبان فارسي با گويش لري سخن مي گويند.
مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
ـ راه خرم آباد ـ بروجرد به سمت شمال خاوري به طول 100 كيلومتر که امتداد آن به طول 203 كيلومتر به اراك و به طول 500 متر به تهران متصل مي شود.
ـ‌ راه خرم آباد - اهواز به سمت جنوب به درازاي 375 كيلومتر
ـ راه خرم آباد ـ سلسله (الشتر) به سمت شمال به درازاي 53 كيلومتر. از 40 كيلومتري اين راه يك راه فرعي شني به هرسين مي‌رود كه از اين طريق خرم آباد با راهي به طول 180 كيلومتر به کرمانشاه متصل مي شود.
ـ اين شهرستان داراي يك فرودگاه است كه خرم آباد را با پروازهاي هفتگي به تهران و ساير شهرستان ها متصل مي كند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
خرم آباد يكي از قديمي‌ترين مناطق ايران است که تاريخ چندين هزار ساله دارد و از آغاز پيدايش خود تاكنون، تمدن‌هاي متعددي‌را از جمله كاسي‌ها، بابلي‌ها، ايلامي ها، ساسانيان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان و … در خود جاي داده است. به همين خاطر در داخل و اطراف آن، آثار متعددي از ادوار مختلف وجود دارد. قلعه هاي تاريخي و قديمي خرم آباد به علت بنا شدن شهر در ميان دره اي قيفي شكل و پر آب، محلي امن و سنگري محکم براي حاكمان زمان در برابر حملات مهاجمان و شورشيان بوده است. خرم آباد شهري تجارتي، خدماتي و نظامي است كه باوجود توسعه ناموزون، به عنوان مركز استان لرستان، توانسته است موجبات جذب مهاجران شهري و روستايي را فراهم آورد. شكل و تركيب شهرخرم آباد بيش تر تابع عوامل جغرافيايي شهر است، به طوري كه فشار جمعيت، خانه هاي شهري را تا كمركش كوه پيش برده است. معابر و مسيرهاي شهر همه قديمي و طبيعي هستند که اين مساله زيبايي شهر را چند برابر کرده است.


مساجد و مدارس مذهبي درشهرستان خرم آباد

مسجد جامع خرم آباد
مسجد جامع خرم آباد در سال 970 هجري قمري به دستور شاه پرور سلطان دختر آغوز بيك (همسر شاه رستم از اتابكان لر كوچك) ساخته شد. اين مسجد در سال 1110 هجري قمري به دستور شاه سلطان حسين صفوي تعمير شد و سنگ نوشته مربوط به اين فرمان هم اكنون در بخش سنگ نوشته هاي تاريخي «دژ شاه پور خواست» نگه‌داري مي‌شود. در سال‌هاي بعد نيز مسجد دوبار تعمير شده است يك بار توسط خدايي خان حسنوند (جد اعلاي طايفه حسنوند) و بار دوم به وصيت ملا محمد تقي خرم آبادي در دوره كريم خان زند و توسط شخصي به نام زكي خان.بيش از نيم قرن پيش هنگام خيابان كشي، قسمتي از مسجد قديمي ويران شد. بناي مسجد كنوني خرم آباد كه روي خرابه هاي قبلي ساخته شده است چندان هم قديمي نيست و در ساختمان آن ريزه كاري هاي هنري چشم‌گير ديده نمي‌شود. اين بنا تا پس از جنگ جهاني دوم رونقي نداشت. در سال 1322 هجري شمسي گروهي از اهالي منطقه ان را ترميم كرده و در شمال و جنوب آن حجره هايي ساختند و آ‎ن را به حوزه علميه تبديل كردند گويا در گذشته نيز حوزه درس طلاب ديني بوده و از قديم به نام مدرسه اشتهار داشته داست در رواق خاوري مسجد، كتاب‌خانه اي با كتاب هاي اهدايي مرحوم آيت الله كمالوند وجود دارد.


آرمگاه ها ،امامزاده هاوزيارتگاه ها درشهرستان خرم آباد

بقعه شاه‌زاده احمد (شاه چراغ) خرم آباد
اين امام زاده در روستاي مازو از شهرستان خرم آباد واقع شده و به نام هاي «گك احمد» و «سيد احمد» نيز معروف است. صاحب قبر را به شاه چراغ از فرزندان امام موسي كاظم (ع) منسوب مي دانند.بناي مقبره چهارگوش است و گنبد هرمي آن 10 ترك دارد. بلندي آن نزديك به 14 متر است كه قنديلي از طلا به وزن 200 مثقال بر فراز ان نصب شده است. در ورودي مقبره شمالي است و دو گلدسته كوچك آجري دارد. طول و عرض كفش كن پنج متر است. روي قبر ضريحي چوبي كار گذاشته شده است.خادمان اين امام زاده، عمامه‌اي قرمز بر سر دارند و معتقدند كه شاه‌زاده احمد در زمان حيات خويش، هر گاه خشمگين مي شد شال قرمز به كمر مي بست. براساس سنتي كه از گذشته بر جاي مانده اگر بين طوايف يا ايلات منطقه نزاعي در گيرد، خادمان امام زاده، علم مخصوص را به ميان انان مي برند و مردم به حرمت اين علم و به احترام «شاه‌چراغ» از جنگ و برادر كشي دست بر مي دارند.خادمان امام زاده چوبي مخصوص به رنگ قهوه اي و به شكل عدد «نه» مي سازند اين چوب «آسا» نام دارد و روي آن آيات و كلمات مقدس كنده كاري شده است. اين چوب را مردم روستاها مي خرند و به عنوان تبرك در خانه خود نگه‌داري مي كنند.
مقبره ميرسيدعلي خرم آباد
در باختر مقبره زيد بن علي- باختر مسجد جامع خرم آباد- مقبره معروف ميرسيدعلي قرار دارد كه در دو سوي ان چند طاق نما ساخته شده كه طاق نماي جنوبي ان داراي يك در چوبي است. هلالي بالاي در با يك در چوبي از نوع ارسي كه منبت كاري و تزييناتي بسيار زيبا دارد از هم جدا مي‌شود. مقبره اصلي به شكل هشت ضلعي است كه اضلاع فرعي كوچك تري دارد و طاق بر ان استوار شده است.
گورستان روستاي ميراحمدي خرم آباد
در روستاي ميراحمدي رازان، يك گورستان قديمي و تاريخي با بقعه اي به نام شاه زيدعلي وجود دارد. بر بالاي بعضي از قبرهاي گورستان سنگ هاي منقوش به اشكال تيراندازان و شكارچيان ديده ميشود كه بر فراز گورها به طور عمودي كار گذاشته شده اند.
گورستان رازان خرم آباد
گورستان روستاي رازان در دامنه كوهي به نام «چوير شاه» همراه با بقعه اي به نام محمد حنيفه فرزند امام علي نقي (ع) قرار دارد. بر روي قبرهاي پراكنده گورستان سنگ هاي حجاري شده با نقش هاي سوار و شكار مشاهده ميشود.
گورستان هره باغ خرم آباد
اين گورستان روي تپه اي در روستاي «هره باغ» در خاور روستاي بزرگ «يارآباد» خرم آباد واقع شده است. برخي از سنگ قبرهاي اين گورستان با خط كوفي حجاري شده اند كه تاريخ آنها به سده هاي پنجم و ششم هجري باز مي گردد. يكي از گورها كه مورد احترام اهالي است به فردي به نام شيخ مهدي تعلق دارد كه شناخته شده است.
مقبره دره پيرجيد خرم آباد
اين دره در شمال باختري خرم آباد در مجاورت روستاي رباط نمكي واقع شده است. در ميان دره، حصاري از سنگ چين وجود دارد كه در ميان آن مقبره اي معروف به قبر پيرجيد قرار گرفته كه مورد احترام مردم روستاهاي اطراف است. روي قبر، كاشي هايي قديمي كه شايد به قرن هشتم هجري مربوط باشند يافت شده است.
مقبره فلك الدين خرم آباد
در شمال باختري خرم آباد روستاي «فلك الدين» كه وجه تسميه خود را از مقبره اي به همين نام گرفته دامن گسترده است. هم اينك نيز آثاري از اين مقبره بر جاي مانده و اطراف ان گورستان روستا است. اين مقبره به فلك الدين حسين بن بدر الدين مسعود از اتابكان لر كوچك تعلق دارد. فلك الدين و بردارش عزالدين حسين در سال 677 ه. ق پس از قتل تاج الدين شاه به فرمان ابقاخان به حكومت رسيدند. اين مقبره مورد احترام مردم است و اهالي هر گاه چيزي را گم كنند به كنار قبر آن مي روند و مي گويند: «اي برادر، فلك الدين، گمشده مرا بده».
مقبره باباطاهر خرم آباد
اين مقبره در محله اي به همين نام در جنوب شهر خرم آباد و در باختر قلعه فلك الافلاك قرار دارد. سبك بناي مقبره قديمي است و در ورودي آن به جنوب باز مي‌شود. ساختمان اصلي آن هشت ضلعي است در گوشه هاي مقبره چهار اتاق ساخته شده و تاق اصلي روي آنها قرار داده شده است. مقبره در وسط بنا قرار دارد و روي آن ضريحي چوبي به ابعاد 127×128×198 سانتي متر قرار داده شده است. به اعتقاد مردم خرم آباد، اين قبر به بابا طاهر عريان شاعر و عارف مشهور تعلق دارد كه دوبيتي هاي خود را به زبان لري سروده است.
مقبره زيد بن علي خرم آباد
مقبره زيد بن علي در محله اي به همين نام، در باختر مسجد جامع خرم آباد واقع شده است. حريم مقبره شش هزار متر مربع وسعت دارد كه در گذشته گورستان بوده است. در ميان اين زمين، مقبره اي وجود دارد كه آيات و كلمات مقدس را با خط نسخ و به طور برجسته بر آن نقش كرده اند. روي لبه خاوري مقبره، نام استادكار نجار و تاريخ احداث آن آمده است.
مقبره پيرشمس الدين خرم آباد
در شمال دهستان «تشكن» بر دامنه هاي «سفيدكوه» گوري موسوم به «پيرشمس الدين» وجود دارد كه زيارتگاه اهالي است. در اطراف اين مقبره آثار يك بناي سنگي ديده مي‌شود كه نشان مي‌دهد اينجا در گذشته مقبره اي بوده كه به مرور زمان ويران شده است. صاحب قبر، «شمس الدين بن علي بن محمد بن احمد» از فرزندان امام موسي كاظم (ع) بوده و مورد احترام مردم است.
بقعه جابر خرم آباد
در روستاي «بابازيد» خرم آباد مقبره اي قرار دارد كه گنبد آن شبيه گنبد دانيال نبي در شوش است. طايفه‌اي از ساكنان «بدره» معتقدند كه فرزندان جابر (صاحب مقبره) اند و طوماري به عنوان شجره نامه، با مهرهاي فراوان درست كرده و مدعي هستند كه در اين بقعه جابربن عبدالله انصاري خفته است و فرزندان وي مي توانند «مال الله» و زكات مسلمانان و برخي حقوق ديني را دريافت دارند و موقوفات مقبره نيز بايد زير نظر آن‌ها اداره شود. اين ادعا بي گمان باطل است زيرا مسلم است جابربن عبدالله انصاري در مدينه فوت كرد و همان جا هم مدفون شد. از اين رو گروهي احتمال مي دهند كه صاحب قبر جابربن حنان باشد. در گچ بري هاي داخل مقبره جز نام پيغمبر اسلام (ص) و چند كلمه ديگر چيزي ديگر نوشته نشده است. تاريخ بناي بقعه مشخص نيست ولي از لحاظ سبك بنا و معماري بناي مشابه آن در لرستان وجود ندارد.
بقعه اميرسيف خرم آباد
در شمال باختري قلعه «سرقلا» و بر دامنه كوه «سياه» خرم آباد در ميان يك گورستان قديمي، بقعه اي مشهور به اميرسيف قرار دارد. در ميان اين بقعه قبري به طول و عرض 95/0×1 متر و ارتفاع 70 سانتي متر قرار دارد كه با كاشي سبز تزئين شده است. بلندي گنبد نزديك به 12 متر و اندازه در ورودي آن 75×125 سانتي متر است و به جنوب باز مي‌شود. بقعه با سنگ قلوه و ملاط ساخته شده است. اهالي معتقدند اميرسيف يكي از امراي لرستان بوده است. ممكن است اميرسيف يكي از اتابكان لر كوچك بوده باشد.
شهنشاه (بقعه شجاع الدين خورشيد) خرم آباد
در 20 كيلومتري جنوب خرم آباد، روستايي سرسبز وجود دارد كه روي كوه «پهناميل» و «كوس» قرار دارد و به گوشه يا گوشه شهنشاه مشهور است. در اين روستا نقطه اي وجود دارد كه بنا به روايتي محل دفن شجاع الدين خورشيد از اتابكان لر كوچك است.‌در ميان مقبره، گوري قرار دارد كه روي ان صندوقي چوبي با كنده كاري فراوان گذاشته شده است. نقش هاي صندوق، كثيرالاضلاع به هم پيوسته است. ارتفاع گنبد 12 متر و داراي دو جداره آجري است ولي مصالح ديوارهاي ان از سنگ و گچ است. در كنار مقبره يك گورستان قديمي وجود دارد كه در آن سنگ قبرهاي متعدد به شكل هاي مختلف ديده ميشود. روي اين قبرها، آياتي از قران كريم و كلمات مقدس به طور برجسته و با خط خوش كوفي كنده كاري شده است.
مقبره جلاله خرم آباد
در شش كيلومتري جنوب باختري خرم آباد و بر دامنه سفيدكوه و بر تنگه باباعباس- به فاصله يك كيلومتر از معبد مهري- مقبره اي قرار دارد كه به محمد جلاله مشهور است. بناي اصلي آن چهارضلعي است و طول هر يك از اضلاع آن به 5/3 متر مي رسد. خانواده هاي موسوم به عباس كه مقيم شهر خرم آبادند، «محمد جلاله» را جد اعلاي خويش مي دانند. روي گور و در داخل مقبره سنگ نبشته اي وجود ندارد.
مقبره خضر خرم آباد
در ميان گورستان عمومي خرم آباد ه در جنوب شهر واقع شده مقبره اي وجود دارد كه به خضر مشهور است. قسمت بيروني ساختمان چندان قديمي به نظر نمي رسد ولي وضع داخل آن قدمت بيشتري را نشان مي دهند. بناي مقبره چهارگوش است كه بر روي پايه ها ابتدا طاقهاي زنجيري زده شده بعد بر روي پيوند طاقهاي زنجيري طاق اصلي زده شده ارتفاع گنبد بيش از هشت متر است. در باختر مقبره اطاقي مشهور به قلندرخانه وجود دارد. احتمالا اين مقبره متعلق به جمال الدين خضر از اتابكان لر كوچك ميباشد. كه در سال 693 هجري بوسيله عده اي لشكريان مغول همراه با عده اي از نزديكانش به قتل رسيده است.


عمارات ومحوطه هاي باستاني درشهرستان خرم آباد 

تپه هاي باباخاني و تخته چراغ خرم آباد
در يك كيلومتري دهانه شمالي «سنگ موسي» در بخش چگني خرم آباد دو تپه به فاصله 200 متر از يك‌ديگر قرار دارند كه تپه خاوري را «بابا خاني» و تپه باختري را «تخته چراغ» مي گويند. روي هر دو تپه سفال هاي شكسته بسيار وجود دارد. آثار يك بناي آجري نيز روي تپه باباخاني مشهود است كه آجرهاي آن از لحاظ عرض، طول و ضخامت دو برابر آجرهاي معمولي هستند. احتمالا بايد طبقه اول تپه ها به دوره اسلامي و طبقات زيرين آن به دوره هاي پيش از اسلام مربوط باشند.
تپه خانجان خاني خرم آباد
در جنوب دهستان ده پير قرار گرفته و داراي آثار سفالي ساساني است. از قسمت هاي بريده آن كوزه هاي محتوي استخوان پيدا شده است. روي اين تپه، در ميان خانه هاي روستايي قبري قرار دارد كه مورد احترام است و به «سرمگو» مشهور است. پايه ستون هاي سنگي متعدد موجود اين محل علي الظاهر به دوره پارت ها مربوط است. از آثار دوره اسلامي نيز سنگ قبرهايي به خط كوفي يافت شده است.
تپه سراب «ناوه كش» خرم آباد
ناوه كش نام يكي از روستاهاي بخش چگني خرم آباد است. در مركز اين دهستان چشمه اي پرآب وجود دارد كه يك تپه بزرگ به طول تقريبي 150 و عرض 40 متر در شمال آن قرار دارد. در مقطع جنوبي اين تپه قسمتي از ديوار يك بنا كه شايد با روي قلعه اي باشد مشهود است. اين ديوار با سنگ هاي بزرگ و حجاري شده و سنگ قلوه ها ملاط سخت ساخته شده است. طول كنوني اين ديوار 5/13 متر و ارتفاع آن بيش از دو متر است. اين بنا، ممكن است قسمتي از يك قلعه بزرگ دوره ساساني باشد به ويژه اينكه بر سر راه باستاني باختر لرستان كه به شهر «شاپورخواست» مي رسيد واقع شده است. در فراز تپه انبوهي سفال شكسته وجود دارد.
سنگ نبشته هاي دوره صفويه خرم آباد
در مسجد جامع خرم آباد سه سنگ نبشته از دوره صفويه مربوط به تاريخ 1064 ه. ق وجود دارد. متن يكي از اين سنگ نبشته ها، يك آگهي بسيار جالب توجه در زمينه آزادي انسان ها در 17 سطر است.اندازه اين كتيبه، 48×80 سانتي متر و ضخامت آن 15 سانتي متر است.
سنگ نبشته سراب چنگايي خرم آباد
سراب چنگايي خرم آباد چشمه اي بزرگ و پرآب است. در خاور اين چشمه روي صخره اي بزرگ تاريخ كشت گل هاي نيلوفري را كه بر سطح آب چشمه مي رويند؛ نوشته اند. طبق اين سند در سال 1131 هجري قمري، به فرمان يكي از واليان لرستان به نام علي مردان خان پسر حسين خان، كه هنگام بازگشت از سفر عتبات از سراب نيلوفر كرمانشاه ديدن كرده بود مقداري گل نيلوفر در اين چشمه كاشته شده است. كتيبه داراي دو لوحه هم‌جوار است كه در سمت راست آن نوشته‌هايي در چهار سطر و در سمت چپ ان دو سطر نقر شده و اندازه كل ان 85×102 سانتي متر است.
سنگ نبشته قرن ششم خرم آباد
در جنوب خاوري راه خرم آباد به خوزستان در شمال خرابه هاي «شاپورخواست» سنگ نوشته اي به شكل مكعب مستطيل منسوب به قرن ششم هجري قمري پابرجاست. گوشه هاي اين سنگ با جهات فرعي منطبق است و نوشته روي آن از پهنه جنوب خاور شروع ميشود و به پهنه شمال خاوري پايان مي يابد. روي سطح جنوب خاوري پنج سطر، بر سطح جنوب باختري شش سطر، بر سطح شمال باختري چهار سطر و بر آخرين سطح نيز چهار سطر با خط نيم كوفي و نسخ، به طور برجسته حجاري شده است. اين سنگ نوشته مربوط به يكي از امراي سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه سلجوقي به نام ابوسعيد برسق كبير است كه در سال 513 هجري قمري نقر شده است. موضوع آن دو فرمان «منع مردم از پوشيدن لباس ابريشمي» و «اجازه علف چراني به دام‌داران» است.
نقاشي هاي غار دوشه خرم آباد
بر بالاي كوه دوشه بر ديوارهاي غار دوشه نقاشي هايي به چشم مي خورد كه بيان‌گر بخش ديگري‌ازتاريخ سكونت بشر در اين خطه از سرزمين ايران است. نقاشي‌هاي غاردوشه از تجسمي كامل تر برخوردار است و رزم انسان ها به صورت گروهي تن به تن و سواره و پياده قدرت تخيل هنرمندان اين دوره را مشخص مي سازد.
نقوش دره ميرملاس و هميان خرم آباد
نقوش پناه‌گاه‌هاي دو دره ميرملاس و هميان از جمله اين نشانه هاي باستاني است. نقوش دره ميرملاس با نقشي به شكل لنگر كشتي آغاز مي‌شود. سپس نقش هايي از ميادين شكار گوزن به صورت هاي فردي و جمعي است تعداد آن‌ها در دره ميرملاس 18 و در هميان 10 نقش است كه بيش‌تر به رنگ سياه، اخرايي و زرد طراحي و اجرا شده اند. در هميار شمالي نقشي از گوزن و شكارچي اسب سوار با تير و كمان به صورت زيبا و كاملي وجود داشت كه گذشت زمان قسمتي از سوار و كله اسب شكارچي را خراب كرده است.مجموعه اين نقوش نشان مي‌دهد كه اين پناه‌گاه ها كه در طول هزاران سال مورد استفاده بشر قرار داشته احتمالا نيايشگاهي براي كساني بوده است كه به شكار مي رفته‌اند.
كتيبه اي به خط عبري خرم آباد
در خاور شهر كهنه خرم آباد محله اي است كه تا سال‌ها پيش كليميان در آن‌جا سكونت داشتند و اكنون در اين محله قديمي كتيبه اي قديمي وجود دارد. بر ديوار جنوبي آن سنگ نوشته اي سياه رنگ به طول 34 و عرض 22 سانتي‌متر شامل دوازده سطر به خط عبري باقي مانده است.
كتيبه‌ي دره حوض موسي خرم آباد
در نزديكي هاي خاور شهر خرم آباد، دره اي بن بست گونه وجود دارد كه به «حوض موسي» معروف است. اين نام از حوض و سنگ نوشته‌اي به همين نام گرفته شده است. روي سطح صخره اي دره حوضي كنده شده است كه در زمستان پرآب مي‌شود. در قسمت شمالي آن به فاصله سه متر كتيبه اي ديگر كنده شده كه طول و عرض آن 32×42 سانتي متر و نوشته هاي آن در پنج سطر است و اين كتيبه به عهد سلطنت ناصرالدين شاه قاجار مربوط است. اين محل در گذشته يكي از گردشگاه‌هاي مردم خرم آباد بود. در جنوب اين دره، گورستان «جي» يا «كليميان» خرم آباد واقع شده است.


كاروانسراها،دروازه هاو بازارهادرشهرستان خرم آباد

بازار ميرزا سيدرضا خرم آباد
بازار سرپوشيده يا كاروان سراي ميرزا سيدرضا در سال 1301 هجري قمري به همت ميرزا سيدرضا كه زاده نقوش بود در خرم آباد ساخته شد. ميرزا سيدرضا ابتدا مستوفي حكومت بود و سپس به مقام نايب الحكومتي رسيد. اين بازار كه سال ها مركز داد و ستد و فعاليت هاي اقتصادي شهرهاي اطراف خرم آباد نيز بود دو راسته دارد: راسته خاوري شامل 24 دهنه دكان و راسته شمالي شامل 16 دهنه دكان و محوطه و صحن بارانداز با 24 دهنه دكان است. اين بازار هم اينك مركز خريد و فروش طلا در شهر خرم آباد ميباشد.


بندها و پل هاي تاريخي درشهرستان خرم آباد

پل خرم آباد خرم آباد
بر روي رودخانه اي كه از ميان شهر خرم آباد مي گذرد پلي از دوره صفويه به يادگار مانده كه هنوز هم مورد استفاده است.اين پل در گذشته داراي 20 چشمه بود كه به جز موج شكن ها و پايه ها، بقيه آن با آجر و ملاط ساخته شده است. ارتفاع پل 18 متر است.اين پل سنگ نبشته‌اي به طول دو متر دارد و در عرض و حواشي آن نام برخي از سوره هاي قرآن در دو سطر حك شده است.
پل خرم آبادي خرم آباد
«پل خرم آبادي» دومين پل بزرگ اين شهر است كه ساختمان آن به هزينه شخصي شادروان حاج علي اصغر ناصري خرم آبادي از معاريف شهر در سال 1333 شمسي آغاز شده و پس از دو سال و نيم پايان يافت. اين پل امروزه نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
پل شاپوري خرم آباد
در دو كيلومتري جنوب باختري شهر خرم آباد و در باختر شهر قديمي «شاپور خواست» يكي از شاهكاري هاي معماري دوره ساساني باقي مانده است. اين پل بيست و هشت تاق در جهت خاوري- باختري داشت كه امروزه تنها شش تاق آن باقي مانده است. پايه ها و موج شكن بقيه تاق ها هنوز پابرجا هستند. سطح هر پايه 66 متر (6×11) و فاصله بين دو پايه 6/7 متر و ارتفاع كنوني آن 16 مر است. سنگ هايي به ابعاد 60×60×58 سانتي متر در پايه ها به كار رفته اند. تاق ها نيز با سنگ هاي حجاري شده ساخته شده اند. مصالح تمام بنا از سنگ و ملاط است و ملاط آن تركيبي است كه اكنون نيز جدا كردن آن از سنگ ها به سختي امكان پذير است.
پل رودخانه کشکان رود خرم آباد
اين پل بين خرم آباد و انديمشک و بر روي رودخانه کشکان رود قرار دارد و قسمتي از آن خراب شده است بر طبق کتيبه آن که به خط کوفي است ساختمان آن در سال 399 به اتمام رسيده است. اين پل داراي 13 دهانه بوده است. ارتفاع آن درحدود 20 متر است سنگ هاي پايه آن بسيار بزرگ و تراشيده مي باشد. بناي اصلي اين پل را عده اي به دوره ساسانيان منسوب مي دارند کتيبه اي به طول و عرض يک متر و ضخامت 75 سانتي‌متر بر روي پل نصب بوده است.


قلعه ها، برج ها و آتشكده ها درشهرستان خرم آباد

قلعه فلك الافلاك خرم آباد
بر فراز يك تپه بزرگ سنگي در ميان شهر خرم آباد، قلعه معروف و تاريخي «فلك الافلاك» قرار دارد. از زير تپه اي كه قلعه روي آن ساخته شده يك چشمه بزرگ و پرآب جاري است. پايه هاي قلعه روي تيغه هاي سنگي استوار شده است. تاريخ بنا و نام سازنده اصلي ان مشخص نيست، ولي در گذشته به نام قلعه «شاپور خواست» مشهور بوده است. بيش تر تاريخ نگاران اسلامي نيز اين قلعه را به همين نام در آثار خود آورده اند. از اوايل قرن هشتم، پس از بناي شهر جديد خرم‌ آباد، قلعه نيز به اين نام خوانده شده است. نام «فلك الافلاك» از زمان قاجاريه بر اين قلعه گذاشته شد و با گذشت زمان تغييراتي در وضع ظاهري آن ايجاد شد ولي اصالت بنا و ساختمان تاق و برج هاي آن هم چنان دور از دگرگوني باقي مانده‌اند. قلعه داراي هشت برج است. محيط كلي ان 60/228 متر و ارتفاع بلندترين ديوار ان تا سطح تپه 5/22 متر ميباشد. در گذشته، تمام قلعه يك صحن داشت اما در دوره هاي بعد با ساختن چند اتاق درب وسط قلعه آن را به دو قسمت تقسيم كردند. درب ورودي قلعه در شمال آن 10/2 متر پهنا و 3 متر بلندي دارد. اين در به يك راهرو سرپوشيده منتهي مي‌شود كه در داخل آن در سمت باختري دو اتاق و در سمت خاوري آن يك اتاق وجود دارد. اين راهرو با شيب كم، پس از يك پيچ، به سمت خاور با اولين صحن مرتبط مي‌شود.
قلعه منگره خرم آباد
اين قلعه يكي از دژهاي مهم و تاريخي خرم آباد است كه روي قله اي به نام «دز» در باختر روستاي گرداب ساخته شده و به نيمه دوم قرن پنجم مربوط است. مساحت قلعه نزديك به 2000 متر مربع و سطح اختصاصي ان شامل 12 اتاق است كه طول و عرض هر يك از آن‌ها 50/4×50/5 متر است. در ضلع خاوري، چهار مخزن براي ذخيره آب كنده شده كه ديوار آن‌ها را با ملاط سنگ ساخته اند و روي ان را با نوعي ساروج پوشانده اند. اين قلعه تا سال 795 هجري قمري، يعني تا هنگام حمله امير تيمور به لرستان، اهميت نظامي خود را حفظ كرده بود. اكنون از قلعه منگره تنها ديوار تاق هاي فرو ريخته آن به جاي مانده است.
قلعه سرقلا خرم آباد
روي تپه‌اي در دهكده «اميرسيف» خرم آباد، آثار قلعه‌اي قديمي باقي مانده كه طول و عرض باروي آن 60×200 متر و پهناي ديوار ان سه متر است. ديوار باختري، مشرف به دره اي با عمقي بيش از 20 متر است كه رودخانه «گرداب» از ميان آن مي گذرد. ديوار شمالي و خاوري نيز بيش از 10 متر از سطح زمين ارتفاع دارند. قلعه چهاربرج داشته كه تنها قسمت جنوب باختري آن برجاي مانده است.
قلعه ركي خرم آباد
اين قلعه در خاور دهستان «تشكن» از توابع بخش دوره چگني خرم آباد بر بالاي قله اي به نام «ركي» در ارتفاع 1000 متري كوه «برآفتاب» قرار گرفته است. سطح قلعه با تخته سنگ هاي بزرگ فرش شده است و نشان مي دهد كه در داخل قلعه روزگاري قصري وجود داشته است. ديوارهاي اين دژ خشتي است، ولي ستون هاي آن سنگي است. اين دژ بر تمام جلگه تشكن تسلط دارد و راه هاي دو سوي كوه و دره هاي شمالي آن را زير نظر مي گيرد.
قلعه بهرام خرم آباد
در جنوب روستاي «جلگه خلج» خرم آباد تنگه اي است كه رود «كشگان» و جاده سراسري از كنار آن مي گذرند. در قسمت خاوري دره، بين دو تيغه كوه از دامنه تا بالا، آثار دژ و حصاري قديمي ديده مي‌شود. دهانه دره با ديواري از سنگ و ملاط محصور شده و فقط يك در داشته است. ساختمان دژ به طور پراكنده و در سطح دره يا نزديك به ديواره كوه و بالاي بعضي از تيغه هاي آن شكل گرفته است. بالاي دره نيز، چند ديوار ديده مي‌شود. ديوار حصار دو متر پهنا دارد كه با سنگ و گچ ساخته شده است. اين قلعه به نام «بهرام» مشهور است و موقعيت استثنايي دارد و از جهات مختلف بر گذرگاه و تمامي تنگه كشگان تسلط كامل دارد. اين قلعه را مي توان در شمار قلعه‌هاي مهم دوران باستاني ايران به شمار آورد كه از ارزش هاي جهانگردي قابل توجهي برخوردار است.
قلعه شهنشاه (گوشه) خرم آباد
در روستاي گوشه خرم آباد و در كنار گنبد شهنشاه، قلعه اي قديمي وجود دارد كه از سنگ و گچ ساخته شده است. صحن اين قلعه 12×25 متر است و پانزده رواق و اتاق نشيمن دارد. هر اتاق را ديواري به دو قسمت تقسيم مي كند كه براي نگاه‌داري چارپايان و استراحت كاروانيان ساخته شده است.بلندي ديوار قلعه پنج متر است. در گوشه جنوب باختري، پله هايي سنگي براي دسترسي به پشت بام ساخته شده است. اين قلعه كه بر سر راه خرم آباد به خوزستان بنا شده، اولين منزل به سوي دزفول و آخرين منزل به جانب خرم آباد بوده است.
قلعه قلاجق خرم آباد
اين قلعه بر بالاي يكي از قله هاي «سياه كمر» در جنوب خاوري خرم آباد از سنگ و گچ ساخته شده و ممكن است از آثار پيش از اسلام باشد. ديوارهاي اين قلعه ويران شده است. اتاق هاي ان به هم پيوسته و مرتبط بوده اند. اندازه هر اتاق 20/3×20/4 متر است. در اطراف و داخل قلعه، سفال هايي شبيه سفال هاي دوران پارتي نيز وجود دارد. اين قلعه ممكن است در دوره هاي اسلامي هم مورد استفاده قرار گرفته باشد.
قلعه چشمك خرم آباد
در «پشت تنگ» خرم آباد و بر دامنه كوه «شخسك» در مياه دره، قلعه‌اي وجود دارد كه طول و عرض باروي آن 44×48 متر و از لحاظ استحكام و طرز ساخت جالب توجه است. در ورودي قلعه به سوي جنوب باز مي‌شود. بعد از اين در، بايد از دري ديگر گذشت تا وارد صحن قلعه شد. طول راهرو از در اول تا صحن، 17 متر و عرض ان 5/2 متر است. در دوسوي اين راهرو، دو حياط مشابه با چهار اتاق و دو اصطبل ساخته شده است كه از هر نظر شبيه به هم‌ديگرند.اين دومين منزل از خرم آباد به سوي دزفول است و تا قلعه شهنشاه، پنج فرسنگ راه دارد.قلعه با سنگ و آجر و گچ بنا شده و ناودان هاي آن از سنگ است. با روي كنگره دار قلعه به اطراف مشرف است و مورد استفاده اهالي بومي روستا نيز قرار گرفته است.
قلعه رزه خرم آباد
قلعه رزه از جمله قلعه هاي تاريخي استان لرستان است كه منزلگاه كاروانيان جاده خرم‌ آباد به دزفول بوده است و اكنو نيز جاده سراسري خوزستان از كنار آن مي گذرد. بناي قلعه روي تپه اي سنگي نهاده شده است. سراسر ديوار جنوبي آن بر دره اي مشرف است كه عمق تقريبي ان 15 متر و بلندي ديوار آن در بعضي قسمت ها، هشت متر است. براي ورود و خروج از قلعه، تنها يك در وجود داشته است. قلعه داراي 13 اتاق بزرگ و چند اتاق كوچك است كه در جهات مختلف ساخته شده اند.نماي كلي ديوارها و اتاق هاي قلعه نشان مي دهد كه در تركيب معماري ان تغييراتي داده شده است. اين قلعه، به هنگام تصرف لرستان به دست قواي دولتي رضاشاه، اهميت نظامي فراوان داشته و يكي از قرارگاه هاي مهم جلوگيري از شورش، ياغي گري و غارت به شمار مي رفته است. قلعه با گچ و سنگ قلوه ساخته شده است. در شمال اين قلعه يك بناي دو طبقه كوچك تر نيز وجود دارد كه به حسينيه يا قلعه حسيني مشهور است.
قلعه نصير خرم آباد
اين قلعه روي تپه اي قرار دارد كه از باختر به كوه «مين او» و از خاور به كوه «كوچيل» محدود شده است. اندازه حصار قلعه 30×30 متر است و چهار برج دارد كه هر يك از آنها 15 متر ارتفاع دارند و بلندي ديوار قلعه 10 متر و پهناي آن 5/1 متر است. برج هاي قلعه دو طبقه اند كه در اطراف طبقه بالاي هر برج، محلي براي ديده باني يا تيراندازي ساخته شده است. اين قلعه فقط يك در بزرگ دارد. آب آن از چاهي كه درون قلعه كنده شده، تهيه مي‌شده است. ساختمان قلعه از سنگ و گچ است.
دژ گريت خرم آباد
در جنوب باختري دهستان گريت از توابع بخش پاپ خرم آباد، كوهي به نام «سرتنگ» وجود دارد. روي اين كوه، آثار بناي دژي برجا مانده كه امروزه به «سرتنگ قلا» معروف است سطح اين دژ 160×300 متري را بارويي محصور كرده است. ارتفاع قلعه از بالا تا پايين نزديك به 25 متر است اما موقعيت طبيعي دژ بسيار جالب است به طوري كه ديوارهاي آن در سه طرف خاور و جنوب و شمال بر تيغه كوه بنا نهاده شده است. در طرف خاور اين آثار بقاياي برج هايي كه با سنگ و ملاط ساخته شده باقي مانده است. در داخل قلعه، ديوار چند اتاق نيز وجود دارد.
اين دژ بر تمام منطقه گريت و نيز بر راه ها و چشم اندازهاي شمالي و خاوري آن تسلط دارد.آب اين دژ با لوله هاي سفالي از «سراب الي» تامين مي شده است. در شمال باختري دژ آثار ديوار آجري شهر و بر دامنه آن گورستاني بزرگ و قديمي پيداست. احتمالا گريت پيش از اسلام نيز شهري با رونق بوده است كه در دوره اسلامي به ويژه در زمان حكومت اتابكان لر كوچك، به اوج ترقي رسيده و گسترش يافته و سپس در انتهاي همان دوره اهميت خود را از دست داده است.
قلعه زاخه يا زاغه خرم آباد
در دو كيلومتري خاور تپه باستاني و روستاي چغابل خرم آباد، آثاري از يك دژ كه از سنگ ساخته شده باقي مانده است. بيش تر تاق هاي آن از زير خاك سر برآورده اند. بيش تر بخش هاي اين دژ هنوز در زير خاك پنهان است و به شكل تپه خودنمايي مي كند. دهانه برخي از تاق ها به پنج متر مي رسد و چند اتاقي كه از خاك بيرون آمده اند به هم مربوط و متصل هستند. در بعضي از اتاق ها به سوي شمال و برخي ديگر به جانب جنوب باز مي‌شوند.به احتمال زياد، بنايي كه در جنوب خاوري آن واقع شده يك آتشكده قديمي بوده است. بيش تر سنگ هاي به كار رفته در اين بنا، يا حجاري شده اند و يا قلوه‌اي هستند. كيفيت ساخت و ظاهر بنا نيز به آثار دوران ساساني شباهت زيادي دارد. مرمت و بازسازي اين قلعه آن را به يك اثر جالب توجه تاريخي تبديل خواهد كرد.
منار خرم آباد
در كنار آثار شهر قديمي شاپور خواست مناره اي آجري و استوانه اي شكل بر جاي مانده است كه به قرن پنجم هجري تعلق دارد و ممكن است براي هدايت كاروانياني كه از باختر و راه هاي ديگر به شاپور خواست مي آمده اند، مورد استفاده قرار مي گرفته است . اين مناره كه امروزه به مناره خرم آباد نيز معروف است در جنوب خاوري خرم آباد قرار دارد و پيرامون آن به پارك شهر تبديل شده است.

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:4 |
نگاهي کوتاه به شهرستان رشت

شهرستان زيباي رشت مهم ترين منطقه‌ي استان گيلان بوده و اين منطقه‌ي سرسبز و زيبا را هيچ قلمي ياراي توصيف ندارد و فقط بايد به نظاره نشست. چشم اندازها و مناظر طبيعي اين منطقه به قدري پرجلوه و باشكوه هستند كه توان توصيف را از هر كس گرفته و فقط ديدن را يادآور مي‌شوند. به نوشته برخي از محققان؛رشت در پيش از اسلام و دست كم در دوره ساسانيان وجود داشته است. در زماني‌كه حكومت ساساني رو به فروپاشي مي‌رفت، ‌حكمراني مستقل اين ديار را گيلان‌شاه مي ناميدند. پس از غلبه اعراب بر ايران، اولين بار، كه نامي از رشت به ميان آمد، سال 61 هجري قمري بود. ايجاد بناي اوليه رشت را با احتمال زياد به قبل از اسلام و به دوره ساسانيان نسبت مي‌دهند و بنا بر روايت ديگري اين ناحيه در گذشته دور، زير آب هاي درياي‌مازندران قرار گرفته بود، اما به تدريج و بر اثر رسوب زياد و تبخير آب، اراضي گيلان و ناحيه‌اي كه امروزه به نام رشت معروف است از آب خارج شدند. اين ناحيه چون داراي منابع طبيعي مانند جنگل و زمين هاي مناسب كشاورزي بوده، به سرعت به صورت دهكده‌اي درآمده و قابل سكونت شده است. اين‌منطقه تا پيش از دوره صفويه اهميت زيادي نداشت و رشد آن از اين دوره و به خصوص در زمان شاه عباس شروع شد و به مرور بر اهميت آن افزوده شد. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان را سبدبافي، حصيربافي، نمدمالي، صنعت ريسندگي و بافندگي، صنايع چوب‌كاري و سفال گري تشكيل مي‌دهند كه به طور كامل در صنايع دستي استان گيلان آورده شده است. ده ها اثر طبيعي از قبيل انواع چشمه‌هاي طبيعي و آب معدني، جنگل‌هاي پرشكوه، سواحل كم نظير درياي مازندران، روستاها و دهكده‌هاي ساحلي و جنگلي، رودخانه هاي پرآب و خروشان‏ آبشارهاي متعدد به همراه ده ها اثر تاريخي از قبيل عمارت ها و كاخ‌ها، امام‌زاده ها و... تنها برخي از جاذبه هاي اين شهرستان با ارزش استان گيلان را شامل مي شوند.
صنايع و معادن
صنايع و كارخانه‌هاي متعددي در رابطه با كشاورزي و دام داري و چوب‌بري در شهرستان رشت استقرار دارند. صنايع نساجي، شيميايي والكترونيك و هم چنين صنايع دستي رشت بسيار معروف است. از معادن شناخته شده اين منطقه مي‌توان به معادن زغال سنگ، ‌خاك نسوز، سنگ ساختماني، نفت، گاز، سنگ آهك، گرانيت، ميكا و … اشاره كرد.
کشاورزي و دام داري
منطقه جلگه‌اي رشت با بهره گيري از خاك حاصل‌خيز، شبكه آبرساني وسيع هواي معتدل و مرطوب، داراي محصولات زير است: برنج، چاي، تره بار، توتون، كنف، گياهان علوفه اي، ميوه و بنشن. آب كشاورزي رشت از رودها تأمين مي‌شود.
مشخصات جغرافيايي
مركز شهرستان رشت در طول جغرافيايي 49 درجه و 35 دقيقه و عرض جغرافيايي 37 درجه و 16 دقيقه قرار دارد. همسايگان‌شهرستان رشت از شمال درياي‌مازندران، از شمال‌خاوري‌و خاور آستانه اشرفيه و املش، از جنوب‌خاوري سياهكل، از جنوب رودبار، از جنوب باختري شفت، از باختر صومعه سرا و فومن و از شمال باختري بندر انزلي است. آب و هواي آن معتدل و بسيار مرطوب است و ميزان بارندگي سالانه حدود 1500 ميلي متر است و ميزان ريزش باران سالانه اش از همه جاي ايران بيشتر است. دو شاخابه از سفيدرود، يكي سياهرود بار و ديگري گوهر رودبار از دو سوي شرق و غرب شهر رشت روانند و سرانجام به مرداب انزلي مي ريزند. شهرستان رشت مركز استان گيلان مي باشد و در 330 كيلومتري شمال غربي تهران و در انتهاي راه كناره اصلي درياي خزر و در مسير راه اصلي درجه يك قزوين – بندر انزلي واقع است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
به نوشته برخي از محققان شهر رشت در پيش از اسلام و دست كم در دوره ساسانيان وجود داشته است. در زماني كه حكومت ساساني رو به فروپاشي مي رفت، ‌حكمراني مستقل اين ديار را گيلانشاه مي ناميدند. پس از غلبه اعراب بر ايران، اولين بار، كه نامي از رشت به ميان آمد، سال 61 هجري قمري بود. اما از اين تاريخ، تا زمان صفويه در كتاب هاي تاريخي نامي از رشت ديده نمي شود. بعدها در شرح وقايع دوره شاه اسماعيل صفوي از اين شهر يادشده است. در زمان صفويه و به ويژه در دوره شاه اسماعيل صفوي، سرزمين گيلان به دو بخش :« بيه پس » به مركزيت رشت، و « بيه پيش » به مركزيت لاهيجان تقسيم مي شد. حكومت بيه پيش از 943 هجري قمري به خان احمد گيلاني رسيد و شاه طهماسب اول صفوي، حكومت بيه پس را نيز به او سپرد. سرانجام شاه عباس اول صفوي گيلان را تسخير كرد. بعدها در سال 1045 هجري قمري، شهر رشت به دست استپان رازين – دريانورد مشهور روسي – غارت شد. در سال 1722 ميلادي نيز سپاهيان پتر پادشاه روسيه، رشت را تسخير كردند. اشغالگران روس تا سال 1734 رشت و گيلان را در تصرف خود داشتند. سپس روس هاي بلشويك در جريان تعقيب سفيدها ( هواداران تزار ) رشت را به تصرف خود در آوردند.
اين شهر در قديم، تنها راه ارتباطي و بازرگاني ايران از طريق بندر انزلي به اروپا بود. رشت در طول تاريخ خود، وقايع اسف انگيز فراواني را از سر گذرانده است. در زمستان 1246 هجري قمري، طاعون شديد در گيلان شايع شد و در حدود شش هزار نفر را از پاي درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش كشيده شد و خسارت هاي فراوان ديد.
در سال 1316 هـ . ق ( 1899م ) در رشت شورش نسبتاً دامنه داري عليه قانون خراج راه داري كارگزاران روس كه از ساكنان دهستان دريافت مي كردند، به وقوع پيوست، در نتيجه ايستگاه راه داري واقع در نزديك رشت توسط شورشيان ويران گرديد، اما با شدت عمل و خشونت سپهدار اعظم – حاكم وقت – پايان يافت. امروزه شهرستان رشت به عنوان مركز راه هاي بازرگاني گيلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مركز استان امكانات جهانگردي فراواني دارد


طبيعت در شهرستان رشت

رودخانه نورود
اين رودخانه دايمي با طول 35 كيلومتر در باختر روستاي نصرآباد از سفيد رود جدا مي ‌شود و يكي از شاخه‌هاي بزرگ دلتاي سفيد رود را تشكيل مي ‌دهد رودخانه مزبور به سوي شمال از لاله دشت (Calehdast) مي ‌گذرد و پس از قطع راه اتومبيل رو رشت به كوچسفهان به سوي شمال خاور متوجه مي ‌گردد و پس از عبور از باختر لشت نشاء‌ nesa) (Laste - در روستاي خشک استلخ (Xoskestalx) به درياي خزر مي ‌ريزد. شيب متوسط اين رود 2/0 درصد و‌ مسير كلي آن شمال خاوري است.
رودخانه لاكان
اين رودخانه فصلي که 17 كيلومترطول دارد از ارتفاعات جنوب رشت در 2 كيلومتري جنوب باختري روستاي عزيزكيان (Azizkiyan) و در 17 كيلوتري جنوب رشت سرچشمه مي‌گيرد. نخست رو بسوي خاور روان مي ‌شود و پس از طي 2 كيلومتر از روستاي عزيزكيان عبور مي ‌كند و با وارد شدن به دشت گيلان مسير پر پيچ و خمي را به سوي شمال مي ‌پيمايد. در روستاي لاكان به 2 شاخه تقسيم مي‌شود. شاخه خاوري به سوي شمال خاوري روان شده و در روستاي بيجارپس (Pijarpas) به سياهرود مي ‌ريزد شاخه دوم كه هم‌چنان به شمال جريان دارد به سوي شهر رشت روان شده و در بخش هاي جنوبي شهر مزبور به سوي باختر متوجه مي ‌گردد و پس از عبور از بخش هاي باختري رشت به شمال متوجه شده و در 6 كيلومتري مركز رشت به سياهرود مي ‌ريزد حوزه اين رود درياي خزر است. شيب متوسط رود لاکان 9/0 درصد و مسير كلي آن شمال خاوري است.
رودخانه سياهرود
اين رودخانه فصلي که 55 كيلومتر طول دارد از دامنه شمالي كوه نيزه سر سرچشمه گرفته و به سوي شمال خاوري جريان مي ‌يابد در روستاي جلگه بندان (Joklehbandan) مسير آن به سوي شمال متوجه گرديده و به دشت گيلان وارد مي ‌شود و پس از قطع راه اتومبيل رو رشت به قزوين به سوي شمال باختري منحرف شده و در روستاي بيچارپس(Bijarpas) با رود لاكان مخلوط مي ‌شود و به سوي شهر رشت جريان مي ‌يابد و بخش هاي خاوري شهر رشت را طي مي ‌كند و پس از قطع راه اتومبيل رو رشت به بندر انزلي همچنان به سوي شمال باختري جريان مي ‌يابد و در روستاي باقلاكش (Baqelakes) و گزگيشه (Gozigiseh) به مرداب انزلي وارد مي ‌گردد. حوزه سياهرود درياي خزر است. شيب متوسط اين رود 5/0 درصد و ‌مسير كلي آن شمال خاوري است.
چشمه آب شور لاكان رشت
در انتهاي جاده رشت- لاكان، يك جاده خاكي ديده مي شود كه اين نقطه را به شهر صنعتي متصل مي كند. در ميانه جاده، روستاي «آقا داناپير» قرار دارد كه در خاور آن، جنگل انبوه و زيبايي دامن گسترده است. چشمه آب شور لاكان، در دل اين جنگل و در جنوب رشت قرار دارد. آب چشمه به علت برخورداري از نمك فراوان، شور است و به همين سبب، « آب شور» نيز نام گرفته است. مردم منطقه، چشمه را مقدس و آب آن را شفا بخش مي دانند و در فصل تابستان براي درمان بيماري هاي پوستي با آب چشمه حمام مي كنند.
چشمه چشما گل سه شنبه رشت
اين چشمه در روستاي «طالم سه شنبه» از توابع بخش سنگر در 12 كيلومتري جاده رشت- قزوين واقع شده است. آب چشمه به رودخانه مجاور مي ريزد و آب دهي آن در حدود يك ليتر در ثانيه است. زمين هاي اطراف چشمه، رسي و ديواره هاي آن از ماسه سنگ تشكيل شده اند. در كنار چشمه، درختي بسيار تنومند ديده مي شود كه مورد احترام اهالي است. از آب معدني چشمه، در درمان بيماري هاي پوستي به ويژه جوش هاي صورت و بدن استفاده مي شود.
ارتفاعات شهرستان رشت كه در جلگه حاصل‌خيز گيلان واقع شده است، همگي سرسبز و ديدني هستند. در شهرستان رشت تمام ارتفاعات و بلندي ها پوشيده از جنگل هاي انبوه بوده و قابل بهره برداري جهت مقاصد گردشگري است. وجود ارتفاعات سرسبز و عبور رودخانه ها و آبشارهاي متعدد از ميان آن ها اين خطه از ايران را به بهشتي واقعي تبديل كرده است كه تمام گردشگران را به حيرت وا مي دارد.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان رشت

مسجد صفي رشت
اين مسجد از بناهاي مذهبي زيباي شهر رشت است كه در دوره صفويه ساخته شده است. وجه تسميه اين مسجد به محمدميرزا معروف به صفي ميرزا، پسر بزرگ شاه عباس مربوط است كه به فرمان پدر خود در محلي نزديك به اين مسجد كشته شد. اين محل، كه قتل‌گاه شاهزادگان جوان و بي‌گناه بود، به دستور شاه عباس، شهيديه نام‌گذاري شد و محل بست و پناه‌گاه مجرمان به شمار مي‌رفت. مسجد صفي، گچ‌بري ها و كاشي‌كاري‌هاي زيبايي دارد و به دليل قدمت تاريخي، از اهميت فرهنگي، هنري و جهانگردي برخوردار است.
مسجد امام الدوله رشت
اين بنا در محله جير باغ يا نقاره خانه واقع شده و بناي اوليه آن از آثار دوره قاجاريه است که در دوره بعدي قسمتي از آن براي ايجاد خيابان خراب شده است. قسمت باقيمانده مسجد شبستاني به طول و عرض 20×9 متر است. دو در ورودي و چهار پنجره در جهت شمالي بنا قرار دارد در ضلع جنوب مسجد سه پنجره بزرگ سراسري تا زير طاق و يک در و يک پنجره به آبدارخانه است. غرفه زنانه در ضلع شرقي است. در ضلع جنوبي ايواني به عرض يک متر بدون ستون واقع است. بام اين بنا از سفال سر مي باشدو سقف لمبه کوبي است.
مسجد چهارخانه رشت
اين مسجد در محله چهارسرا واقع است. در فهرستي که از محلات قديمي هشتگانه شهر تهيه شده است از چهار سرا نيز ياد شده است. زماني نيز به اين به اين محل دهکده چهارسرا بنايي ساده به طول و عرض 17/20×12/5 متر با شش ستون وسط است. سقف لمبه کوبي و بام سفال سر است.
مسجد بديع الله رشت
اين بنا در محله بديع الله شهر رشت واقع شده و در سال 1344 ه.ق توسط بديع الله ساخته شده است. بنايي زيبا و نسبتا بزرگ است که گنبد مدور حلب پوشي در ميان دارد. پوشش شيرواني بخش هاي ديگر مسجد بر روي سه ستون بزرگ که در پايين هشت ضلعي در وسط ، مدورو در بالا چهار ضلعي هستند قرار مي گيرد. مسجد از بيرون داراي نماي دو طبقه است. ازاره داخلي مسجد داراي کاشي کاري و محراب مسجد گچبري نسبتا ساده اي است.
مسجد پيرسرا رشت
اين بنا در محله پير سراي رشت واقع شده است و بنايي نسبتا قديمي به طول 11/10 و عرض 8/5 متر است. فيلپايي در وسط مسجد است و ازارع مسجد کاشي‌کاري است. در کنار محراب در بزرگي قرار دارد که به اتاقي به طول و عرض 6/30 و 4/90 متر باز مي شود. در اين اتاق قبر ملا رجب‌علي پير سرا قرار دارد.
مسجد جامع امشه رشت
اين بنا در دهکده امشه سنگر رشت واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است. فضاي داخلي مسجد به طول و عرض 14×4 متر داراي غرفه هاي مخصوص زنان پنجره هاي مشبک چوبين طاقچه ها و روف هايي است. در چهار ضلع مسجد در زير طاق کتيبه اي از هفت بند محتشم کاشاني و در بالاي محراب چهار رديف کاشي‌کاري است. در جلوي بنا ايواني به طول 18/70 و عرض 4/5 متر هشت ستون چوبي قرار دارد. طرف باختري ستون ها فيلپاي آجري هشت ضلعي و دو طرفين ايوان شاه نشين هايي قرار دارد.
اين بنا در روستاي جورشر لشت نشا در استان گيلان واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است. مسجد بنايي مرتفع است که از آجر ساخته شده است. طول مسجد 20 و عرض آن 14 متر است. در خاور و باختر مسجد دو غرفه چوبين براي زنان ساخته شده است. پوشش بيروني بنا شيروان و پوشش داخلي تيرهاي چوبي است که بر روي چهار ستون چوبي بر پابه آجري قرار گرفته است. محراب مسجد سفيد کاري ساده است و در کنار آن سنگ نوشته مرمري به ابعاد 24×75 سانتي متر بر ديوار نصب کرده اند. اين مسجد به شماره 1785 به ثبت تاريخي رسيده است.
مسجد جامع رشت
اين بنا در محله بازار واقع شده و در طول زمان بارها بازسازي شده است. بدين خاطر نيز اطلاعي از بناي اوليه آن در دست نيست. بر اساس نوشته ميرزا حسن خان اعتماد السلطنه در «مرات البلدان» باني اين مسجد را پدر و برخي مادر هيات الله خان رشتي ذکر کرده اند که در سال 1277 يا 1278 هجري به کلي منهدم شد و بناي بزرگ‌تري به جاي آن ساختند که کار ناتمام ماند. در حدود 1383 ه.ق مسجد ناتمام طعمه حريق شد تا اين که جمعي از بازرگانان به دستور آيت الله حاج محمود ضياري آن را بازسازي کردند. محراب زيباي کاشي کاري مسجد کار کاشي سازان اصفهاني است. در اين مسجد سنگ نوشته اي مورخ 1234 ه.ق از زمان فتح علي شاه قاجار وجود دارد که متن آن ارتباطي به بناي مسجد ندارد.
مسجد چله خانه رشت
اين بنا در محله استاد سراي رشت واقع شده و در حدودسال هاي 1242-1244 ه.ق توسط ميرزا محمد طاهر مستوفي بنا گرديده و در دوره بعد توسط حاج شيخ مهدي لاکاني تعمير و مرمت شده است. مسجد فعلي بنايي به ابعاد 16/70×8/30 متر است که پوشش آن در وسط بر روي سه فيلپا قرار مي گيرد. در گوشه بنا گلدسته آجري و در شمال بنا مدرسه اي با شش حجره قرار دارد. پوشش داخلي لمبه کوبي و پوشش هاي خارجي سفال سر است. درب ضلع جنوبي شبستان مسجد محرابي کاشي‌کاري با گچ‌بري مقرنس ساده قرار دارد که در بالا و طرفين آن نوشته هايي است. کتيبه بالاي محراب متضمن نام باني پادشاه دوران فتح‌علي شاه و تاريخ 1242 ه.ق است. کتيبه هاي داخل و دو طرف محراب نيز مورخ 1243-1244 ه.ق هستند. كاشي‌کاري آن ها نيز عمل استادمحمد تقي کاشي پز قزويني است در کنار مسجد تکيه اي بوده که بعدها از بين رفته است.
مسجد کاسه فروشان رشت
اين بنا در بازار خرازهاي رشت واقع شده و بناي اوليه آن از آثار دوره دوره قاجاريه و از مساجد بزرگ شهر است. طول اين مسجد 18/5 و عرض آن 14 متر است. با ساختن سه فيلپاي بزرگ فضاي داخلي مسجد را به چهار قسمت کرده اند. محيط هر يک از فييپاها 3/25 متر است. پايه هاي آن ها هفت رديف کاشي به رنگ سبز و سياه به ارتفاع 108 سانتي متر است. در قسمت خاوري مسجد محوطه‌اي به طول 8/60 و عرض 7/10 متر واقع شده که پوشش آن برد و فيلپاي مدور متکي است و قسمت زنانه مسجد را تشکيل مي دهد. ازاره مسجد به ارتفاع 98 سانتي متر با کاشي‌کاري دوره قاجاريه پوشش يافته است. اين مسجد با پوشش سفال سر داراي مناره آجري نسبتا کم ارتفاعي است. متصل به مسجد مدرسه علوم ديني مهديه با کتيبه اي به تاريخ 1363 ه.ق واقع است.
مسجد حاجي سميع رشت
اين بنا در محله ساغري سازان شهر رشت واقع شده و در دوره قاجاريه به صورت مسجد و مدرسه توسط حاج سميع خان رشتي بنا گرديده است. طول و عرض مسج غير از محوطه زير غرفه زنانه در باختر مسجد 19/30×17/20 متر است. فضاي داخلي مسجد توسط فيلپاهايي به چهار قسمت تقسيم شده است. ارازه تعدادي از فيلپاها داراي کاشي کاري است. پوشش داخلي مسجد لمبه کوبي و پوشش خارجي آن سفال سر است. در سمت جنوب مسجد در گذشته مدرسه علوم ديني قرار داشته که در دوره اخير مدرسه جديدي به جاي آن ساخته شده است.
مسجدچهل تن خميران رشت
اين بنا در محله خميران رشت واقع گرديده و از آثار دوره قاجاريه است. طول بنا از داخل 10 و عرض آن 8/5 متر است. دو فيلپاي قطور هشت ضلعي در وسط مسجد است که پايه آن ها تا يم متر کاشيکاري دوره قاجاريه دارد. ازاره داخل بنا کاشي‌کاري سال 1353 ه.ق ايت در ضلع شمالي مسجد ايواني چوبينن به طول 14 و عرض 1/40 متر با هشت ستون چهار سوي ساخته اند. سقف داخل لمبه کوبي با درزپوش و از بيرون سفال سر است. ماذنه اي کوچک و آجري با پوشش سفالي بر فراز بنا ديده مي شود.
مسجد ساغري سازان رشت
اين بنا در محله ساغري سازان سهر رشت واقع شده و در سال 1204 به دستور حاجي تاجر شيرواني ساخته شده و بعدها سيد رضي رودباري – امام مسجد – آن را مرمت کرده است. اين مسجد به طول و عرض 18×11/60 متر داراي هشت فيلپا در دو رديف است پايه فيلپاها و ازاره محراب و شبستان مسجد کاشي‌کاري شده است. اين مسجد داراي گلدسته اي است که بر آن کتيبه اي کاشي کاري به خط نستعليق متضمن آيات قرآني و سنگ نوشته اي به ابعاد 30×40 متر است و بر آن نام باني و تاريخ ساخت نوشته شده است.
مدرسه شاپور رشت
اين مدرسه، از بناهاي اوايل دوره پهلوي است كه بر سر راه رشت به بندرانزلي قرار دارد و اولين مدرسه به شيوه امروزي و با معماري نوبن در گيلان است. اين ساختمان. نخستين دبيرستان گيلان است كه در آن آمفي تئاتر، آزمايشگاه و ديگر تاسيسات جنبي نيز پيش بيني و ساخته شده است. اين بنا با شماره 1515 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. علاوه بر اين مدرسه، مدرسه قديمي معروف به شهيد بهشتي نيز كه به دوره قاجاريه مربوط است در خيابان آزادگان رشت واقع شده و اثري جالب توجه مي باشد.


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان رشت

بقعه بي بي حوريه (خانم حوريه) رشت
اين بقعه در شالور، در كنار راه انزلي- رشت قرار دارد و گفته مي‌شود آرامگاه خواهر امام رضا (ع) و از دختران امام موسي كاظم (ع) است. بقعه تاسيساتي از قبيل زاير سرا، مسجد با دو گلدسته بلند و زيباي كاشي كاري شده، سرايداري عمومي و پاركينگ دارد.
بقعه خواهر امام رشت
اين بقعه در محله خواهر امام رشت واقع شده است. بر روي سقف اصلي بقعه با خط نستعليق سفيد بر زمينه آبي، آيه هايي از قران و مطالبي را به تاريخ 1306 ه. ق نوشته اند. سر در حياط بقعه، با آجرهاي لعابدار چيده شده و ابياتي به تاريخ 1290 ه. ق بر ان نوشته شده است.بر سمت چپ در بقعه خواهر امام، كتيبه سنگي از دوره ناصرالدين شاه در مورد معافيت مالياتي نانوايان به تاريخ 1272 ه. ق نصب شده است.
بقعه امامزاده هاشم رشت
اين بقعه، در محلي به همين نام، بر سرراه رشت- تهران و در 30 كيلومتري جنوب رشت واقع شده است. در شجره نامه موجود در بقعه، امام زاده هاشم چنين معرفي شده است: هاشم بن محمدبن عبدالله بن حمزه بن محمدبن الحنيفه بن علي بن ابيطالب (ع) بناي ان هر چند سال يك بار به خاطر درآمد خوب از محل نذرهاي زايران تعمير و نوسازي شده است.
بقعه آكاشاه (عكاشه) رشت
اين بقعه، در رود برده، در فاصله 5/1 كيلومتري شمال منطقه سنگر، از توابع رشت قرار دارد. بر پايه شجره نامه موجود در داخل بقعه، اين جا آرامگاه آشيخ علي بن آقا كاشاه پسر قيس، از صحابه حضر رسول (ص) است. اما در شجره نامه‌اي ديگر، وي از پسران امام موسي كاظم (ع) معرفي شده است. بناي بقعه، ساختماني قديمي و خشتي است و در چهار سوي ان ايواني با سر ستون هاي ظريف وجود دارد. براساس كتيبه موجود بقعه در سال 920 ه. ق ساخته شده و بام ان از سفال است. به فاصله نزديك اين بقعه، دو مزار ساده وجود دارد كه گفته مي‌شود گور دو برادر از سادات، به نام هاي آقا سيد احمد و آقا سيد محمود است كه امام زاده بوده اند و آكاشاه معلم آنان بوده و آن ها را پس از شهادت غسل داده است.
آرامگاه ميرنظام الدين و آرامگاه دكتر حشمت رشت
اين زيارتگاه در محله چله خانه شهر رشت قرار دارد و شامل آرامگاه، مسجد و چله‌خانه بود كه چله خانه آن از بين‌ رفته است. در بخشي از صحن اين مجموعه آرامگاه شادروان دكتر حشمت- از ياران ميرزا كوچك خان جنگلي- قرار دارد.
آرامگاه آقاسيد دانيال (خشت مسجد) رشت
اين آرامگاه در محله كوچصفهان رشت واقع شده است. مزار امام زاده در بنايي با نقشه مستطيل شكل قرار دارد كه به نام خشت مسجد معروف است. درب هاي مسجد در شمال و باختر آن قرار دارند.غرفه زنانه در جانب شمالي قرار دارد كه بدنه آن با طرح هاي زيباي ستاره هاي هشت پر، هشت ضلعي و چهار ضلعي تزييني و مانند آ‌ن‌ها زينت يافته است. سنگ قبر مرمري اين بنا با طرحي در وسط: (شامل تسبيح، مهر، شانه و دو عدد انگشتري) و با كتيبه اي در چهار سوي آن به تاريخ 1023 ه. ق كنده كاري شده است. اين امام زاده به امام موسي كاظم (ع) منسوب است.
آرامگاه ميرزا كوچك خان رشت
آرامگاه ميرزا كوچك خان جنگلي معروف به سردار جنگل در جنوب شهر رشت و در محله سليمان داراب واقع شده است. اين آرامگاه، در سال‌هاي انقلاب با شور و شوقي كه نسل جوان براي آشنايي با شخصيت هاي تاريخي منطقه گيلان از خود نشان مي دادند، مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن سيل مسافران براي ديدن آرامگاه به سوي محله سليماني داراب سرازير شد. در حال حاضر، بنايي ساده، اما زيبا روي قبر ميرزا كوچك خان ساخته شده است.
آرامگاه آقا ميرشهيد رشت
آرامگاه اين امام زاده كه به آقا ميرشهيد نيز معروف است، معماري زيبايي دارد. بر كتيبه كمربندي گنبد، بيت‌هايي از تركيب بند محتشم كاشاني نقش بسته است كه در فاصله هر مصراع آن، عبارت يا حسين مظلوم به تاريخ 1206 ه.ق گچ بري شده است. زير گنبد را با شيشه هاي رنگين تزيين كرده‌اند.در بالاي درب‌هاي چهارگانه بنا، چهار قاب گچ بري شده با طرح هاي هندسي ديده مي شود. بالاي درب اصلي نقاشي هاي مذهبي كشيده‌اند.بر روي مزار، ضريح چوبي شبكه داري قرار دارد كه از نظر گوناگوني طرح ها و ظرافت، كاري هنرمندانه است. تمامي طرح هاي كناره ها و قاب ها هندسي و از نوع ستاره هاي چندپر و چند ضلعي است.اين بقعه را از آن فرزندان امام موسي كاظم (ع) مي دانند. در جوار بنا سنگ قبري از مرمر متعلق به ميرزا احمد به تاريخ 1224 ه. ق است.
گورستان لشكستان رشت
لشكستان، نام يك مرتع ييلاقي و آبادي گالش نشين است كه در شمال باختر كومني واقع شده است. در شيب يك تپه بزرگي طبيعي به نام جوردم زار در زمين گسترده اي هزاران گور مربوط به دوره هاي باستاني جلب نظر مي‌كنند. اين جا يكي از وسيع ترين گورستان هاي باستاني گيلان است و بيش از هزار قبر متنوع از عصر آهن تا اوايل نيمه دوم هزاره اول پيش از ميلاد در آن پراكنده اند. بيش تر گورها غالبا تك نفره و برخي از آن‌ها گروهي اند. انواع گور دخمه اي، چينه اي و گودالي با پوشش هاي گوناگون و گاه چند طبقه در آن به چشم مي خورد.
گورستان باستاني مياركشه رشت
در بيرون كومني در دشت هاي مياركشه بقاياي يك گورستان باستاني به چشم مي خورد. در كنار آن، مجموعه اي از گورهاي دوره ساساني جلب نظر مي‌كند. كشف چند سكه نقره (درهم) مربوط به اواخر دوران ساساني از هرمز چهارم (590-581 ميلادي) و يزدگرد سوم (651-632 ميلادي) كه در چند گور در زير پيكر مردگان دفن شده بود، تاريخ قطعي اين گورستان را روشن ساخته است.در گورستان مياركشه، به جز سكه هاي نقره كه در زير سر مردگان گذاشته شده بود، اشياء و وسايلي مانند ظرف هاي سفالي ساده بي لعاب به رنگ هاي خاكستري، قرمز، آجري و نيز انواع سلاح هاي آهني و مفرغي مورد استفاده آن روزگاران شامل خنجر، شمشير، سپر و پيكان در اندازه هاي مختلف و هم‌چنين مهرهاي زينتي شيشه‌اي يا ديگر سنگ‌هاي تزييني، دستبندهاي مفرغي و گوشواره هاي فلزي پيدا شده است. بيش تر قبرها، گودال هايي هستند كه در زمين كنده شده‌اند. براي پوشش روي گورها، از سنگ هاي لاشه‌اي لايه لايه استفاده شده است.اجساد بيش تر به پهلوي راست و به حالت چمباتمه به خاك سپرده شده اند و دست هايشان روي هم قرار دارد. اشياي درون گورها، بالاي سر مرده و در مقابل صورت آن قرار داده شده اند.
گورستان سنجد دره رشت
در سنجد دره، شكوه يك گورستان باستاني كه از اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد به يادگار مانده است، هر بيننده تازه واردي را به حيرت و تعجب وا مي دارد. گورهاي سنجد دره از نظر معماري بسيار متعدد و متنوع اند و به انواع دخمه اي، چينه اي و گودالي تقسيم مي شوند. بيش تر گورهايي كه در شيب تند صخره اي قرار دارند، دخمه اي هستند و گاه از صخره طبيعي در ديوار گورها استفاده شده است، ولي در زمين هاي مسطح، مقبره ها به صورت چينه اي با ديوارهاي سنگ چين و با ملاط ساروج يا خشكه چين و به شكل بيضي و مستطيل ساخته شده اند. نوع سوم، گورهاي گودالي با عمق زيادي هستند و به نظر مي رسد پس از تدفين، گور را با پوشش ساروج اندوه مي كرده اند.كاوش در اين گورها، به دليل وجود لايه هاي ساروج، بسيار سخت و توان فرسا است. اشياي به دست آمده از گورستان سنجد دره شامل سفالينه هاي قرمز و خاكستري رنگ، سلاح هاي آهني و مفرغي و اشياي زينتي مختلف است. ديگر گورستان هاي قديمي گيلان عبارتند از: زرگر چشمه، بالا محله، كومني و شاه جان كومني كه واجد ارزش هاي باستان شناختي هستند.
گورستان قلعه كوتي كومني رشت
در جنوب روستاي كومني و بر فراز بلندي مشرف بر اين روستا، گورستان قلعه كوتي قرار دارد كه ارتفاع آن، از سطح زمين پيرامون آن به 10 متر مي رسد. تكه هاي سفال هاي اسلامي و سنگ هاي ساختماني پراكنده در سطح تپه، نشان دهنده حضور تمدن هاي مختلف اسلامي بر فراز اين تپه است. در شيب باختري تپه يك گورستان باستاني از اوايل هزاره اول پيش از ميلاد و دوره پارتي وجود دارد كه بيش تر آن را گنج يابان دست كاري كرده و به صورت گودال و چاله درآورده اند. در اين گورستان دو نوع گور وجود دارد: نوع نخست گورهاي گودال مانندي هستند كه به اوايل هزاره اول پيش از ميلاد تعلق دارند. اين قبرها خالي از اشيا بوده و تدفين نيز در آن ها به شيوه مشخص و يكسان نيست. نوع دوم، گورهاي دوره پارتي (اشكاني) اند كه بيضي شكل و از نوع چينه اي اند و ديواره آن ها نيز با سنگ هاي لايه لايه رودخانه اي به صورت خشكه چين ساخته شده است. پوشش سنگي روي گور، از سنگ هاي لاشه اي يك پارچه و يا چند پارچه است. گورها، در رديف هاي منظم و موازي قرار دارند و مرده ها در آن ها، به صورت جنيني و بر پهلوي راست خفته اند. دست راست مرده ها، آرنج چپ آن ها را محكم گرفته است.اشيايي كه از اين گورستان به دست آمده، شامل ظرف هاي سفالي خاكستري و سياه داغ‌دار، انواع كوزه، كاسه، تنگ و انواع سلاح مانند شمشير، كلاه خود و اشياء تزييني در گورهاي زنان است.


بندها و پلها در شهرستان رشت

پل تاريخي لوشان رشت
اين پل، پيش از احداث شاهراه كنوني قزوين- رشت و پل جديد بتوني، تنها راه ارتباطي دو سوي رودخانه شاهرود بود. برخي پژوهندگان ساختمان اين پل اجري را به خسروخان گرجي حكمران گيلان در زمان سلطنت فتح‌علي شاه نسبت مي دهند. اما به نظر مي رسد كه اين پل در قرن نهم هجري قمري ساخته شده باشد. پل لوشان 102 متر طول و چهار چشمه دارد كه دو چشمه آن بزرگ و دو چشمه ديگر آن كوچك است. در پايه پل اتاق بسيار بزرگي وجود دارد كه ضمن كمك به ايستايي پل، براي اقامت و استراحت كاروانيان در شب و به هنگام بارندگي و سرما بسيار مناسب است. ارتفاع پل از سطح رودخانه تا بلندترين نقطه آن 15 متر است. نام اين پل با حوادث تاريخ معاصر گيلان پيوند خورده است. علاوه بر پل هاي ياد شده، از پل هاي زير نيز مي‌توان نام برد كه به لحاظ قدمت و شيوه ساخت و معماري جالب توجه هستند: پل ليشاوندان پس از سه راهي شفت (دوره قاجار) پل گاز رودبار جاده قديم صومعه سرا (دوره قاجار) و پل قديمي شفارود در پونل طالش (دوره قاجاريه).
پل ليشاوندان رشت
اين پل بر روي رودخانه خوبك، در ميانه جمعه بازار رشت- كنار جاده اصلي رشت به فومن و مجاور روستاي ليشاوندان- واقع شده و از آثار دوره قاجار محسوب مي شود. پل ليشاوندان در مكاني قرار گرفته كه رودخانه در كم عرض ترين بستر خود جريان دارد. اين پل به طول حدود 30 و عرض 6 متر داراي يك دهانه طاقدار اصلي به عرض 30/5و دو دهانه فرعي و دو طبقه به عرض هر كدام 15/2 متر است. بيش‌ترين ارتفاع پل در بالاي تيزه طاق اصلي به 9 متر مي‌رسد. طاق به كار رفته در اين پل از نوع جناغي با خيز تند است. پايه هاي پل در جهت موافق و مخالف جريان آب داراي موج شكن هاي نيم دايره است و بر بالاي دو پايه مياني، دهانه هاي كوچك‌تري تعبيه شده است.در دو انتهاي پل آثار دو دهانه مسدود جلب نظر مي‌كند. مصالح به كار رفته در اين پل، آجرهايي به ابعاد 5×21×21 سانتي متر و ملات ساروج است. سطح گذر‌پل كه از ميانه به طرفين داراي شيب نسبتا ملايم و در طرفين داراي جان پناهي است. اين پل به شماره 1782 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل نياكو رشت
اين پل در محله نياكوي آستانه، بر سر راه لاهيجان به رشت واقع شده و ظاهرا از آثار دوره صفويه است. پل نياكو 50 متر طول، 80/5 متر عرض و از سطح آب حدود 6 متر ارتفاع دارد. سطح معبر پل سنگ فرش شده و در طرفين داراي جان پناهي است. پل داراي دو دهانه بزرگ و دو دهانه كوچك‌تر در طرفين آن‌هاست. پهناي دهانه هاي بزرگ هر يك 30/2 متر و بلندي آن‌ها از تيزه طاق تا سطح زمين 40/1 متر است. ابعاد آجرهايي كه براي ساختن اين دو دهانه به كار رفته، 4×17×17 و در بخش هاي ديگر 5×20×20 سانتي متر است. اين پل به شماره 1443 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل لاله دشت
اين پل بر روي نهر نورود، در لاله دشت كوچصفهان و نزديكي جاده امروزي رشت- لنگرود واقع شده و ظاهرا از آثار دوره صفوي يا قاجاريه است. طول پل با احتساب دنباله آن در كناره رودخانه 36 متر، عرض آن (با احتساب جان پناه ها) 4 متر و بيش ترين ارتفاع آن تا سطح آب حدود 40/5 متر است.
پل مديريه رشت
اين پل بر سر راه رشت به شفت واقع شده و ظاهرا از آثار دوره صفويه يا قاجاريه است. طول پل حدود 32 و عرض آن 60/4 متر و ارتفاع آن در وسط از سطح آب 7 متر است. پل داراي يك دهانه بزرگ و دو دهانه كوچك‌تر با طاق جناغي است. مصالح پل آجر با ملات گچ و ساروج است. پايه هاي پل در جهت مخالف و موافق جريان آب داراي موج شكن هاي نيم دايره است. دو انتهاي پل، از جمله بخش وسيعي از دهانه هاي كناري در خاك كناره هاي رودخانه مدفون شده كه به نظر مي رسد عرض دهانه هاي كناري حدود 3 متر بوده است. آجرهاي به كار رفته در بنا به ابعاد 5/4×21×21 سانتي متر است.
پل ميرزا كوچك خان رشت
اين پل كه امروزه به صورت ويرانه درآمده، در مسير راه كاروان رو رشت به آستارا و بين رضوان شهر و صومعه سرا واقع شده و ظاهرا در دوره قاجاريه توسط ميرزا كوچك خان ساخته شده است. با توجه به طرح بازسازي شده اين پل 40 متر طول و 4 متر پهنا داشته و ارتفاع اوليه آن حدود 70/6 متر بوده است. پل داراي دو دهانه اصلي در ميانه و دو دهانه فرعي در كناره ها بوده است. عرض دهانه هاي مياني 25/7 و عرض دو دهانه كناري 90/1 متر بوده است. در حال حاضر از اين پل تنها يكي از دهانه هاي فرعي و بقاياي اندكي از چند پايه باقي مانده است.
پل مناره بازار رشت
بقاياي اين پل در نزديكي روستاي مناره بازار، 9 كيلومتري شمال باختر صومعه سرا و بر سر راه قديمي رشت- آستارا واقع شده و احتمالا از آثار دوره صفوي است كه دهانه هاي آن در جريان سيل هاي دوره اخير منهدم شده است. اين پل در مجموع 66 متر طول و با احتساب جان پناه ها، 25/6 متر عرض و حدود 9 متر ارتفاع داشته است. پل مناره بازار داراي دو دهانه وسيع به عرض 10/15 (دهانه شمالي) و 80/12 متر بوده است.به نظر مي رسد كه بستر رودخانه در محل برپايي پل، شالوده سازي داشته و پايه هاي مياني پل بر روي اين شالوده قرار مي‌گرفته اند. پايه ها در هر دو جهت داراي موج شكن هاي نيم دايره است. بر بالاي اين موج شكن ها و بر ديواره پل، ستون نماهايي كار شده كه براساس بقاياي پايه مياني، داراي آجرچيني تزييني بوده است.
رويه پل، از بالاي تيزه طاق بزرگ‌تر به سمت طرفين داراي شيب ملايمي بوده است. در طرفين دو انتهاي اين رويه هم‌چنين ميل هايي ساخته شده بود. در بناي پل از آجرهايي به ابعاد 5×23×23 سانتي متر استفاده شده است. در 2 كيلومتري باختر پل، مناره اي منسوب به دوره سلجوقي وجود دارد كه نام مناره بازار به جهت ان است. رود تنيان، سياو رود و پلنگ رود، كمي بالاتر از اين پل به يك‌ديگر پيوسته و از زير پل عبور مي كنند.


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان رشت

كاروان سراي لات رشت
اين كاروان سرا كه نزد اهالي محل به كاروان سراي شاه عباسي نيز شهرت دارد در 35 كيلومتري جنوب رشت و در چهار كيلومتري امام زاده هاشم، بر سر جاده رشت- قزوين واقع شده است. نام باني و هم چنين سازنده يا سازندگان آن معلوم نيست: زيرا كه مانند بسياري ازكاروان سراها، فاقد كتيبه و سنگ نبشته است. ولي براساس نوشته متن هاي تاريخي به دستور منوچهر خان معتمدالدوله در سال 1246 هجري قمري ساخته شده است. اين كاروان سرا حياطي مربع شكل دارد كه در هر ضلع آن به طول 27 متر، هفت صفه و اتاق ساخته اند. در كنج هاي ضلع هاي شمالي و جنوبي، صفه مانندي ساخته شده كه به مال بند زمستاني راه دارد. در كاروان سرا در ضلع شرقي آن قرار دارد. كاروان سرا با آجر و ملاط ساروج ساخته شده است.


حمامها و آب انبارها در شهرستان رشت

حمام پيرسراي رشت
اين بنا در محله پيرسراي رشت واقع شده و از آثار اواخر دوره قاجار به سال 1334 ه. ق است كه توسط سه تن از افراد خير به نام‌هاي باقر، حاج حسن و حاج عبدالله و به معماري تقي نامي ساخته شده است. سازنده كاشي هاي حمام، محمد فرزند حاج يوسف كاشي ساز- سازنده كاشي هاي حمام حاجي محمد جعفر رشت- است.
حمام حاجي محمد جعفر رشت
اين بنا در بازار ساغري سازان شهر رشت واقع شده و بناي اصلي ان از آثار اواخر دوره قاجاريه به سال 1308 ه.ق است.سر در بنا داراي تزيينات كاشي‌كاري و كتيبه تاريخي است. كاشي هاي اين سردر، كار مشهدي يوسف كاشي ساز است.


قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان رشت

مناره كسگر رشت
اين مناره، در بخش مركزي از توابع شهرستان صومعه سراو در 36 كيلومتري باختر شهرستان رشت واقع شده است. مناره كسگر بر سر راه يك جاده قديمي معروف به شاه عباسي واقع شده و يادآور مناره هاي عظيم دوره سلجوقي است كه در ديگر نقاط ايران نيز وجود دارند. ارتفاع مناره 29 متر و قطر آن در پايه 7 متر و در بخش فوقاني 35/2 متر و شكل آن مخروطي است. اين مناره احتمالا از آثار دوره سلجوقي است كه در زلزله سال 69 به شدت آسيب ديده است.
قلعه بندبن قاسم آباد رشت
در روستاي بندبن قاسم آباد برجي قديمي به ارتفاع 12 متر سر برآورده كه راه روهاي زيرزميني دارد و نقشي دفاعي داشته است. اين برج، بخشي از يك قلعه بزرگ بوده كه برج نگهباني ان در بخش جنوبي قلعه و مشرف بر دهكده بندبن هنوز سالم باقي مانده است.اين برج سنگي به ارتفاع 7 متر و قطر 5/4 متر، هشت سنگ انداز سالم دارد. از خود قلعه جز يك ديوار سنگي با ملاط گچ به طول پنج متر و به پهناي 120 سانتي متر چيز ديگري بر جاي نمانده و بخش شمالي آن توسط گنج يابان و غارتگران آثار باستاني ويران شده است. در جبهه خاوري، در قلعه به ارتفاع يك متر هنوز پابرجاست.

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:3 |
نگاهي کوتاه به شهرستان گرگان

دشت گرگان که در ساحل جنوب شرقي درياي مازندران واقع شده يکي از مراکز مهم تمدني اين سرزمين است و آثار فراوان از دوران پيش از تاريخ تا اسلامي در آن بدست آمده است و در نتيجه داراي مراکز استقراري شهري متعددي است . چنانچه در بررسي T . J . Aren در 1933بيش از 300 تپه باستاني در منطقه گرگان و قره سو ثبت شد و سال بعد از آن اريک اشميت نيز عکسهايي هوايي از آثار باستاني اين منطقه تهيه و به همراه نقشه اي عرضه نمود . در دهه 1350 نيز هيات بررسي و کاوش جرجان توانست تعدادي زياد از آثار استقرارهاي دوران تاريخي مخصوصا پارتي را با استفاده از عکسهاي هوايي مورد شناسايي قرار دهد .
در نيمه اول قرن حاضر دو حفاري مهم پيش از تاريخ انجام پذيرفت . يکي در تورنگ تپه به فاصله 17 کيلومتري سر راه گرگان به شاه پسند ( 9 کيلومتري شمال جاده ) که بي شک بزرگترين و با اهميت ترين نقطه ما قبل تاريخ دشت گرگان است در حفارياتي که توسط ف . ر . ويلسن از دانشکاه پنسيلوانبا و سپس زان دهه در سال هاي دهه 1960 از دانشگاه ليون پاريس انجام گرفت ، آثار استقرار هزاره ششم ق . م را نشان داد و طبقات مربوط به 2800 تا 1700 ق . م داراي اهميت بسياري بود . البته در سال 1841 در دامنه تپه مزبور آثاري بدست آمد که بجهت طلايي بودن تعدادي از آنها به گنجينه استرآباد معروف شد که قدمت آن به دوره مفرغ باز مي گشت .
تپه دوم شاه تپه بود که به فاصله 13 کيلومتري شمال غرب گرگان واقع شده است . نتيجه حفاري ، سه دوره مشخص را نشان مي دهد که دو لايه آن به دوران ماقبل تاريخ تعلق داشت . " ياريم تپه " در 9 کيلومتر غرب شاه پسند نيز از تپه هاي مهم پيش از تاريخ اين منطقه است . ارتفاع تپه 20 متر است و در سالهاي 1960 و 1962 توسط " ديويد استروناخ " مورد حفاري قرار گرفته است ، قدمت آن به دوره اوايل کالکوليتيک ( حدود 5000 ق . م ) مي رسد . و از اواخر دوره کالکوليتيک 3200 تا 2800 ق . م و تا 1800 ق . م هميشه مورد استفاده قرار گرفته و و بعد از يک ويراني ، از حدود 1100 ق . م ( دوره آهن ) تا دوران پارتي تا 200 ميلادي داراي سکونت بوده است .
سرزمين گرگان در دوران هخامنشي نيز يکي از ايالات دولت مقتدر هخامنشي نيز يکي از ايالات دولت مقتدر هخامنسي بود و با استناد به کتيبه هاي اين دوره جزو ايالت ياساتراپي پارئوا ( Parthava ) بوده و ورکانه ناميده مي شد . ابتدا اين ايالت بصورت مستقل اداره مي شد و حاکم آنجا ويشتاسپ پدر داريوش بود که در حکومت کوروش با سمت والي يا ساتراپ گرگان بکار مشغول بود . هرودوت در فهرست ساترابي هاي دولت هخامنشي و تقسيمات آن از گرگان نام نمي برد و بدين روي عمده اي را گمان آن است که پريکاني ها جرو مردمان همين ساتراپي بودند و هم آنان مردم هيرکاني هستند . در هر صورت هرودوت از قبيله هيرکاني که در ساحل راست خزر زندگي مي کردند نام مي برد .
آرين Arrian مورخ يوناني زمان اسکندر گويد وقتي اسکندر به سوي باختر حرکت مي کرد قصد " زدرکرته " را کرد که مرکز هيرکانيه بود و از بزرگترين شهرهاي آن و قصر حکومتي در آنجا واقع بود . عده اي احتمال ميدهند که " زدرکرته " با محل شهر امروزي گرگان ( استراباد سابق ) يکي است . در اينجا لازم است گفته شود که يکي از بزرگترين تپه هاي باستاني موجود در سرزمين گرگان يعني قلعه خندان ( خلعت پوشان بنا بر قول رابينو ) در استراباد واقع است که بعدا بدان خاهيم پرداخت . البته T . J . Arne اندازه هاي آن را همراه يک نقشه ارائه داد ولي هنوز بررسي جامعي در آن انجام نگرفته است .غير از پيدا شدن يک سنگ نبشته يوناني از زمان سلوکي ها سفالهاي جمع اوري شده سطحي مربوط به دوران هخامنشي تا ساساني است .
پليبيوس از ديگر مورخان يوناني محل استقرار فرماندار هيرکانيه را در سيرنيکا ( Sirynca ) مي داند که از شهر بدون ديوار طمبرکس ( Tambrax ) فاصله چنداني نداشت . همچنين استرابو از محلي بنام Tapa ياد کرده که بي شباهت با سيرنيکاي پلييوس نيست . در مورد تعيين موقيعت آن گفته شده است که تپه باستاني قره تپه در 7 کيلومتري غرب بهشهر مي تواند مکان اين شهر باشد . در سال 209 ق . م در جريان فرو نشاندن قيام پارتها به توسط آنتيخوس سوم در سير نيکا زندگي مي کرده اند . بعد از مرگ اسکندر هيرکانيا همچنان بصورت يک ايالت مستقل باقي ماند و فرماندار آن Tlepolemus بود ليکن قيامها و شورشها عليه سلوکي ها ادامه يافت و در سال 235 ق . م از زير سلطه آنها خارج شد و طبق پيمان صلحي که بين سلوکوس دوم شاه پارتي بسته شد ، سلوکوس او را حاکم يالت پارت و هيرکاني منصوب کرد .بعد از مرگ ارشک ، اردوان اول به حکومت رسيد و در قيامي عليه سلوکي از آنتيخوس سوم شکست خورده و پيمان صلحي بين آنها بسته شد .
بر خلاف دوران هخامنشي هير کانيه از صورت يک فرمانداري مستقل خارج و ضميمه ساتراپي پارت گشت . شواهد تاريخي نشان ميدهد که گرگان اگرچه به ساتراپي پارت وابسته بود ليکن هر هنگام که توانسته خود را از زير يوق حکومت پارت خارج ساخته است .
فعاليتهاي باستان شناسي دهه 1350 باعث پيدايش آثار جديد و گسترده از دوران پارتي در سطح دشت گرگان شده است که از آن جمله است : آثار پارتي از حفاريات تورنگ تپه و کاوسهاي انجام شده در ديوار دفاعي گرگان ( معروف به سد اسکندر يا انوشيروان ) و در بررسيهاي هيات کاوشهاي باستان شناسي در جرجان بسياري از قلاع و شهرهاي دوران تاريخي و اسلامي بخصوص دوران پارتي و ساساني گشف شده است . با اينکه فعلا نميتوان اين شهرها و قلاع را کاملا شناسايي کرد اما آنها را مي توان از مراکز مهم استقرار و مدنيت در ومنطقه اي از جمله دوران پارتي دانست .
بعد از پاشيده شدن حکومت پارتي توسط اردشير سر سلسله حکومت ساساني ، حکومت مستقل گرگان نيز زير سلطه اردشير درآمد . در اين دوره گرگان استاني مستقل بود . نام آن در کتيبه سه زبانه شاپور در کعبه زرتشت ( پارتي va3k , n ساساني Gwfk , n) و اثر مهرهاي اداري اين دوره آمده است . مرکز آن شهري همنام استان يعني گرگان جزو دارالغربهاي دولت ساساني بود . اگرچه در مورد موقعيت اين شهر ساساني اطلاعي دقيق در دست نيست ليکن گمان مي رود که در حوالي شهر دوران اسلامي جرجان که خرابه هاي آن در کنار شهر جديد التاسيس گنبد قابوس است قرار داشته و شهر جرجان که در منابع اسلامي بنيادي به يزيد بن المهلب نسبت داده شده ، مي تواند احتمالا بر روي آثار شهر قديمي ساساني ساخته شده باشد . اين گمان با پيدا کردن تعدادي آثار ساساني در حفريات مي تواند قوت بيشتري يابد .
ايجاد شهرهاي اسلامي جرجان چنانکه گفتيم به يزيد بن المهلب نسبت داده شده و در هر حال شهر به صورت استقرار کوچکي در حوالي امامزاده يحيي ( گور سرخ ) در کنار رودخانه شکل گرفته است . در دوران زياري ، ساماني و آل بويه شهر وسعت گرفته و به صورت يکي از مراکز هنر اسلامي درآمد ، ابن حوقل در قرن چهارم مي گويد که جرجان شهري نيکوست . ساختمانهاي آن از خشت ساخته و شهر در دو طرف در دو طرف رود واقع گرديده است و پلي آنها را بهم متصل مي سازد که جانب خاوري را گرگان جانب باختري را بکرآباد گويند و شهر داراي باغستانهاست و ابريشم در آنجا به عمل مي آمده است .
مقدسي جانب خاوري را شهرستان ذکر کرده و باغستانهاي انار ، زيتون ، خربزه و نارنج و ليمو و انگور ياد مي کند و نهرهايي بر روي آن پل بسته اند . بقول او ميداني در مقايل دارالاماره و شهرداري نه دروازه بوده و نام محلات آن را مي آورد . شهري گرانقدر و ثروتمند . بازارها و مساجد آن زيبا و هم او ياد ميکند که مسجدها را نقاشي کرده و ديوارها را آراسته اند و در ميان شهرها آن را مشابه شهر رمله فلسطين مي دانند . در مورد بکرآباد مقدسي مي گويد : که شهري است آباد با مساجد زيبا و گورستاني بزرگ داشته که بقول او بزرگتر از آن در هيچ شهري نبوده است و از نهر معروف آن بنام طيفوري نام مي برد . از جمله آثار دوران زياري ( قرن چهارم ) جرجان مقبره امير شمس المعالي پسر امير قابوس بن وشمگير که 63 متر ارتفاع دارد . شهر احتمالا در زمان هجوم سلجوقي خراب بوده است و نواده ملکشاه اقدام به بازسازي آن مي نمايد . بعدها شهر در حمله مغولان به تصرف در آمده ويران مي شود . چنانکه در زمان حکدالله مستوفي شهري خراب بوده است .
تيمور در اين محل کاري مي سازد که به شاسمان معروف بود . امروزه ارگ و چند تپه حاوي آثار توسط رودخانه تقسيم شده که قسمت بزرگتر در جانب جنوبي پشت امامزاده يحيي قرار دارد . از سال 1971 دکتر يوسف کياني از مرکز باستانشناسي ايران در آنجا مشغول کاوش بوده و آثار متعددي از دوران قبل از سلجوقي و سلجوقي بدست آورده است . حاصل اين حفريات اطلاعات بسياري را در زمينه شهر سازي ، معماري و تزئينات معماري و هنر و صنايع بدست داده است . شهر از ابتدا داراي جمعيت بسياري بوده و در آن خيابانها ، مغازه ها و راسته هاي صنفي متعددي وجود داشته . در اثر جنگهاي داخلي و حوادث طبيعي چون زلزله ، سيل و حفريات غير قانوني ، بسياري از بقاياي شهر صدمه ديده است و تشخيص شکل کلي شهر خالي از اشکال نيست و با استفاده از عکسهاي هوايي ، و گمانه زني ، نقشه شهر قابل دستيابي است . ننقشه شهر گرچه به ظاهر دايره است ولي شکل اصلي آن Polygonal است و مساحتي تقريبا 1200 هکتار را مي پوشاند . رودخانه گرگان و چهل چاي از آن گذشته و آنرا به دو قسوت کرده است . دو ديوار که ميان آنها خندقي قرار داشت شهر را احاطه کرده بود خشتها داراي ابعاد گوناگوني هستند که عمدتا 25×25 سانتيمتر بوده و در ميان انها آجرهايي به ابعاد 50 × 50 سانتيمتر نيز وجود دارند که کاوشگر آنها را به دوران پارتي منسوب مي سازد . ارگ در مرکز شهر در بخش شيعه نشين قرار داشته و در زمان مستوفي بنام دهستان معروف بوده و به قول اين حوقل و استخري به بزرگي ري بوده است . در دوران سلجوقي اماکن ذخيره سازي آب و غذا و نقاط جمع آوري خاکروبه وجود داشت و آب در سطح شهر جاري بوده است . در اين دوره تزئينات بنا مثل آجر کاري ، کاشي کاري و گچ کاري به اوج خود رسيده است .
خرابه هاي شهر جرجان در زمان آخرابه هاي شهر جرجان در زمان آباداني کلا 1200 هکتار را مي پوشانده که در حال حاضر 250 هکتار آن در دو سوي رودخانه باقي است و در سال 1317 به شماره 40 در زمره آثار ملي به ثبت رسيده است . در طي سالهاي 1350 تا 1375 تنها 12 هکتار از محوطه مورد حفاري قرار گرفته است . شهر بصورت چند ضلعي نا منظم ساخته شده و اوج شکوفايي آن در قرون 5 و 6 ه . است . دو قسمت شهر توسط پلهاي به هم متصل مي شده اند و بقاياي آنها هم اکنون در قسمتهاي مختلف رودخانه قابل رويت است . شهر داراي ديوار واخلي و خارجي بوده و خندقي در ميان ديوارها قرار داشته است . مصالح ديوار آجر ، گچ و سنگ است . ارگ بصورت شش ضلعي در قسمت مرکزي شهر که در آن زمان دهستان ناميده مي شد ، قرار داشت . بناهاي مذهبي ، دولتي و کارگاههاي صنعتي در ميان و ارگ متمرکز بودند . خيابان ها و گذرها آجر فرش و داراي شبکه بندي شمالي جنوبي و شرقي - غربي است و تقريبا تمان شهر را در بر مي گرفته است . اين خيابان مربوط به دوران آل بويه ، سلجوقي و خوارزمشاهي است و با آجرهاي 4 × 12 × 12 ، 4 × 20 × 20 و 5 × 25 × 25 بطور عمودي فرش شده اند .
در دوران سلجوقي تغيرات کلي در بافت شهر ايجاد شده و خيابانهاي متعددي ساخته شدند آثاري از بازسازي دوران بعد از ويراني مغول نيز در طي حفاري بدست آمده است . بناهاي مذهبي در نزديکي ارگ قرار داشته و يک مسجد چهار ايواني کشف گرديد که احتمالا در دوره مغول خراب نشد . واحدهاي مسکوني داراي چاه آب ، آذوقه و فاضلاب بوده و منازل داراي حياط مرکزي و اتاقهاي متعددي با تزئينات گچي و آجري بود و کانال سرتاسري فاضلاب در شهر بوجود آمده بود . چنانچه گفته شد شهر در حوالي امامزاده يحيي که مقبره محمد بن جعفر صادق معروف است ، شکل گرفت و حمدلله مستوفي از آن بنام گور سرخ ياد مي کند . زکرياي قزويني نيز يک قرن پيش از آن به همين صورت از آن ياد مي کند و مي گويد که او از فرزندان امام هشتم علي بن موسي الرضا است و بها مشهد لبغض اولاد علي الرضا ، العجم يسمونه " گور سرخ " مسعودي در قرن چهارم در مروج الذهب دارد که : وتوفي بها ابو الحسين محمد بن الامام جعفر الصادق ( ع ) .... فد فن فيها و معروف به محمد ديباجي بود . امروزه از محل اين گور اطلاعي نداريم .
در حوالي خرابه هاي جرجان بقعه اي است که ترکمن ها آن را قرنگي امام مي خوانند. قرنگي در ترکي به معني تاريک است و شايد اين نام به خاطر راهروي طولاني و تاريک مرقد است. اين بقعه مربوط به دوران مغول است و حمدلله مستوفي نيز بدان اشاره مي نمايد. مردمان محلي آنرا مقبره يحيي بن زيد پسر زيد بن علي ( فرزند زيد العابدين (ع) ) مي دانند جاي توجه است که بقعه ديگري منتسب به يحيي وجود دارد و آن در سر پل خطيب در ايالت جوزجان افغانستان است و بنام زيارت امام خرد زيارتگاه مردم افغانستان است. از قراين چنين بر مي آيد که يحيي بعد از شهادت پدر در کوفه به طرف شرق سرزمينهاي خلاف اموي پناه مي برد و آخرالامر در افغانستان در ولايت جوزجان در دهکده ارغوبه به قتل مي رسد ( ابو الفرج اصفهاني ، مقاتل الطالبين ، نجف 1934/ 1353 ه . ق ، ص 115 ) . ياقوت ذيل نام " انبيرو جوزجان " مي نويسد که انبير پايتخت جوزجان است و مينورسکي انبير قرون وسطي را با شهر جديد سر پل خطيب جايي که قبر يحيي در آن قرار دارد يکي مي دانند.


طبيعت در شهرستان گرگان

گرگان رود
اين رودخانه كه از كوه هاي آلاداغ سرچشمه گرفته است، پس از دريافت شعباتي چند و طي مسافتي نسبتا طولاني (بيش از 200 كيلومتر) از دره هاي پر پيچ و خم كوهستاني و‌ صحراي كلان عبور کرده و در پيرامون شهر گرگان، گنبد كاووس، دشت گرگان و شهر آق قلعه در نقطه اي به نام خواجه نفس وارد درياي مازندران مي شود. از شعبات مهم اين رودخانه كه مهم ترين و مفيدترين رودخانه مازندران به شمار مي ‌آيد، مي توان رودخانه اوغان، حاجي لر و نوده رود را نام برد. رودخانه گرگان رود حركتي آرام دارد، اما در مواقع بارندگي و سيلاب به علت عبور از زمين هاي رسي، گل آلود مي شود. در حال حاضر سدي بر روي آن احداث شده و از آب آن براي زراعت استفاده مي شود. وجود درياچه، سد و مسير آرام و پر آب آن، امكانات قابل توجهي براي بهره برداري هاي جهانگردي، به ويژه در زمينه ورزش هاي آبي فراهم كرده است.
رودخانه وجادره گرگان
اين رودخانه فصلي که 45 كيلومتر طول دارد از دامنه باختري كوه قلعه موران در 53 كيلومتري خاور گرگان سرچشمه مي ‌گيرد و از دره ميان كوه هاي چخماقي در شمال و آقندوكمر (Aqondukamer) در جنوب رو به باختر جريان مي ‌يابد. در روستاي زرين گل به سوي شمال باختري منحرف شده و به دشت گرگان مي ‌ريزد. آب اين رودخانه در اين محل به مصرف كشاورزي مي ‌رسد و مازاد آن در فصل هاي پرباران و سيلاب هاي بزرگ به رود گرگان مي ‌ريزد. حوزه اين رود که مسير کلي آن نخست باختري و سپس شمال باختري است، درياي خزر مي باشد. ارتفاع سرچشمه اين رود 1100 متر و شيب متوسط آن 4/2 درصد است.
رودخانه نكا گرگان
اين رودخانه دايمي که 180 كيلومتر طول دارد از دامنه كوه يزدكي (Yazdeki) واقع در منطقه‌اي به نام اريس چال (Arbescal) واقع در 36 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي ‌گيرد و به نام رودخانه چهارباغ از مناطق حق علي و سورخان عبور مي ‌كند و به دره ميان پيرگرده كوه و ميان كوه وارد مي ‌شود و ضمن عبور از مناطق و روستاهاي سر راه، روستاي چهارباغ را سيراب مي ‌كند. در ادامه مسير خود آرام آرام وارد دره ميان كوه سرليسه و كوه سرخ ‌شده، با رودخانه شاه كوه مخلوط مي ‌شود و به دنبال آن با آب دره رينو نيز درهم مي ‌آميزد. نکا در اين قسمت كوه تركه چال را از سوي دامنه شمالي دور زده و پس از عبور از جنوب روستاي حاجي آباد با باريک آب مخلوط مي ‌شود و به اسب نيزه رودبار تغيير نام مي ‌دهد. رودخانه اخير ضمن عبور از دره ميان كوه ميلانه و گاوكوه با پاييزبن رودبار درهم مي ‌آميزد و در دامنه جنوبي كوه چلستان (celestan) با آب دره شمشيربر مخلوط مي ‌شود و به رود رادكان تغيير نام مي ‌دهد. اين رودخانه نيز پس از عبور از منطقه چمن ساور (camansaviar) با رودخانه گليدي رودبار مخلوط شده و با نام رودخانه نكا رو به باختر روان مي ‌شود و دامنه شمالي كوه كبودريز را به سوي جنوب باختري مي ‌پيمايد. در دو كيلومتري خاور روستاي سفيدجاه با ريزابه ‌اي كه از جنوب سرازير شده مخلوط مي ‌گردد و در روستاي چانه پل (Canehpel) با رودخانه كياسر تلاقي مي ‌كند. در ادامه مسير دره نكا را رو به سوي باختر پيموده و ضمن آميختن با چند ريزابه شمالي و جنوبي در اين دره روستاهاي رودبار محمدآباد و گيلورد بزرگ (Gliavard) را مشروب مي ‌سازد و با طي چند قوس كوچک و بزرگ به سوي روستاي كنت (Kent) روان مي ‌شود. در حوالي روستاي آبلو (Abelu) با رودخانه لكشا مخلوط شده، سپس از ميان شهر نكا عبور مي ‌كند و با قطع راه‌ آهن متوجه شمال باختري مي شود. روستاهاي سر راه خود را در اين مسير سيراب کرده و سرانجام در 22 كيلومتري شمال باختري نكا به درياي خزر مي ‌ريزد. ارتفاع سرچشمه اين رود 330 متر و شيب متوسط آن 8/1 درصد است. مسير کلي رودخانه نکا نخست باختري و سپس شمال باختري بوده و حوزه آن درياي خزر است.
خليج گرگان
خليج گرگان که 400 کيلومتر وسعت دارد، بزرگ ترين خليج درياي خزر است و بر اثر پيشروي و گسترش خاوري رشته ساحلي شبه جزيره ميانكاله در جنوب خاوري درياي خزر تشكيل شده است. طول خليج حدود 70 كيلومتر و در جهت باختري - خاوري و عرض آن بين 13 تا 14 كيلومتر است، اما كاملا برخلاف شبه جزيره ميانكاله، از باختر به خاور به عرض خليج افزوده مي شود. خليج گرگان كم عمق است، به طوري كه با در نظر گرفتن بالا آمدگي آب، حداكثر عمق آن به 4 متر مي رسد و از باختر به خاور تا حوالي ضلع جنوبي آشوراده به عمق آب افزوده مي شود. درجه شوري آب خليج در قسمت هاي باختري به علت كمي عمق و افزايش تبخير، قدري بيش تر از شوري آب درياي خزر است.
در دهانه رودهاي پر آبي مانند قره سو و گهر باران به علت ورود آب شيرين، از درجه شوري آب خليج كاسته شده و برعكس به درجه گل آلودگي آن افزوده مي شود. حدود 25 رود و نهر كوچک از دامنه شمالي البرز وارد خليج گرگان مي شوند و در كل مقدار آب ورودي خليج (به استثناي ماه هاي آبان تا اسفند) كم تر از آب خروجي بوده و كمبود آب آن از طريق درياي خزر تامين مي شود. اين وضع سبب شده است كه يک جريان شديد و طولاني از دريا به خليج و يک جريان ضعيف و كوتاه مدت از خليج به دريا، از طريق تنگه بندر تركمن - آشوراده برقرار شود.
اكولوژي خليج گرگان تحت تاثير درياي خزر، رودهاي مجاور و شبه جزيره ميانكاله قرار گرفته که اين تاثير در رشد و تكثير آبزيان، ماهيان استخوان دار و ماهيان غضروفي و جذب پرندگان مهاجر زمستاني نقش مهمي داشته است. از اين رو مي توان گفت كه شبه جزيره ميانكاله و خليج گرگان دو محيط زيستي و جغرافيايي جدايي ناپذير هستند. اگرچه خليج گرگان و شبه جزيره ميانكاله به صورت يک محدوده زيستي حفاظت شده درآمده، اما صيد بي رويه و بي موقع، افزايش واردات فضولات صنعتي، دامداري و كشاورزي لطمه زيادي به آن وارد مي کنند و به علت اهميت زيست محيطي اين خليج و لزوم بهره برداري بيش تر از منابع غذايي براي جمعيت فزاينده كشور، بايد مورد تجديد نظر بيش تري قرار بگيرند.
رودخانه قره سو گرگان
اين رودخانه از مازاد آب رودخانه هاي امام زاده و گرماب دشت در 16 كيلومتري شمال خاوري گرگان تشكيل شده و با عبور از دهستان استرآباد، روستاهاي دهستان مزبور را سيراب كرده و به نواحي سدن رستاق خاوري و سدن رستاق باختري وارد مي شود. با عبور از اين ناحيه و بعد از سيراب کردن روستاهاي يامپي، قرنجيک، گميشلي دولي و كفشگيري به سوي جنوب باختري رفته و به دهستان جعفرباي جنوبي وارد مي شود و پس از قطع کردن راه آهن گرگان - بندر تركمن و راه اتومبيل رو كردكوي - بندر تركمن و همچنين راه اتومبيل رو و خط آهن ساري - بندر تركمن در روستاي ساحلي قره سو به درياي خزر مي ريزد. در فصل باراني و يا هنگام بارندگي هاي شديد، مازاد آب رودخانه هاي دبه دار، چهل و چهار آب، انجيلاب، فسن رود، شصت كلا و خشكه رودبار به ترتيب از خاور به باختر به اين رودخانه مي ريزند. از شعبات مهم اين رودخانه مي ‌توان به زرين گل و كفشگيري اشاره کرد.
رودخانه گرماب دشت گرگان
رودخانه گرماب دشت از تلاقي آب چل چلي با ريزابه اي كه از دامنه شمال باختري كوه يزدكي - واقع در منطقه اسب چر - سرچشمه گرفته است و در نقطه اي به فاصله 27 كيلومتري از جنوب خاوري گرگان تشكيل مي گردد و به نام رودخانه باغ شاه از دره جنوبي كوه اولنگ رو به باختر روان مي گردد. در منطقه اي به نام سفالين با آب قزاق مخلوط شده و نام آن پس از عبور از گرماب دشت به همين نام تغيير مي يابد. در دامنه باختري كوه اولنگ با آب جوزولي پيوند يافته و رو به سوي روستاي توسكستان از منطقه غوله سنگ عبور مي كند. بعد از عبور از دامنه باختري تپه ابراهيم وارد دشت گرگان مي شود که در اين منطقه نخست با رودخانه ديه دار مخلوط شده و پس از عبور از روستاهاي فيض آباد و آلو كلاته به رودخانه قره سو مي ريزد.
رودخانه انجيلاب گرگان
اين رودخانه از دامنه شمالي كوه جوزبند در 13 كيلومتري جنوب گرگان سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه تول چشمه رو به شمال سرازير مي شود. پس از طي حدود 8 كيلومتر به انجيلاب تغيير نام داده و به سوي شمال باختري از كوهستان خارج مي گردد. پس از عبور از خاور روستاي فتح باغ با ريزابه هاي جنوبي مخلوط شده و در دشت گرگان محو مي شود. مازاد آب اين رودخانه در فصل هاي پرآب به رودخانه قره سو مي ريزد.
رودخانه نوده گرگان
اين رودخانه كه در واقع يكي از شاخه هاي رود تيل آباد به شمار مي آيد، در 6 كيلومتري خاور آزادشهر از آن جدا مي شود و پس از طي يک قوس راست گرد رو به سوي شمال جريان مي يابد و از باختر روستاي قزلجه واقع در دشت گرگان عبور مي كند. رودخانه نوده پس از مشروب کردن روستاي آرتق در يک كيلومتري باختر روستاي ارس خان با رودخانه كرنگي درهم آميخته و رو به سوي باختر تغيير جهت مي دهد. اين رودخانه در نهايت و در 4 كيلومتري جنوب باختري گنبد كاووس به رود گرگان مي ريزد.
رودخانه دره بزيل گرگان
اين رودخانه از دامنه كوه امام ابوالقاسم و كوه گاوكشان در 39 كيلومتري جنوب باختري گرگان سرچشمه مي گيرد و به نام آب تورودبار از دره جنوبي باري كوه رو به باختر روان مي شود. پس از طي حدود 8 كيلومتر كوه حاج قلي را از دامنه باختري دور زده و از طريق دره خاوري كوه هاي هلالان و خوشي متوجه شمال باختري مي شود. در اين قسمت و با نام دره بزيل از ميان جنگل عبور مي كند و در دامنه باختري كوه سنگ تراشان به آب دره شمشيربر مي ريزد.
رودخانه آلستان گرگان
رودخانه آلستان از دامنه خاوري كوه قرقلند در 47 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد و از دره باختري كوه هاي نيله ته و گندي رو به سوي شمال باختري سرازير مي شود. پس از طي 7 كيلومتر با ريزابه اي كه از چشمه سارهاي دامنه شمالي كوه بي در جاري است، مخلوط مي شود و پس از عبور از روستاي آلستان با رودخانه سياه مرز كوه در هم آميخته و توامان رودخانه رودبار محمد را پديد مي آورند.
رودخانه بارچلي گرگان
اين رودخانه از منطقه اي به نام زرجو واقع در دامنه باختري كوهي به همين نام در 42 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از روستاهاي چلي بالا و چلي پايين در روستاي بسي سر به رودبار محمد آباد مي ريزد.
رودخانه آناسخيوک گرگان
اين رودخانه از دامنه باختري كوه بيگلو در 30 كيلومتري شمال خاوري كلاله دشت گرگان سرچشمه مي گيرد و رو به سوي جنوب باختري و سپس به طرف جنوب جريان مي يابد. در روستاي تنگر با رودخانه مادرسر مخلوط مي شود و رودخانه دهانه را پديد مي آورند.
رودخانه خوانين دره گرگان
اين رودخانه كه به آن راست دره نيز مي گويند از دامنه كوه هاي زيلان در 30 كيلومتري جنوب خاوري گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رودخانه نخست روستاي خولين دره را سيراب کرده و در دو كيلومتري باختر روستاي نرسو به رودبار محمد آباد مي ريزد.
رودخانه اسماعيلک گرگان
رودخانه اسماعيلک از دامنه هاي جنوبي ارتفاعات شمالي بخش كوكلان در 54 كيلومتري شمال خاوري كلاله شهرستان گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رود به سوي جنوب خاوري جريان يافته و در روستاي عرب به رود قره ناوه مي ريزد.
رودخانه كوركلي گرگان
اين رودخانه از دامنه جنوبي آق مزار، در 52 كيلومتري خاور كلاله دشت گرگان سرچشمه مي گيرد. اين رود بستر پر شيب خود را رو به سوي باختر طي كرده و در 46 كيلومتري خاور كلاله به رودخانه دهانه گرگان مي ريزد.
آبشار زيارت گرگان
آبشار زيارت از آبشارهاي زيباي استان است كه در روستايي به همين نام از توابع شهرستان گرگان واقع شده و در فصول مساعد سال پذيراي علاقمندان به تفريح و تفرج در طبيعت مي باشد.
آبشار باران كوه گرگان
آبشار باران كوه يكي ديگر از آبشارهاي زيباي استان گلستان است كه در 18 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در مسير رودخانه شصت كلا و پارک جنگلي باران كوه واقع شده است.
كوه گاو كشان گرگان
اين كوه با ارتفاع 3813 متر در 37 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 6 كيلومتري جنوب خاوري روستاي شاه كوه پايين قرار گرفته است. كوه گاوكشان سرچشمه رودهاي سرتنگه، چهارده و آب ترودبان بوده و دامنه هاي شمالي آن به شهرستان گرگان و دامنه هاي جنوبي آن به شهرستان هاي شاهرود و دامغان مشرف است.
كوه تاورنرآب گرگان
كوه جنگلي تاورنرآب در 21 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 5 كيلومتري شمال روستاي چهارباغ واقع شده است. اين كوه حدود 2950 متر ارتفاع دارد و سرچشمه رودهاي چهار باغ، خاصه رود و آب قزاق است.
كوه تل انبار گرگان
كوه جنگلي تل انبار در فاصله 23 كيلومتري جنوب گرگان و در 6 كيلومتري شمال باختري روستاي چهارباغ قرار گرفته است. ارتفاع اين کوه از سطح دريا 3030 متر بوده و سرچشمه رودهاي چهارباغ، سوته رود و خاصه رود است.
كوه چلبه گرگان
كوه نيمه جنگلي چلبه در فاصله 31 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در 5 كيلومتري باختر روستاي سياه مرز كوه دهستان كتول قرار گرفته است. ارتفاع اين كوه حدود 2840 متر بوده و سرچشمه رودهاي باغ شاه، رودبار و سياه مرز كوه است.
زرشک كوه گرگان
زرشک کوه گرگان كوه نيمه جنگلي زرشک كوه در 24 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 7 كيلومتري خاور روستاي حاج آباد واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود 2770 متر بوده و سرچشمه سوته رود و خاصه رود است.
كوه زيلان گرگان
كوه جنگلي زيلان در 27 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 8 كيلومتري جنوب باختري روستاي خولين دره در دهستان كوهپايه قرار دارد. ارتفاع اين كوه حدود 2810 متر بوده و سرچشمه رودهاي چل چلي، امام زاده، قتور و خولين دره مي باشد.
كوه سر چال گرگان
اين كوه در 29 كيلومتري جنوب خاوري گرگان و در فاصله 3 كيلومتري جنوب روستاي چهارباغ دهستان كوهپايه قرار گرفته و حدود 2730 متر ارتفاع دارد.
كوه سر ليسه گرگان
اين كوه نيمه جنگلي با ارتفاع 2910 متر در 26 كيلومتري جنوب گرگان و در فاصله 5 كيلومتري شمال روستاي شاه كوه پايين دهستان كوهپايه واقع شده است.
كوه هلالان گرگان
کوه هلالان که ارتفاع آن از سطح دريا حدود 2850 متر است در 42 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در فاصله 8 كيلومتري روستاي زردوان قرار گرفته است. دامنه هاي شمالي اين كوه به شهرستان گرگان و دامنه جنوبي آن به شهرستان دامغان مشرف است و در شمار قلل البرز خاوري محسوب مي شود.
كوه جهان نما گرگان
اين كوه که يکي از مهم ترين زيستگاه هاي حيات وحش استان گلستان است، در ارتفاعات جنوبي شهر گرگان و جنوب خاوري كردكوي واقع شده و جزو رشته كوه هاي البرز خاوري محسوب مي شود. اين كوه 3086 متر ارتفاع دارد و نام خود را از روستايي كه در دامنه آن واقع شده، گرفته است.
كوه ميلانه گرگان
كوه ميلانه در 24 كيلومتري جنوب باختري گرگان و در 2 كيلومتري شمال روستاي حاجي آباد قرار گرفته است. ارتفاع اين كوه جنگلي 2735 متر است و رودخانه پاييزبن رودبار نيز از دامنه هاي آن سرچشمه مي گيرد.


مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان گرگان

مسجد جامع گرگان
بناي اصلي مسجد جامع گرگان در محله نعل‌بندان اين شهر واقع شده است. با توجه به وجود مناره آجري دوره سلجوقي بناي اوليه مسجد نيز به همان دوره تعلق دارد و در دوره‌هاي بعدي به طور گسترده بازسازي ، تعمير و تزيين شده است. در حال حاضر به غير از مناره، اثر ديگري از بناي اوليه مسجد بر جاي مانده‌ و بيش‌تر بازسازي‌ها در دوره تيموري، صفوي و دوره حاضر صورت گرفته است.
بناي مسجد با طرح مربع مستطيل وسعتي حدود 1600 متر مربع را در بر مي‌گيرد و شامل صحن وسيع مستطيل شكل، ايوانهاي خاوري و باختري، شبستان‌هاي چهار گوشه بنا ، ورودي‌هاي شمالي و جنوبي، مناره دوره سلجوقي و كتيبه‌ها و سنگ نوشته‌هاي تاريخي است. مناره آجري بنا با طرح استوانه‌اي تزيين آجركاري و كتيبه كوفي آجري دارد و قابل مقايسه با ديگر مناره‌هاي دوره سلجوقي است به نظر مي‌رسد كه بخش فوقاني منار ويران شده و به جاي آن يك مأذنه چوبي در دوره‌هاي بعد جايگزين شده است. از آثار نفيس و تاريخي مسجد مي‌توان به در و منبر چوبي منبت كاري شده و مزامين و سنگ نوشته‌هاي پادشاهان صفوي و افشاريه اشاره كرد. درب قديمي و منبت مسجد كتيبه‌ها و كنده كاري‌هاي زيبايي دارد كه براي نگه‌داري و حفاظت برداشته شده و به جاي آن در جديدي قرار داده شده است. منبر نفيس و تاريخي مسجد نيز داراي كتيبه‌هايي است كه براساس متن آن‌ها اين مسجد و منبر يك‌بار در سال 895 هـ.ق در زمان پادشاهي معين الدين ابوالقاسم بابر ـ حاكم هرات ـ توسط امير بابا حسن ـ فرماندار استرآباد و بار ديگر در سال 1081 هـ.ق در زمان شاه عباس اول توسط قطب الدين احمد بن ملا علي استرآبادي و سرانجام به سال 1157 هـ.ق در زمان نادر شاه اشار توسط حاجي قربان آقا ـ ناظر محمد حسين خان قاجار بيگلربيگي استرآباد ـ تعمير و بازسازي شده است . مزامين و وقف نامه‌هاي موجود در مسجد داراي تاريخ‌هايي از اوايل دوره صفوي تا اوايل دوره قاجاريه است و موضوعات مختلفي را شامل مي‌شود.
مسجد گلشن گرگان
اين بنا نزديك چهار راه ميدان شهر گرگان واقع شده است . بناي اوليه مسجد را به دوره صفويه منسوب مي‌دانند كه در دوره قاجاريه تعمير و بازسازي شده است . اين مسجد در سال‌هاي اخير علي رغم ثبت تاريخي، تخريب و مسجد جديدي با اسلوب مشابه مسجد قديمي جايگزين آن شده است. گفته مي‌شود كه ايوان جنوبي مسجد به بناي اوليه مربوط است، اما ظاهر بنا نشان مي‌دهد كه به صورت كامل بازسازي و تزيين شده است.
مدرسه عماديه گرگان
اين مدرسه در مرکز محله درب‌نو واقع شده است. باني و معمار آن شيخ اسماعيل قاضي و معمار کربلايي رمضان‌علي بوده اند. مدرسه عماديه از جمله بناهاي تاريخي است که وقف‌نامه‌هاي موجود قدمت آن را به صفويه ( شاه طهماسب – شاه سليمان) مي رساند. اين بنا با فرم چليپا و حياط مرکزي ساخته شده است و در هر سو يک ايوان در ميانه اضلاع خود دارد که فقط اين بخش از بنا در دو طبقه ايجاد شده است. ورودي بنا از باختر و ماذنه اي با فرم کلاه فرنگي نيز بر کنار آن ايجاد شده است. ايوان خاوري مدرسه مدرس و ايوان‌هاي خاوري باختري و 19 حجره پيرامون به طلاب اختصاص داشته است. اين بنا چه در بخش حجره ها و ايوان‌ها دو پوششه هستند. پوشش دوم بنا که فرم عمومي بناست شيرواني است که با سفال پوشيده شده است. مدرسه عماديه تا حدود 20 سال پيش به فعاليت خود ادامه مي داد و با رونق گرفتن مدرسه علميه امام خميني از انتفاع افتاد و استادها و طلاب به آن مدرسه انتقال يافتند. مصالح عمده بنا چوب و آجرهاي 20*20 تشکيل مي دهد.


آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها در شهرستان گرگان

امام زاده روشن گرگان
اين آرامگاه در روشن آباد گرگان در وسط باغ و قبرستان واقع شده است. ساختمان اصلي اين بنا به قرن نهم هجري قمري تعلق دارد. اين بنا در نتيجه تعميرات دوره‌هاي بعد به صورت جديدي درآمده است . صندوق روي مرقد داراي تاريخ 879 هـ.ق است و نام سازنده آن، استاد حاجي عبدالله كه به خط رقاع بر روي آن حك شده است . اين بنا با شماره 358 به ثبت رسيده است.
امام‌زاده اسحاق بن موسي بن جعفر
امام‌زاده اسحاق بن موسي بن جعفر يكي از مفاخر معنوي و روحاني شهر گرگان در محله سرچشمه اين شهر واقع شده و بناي آن قدمتي 600 ساله دارد. اسحاق بن موسي بن جعفر برادر تني امام زضا (ع) است. بيش‌تر كساني كه به زيارت اين امام‌زاده مي‌آيند؛ دانشجويان، محصلين و افراد زير 30 سال هستند. يكي از نكات جالب و ديدني در خصوص اين امام‌زاده، آن است كه هنگام تحويل سال نو بيش از 2000 نفر در امام‌زاده نور گرگان تجمع مي‌كنند و پس از پايان مراسم تحويل سال به همه آن‌ها كارت‌هاي تبريك و نقل و سكه اهداء مي‌شود.
امام زاده هنديجان گرگان
اين امام‌زاده در 20 كيلومتري جنوب روستاي هنديجان نوكنده گرگان و در دامنه رشته كوه البرز و در مسير جاده كوهستاني نو كنده به دامغان قرار دارد‌و يكي از زيارت‌گاه‌هاي مردم بومي محسوب مي‌شود.


باغها ، کاخها و موزه ها در شهرستان گرگان

عمارت كاخ اختصاصي گرگان
اين عمارت كه به كاخ اختصاصي معروف است، ‌در محل پارك شهر گرگان قرار دارد. بناي كاخ اختصاصي دو طبقه با ويژگي‌هاي معماري دوران پهلوي است و از هنر معماري اروپايي متأثر شده است. در حال حاضر اين كاخ و محوطه اطراف آن به عنوان كتاب‌خانه عمومي مردم شهر گرگان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
كاخ شاسمن گرگان
اين كاخ در شهر گرگان واقع شده و بنا به روايتي در سال 795 هـ.ق به وسيله امير تيمور در ساحل رودخانه ساخته شده است. برخي از جغرافي‌دانان از اين كاخ نام برده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به حافظ ابرو اشاره كرد. طبق گفته وي اين كاخ بعد از اين كه امير تيمور سراسر مازندران را مورد تاخت و تاز قرار داد، جهت اقامت وي در شهر گرگان ساخته شد. بناي اوليه اين كاخ، قلعه‌اي بود كه در سال 761 هـ.ق توسط ابوبكر شاسماني (حاكم شاسمان) ساخته شده بود. در سال 795 به جاي قلعه، قصر فعلي ساخته شده و امير تيمور زمستان آن سال را در آن‌جا گذرانده است.
كاخ آغا محمد خان گرگان
اين بنا توسط آغا محمدخان قاجار ساخته شده و در گرگان قرار دارد. ويژگي‌هاي معماري و اسلوب ساخت بنا نشان‌گر آن است كه بنا به قرن 12 هـ.ق مربوط است.


عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان گرگان

خانه خراساني گرگان
خانه خراساني در خاور امام‌زاده نور، در کوچه خراساني واقع است. از جمله بناهاي اواخر عهد قاجاريه گرگان که يادگار معماري اين دوره است‎ خانه خراساني است.تاريخ ساخت اين بنا بر اساس سنگ نبشته‌ي سطوح زيرين سرشيرهاي آن به 1295 مي رسد که با سلطنت ناصر الدين شاه هم‌زمان است. اين بنا در دو بخش ساخته شده : 1- بخش شمالي 2- بخش جنوبي عمده ارزش‌هاي معماري‌برجاي‌مانده بنا‌‎؛ بخش جنوبي آن است و بخش شمالي فاقد ارزش تاريخي است. اين بنا به فرم ال ساخته شده است، که در امتداد خاوري باختري و شمالي جنوبي پيرامون حياط گسترش يافته است. زيرا ساخت اصلي بنا را کرسي چيني تشکيل مي دهد که داراي گربه روهاي متعدد است و اين عناصرتمهيدي در راستاي رطوبت زدايي از بناست، که در بيش تر بناها به چشم مي خورد. در پوشش طبقات از چوب استفاده شده که در طبقه اول با تبريزي و گل و ني و در طبقه دوم با فرم شيرواني و پلورهلا و نحل انجام شده است. نحل در بنا حکم کلاف بندي نهايي را دارد و پلور پوشش کاذب را فراهم مي آورد و هلا فرم شيرواني را به دست مي دهد.
بناي خانه خراساني در طبقه دوم از پيشکن به عنوان عنصر ارتباط دهنده استفاده نموده است که در نماي شمالي بنا ساخته شده است. اين عنصر معماري در معماري جنوب ايران نيز به چشم مي خورد که شناشير ناميده مي شود. تعداد بازشوها از ديگر ويژگي‌هاي اين بناست که خاص معماري مناطق گرم و مرطوب ايران است تا بتوان در اوج گرما و شرجي از کوران استفاده نمود.‌طاق‌ها و طاق نماها، تزيينات گچ بري موسوم به دندان موشي، ارسي هاي زيبا و پنجره هاي مشبک، با شيشه هاي رنگين، نقاشي هاي سطوخ زيرين سر شيرها که با آيات و اشعار آميخته شده است. بندکشي بخش‌هاي آجرين نماي بنا، جزرهاي قوي و قطور از ويژگي هاي و ارزش‌هاي معماري در خانه خراساني است. اين بنا در سال 1377 طي شماره 2273 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد و در آذر 1378 حريم آن مشخص شد.
خانه امير لطفي گرگان
خانه امير لطفي در محله چهارشنبه‌اي واقع شده است و بنايي است دو طبقه و روبه جنوب با يک هزار متر مساحت كه شامل دوبخش 1- هسته اصلي بنا و 2- بخش هاي خدماتي است. عمده ارزش بنا به هسته ساختمان اصلي بستگي دارد و در مرکز خود هر طبقه يک اطاق سه دربي و دو راه پله در مجاورت آن و سپس يک اطاق ديگر در هر سو دارد. بدين صورت بنايي است که 3 اتاق و دو راه پله نماي اصلي آن را تشکيل مي دهد. مي توان گفت که همين طرح در طبقه فوقاني نيز تکرار شده و فضاي راه پله ها به اطاق ها افزوده گرديده و اطاق هاي سه دري به 5 دري تبديل شده است. در خانه امير لطفي از فضاي مورد استفاده در کرسي چيني نيز به نحو مطلوب استفاده شده است و با ساخت حوض‌خانه؛ در مسير آب شهري که از جنوب وارد ساختمان مي شود، فضايي براي ايام گرم تابستان فراهم آورده شده است. جرزهاي قطور 80 سانتي متري بنا توان باربري طبقات را دارا مي باشد و به منظور پيوسته بودن اجزا ساخت کلاف بندي در آن انجام شده است که مهم‌ترين آن ها در سر در طاق ها ديده مي شود که با الوار هاي قطور و قوي اجزا آن را به هم پيوند داده اند. درب هاي چوبي دو لنگه که در طبقه اول داراي کتيبه و در طبقه دوم داراي هلال مي باشند نماي اصلي بنا را جلوه اي خاص بخشيده اند.
فرم موزون رعايت تقارن، ارتفاع مناسب با ابعاد بنا سرشيرهاي پيش آمده و مطبق کف قلوه چين و آجر فرش گچ‌بري اتاق ها تفکيک فضاهاي خدماتي چون آشپزخانه و انباري و بخش خدمه از هسته اصلي از ويژگي هاي بناي امير لطفي است. تاريخ ساخت اين بنا به اواخر دوره قاجاريه مي رسد و اوج رونق بنا زمان پهلوي اول بوده است. اين بنا در سال 1378 با شماره 2391 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد.
تورنگ تپه گرگان
تورنگ تپه يكي از عظيم‌ترين و غني‌ترين تپه‌هاي باستاني استان گلستان به شمار مي‌آيد كه به فاصله تقريبي 25 كيلومتري شمال‌خاوري گرگان قراردارد. اين‌تپه‌با وسعت بسيار و ارتفاع چشم‌گير در مجاورت روستاي تورنگ تپه واقع شده و بر استخر آبي بزرگ مشرف است. قدمت آن به استناد گزارشات و نتايج بررسي‌ها و كاوش‌هاي باستان شناسان خارجي به هزاره سوم قبل از ميلاد يعني پنج هزار سال پيش مي‌رسد. عمده‌ترين آثاري كه در خلال حفريات و كاوش‌هاي علمي از لايه‌هاي مختلف تپه مذكور به دست آمده‎؛ شامل آثار معماري (با مصالح خشتي)، سفالينه‌ها، ظروف، اشياء و ديگر ادوات مورد نياز روزمره زندگي و ابزار آلات برنزي است. اين تپه به لحاظ ارزش‌هاي تاريخي در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است و همانند آثار ثبتي، حفاظت آن به وسيله سازمان ميراث فرهنگي استان گلستان انجام مي‌پذيرد.


بندها و پلها در شهرستان گرگان

پل آق قلا گرگان
اين پل بر رود گرگان رود ، در شهرستان آق قلعه (پلهوي دژ) و حدود 18 كيلومتري شمال گرگان واقع گرديده و از آثار دوره صفويه است كه در دوره اخير تعميرات و مرمت‌هايي در آن صورت گرفته و اكنون نيز مورد استفاده است . پل آق قلا به طول حدود 70 متر و عرض گذرگاه حدود 30/4 متر و حداكثر ارتفاع حدود 14 متر ـ از سطح آب ـ يكي از نمونه‌هاي منحصر به فرد در اين منطقه است . مصالح اصلي پل، آجر و ملات گچ و آهك بوده و در تعميرات دوره اخير ، از سيمان و مصالح جديد نيز در آن استفاده شده است. پل مزبور داراي چهار دهانه با طاق جناغي و پايه‌هايي مستحكم است. پايه‌هاي پل در جهت خاوري (مخالف جريان آب) براي شكستن فشار آب به صورت مثلثي (موج شكن) شكل گرفته و در جهت باختري (موافق جريان آب) به صورت نيم دايره است.
موج شكن‌هاي پل كه اندازه هر يك از اضلاع مثلثي آن به 45/3 متر مي‌رسد، در دوره اخير با سيمان اندود شده است. بخش نيم دايره پايه‌ها در نماي باختري، علاوه بر اين‌كه به عنوان پشتيبان بدنه پل است، با تمهيدات در نظر گرفته شده و آجر كاري زيبا، به صورت عامل تزييني درآمده است. موج شكن‌هاي مثلثي و پشتيبان‌هاي نيم دايره پل تا نزديك سطح پل بالا آمده است. در بالاي تعدادي از پشتيبان‌هاي پل ، قاب‌هاي مستطيل شكلي تعبيه شده كه امروزه دو عدد از آن‌ها باقي است. اين قاب‌ها احتمالاً براي تزيين يا قراردادن كتيبه در نظر گرفته شده است.
سطح گذرگاه پل كه از طرفين با جان پناهي به ارتفاع 10/1 متر و پهناي 50 سانتي متر محدود شده است ،‌ در گذشته سنگ فرش بوده؛ ولي در دوره اخير با آسفالت پوشش يافته است. پهناي گذرگاه پل (فاصله بين جان پناه‌ها) از 20/4 تا 40/4 متر متغير است. جان پناه‌هاي پل نيز در دوره اخير با سيمان اندود شده است. اين تغييرات، به اصالت تاريخي پل لطمه وارد ساخته است.
عرض دهانه‌هاي پل ، از شمال به جنوب به ترتيب : 5/7 ،‌ 6 ، 7 و 40/6 متر است . ارتفاع دهانه‌ها نيز از تيزه قوس تا سطح آب ، به ترتيب : 75/9 ، 40/11 ، 12 ، 70/10 متر و ضخامت بخش فوقاني پل ، از تيزه طاق‌ها تا لبه پل ، به ترتيب : 10/2 ، 80/2 ، 40/2 و 2 متر است.
درون اولين چشمه از جهت شمال باختري ، سكوي مستطيل شكل و بلندي به عرض 10/2 متر با آجر ساخته‌اند كه ظاهراً هم زمان با ساخته پل بوده و به عنوان صفه‌اي جهت استراحت و نشيمن به كار مي‌رفته است. پل آق قلا به شمار 919 به ثبت تاريخي رسيده است.
سد اسكندري (ديوار دفاعي) گرگان
اين ديوار دفاعي به نام‌هاي سد قزل آلان، سد اسكندر و سد فيروزه نيز معروف است. در قسمت شمال گرگان و گنبد واقع شده و از باختر به خاور كشيده شده است. در مسير ديوار دفاعي ، برج‌ا و قلعه‌هاي حفاظتي به فواصل مختلف بنا شده و آثار آن امروزه به صورت تپه‌هايي در حاشيه ديوار به جا مانده است.قسمت‌هايي از ديوار دفاعي كه از دست عوامل تخريبي مانده با ارتفاعي در حدود 3 تا 5 متر و عرض 10 متر از فاصله بسيار دور به صورت سدي نظر هر بيننده‌اي را به سوي خود جلب مي‌كند.


کاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان گرگان

بازار قديمي گرگان
اين بازار به بازار «بغل بندان» معروف است و در داخل بافت قديم شهر گرگان ـ بعد از ميدان شهرداري ـ قرار دارد . در بافت قديم گرگان، بناهاي تاريخي ـ مذهبي ، آب انبارها، كاروان‌سراها و تيمچه‌ نيز وجود دارد. بازار قديمي گرگان در روزگاران گذشته از جمله مراكز مهم داد و ستد كالا، توزيع و نشر افكار و عقايد فرهنگي ـ اجتماعي بوده است. اين بازار اگر چه در اثر گذشت زمان و عوامل اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تحول يافته، معهذا امروزه نيز به عنوان مركز كالبد اصلي شهر ، محل داد و ستد كالا و تجمع فروشندگان و خريداران كالا است. در سال‌هاي اخير ، ‌توسعه و گسترش بي‌رويه فضاهاي شهري و شهرسازي به بافت قديمي شهر ، به محلات و فضاهاي موجود آن آسيب رسانده و موجب تغييراتي در چهره اصلي بافت قديم شده است. بازار قديمي گرگان كه قدمتي ديرينه دارد، از نظر سبك معماري و راسته‌هاي مربوطه، يكي از زيباترين بازارهاي استان منطقه شمال ايران محسوب مي‌شود. اين بازار يكي از مراكز مهم عرضه انواع محصولات بومي و غير بومي است و محصولات مهم صنايع دستي آن، به ويژه دستبافت‌هاي تركمني معروفيت خاصي دارد .

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:2 |
نگاهي كوتاه به شهرستان ياسوج

شهرستان بوير احمد در شمال خاوري استان كهگيلويه و بوير احمد واقع شده و مركز آن نيز شهر ياسوج است. صنايع دستي در اين منطقه به علت وجود كشاورزي و دام‌داري داراي اهميت زيادي است. قاليچه‌بافي، جاجيم‌بافي و جوال‌بافي از مهم‌ترين صنايع‌دستي اين شهرستان به شمار مي‌رود. مردم اين منطقه به زبان فارسي با گويش لري سخن مي گويند و به علت كوچ قبايل و عشاير ايل بزرگ بوير احمد، جمعيت شهر در نوسان است.
مکان هاي ديدني و تاريخي
تل خسروي، تل مهره اي، تپه دم چنار، تپه ملا كانيه (كوشك ملا كانيه)، تل شهداء، قبرستان پاي چل، بقعه امام زاده حسن،بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان،امام زاده عبدالله، تخت شاه نشين (پايه پل)، آثار تنگ سروك و پل هاي پاتاوه از جمله ديدني هاي شهرستان بوير احمد محسوب مي‌شوند.
صنايع و معادن
بعد از اين كه ياسوج به مركز استان كهكلويه و بوير احمد مبدل شد و اقداماتي جهت پايه ريزي شهر مدرن به عمل آمد، با احداث كارخانه قند ياسوج که مهم ترين صنعت اين شهرستان مي باشد بر رونق و وسعت شهر افزوده و مراكز متعدد كشاورزي نمونه در آن ايجاد شد. هم چنين معادن و كان هاي زيادي در اين شهرستان وجود دارد كه مي توان سنگ، گچ، سنگ آهك و سنگ ساختماني را نام برد.
کشاورزي و دام داري
شغل عمده و اول مردم اين سرزمين دام‌داري است و كشاورزي نيز در كنار دام‌داري انجام مي گيرد. آب كشاورزي از رودها، چشمه ها، كاريز ها و چاه هاي پيرامون آن تامين مي شود. از عمده محصولات كشاورزي ياسوج مي توان گندم، جو، چغندر قند، برنج، تره بار، گردو، بادام، انگور را نام برد. دام و فرآورده هاي لبني از مهم ترين توليدات دامي اين منطقه به شمار مي روند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان بوير احمد يكي از شهرستان هاي استان كهگيلويه و بوير احمد، در خاور اين استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به استان اصفهان، از خاور به استان فارس، از باختر به شهرستان كهگيلويه و شهر دهدشت و از جنوب به شهرستان نورآباد از استان فارس محدود مي‌شود. مركز اين شهرستان شهر ياسوج است كه در 51 درجه و 36 دقيقه ي درازاي خاوري و 30 درجه و 40 دقيقه پهناي شمالي و ارتفاع 1870 متري از سطح دريا واقع شده است. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 263 212 نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 133 69 نفر در مركز شهرستان زندگي مي کنند. مسيرهاي ارتباطي و دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
راه ياسوج- اردكان به درازاي 80 كيلومتر به سوي جنوب خاوري
راه ياسوج – سميرم به درازاي 160 كيلومتر، به سوي شمال كه ياسوج از راه ميمند به سميرم و از همين راه به اصفهان متصل شده است.
راه ياسوج – بروجن به سوي شمال باختري به درازاي 280 كيلومتر كه ياسوج را از راه ميمند، به بروجن پيوند مي دهد.
راهي به درازاي 72 كيلومتر به سوي جنوب كه از اين راه ياسوج به نور آباد- دو گنبدان پيوند يافته است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام محلي ياسوج، «ياسيج» يا «ياسيگ» به معني «محل و ماواي ياس» بوده است كه در كنار رود بشار در دامنه قله دنا قرار دارد. برخي عقيده دارند كه «ياسيج» معرف سرزميني مي باشد كه گل ياس فراوان در آن مي روييده و برخي نيز بر اين باورند که ياس نام قبيله اي از مردم يا مردماني بوده است. پيش از ايجاد شهر ياسوج در 6 كيلومتري آن، شهرك قديمي به نام «تل خسرو» قرار داشت كه زماني مركز نفوذ خان هاي بوير احمد عليا بود که جز تپه هاي پراكنده روستايي كوچك، اثري ديگر از آن قديمي باقي نمانده است. «تل خسرو» بيش از دوهزار سال قدمت دارد. احداث ابنيه معاصر در پيرامون آن از سال 1309 شمسي شروع و تا سال 1323 ادامه يافته و پس از آن متروك شده است. يكي از عوامل ايجاد شهر، وضع مساعد جغرافيايي و طبيعي اين محل است كه آب و هوا و خاك مناسبي دارد و از فضاهاي تفرجگاهي از جمله جنگل هاي سر سبز بلوط، دره ها، كوه ها و منابع آب كافي برخوردار مي باشد.


طبيعت در شهرستان ياسوج

آبشار ياسوج
آب چشمه هاي كه از رشته كوه قله دنا جوشيده و به دامنه سرازير مي شود در 3 كيلومتري شهر ياسوج آبشار به ارتفاع 10 متر را به منظر تماشا گذاشته است كه پس از عبور از ديواري كشيده شده از درختان چنار، گردو و سيب به پارك جنگلي آبشار و آبشار مي رسيم كه ريزش آب وهواي لطيفش انسان را از خود بيخود ميكند.
آبشار خامي باشت
آبشار خامي باشت يك آبشار دائمي است. بهترين راه براي رسيدن به اين آبشار جاده باشت به چرام ودر كنار روستاي تل چگاه در تنگه اي بنام تنگ برا است .بهترين فصل بازديد از اسفند ماه تا اواخر خرداد ماه است. از بهترين وديدني ترين جاذبه ها كه پوشيده از درختان بلوط وبيشه زارهاي مورد وچشمه سارها ورودخانه هاي زيبا كه شايد بتوان گفت يكي از نقاط بكر ودست نخورده استان مي باشد وحدوداً با 3 ساعت كوه پيمائي مي توان به اين آبشار زيبا وشگفت انگيز رسيد.
آبشار بهرام بيگي
اين آبشار در ناحيه جنوبي رشته كوه قله دنا حد فاصل پاتاوه و لوداب واقع شده است كه با ارتفاع تقريبي 30 متر جلوه اي از طراوت و زيبائي را به نمايش مي گذارد . اين آبشار در دل دشتهاي سر سبز و جنگل بلوط ناحيه لوداب بوير احمد قرار گر فته است در كنار آبشكار نيز چايخانه سنتي با سياه چادر عشايري جلو ه اي خاص خود را دارد .
رودخانه بشار
رود خانه بشار كه آب آن از ارتفاعات رشته كوه دنا سرچشمه ميگيرد و به پائين دامنه سرازير مي شود اين رود خانه از كنار شهر ياسوج عبور ميكند .
رودخانه مورزرد زيلائي
در فاصله 180 كيلو متر ي شمال غرب ياسوج قرار گرفته اين درياچه در مرز چهارمحال و بختياري قرار گرفته كه بينهايت زيباست اين در ياچه با بيش از 35 هزار هكتار مساحت از جاذبه هاي مهم شكار و جذب توريست است.
تنگ مهريان
در وصف اين جاذبه همين بس كه هزاران هزار چشم انداز طبيعي ودل انگيز در مقابل ديدگان رهگذران به رقص در آمده وبا نقشها ورنگهاي گوناگون تصويري ماندگار از تابلوي زيباي طبيعت در ذهن نقش مي بندد. در اين تنكه كه امكانات اوليه اقامت موقت گردشگران مهيا شده در فاصله 8 كيلومتري شمال شرق شهر ياسوج در مسير جاده ياسوج به اقليد واقع شده است.
تنگ گنجه اي
داراي جاده دسترسي آسفالته اصلي مي باشد وفصول بهار وتابستان بهترين زمان استقبال از گردشگران عزيز در اين مكان مي باشد دردره اي ميان كوههاي سر به فلك كشيده وپوشيده از جنگلهاي تنومند بلوط وچنار كه دره اي زيبا وسحر انگيز از خلقت بي انتهاي پروردگار نقاشي كرده قرار گرفته است كه آواز خوش پرندگان همراه شرشر جريان رودخانه وهواي لطيف وخنك آرامش بخش روح انسان مي باشد در اين جاذبه هاي بسيار طبيعي كه اردوگاه تفريحي وامكانات اقامتي كوتاه مدت مهيا شده است در فصول بهار وتابستان جاذبه خاص خود را دارا بوده ودر فاصله 16 كيلومتري شمال شهر ياسوج در مسير جاده ياسوج به سي سخت واقع شده است.
تنگ تا مرادي
اين تنگ در 50 كيلومتري غرب ياسوج در مسير جاده دهستان سپيدار واقع شده است وداراي آبشاري زيبا وحوضچه هاي فراوان وخزه هاي زيبا مي باشد. همچنين داراي اشكفتي است كه آب از بالايي آن به پايين سرازير مي شود ومنظره اي بسيار زيبا مي آفريند. بهترين فصل بازديد گردشگران عزيز از ابتداي بهار وتابستان است.
دهكده توريستي كريك
اين دهكده در فاصله 25 كيلومتري شهر ياسوج واقع شد ه است بافت دهكده بسيار قديمي بوده و خانه ها به صورت پلكاني و به طوريكه حياط هر خانه پشت بام خانه ديگر محسوب مي شود واقع گرديده است اين روستا داراي آب و هواي بسيار مطبوع و خنك بوده و چشمه هاي متعددي در روستا جاري است .
تنگه دو آب مهريان
اين تنگه در 5 كيلومتري شهر ياسوج در دره اي با درختان چنار و پوشش گياهي و جنگلي درختان بلوط ، بنه ، گردو ، زالزالك بسيار زيبا و در مسير عبور رودخانه اي كه در تمامي ماهها سال داراي آب فراوان ميباشد .


آرامگاه ها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان ياسوج

امامزاده شاه قاسم
در 15 كيلو متري شمال غرب ياسوج در آبادي گوشه بقعه ساده گلين وروستايي وجود دارد ، در اطراف اين امامزاده درختان ميوه مشاهده مي شود هر ساله تعداد زيادي زائر از اين امامزداده ديدن ميكنند .


پلها و بند ها درشهرستان ياسوج

سد شاه قاسم
يكي از سدهاي خاكي منطقه جنوب شرقي ايران است اين سد خاكي در 15 كيلو متر جنوب شهر ياسوج واقع شد ه و محل مناسبي براي قايقراني و ورزشهاي آبي است .

+ نوشته شده توسط حسین فاضل زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 3:2 |


Powered By
BLOGFA.COM